• روزِ به راستی غیرعادی روزی است که در آن هیچ چیز غیرعادی رخ ندهد. پِرسی دایاکُنیس

الهیات نبوغ ذاتی

ما از کجا آمده‌ایم؟ این سؤالی آن چنان بنیادی است که بدون توجه به آن هر عملکرد و مقصود بشری ناقص و فاقد اصالت و غایت خواهد بود. این سؤال هم منشأ، هم ماهیت و هم مقصود وجود ما را دربرمی گیرد. برای چنین سوال‌هایی شاید هرگز نتوان پاسخی در حیطۀ زبان و منطق یافت. زبان، بعد از “وجود” می‌آید و در دایرۀ وجود شکل می‌گیرد، بنابراین شاید ابزار مناسبی برای کنکاش دربارۀ حقیقت وجود نباشد. شاید به همین دلیل است که شعرا و عرفا همیشه زبان را ابزاری بسیار محدود برای اظهار تجارب وجودی خود دانسته‌اند. نگارنده، بحث در این زمینه را در حیطۀ صلاحیت خود نمی‌داند بنابراین مطلب را مبتنی بر فرض جهانی غایتمند که توسط خدا یا طبیعت به وجود آمده ادامه می‌دهیم.

در متون دینی آمده که “خدا انسان را به‌صورت خویش آفرید”. از دو لحاظ خلق انسان توسط خدای قادر مطلق ایجاب می‌کند که هر انسانی موجودی منحصربه‌فرد و دارای توان و استعدادی یگانه باشد.

اولاً؛ اگر قرار باشد که هر یک از ما یگانه نباشیم در این صورت به نحوی اصالت خالقیت خدا زیر سؤال می‌رود زیرا خلق کردن یعنی آفریدن چیزی کاملاً نو و بی‌سابقه. اگر بعضی از ما کپی بعضی دیگر بود در این صورت صفت خالقیت خدا با مشکل مواجه می‌شد. درست است که ما انسان‌ها به مثابه یک نوع همه به هم شبیه هستیم اما هیچ یک دقیقاً عین یکدیگر نیستیم. این واقعیت حتی در مورد دو قولوهای همسان هم صدق می‌کند. آنها کپی همدیگر نیستند. بنابراین هر موجودی از جمادات تا انسان هر یک موجودی یگانه و منحصربه‌فرد است.

دوما؛ اینکه ویژگی بارز خدا خالقیت اوست. پس اگر انسان را به‌صورت خویش آفریده باشد باید به او این ویژگی خالقیت را عطا کرده باشد. همین ویژگی خلاقیت بزرگ‌ترین قوه و پتانسیلی است که در وجود بشری یافت می‌شود زیرا این همان بارزترین ویژگی خدایی یعنی خالق بودن است. ما این قوه و توانایی را در وجود انسان “نبوغ ذاتی” نامیدیم. طبق توضیح اول باید نبوغ ذاتی هر انسانی نیز باید یگانه و منحصربه‌فرد باشد. این همان اصل یکتایی نبوغ ذاتی است. پس در وجود هر یک از ما استعداد و توان بالقوه‌ای وجود دارد که فقط و منحصرا به ما اعطا شده است. این نوع نگاه به نبوغ ذاتی، عمق و معنای ویژه‌ای به آن می‌بخشد. این توان بالقوه در صورت شکوفایی از قدرت خلاقیتِ خدایی برخوردار است. ما بارقه‌ای از روح الهی هستیم و نبوغ ذاتی در واقع عطیه‌ای الهی است که روح ما با شکوفایی آن هرچه بیشتر الوهیت خود را آشکار می‌سازد.

توانایی خلاق انسان‌ها، تصویر خداست.

مری دالی

چیکسنت مِهی، روانشناس ایتالیایی، در کتابش با عنوان خلاقیت می‌نویسد:

حداقل به دو دلیل، خلاقیت منبع اول ارزش در زندگی ماست. اول اینکه اکثر چیزهایی که جالب، مهم و انسانی هستند در نتیجهٔ خلاقیت به‌دست آمده‌اند. دوم اینکه ۹۸ درصد الگوی ژنتیکی ما با شامپانزه‌ها یکسان است، منهای خلاقیت. بدون وجود خلاقیت، تشخیص میمون از انسان واقعاً دشوار است.

هیچ‌چیز به‌اندازهٔ خلاقیت، به ما سرور، سرزندگی، همدلی، جسارت و توانگری نمی‌بخشد. خلاقیت باارزش‌ترین دارایی است زیرا خالق تمام دارایی‌های جهان است.

 

برگرفته از کتاب “خودنبوغ‌شناسی: چگونه نبوغ ذاتی خود را کشف و شکوفا کنیم؟” نوشته موسی توماج

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 + 5 =