• بزرگ‌ترین حادثه‌ی زندگی، زیستن رؤیاهایت است. – اپرا وینفری

از اطوکشیدن شخصیت خود دست بردارید!

real-selfانسان‌ها یک وجه مشترک دارند: همه متفاوت هستند.

                                                              رابرت زِند

همرنگی با جماعت ممکن است برای خود واقعی ما بسیار گران تمام شود. شوپنهاور، فیلسوف آلمانی، گفته «ما حدود نیمی از شخصیت خود را در راه تلاش برای شباهت به دیگران از دست می‌دهیم». این ادوارد یانگ شاعر قرن هجدهم بود که گفت:

درحالی‌که اصل به دنیا می‌آییم چه می‌شود که رونوشت از دنیا می‌رویم؟

جیمز هیلمن در کتاب رمز روح علت این مسئله را ناشی از غفلت از فردیت در زندگی اجتماعی مدرن می‌داند. او می‌نویسد:

اول‌ ازهمه باید این نکته را روشن کنیم که در الگوی زندگی مدرن طبیعت انسان و تأثیر متقابل ژنتیک و محیط، یک نکته اساسی حذف‌شده و آن فردیت انسان‌ها است، یعنی همان چیزی که شما را می‌سازد و متفاوت از دیگران می‌کند. پذیرفتن این مسئله که ما از برخورد مبهمی میان ژنتیک و نیروهای اجتماعی به وجود آمده‌ایم مثل این است که شأن خود را در حد یک محصول آن عوامل پائین بیاوریم.

از نظر یونگ، روانشناس سویسی، هدف زندگی دستیابی به فردیت است. یعنی به فعل درآوردن توانایی‌های بالقوه. اما همرنگی با جماعت یکی از موانع بسیار بزرگ در راه دستیابی به این هدف است. از این‌روست که آدمی که در پی شکوفایی نبوغ ذاتی است باید بهای طرد شدن و انزوا را بپردازد.

ارزش‌های سنت و اجتماع از همان سنین مدرسه کودک را تحت تأثیر قرار می‌دهد. تأثیری که در اکثر مواقع منجر به دفن خود واقعی ما شده، ما را به شکل یک کپی و رونوشت از انسان مقبول اجتماع درمی‌آورد.

از اطوکشیدن شخصیتتان و صاف کردن چروک‌های آن خودداری کنید. زیرا این کار ممکن است به همرنگ شدن با جماعت منجر شده و در نهایت باعث شود که خود واقعی‌مان را از دست بدهیم.

                                                                                                                                                                        توماس مور

اجتماع می‌خواهد وجوه منفی و غیرعقلانی وجود ما را نفی کرده، از ما یک شهروند خوب بسازد و معمولاً در دستیابی به این هدف موفق است. درحالی‌که به قول توماس مور «منحصربه‌فرد بودن هر انسان به اندازه بخش‌های منطقی و نرمال، از بخش‌های غیرنرمال و ابلهانه شخصیتش نیز تشکیل می‌شود». این بخش‌های منفی، غیرمنطقی و شیطانی وجودمان در روانشناسی یونگ سایه نامیده می‌شوند. رابرت بلای، شاعر و نویسنده، سایه را به یک کوله‌پشتی نامرئی تشبیه می‌کند که هر یک از ما با خود حمل می‌کنیم و در سال‌های رشد، آن ویژگی‌هایی را که مورد پذیرش خویشان، دوستان و اجتماع نیستند در این کوله‌بار می‌ریزیم. این کوله‌بار رفته‌رفته سنگین‌تر شده و خود واقعی ما در زیر فشار آن ضعیف‌تر و ضعیف‌تر می‌شود تا زمانی که کاملاً فراموشش کنیم.

درست است که انسان موجودی اجتماعی است اما اجتماعی بودن به این معنا نیست که همه خود را با معیارهایی مشخص تطبیق دهند. بسیار مهم است بدانیم چه نیازهای روان‌شناختی، ما را به‌سوی دیگران می‌کشاند. اگر عزت نفس سالمی داشته باشیم نسبت به خود احساس خوبی خواهیم داشت و نه تنها از با خود بودن و تنهایی عذاب نمی‌کشیم بلکه آن را به‌عنوان یک حق ضروری برای خود محفوظ خواهیم داشت. تنها بودن برای بسیاری از آدم‌ها عذاب‌آور و حتی ترسناک است. در تنهایی  با خود واقعی‌مان مواجه می‌شویم و این مواجهه ممکن است ما را با حقایق و سوال‌های دشواری روبرو کند که در میان جمع یا موقع سرگرم بودن به رسانه‌ها یا شبکه‌های اجتماعی و هر سرگرمی دیگر به‌راحتی به فراموشی سپرده می‌شوند.

یکی برای یافتن خویش و یکی برای گُم کردن خویش رو به همسایه می‌آورد.

                                                                                                نیچه

هر یک از ما موجودی منحصربه‌فرد هستیم. طبیعت به ما استعدادی خاص خودمان بخشیده و وقتی در پی شکوفایی آن هستیم با ایجاد احساساتی عالی مثل شور و و اشتیاق و لذت و شادی درونی به ما پاداش می‌دهد. اما در صورتی که بخاطر همرنگی با جماعت خود واقعی‌مان را پس زده و سرکوب کنیم، طبیعت با هشدارهایی چون احساس بی معنایی، ناامیدی، افسردگی، دل‌مردگی، فشار عصبی و استرس و انواع بیماری‌های روان‌تنی به ما یادآوری می‌کند که در مسیر تحقق خود واقعی‌مان قرار نداریم و باید راهمان را اصلاح کنیم.

خداوند به شما کمک می‌کند تا آنچه می‌توانید، بشوید، تمام آنچه برای آن سرشته شده‌اید. اما هرگز اجازه نمی‌دهد در قالب شخص دیگری موفق شوید.

                                                                                                                                                                     جویسی مییِر

 

 

3 Comments

  1. بسیار زیبا. به نکات خوبی اشاره کرد. موفق باشید

  2. مطلب زیبایی بود اما یک سوال اینکه چگونه می شود این لایه هایی که بنا به هر دلیلی روی خود اصلیمان کشیده شده است را کنار زد و با خود اصلی روبرو شد؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 54 = 55