• محسن: سلام إستاد. ممنون برای نوشتن و به اشتراک گذاشتن مطلب. مفید و تأثیرگذار هست.

رویکرد ضعف‌محور و غفلت از نقاط قوت

فرض کنید پسربچه‌ای کارنامه‌اش را از مدرسه دریافت کرده، به خانه می‌آورد. همۀ نمره‌های او متوسط (مثلا ۱۵) اما در درس انشاء نمره عالی (مثلا ۱۹) و در درس ریاضی نمره ضعیف (مثلا ۱۱) گرفته است. این دو درس توجه والدین را به خود جلب می‌کند. والدین به خاطر می‌آورند که او همیشه در ریاضی مشکل داشته و بیشتر وقتش را هم صرف تقویت این درس کرده است. اما در درس انشاء بدون هیچ تلاشی همیشه نمره عالی گرفته است. فکر می‌کنید والدین با دیدن کارنامه او چه عکس‌العملی نشان خواهند داد؟ آیا آن‌ها به درس انشاء بیشتر توجه خواهند کرد یا ریاضی؟ بیائید دو حالت فرضی را بررسی کنیم:

عکس‌العمل اول: پسرم! ریاضی‌ات ضعیفه. باید روی ریاضی بیشتر کارکنی. (تاکید بر نقطه ضعف)

عکس‌العمل دوم: پسرم! انشای تو عالیه. تو می‌تونی نویسنده یا شاعر بزرگی بشی. (تاکید بر نقطه قوت)

به نظر شما کدام احتمال بیشتر است؟

به دلایلی که در ادامه بیشتر توضیح خواهیم داد، اکثر آدمها بر نقاط ضعف خود و دیگران بیشتر توجه می‌کنند تا نقاط قوت. همچنین فکر می‌کنند که نقاط ضعف را می‌توان با تمرین و آموزش به نقاط قوت تبدیل کرد. اما واقعیت این است که به دلایل فیزیولوژیک و عصب‌شناختی که بعدا توضیح می‌دهیم، نقاط ضعف با هر مقدار کار و تمرین، به نقاط قوت تبدیل نخواهد شد. اما نقاط قوت با اندکی تمرین و آموزش به طور جهشی توسعه خواهد یافت.

حالا ببینیم که با هر عکس‌العمل چه اتفاقی در درون کودک می‌افتد و او به چه باوری در مورد خود می‌رسد:

حالت اول: ریاضی من ضعیف است. من باهوش و زرنگ نیستم. من هیچ چی نمی‌شم.

حالت دوم: انشای من عالی است. من آدم باهوش و خلاقی هستم. می‌توانم یک نویسنده بزرگ بشم.

این فقط یک مثال بود تا نشان دهیم اولا ما اکثر اوقات روی ضعف‌ها تمرکز می‌کنیم و سعی می‌کنیم آنها را به نقاط قوت تبدیل کنیم و ثانیا کمتر برای تقویت و توسعه نقاط قوت وقت می‌گذاریم.

این رویکردی است که به تمام عرصه‌های زندگی ما بسط می‌یابد و ریشه‌ای تاریخی دارد. کلاً نگاه به بشر بیشتر متمرکز بر پتانسیل‌های منفی او بوده تا بر شئون متعالی وجود او. در زندگی روزمره نیز همواره در مواجهه با قوت‌ها و ضعف‌ها در عملکردمان، توجه بیشتری به نقاط ضعف می‌شود و به‌جای تمرکز بر نقاط قوت، سعی می‌کنیم نقاط ضعف را برطرف و به نقاط قوت تبدیل کنیم. ولی آیا نقاط ضعف کاملاً رفع و تبدیل به نقطه قوت می‌شود؟ همان‌طور که گفتیم به دلایل عصب‌شناختی عموما چنین اتفاقی نمی‌افتد. در بهترین حالت، نقاط ضعف تا حدودی بهبود می‌یابد و با عدم توجه دوباره به سطح قبلی برمی‌گردد.

برگرفته از کتاب “خودنبوغ‌شناسی: چگونه نبوغ ذاتی خود را کشف و شکوفا کنیم؟” نوشته موسی توماج

 

5 Comments

  1. سلام من بسیار خوشحالم که در کشورمان سایت بسیار خوب مثل شما را دارم و از مدیر و کار گروه شما بسیار ممنونم که به فکر ارتقاء فرهنگ مردم می باشید خدا قوت پهلوانان فرهنگی

    • پیمان گرامی
      سلام
      ممنون از توجه و تشویق شما
      وجود همراهانی چون جنابعالی که ارزش و اهمیت کار فرهنگی را تشخیص می دهید مایه افتخار و دلگرمی ماست و برای تداوم و ارتقاء کیفیت کار به ما انرژی و انگیزه مضاعف می‌بخشد
      با ما همراه باشید

  2. خیلی ممنون از مطالب مفید وتاثیر گذارتون

  3. با عرض سلام خدمت شما دوست گرامی
    مطلب شما عالی بود و آموزنده اتفاقا من هم دقیقا همین برخورد رو داشتم که با خواندن این مقاله شما ، آگاه شدم . در پناه حق سلامت و شاد وثرتمند باشید .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

− 4 = 5