• ادبیات صرفا واقعیت را توصیف نمی‌کند، بلکه بدان چیزی می‌افزاید. چیزی را که شایسته‌وبایسته‌ی زندگی روزانه است به آن اضافه می‌کند و با این کار، زندگی ما را که به بیابانی بدل شده، نجات می‌دهد و آبیاری می‌کند. – سی. اس. لوییس

زندگی رویایی و شادی بی‌دلیل

«زندگی رویایی» برای اکثر افراد شاید تفریح در جزایر هاوایی، سفر به دور دنیا، ثروت میلیاردی، همسر ایده‌آل، شغل رویایی‌، شهرت جهانی، ویلایی مشرف به اقیانوس، قصری باشکوه، ماشین آخرین مدل و امثال آن را تداعی کند. هیچ ایرادی بر این خواسته‌ها وارد نیست، هر چند که بازتاب تبلیغات بازرگانی درباره امکاناتی باشد که خرید آنها زندگی شما را رویایی می‌کند. این آرزوها از ذات سیری‌ناپذیر و کمال‌طلب ما ناشی می‌شود. با این حال همه اینها مربوط به داشتن است.

اما آیا خود آنها هدف نهایی است؟

اگر شما خواهان ثروت میلیاردی باشید آیا بودن این مبلغ در حساب بانکی‌تان برای شما کافیست؟ یا شما از آن پول برای برآورده ساختن مقاصدی استفاده خواهید کرد؟ شاید بخواهید این پول آن آزادی را به شما بدهد که مجبور نباشید هر روز صبح برای رفتن به سرِ کاری که جز شکنجه‌ای روحی برای شما نیست، از خواب برخیزید. در این صورت این پول شما را از شرّ یک کارِ اجباری راحت می‌کند. اما بعد چکار می‌کنید؟

بعد از آفتاب گرفتن در جزایر هاوایی، سفر به دور دنیا، تهیه کلکسیون ماشین‌های آخرین مدل و …

آیا می‌توانید تصور کنید که جزایر هاوایی هم پس از مدتی دلتان را بزند؟ و از سفر به دور دنیا خسته شوید؟ و ماشین‌های آخرین مدل دیگر جذابیتی برایتان نداشته باشد؟

یادم هست روزی که پسرم یکی از اسباب‌بازی‌هایی را که عاشقش بود خرید چه هیجان فوق‌العاده‌ای داشت. تمام وقت بیداری‌اش مشغول بازی با آن بود و وقت خواب آن را در کنار خود می‌خواباند. اما پس از مدتی دیدم که آن را هم در سبد اسباب‌بازی‌های بلااستفاده‌اش رها کرده است.

چرا آن شادی و شور و هیجان اولیه پسرم تداوم پیدا نکرد؟ او آن اسباب‌بازی را می‌خواست چون آن را دوست داشت و فکر می‌کرد با داشتن آن شاد خواهد بود. اما شادی او دیری نپایید.

خاصیت تمام اسباب‌بازی‌ها یا همان داشته‌ها یا تملکات همین است. شما وقتی آنها را ندارید آنها را می‌خواهید و تصور می‌کنید با داشتن آنها شاد، خوش و خوشبخت خواهید بود. وقتی آرزوی شما محقق می‌شود شما آن شادی و خوشی را تجربه می‌کنید اما فقط برای مدتی کوتاه.

آیا شما بارها این را در زندگی خود تجربه نکرده‌اید؟

هدف نهایی همه خواسته‌هایتان چیست؟

آیا غرض نهایی شما از داشتن تمام خواسته‌هایتان چیزی جز احساس رضایت و شادمانی است؟

اگر عمق درون خود را بکاوید خواهید دید که خواستۀ نهایی و غایی شما همان احساس رضایت، شادی، خوشی و خوشبختی است.

شادی از کجا می‌آید؟

مارسی شیموف در کتاب شادی بی‌دلیل سه نوع شادی را نام می‌برد.

شادی به دلایل بد

وقتی مردم ناراحت و غمگین هستند سعی می‌کنند با توسل به مواد مخدر، روابط جنسی، قمار، زیاده‌روی در خوردن، نوشیدن، تماشای تلویزیون، وقت‌گذرانی در اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، بدگویی و غیبت از دیگران و بسیاری موارد مشابه به شادی و نشاط برسند. این نوع شادی در واقع بیشتر فرار از غم و غصه از طریق کرخت کردن گیرنده‌های عاطفی با لذت‌های زودگذر است.

شادی به دلایل خوب

منظور مردم از شادی واقعی معمولا همین بخش است که اکثرا در توصیف آنها از زندگی رویایی‌شان بازتاب پیدا می‌کند. داشتن روابط خوب و صمیمانه با دوستان و فامیل، موفقیت در شغل، امنیت و آزادی مالی، خانه و ماشین خوب و امثال آن. این شادی ناشی از خواستن چیزهای سالم مورد خواسته ما در زندگی است.

شاد بودن به دلایل خوب بستگی به شرایط بیرونی زندگی ما دارد. چنانچه این دلایل تغییر کنند یا از بین بروند شادی ما هم با آنها خواهد رفت. جمع‌آوری تجارب شادی‌بخش تضمینی برای شادی پایدار نیست.

شادی بی‌دلیل

شادی بی‌دلیل، حالت و وضعیتی از آرامش و سرور درونی است که به عوامل بیرونی بستگی ندارد. شادی بی‌دلیل‌ یک هیجان زودگذر نیست. در واقع وقتی بدون دلیل شاد هستید، شما می‌توانید هم‌زمان هرگونه هیجانی داشته باشید؛ از جمله غم، ترس، خشم یا رنجش و با این وجود همچنان در درون احساس آرامش و خوشی کنید.

وقتی بدون دلیل شاد هستید، شادی بی‌قید و شرط است. بدان معنی نیست که زندگیتان همواره کامل و بی‌نقص به نظر می‌رسد بلکه صرف‌نظر از اینکه چگونه به نظر برسد شما شاد و سرزنده هستید.

شادی بی‌دلیل در واقع وضعیت طبیعی ماست و عدم وجود آن فقط نشانگر آن است که ما از وضعیت طبیعی خود منحرف شده‌ایم. این شادی چیزی نیست که بخواهیم به دستش آوریم. آن از قبل موجود است و ما با انسداد جریان طبیعی‌اش، آن را درون خود حبس کرده‌ایم.

بیشتر ما این بزرگترین گنج جهان را که به رایگان در درون خود ما قرار دارد فراموش و رها کرده و آن را از بیگانه طلب می‌کنیم.

شادی اگر به خاطر دلیلی باشد، فقط نوع متفاوتی از بدبختی است.          اوپانیشاد


همچنین بخوانید:

موفقیت، برنده شدن و خوشبختی

چگونه بدون جراحی زیبایی خوشبخت باشیم؟


 


3 Comments

  1. با درود به شما جناب آقای توماج عزیز

    معمولا به ندرت پیش می آید که من کامنت بدهم اما این مقاله

    بسیار جالب شما را که خواندم حیفم آمد که پاسخ ندهم…

    متاسفانه این یکی از بزرگترین معضلات کشور ماست که اکثر

    مردم به دنبال شادی زودگذر می باشند در حالی که مطلع

    نیستند که اگر دارای شادی بی دلیل و درونی واقعی باشند

    آن ثروتهای مادی هم خود به خود به طرفشان جذب خواهد

    شد….یعنی بهترینها و به صورت فرصتهای نامحدود…

    شاد باشید.

    • سلام وحید عزیز
      ممنون از اظهار لطف شما
      شما به حقیقت بزرگی پی برده اید و از این بابت به شما تبریک می گویم

      • درود بر شما آقای توماج عزیز

        سپاسگزارم از شما

        باور کنید که این باور درونی ام که برای شما نوشتم بارها و

        بارها و تقریبا هرروز برایم در عالم فیزیکی و مادی هم اتفاق

        می افتد… تا جائی که در انتخاب فرصتهای بوجود آمده و

        مناسبترین آن(موقعیت یا اشخاص)مردد می شوم و …البته

        اگر ریا نباشد یه زمانهائی آرامشی عمیق بر تمام این

        دلمشغولیها غلبه می کند… و آن لحظات حی علی خیر

        العمل اس….مستقیم و بی واسطه و تنها با حضرت عشق

        سخن گفتن و شکری هر چند کوچک از نعمات بزرگ و بی

        انتهای او داشتن

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

− 7 = 2