• «هیچ‌کس نمی‌تواند بدون اجازه‌ی خودتان، به شما این احساس را بدهد که حقیر هستید.» النور روزولت

هفت مانعی که نمی‌گذارد نبوغ ذاتی خود را شکوفا کنید

obstaclesعنوان این مقاله این پیش‌فرض را در خود دارد که «همه ما دارای نبوغی ذاتی هستیم»، این فرض حقیقت دارد و من در مقاله دیگری دلایل علمی آن را توضیح داده‌ام. هر انسانی با ترکیب منحصربه‌فردی از استعدادها و توانایی‌های درونی به دنیا می‌آید که من آن را نبوغ ذاتی نامیده‌ام. اما نبوغ ذاتی که یک توان بالقوه است به طور خودبخودی بالفعل و شکوفا نمی‌شود. علت این است که با موانع بسیاری روبروست. شناخت این موانع اولین قدم برای غلبه بر آنهاست. عمدۀ این موانع با تأثیر محیط و شرایط بیرونی در درون ما ایجادشده‌اند. این موانع برخی تربیتی، بعضی آموزشی و بسیاری از آن‌ها اجتماعی‌اند و در نهایت به‌صورت  باورهای منفی و موانع روان‌شناختی بروز پیدا می‌کنند.

مانع مدرسه

محیط خانواده یکی از موثرترین عوامل در توسعه یا سرکوب نبوغ ذاتی کودکان است. کودک از همان آغاز با بایدونباید و داوری‌ها و مقایسه‌های بسیاری مواجه می‌شود که هر کدام از آنها ممکن است موانع بزرگی در مسیر شکوفایی استعداد کودکان ایجاد کند. ایجاد یک محیط امن، آرام‌بخش، شاد و حمایتگر در کنار آگاهی والدین از اصول تربیتی و روانشناسی کودکان برای رشد آن‌ها و شکوفایی توانایی‌هایشان تعیین‌کننده است.
عامل مهم دیگر در شکوفایی یا سرکوب استعدادهای کودکان، مدرسه است. این مهم‌ترین مرحله در فرآیند اجتماعی شدن انسان است. بااین‌حال سیستم‌های آموزشی همچنان کاستی‌های خود را دارند. هنوز بسیاری از مهارت‌های اساسی که لازمهٔ زندگی مدرن است به کودکان آموخته نمی‌شود. هنوز بنیان تحصیلات همچنان بر حافظه متکی است نه بر قوهٔ درک و تفکر. همچنین سیستم‌های آموزشی در شناسایی استعدادها و یاری به شکوفایی استعدادهای کودکان بسیار ناتوان هستند. کتاب‌های درسی بسیار خشک و غیرجذاب هستند و از طرف دیگر اکثر معلمان فاقد هنر آموزش و همچنین عشق و انگیزه لازم برای تدریس می‌باشند. با چنین وضعیتی عجیب نیست که اکثر کودکان در طول تحصیل به‌مرور شور و شوق و کنجکاوی ذاتی خود را از دست بدهند.

مانع همرنگی

درحالی‌که اصل به دنیا می‌آییم چه می‌شود که رونوشت از دنیا می‌رویم؟      ادوارد یانگ

از نظر یونگ، روانشناس سوئیسی، هدف زندگی دستیابی به فردیت است. یعنی به فعل درآوردن توانایی‌های بالقوه. اما همرنگی با جماعت یکی از موانع بسیار بزرگ در راه دستیابی به این هدف است. از این‌روست که آدمی که در پی شکوفای نبوغ درونی است باید بهای طرد شدن و انزوا را بپردازد. درست است که انسان موجودی اجتماعی است اما اجتماعی بودن به این معنا نیست که همه خود را با معیارهایی مشخص تطبیق دهند. بسیار مهم است بدانیم چه نیازهای روان‌شناختی، ما را به‌سوی دیگران می‌کشاند. اگر عزت نفس سالمی داشته باشیم نسبت به خود احساس خوبی خواهیم داشت و نه تنها از با خود بودن و تنهایی عذاب نمی‌کشیم بلکه آن را به‌عنوان یک حق ضروری برای خود محفوظ خواهیم داشت. تنها بودن، برای بسیاری از آدم‌ها عذاب‌آور و حتی ترسناک است. در تنهایی ما با خود حقیقی‌مان مواجه می‌شویم و این مواجهه ممکن است ما را با حقایق و سؤال‌های دشواری روبرو کند که در میان جمع یا موقع سرگرم بودن به رسانه‌ها یا شبکه‌های اجتماعی و هر سرگرمی دیگر به‌راحتی به فراموشی سپرده می‌شوند.

عقده یونس

فاجعهٔ زندگی هر کس، محدود بودن به یک استعداد نیست، بلکه شکست خوردن در استفاده از همان یک استعداد است.
ادگار دبلیو ورک
یونسِ پیامبر که در انجیل و قرآن نیز از او یاد شده است یک بازرگان کم‌جرئت بود که در مقابل درخواست خداوند برای اجرای یک مأموریت مهم، مقاومت کرد، عقده یونس به «ترس از بزرگی» یا رویگردانی از سرنوشت واقعی اشاره دارد.
مازلو اعتقاد داشت که ما همان طور که از بدترین ویژگی‌های خود وحشت داریم از بهترین ویژگی‌هایمان هم می‌ترسیم. شاید برای ما داشتن یک مأموریت در زندگی خیلی ترسناک باشد به همین دلیل برای ادامه حیات خود به انجام یک سری مشاغل عادی روی می‌آوریم و دنبال یک سری اهداف عادی می‌رویم. همه ما لحظاتی را تجربه کرده‌ایم که طی این لحظات متوجه توانایی‌های واقعی‌مان شده‌ایم. مازلو در این زمینه می‌نویسد: «ولی همزمان با اینکه این توانایی‌ها را در خود می‌بینیم از روی ضعف، حیرت و ترس به لرزه می‌افتیم.» ترس از پیگیری و تحقق نبوغ ذاتی‌مان و کار کردن در حد کفایت، دستورالعمل یک زندگی عمیقاً غمبار است زیرا اگر این روش را انتخاب کنیم از همۀ ظرفیت‌ها و فرصت‌ها کناره‌گیری می‌کنیم.

مانع عادت

انسان موجودی است که به همه‌چیز عادت می‌کند.
داستایوسکی
با فرآیند رشد و تحت تأثیر تجارب، ژنتیک و محیط، الگوها و عادت‌های فکری و رفتاری در ما شکل می‌گیرد. به‌ویژه عادت‌های فکری و باورهای تثبیت‌شده می‌توانند مانعی برای تغییر در جهت شکوفایی استعدادهایمان محسوب شوند. یک عادت می‌تواند برای ما حکم خدمتکاری عالی یا اربابی بی‌رحم را داشته باشد. عادات مفید هستند درصورتی‌که در جهت اهداف ما باشند. اما عادت‌هایی که به شکل ناخودآگاه شکل‌گرفته‌اند باید مورد بازبینی قرار گیرند تا مشخص شود که آیا متناسب با اهداف متعالی ما هستند یا نه. نحوه تفکر و نگرشی که به شکل یک عادت در ما تثبیت‌شده ممکن است وسعت دید ما را محدود کرده، مانع خلاقیت شود. برای پرورش نبوغ ذاتی‌مان ضروری است اجازه ندهیم که آنچه توسط محیط به ما القاء شده، ما را در اسارت خود نگاه دارد. وقتی همواره از روی عادت رفتار کنیم در واقع تفاوت چندانی با یک ربات نخواهیم داشت. به چالش کشیدن عادت‌ها و فراتر رفتن از آنها است که وجه خلاقۀ وجود انسانی ما را می‌سازد.

مانع مقاومت

برای شروع و انجام هر عمل خلاقانه‌ای همواره با موانع درونی روبرو خواهیم بود. پذیرفتن یک باور جدید یا انجام یک کار جدید ذهن ما را با نوعی عامل مبهم و ناشناخته مواجه می‌کند. بزرگ‌ترین وظیفه ذهن حفظ بقای ماست و هر عامل ناشناخته را عامل تهدید بقای ما می‌داند. این کارکرد طبیعی ذهن است و برای زنده ماندن ما ضروری است. مشکل وقتی پیش می‌آید که ذهن آن را به تمام تغییرات بسط می‌دهد و در برابر تغییرات مثبت نیز مقاومت می‌کند. مهم‌ترین مرحلۀ انجام یک کار شروع آن است. بدیهی است تا وقتی کاری شروع نشود هرگز انجام نخواهد شد و به پایان هم نخواهد رسید. اما این مشکل‌ترین مرحله نیز هست. مقاومت دقیقاً در همین نقطه یقۀ ما را می‌گیرد و از هیچ ترفندی برای عقب راندن ما صرف‌نظر نمی‌کند. استیون پرسفیلد، در کتاب نبرد هنرمند، مقاومت را «مسموم‌ترین نیروی روی زمین می‌داند که بیشتر از فقر و بیماری و اختلالات جسمی ریشۀ بدبختی است زیرا تن دادن به مقاومت، روح را از شکل می‌اندازد. ما را از رشد بازمی‌دارد و از آنچه هستیم و به دنیا آمده‌ایم تا باشیم کوچک‌تر می‌کند.»

مانع خودتخریبی

گاهی ما بزرگ‌ترین دشمن خویشتنیم و دائما در حال گستردن دام‌هایی هستیم که در نهایت خود در آنها گرفتار می‌شویم. خودتخریبی یکی از این دام‌ها است. خودتخریب‌گرها معمولاً انسان‌های بسیار مستعدی هستند اما فقط بخش کوچکی از قوای خود را در جهت فعالیت های سازنده به‌کار می‌گیرند. قسمت عمده توان آنها صرف خنثی کردن فعالیت‌های از پیش برنامه‌ریزی‌شده و در نهایت آماده ساختن خود برای روبرو شدن با شکست می‌شود. عنصر مشترک در تمام الگوهای خودتخریبی این است که «فرد به انجام کاری مبادرت می ورزد که برای خودش زیان‌آور است». خودتخریبی در واقع نوعی بروز منفی نبوغ ذاتی است.

مانع کمال‌گرایی

کمال‌گرایی نیز می‌تواند یکی از اشکال خودتخریبی باشد. نقاشی که چند ماده رنگی را باهم ترکیب می‌کند اما به دلیل عدم رضایت از ترکیب رنگ به‌دست آمده بارها و بارها به این کار ادامه می‌دهد و هیچ کار دیگری انجام نمی‌دهد. نویسنده‌ای که پشت سرهم صفحات یک دست‌نوشته را پاره می‌کند و تا ابد «کارش را دوباره آغاز می کند». کمال‌گرایی آنها به‌تدریج تمام انرژی و اراده‌شان را سست می‌کند. همیشه کارها به تعویق می‌افتد. کمال‌گرایی باعث می‌شود که هرگز نتوانید یک فعالیت خلاقانه را به اتمام برسانیم.

10 Comments

  1. باسلام . متن فوق العاده ای بود مختصر ولی بسیار کلیدی تمام این هفت مانع رو کاملا در خودم درک کردم که تا قبل از این نمیشناختمشون…
    واااااقعا ممنون…

    • زهرا گرامی
      از اینکه این نوشته برای شما جالب و مفید بوده است خوشحالیم
      با آرزوی موفقیت هرچه بیشتر برای شما
      با ما همراه باشید

  2. واقعا عالی بود.
    من از خدا برا این مطلبی که در اختیارمون قرار دادین کلی خیر رو براتون دعا می کنم.
    عقده یونس و مقاومت برا من هستن که دارم روشون کار می کنم

    • zhale گرامی
      خوشحالیم از اینکه این مقاله برای شما مفید بوده است
      این مطلب برگرفته از کتاب “خودنبوغ شناسی: چگونه نبوغ ذاتی خود را کشف و شکوفا کنیم؟” می باشد که در سایت موجود است و می توانید استفاده نمایید
      با آرزوی خودشکوفایی بیشتر برای شما

  3. باسلام
    متن بسیار زیبا بود و بزرگترین دامی که اکثر انسانها از آن بی خبر همان مقاومتها هستند که اگر بدانیم چگونه به مقاومتهایی که در موقعه تغییر عادتها و باورهایمان سر را قرار می گیرند برخورد کینم معجزه می کند چون من به شخصه انجام دادم و از مقاله یا بسیار زیباتون متشکر من از طرفدار بسیار مشتاق سایتتان هستم

    • w27m800 گرامی
      سلام همراه عزیز سایت زندگی رویایی
      بسیار خوشحالیم که این نوشته مورد توجه شما واقع شده و برایتان مفید بوده است. سعی ما این است که با ارائه آنچه که در آموزش‌های مرسوم، مغفول واقع شده با توسعه خودشناسی، به رشد و خودشکوفایی بیشتر خودمان و سایرین یاری رسانیم. از اینکه دوستانی علاقمند و آگاه چون شما همراهمان هستند بر خود می‌بالیم.
      با آرزوی موفقیت روزافزون برای شما دوست عزیز

  4. توی ایران بچها خیلی از استعدادشون سرکوب میشوند
    یکی میخواد بشه خلبان یکی مکانیک یکی روحانی یکی کشاورز یکی…….
    ولی پدرومادر میگن باید دکتر یا مهندس بشی پدرومادر من هر راهی رو برای زور فرستادن من به رشته پزشکی میروند ولی چون علاقه و استعداد ندارم زمین خواهم خورد
    توی ایران این باور غلط رو داریم که بچه باید به زور بره پزشک بشه یا مهندس و اگه اسم رشته دیگه ای رو بیاره سرکوب و تحقیر میشه
    برای این سیستم اموزشی متاسفم
    هرچی زودتر نشر بدید توی سایتتون

  5. با سلام استاد گرامی
    مطالبتون عالی مفید و بینظیر هس ب خاطر زحمات فراوانتون سپاسگذارم
    استاد من ماهها با جدییت ب دنبال نبوغ ذاتیم بودم و مواردی هم پیدا کردم من در کودکی بسیار ب اختراع کردن علاقه داشتم و حتی ایدههای بینظیری برای اختراع دارم ب اموزش دادن بیش از حد علاقه داشتم و تقریبا هر چیز کوچیکی یاد میگرفتم ب دیگران اموزشش میدادم و در ووقتی حدود چهارده سالم بود ب پزشکی ارتوپد بسیار علاقه پیدا کردم و اشتیاق زیادی هم داشتم و از انجایی دختر بسیار خیالپردازی بودم ب نویسندگی هم علاقه پیدا کرده بودم و جدیدا ب سخنرانی کردن علاقه پیدا کردم مشکلم اینجاس که حالا که اینهارو در خودم پیدا کردم دقیق نمیدونم باید کدوم یکی از اینهارو ادامه بدم و همینطوری گیج موندم و البته در کارهای هنری هم عالی عمل میکنم و استاد راستش من دیگه اون اشتیاق و علاقه دوران کودکی رو نسبت به این مواردی که گفتم ندارم و حتی در اینکه این مواردها نبوغ من باشن شک دارم
    استاد من الان باید چیکار کنم؟

    • موسی توماج ایری

      سلام دوست عزیز
      راهش ساده و در حال دشواره: یکی یکی امتحانشون کنید
      اگر لذتبخش بود ادامه بدید
      همین
      سخت نگیرید

  6. با سلام
    چشم استاد حتما طبق گفته شما عمل میکنم.
    متشکرم استاد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *