• «هیچ‌کس نمی‌تواند بدون اجازه‌ی خودتان، به شما این احساس را بدهد که حقیر هستید.» النور روزولت

میل جنسی و نقش آن در موفقیت

میل جنسی همواره به عنوان یکی از تابوها به پستو رانده شده و در مورد جوانب مختلف اهمیت و تاثیرات آن در زندگی کمتر صحبت شده است. این محدودیت هرچند ممکن است در حال حاضر در فرهنگ غرب کمتر باشد اما خطوط قرمز تاریخی در این مورد در همه جا آن قدر پررنگ بوده که خیلی کم در مورد اهمیت و نقش میل جنسی در جوانب مختلف حیات انسانی بحث شده است.

سکس و عشق

در همین ابتدا باید اشاره کنم که منظور ما در اینجا آن میل جنسی است که منتج از یک عشق باشد. بنابراین صرف وجود و ابزار میل جنسی نه تنها نمی‌تواند موفقیت و دستاورد خاصی را برای کسی رقم بزند بلکه در حالت افراطی آن ممکن است باعث سقوط و شکست افراد شود. در اینجا منظور ما بیشتر ارتقا دادن میل جنسی و وجوه متعالی‌تر میل جنسی یا همان تعبیر تصعید است که فروید به کار می‌برد.

تبدیل نیروی جنسی به انواع مختلف نیروها از جمله خلاقیت تصعید جنسی خوانده می‌شود. به گفته فروید، تصعید یا پالایش sublimation به معنای تغییر جهت انگیزش‌های جنسی از ارضای اولیه از طریق رابطه جنسی به سایر اشکال ارضاء است که با نیازهای جامعه انطباق دارند. به بیان دیگر، تصعید راهی است برای آنکه انگیزش‌های جنسی از ‌راه‌هایی که از نظر اجتماعی مورد تایید هستند، ارضاء شوند.

استحالۀ میل جنسی

همان طور که در مقاله زندگی پیامبر اسلام؛ الهامبخش پرفروشترین کتاب کسب و کار جهان آورده‌ام کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید شاهکاری است بی‌نظیر که عصاره تحقیقات یک محقق مشتاق و شیفتۀ قدرت‌های درونی انسان به نام ناپلئون هیل می‌باشد.

ناپلئون هیل فصل یازده کتاب بیندیشید و ثرتمند شوید را دقیقا به این موضوع اختصاص داده و عنوان این فصل را راز استحالۀ میل جنسی گذاشته است.

هیل معتقد است که برای رسیدن به این استحاله کافیست که ذهن را از اندیشه‌های فیزیکی به افکاری با ماهیت دیگر تبدیل کنیم.

میل جنسی قویترین میل موجود در انسان است و کسی که تحت تاثیر آن قرار می‌گیرد از نیروی تصور و تخیل فراوان برخوردار می‌شود. شجاعت، قدرت اراده، مداومت و خلاقیتی پیدا می‌کند که در سایر اوقات وجود خارجی ندارند.

میل جنسی در انسان به اندازه‌ای قدرتمند است که شخص به خاطر آن شهرت و اعتبار خود را به خطر می‌اندازد و حتی جانش را در معرض خطر قرار می‌دهد. وقتی از این میل جنسی به درستی استفاده شود تحت تاثیر تصور و تخیل و شجاعت ناشی از آن، ادبیات، هنر و پول و ثروت صورت خارجی پیدا می‌کند.

استحالۀ میل جنسی مطمئنا مستلزم اعمال قدرت اراده است اما پاداش دریافتی به تلاش آن می‌ارزد. میل ابراز جنسی درونی و طبیعی است. این میل را هرگز نباید سرکوب کرد و از بین برد. به جای آن باید راه عبوری به آن داد که در خدمت جسم، ذهن و روحیۀ انسان قرار گیرد. اگر این اجازه عبور به آن داده نشود، کانال‌های صرفا فیزیکی پیدا می‌کند.

رابطه موفقیت با میل جنسی متعالی

ناپلئون هیل معتقد است که به راستی کسی که می‌تواند از میل جنسی به گونه‌ای خلاق استفاده کند انسان خوشبختی است. بررسی‌ها دو حقیقت را در این زمینه نشان داده‌اند:

  1. انسان‌های موفق از طبیعت جنسی متعالی برخوردارند. به عبارت دیگر آنها هنر تبدیل میل جنسی را آموخته‌اند.
  2. مردان موفق در ادبیات، صنعت، هنر و سایر حرفه‌ها تحت تاثیر نفوذ یک زن قرار داشته‌اند.

بررسی‌هایی که به این نتیجه رسیده‌اند قدمتی دوهزار ساله دارند. در طول تاریخ شاهد آن بوده‌ایم که زنان و مردان بسیار موفق، انگیزه‌های جنسی قوی داشته‌اند.

احساس جنسی نیرویی مقاومت‌ناپذیر است. انسان تحت تاثیر این نیرو به اَبرنیرویی برای اقدام کردن مجهز می‌شود. اگر معنای این عبارت را درک کنید می‌بینید که تبدیل و استحالۀ جنسی راز توانایی و خلاقیت است.

صفحات تاریخ انباشته از ماجرای رهبران بزرگی است که پیشرفت‌های آنها را می‌توان به نفوذ زنانی نسبت داد که ذهن خلاق آنها را به کمک تحریک انگیزه جنسی فعال کردند. ناپلئون بناپارت از جمله این اشخاص بود. وقتی تحت تاثیر نخستین همسر خود یعنی ژوزفین قرار داشت غیرقابل مقاومت و آسیب‌ناپذیر بود. وقتی ژوزفین از زندگی ناپلئون بیرون رفت، راه سقوط ناپلئون هموار شد. دیری نگذشت که شکست سن‌هلن را تحمل کرد.

نیروی جنسی انرژی خلاق همۀ نوابغ است. البته منظور این نیست که همه کسانی که زندگی جنسی موفق داشته‌اند در شمار نوابغ قرار دارند. انسان زمانی به مرحلۀ نبوغ می‌رسد که بتواند ذهن خود را به کمک نیروهای موجود خود و به کمک ذهنی خلاق مورد استفاده قرار دهد. در این میان از جمله محرک‌های مهم نیروی جنسی است.

علت اینکه اغلب اشخاص موفق قبل از ۴۰ یا ۵۰ سالگی به این مهم نرسیده‌اند این است که اغلب قبل از این سن و سال متوجه نمی‌شوند که نیروی جنسی می‌تواند در شکل و شمایلی غیرفیزیکی متجلی گردد.

عشق، تخیل و میل جنسی

عشق، تخیل و نیروی جنسی جملگی احساساتی هستند که می‌توانند انسان را به بالاترین موفقیت‌ها سوق دهند. هر کسی که تحت تاثیر عشق واقعی متحول شده باشد این را می‌داند که بر ذهن انسان اثری پردوام باقی ‌می‌گذارد. اثر عشق پایا و پردوام است زیرا عشق طبیعتی معنوی و روحانی دارد. عشق موضوعی معنوی است و حال آنکه احساس جنسی زیستی و بیولوژیکی است.

بدون شک، عشق بزرگترین تجربه زندگی است که انسان را با فراست بی‌انتها پیوند می‌دهد. وقتی عشق با احساس جنسی درهم می‌آمیزد خلاق می‌شود. احساس عشق و میل جنسی و تخیل مثلثی هستند که در موفقیت اشخاص نقشی بزرگ ایفا می‌کند. وقتی احساس تخیل به احساس عشق و نیروی جنسی اضافه می‌شود موانع میان ذهن محدود به انسان و فراست بی‌انتها از بین می‌رود و معجزات بزرگی اتفاق می‌افتد.


همچنین بخوانید:

لطفا از سر راه موفقیت خود کنار بروید!

درجۀ اشتیاق شما برای موفقیت چقدر است؟



9 Comments

  1. انعام الله جاوید

    خیلی عالی نوشتید !
    اما ازنگاه دین مقدس اسلام دور است .

  2. از دیدگاه دین اسلام نیز ازدواج باعث افزایش ثروت فراوان ی روزی است

  3. ببخشیداینومیگم ولی شماهیچکاری نکردیدفقط زحمت کشیدی یه قسمتایی ازفصل۱۱بیندیشیدوثروتمندشویدروcopy paste کردی خب یه کمم خودت بهش اضافه میکردی وتوضیح میدادی

  4. اخه من خودم این کتابوخوندم وزیادنتونستم بفهمم مخصوصااااا این فصلشواگه میشه درموردش توضیح بدیداینکه چطوری نیروی جنسی رو به قدرت دیگه ای تبدیل کنین اگه مقاله ای دراین موردبزاریدیاخودتون جواب بدیدممنون میشم

    • موسی توماج ایری

      سلام بر شما دوست جنگجوی عزیز!
      من خودم در مقاله به مرجع مطلب اشاره کردم. بیشتر مطالبی که می نویسم از کتابها و مطالبی است که مطالعه کرده ام و تقریبا هیچکدام کشف یا اختراع خودم نیست. با این معیار همه مطالبی که می نویسم به نحوی کپی پیست و به طور دقیقتر تایپ پیست است. مهم برای من محتوای مطلب است و اینکه با امانت داری و اشاره به مرجع همراه باشد.
      در ابتدای مقاله در چیستی استحاله یا تصعید جنسی اشاره کرده ام که «به گفته فروید، تصعید یا پالایش sublimation به معنای تغییر جهت انگیزش‌های جنسی از ارضای اولیه از طریق رابطه جنسی به سایر اشکال ارضاء است که با نیازهای جامعه انطباق دارند. به بیان دیگر، تصعید راهی است برای آنکه انگیزش‌های جنسی از ‌راه‌هایی که از نظر اجتماعی مورد تایید هستند، ارضاء شوند.» بنابراین برای مطالعه بیشتر می توانید به منابع روانشناسی مرتبط مراجعه کنید.
      اخیرا کتابی دیدم با نام “خلاقیت: روانشناسی کشف و اختراع» نوشته روانشناس معروف در زمینه خلاقیت و تجربه های خوشایند، میهای چیکسنت میهای (انتشارات مازیار، ۱۳۹۵) که به زندگی حدود ۱۰۰ نفر از انسان های بسیار خلاق در قید حیات با دستاوردهای قابل توجه در علم، فناوری، هنر، سیاست و … پرداخته است. در این بررسی که مابین سال های ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۵ انجام شده در بخشی با عنوان “همسران پشتیبان” به این موضوع پرداخته شده است که قسمتی از آن را عینا تایپ پیست می کنم:
      «افراد در نمونه ما، به طور کلی، روابط زناشویی رضایتبخش و پایداری داشتند. بعضی از هنرمندان در ابتدای جوانی زندگی جنسی متنوع و پرشور و حرارتی داشته اند، اما بیشتر آنها زود ازدواج کرده اند و برای سی، چهل، یا بیشتر از پنجاه سال با همسرانشان زندگی کرده اند… نویسندگان زندگی رمانتیک آتشین خودشان در جوانی را توصیف کرده اند، اما سرانجام همه آنها در شادمانی زندگی خانوادگی آرام گرفته اند. اما اکثریت با الگوی جنسی آرامتری سازگار بوده اند. بررسی های اخیر نشان می دهد مقدار هوسرانی، خیانت در ازدواج و تجربه های جنسی بسیار کمتر از آن چیزی است که تخمین های اولیه نشان می دادند… در نمونۀ ما، زن های متاهل هم احساس می کردند شوهرانشان آنها را آزاد گذاشته اند تا روی کارشان تمرکز کنند… این گزارش ها از روابط افراد خلاق چنان متفاوت اند که هیچ نکته ای را اثبات نمی کنند اما می توانند یک عقیدۀ متداول بین مردم را ابطال کنند؛ این عقیده که افراد دارای دستاوردهای خلاقانۀ برجسته در پیوندهای انسانی شان به طرزی نامعمول بی بندوبار و هوس باز هستند. در واقع، به نظر می رسد خلاف این گزاره به حقیقت نزدیک تر است: این افراد آگاه اند که یک رابطۀ بادوام انحصاری، بهترین محافظ برای آرامش ذهن است که آنها برای تمرکز روی کار خلاقشان به آن نیاز دارند. و اگر خوش اقبال باشند، شریکی پیدا می کنند که این نیاز را برآورده می کند.» (صص ۱۹۸-۲۰۴)

      تجربه شخصی (به عنوان یک مرد) و آموخته های من نشان می دهد که عشق قدرت خلاقی است که معمولا بر مبنای جاذبه های جنسی شکل می گیرد اما علاوه بر ابراز جسمانی قادر است آرامش و قدرت انگیزشی فوق العاده ای به انسان ببخشد که بتواند در عرصه های مختلف زندگی به دستاوردهای بزرگی دست یابد. لازمه آن یافتن شخص مناسب و ازدواج مبتنی بر عشق است. برعکس بسیاری از تبلیغات عوامفریبانه ازدواج اصلا آسان و به سادگی آب خوردن نیست. بیشتر ازدواج ها نوعی معامله و قرارداد بر مبنای معیارهای اقتصادی و اجتماعی نادرست است که عشق و صمیمیت نقش چندانی در آن ندارد. شاید به همین دلیل آمار طلاق این قدر بالا است. ازدواج صحیح مستلزم شناخت خوبی از خود، دیگری، تمایل جسمی و روحی و مقداری خوش شانسی است. در این صورت به احتمال زیاد استحاله جنسی خودبه خود رخ می دهد. بیشتر بررسی ها از جمله پژوهش بالا نیز موید این حقیقت است. به نظر من تصعید جنسی به مفهوم تبدیل نیروی جنسی نیست بلکه به معنای تعالی آن به عشق است. عشق قدرت کیمیاگری سحرآمیزی دارد. نیروی جنسی فقط جزئی از تجلیات آن است اما بسیار فراتر و وسیع تر از سکس است. عشق مبنا و معنای زندگی است.
      جهان عشق است و دیگر زرق سازی
      همه بازیست الا عشق بازی (نظامی)

      امیدوارم مفید بوده باشد

    • بهترین مرجعی که در کشور وجود داره و روی این موضوع کار میکنه، سایت مس به طلا هست که میتونید رجوع کنید.

  5. مرسی از مطلبتون, ولی متاسفانه بنده با اینکه دو بار این متن رو خوندم ۱۰ درصدش رو متوجه شدم, آیا استحاله نیروی جنسی به این معناست که انسان در روابط جنسی خود افراط نکند چون مایع منی به گفته ی ابوعلی سینا مایع حیات هست و اگر انسان این مایع گرانبها رو از با لذت کوتاه سکس از دست نده در تمام جوانب زندگی اعم از اقتصادی ارتباطاتات هنر و غیره موفقتر عمل میکنه ?
    آیا برداشت بنده درست بود لطفا راهنمایی بفرمایید .
    ممنون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

31 + = 39