• کلید واقعی کسب ثروت این است که متوجه شویم در زندگی باید یکی از دو در را انتخاب کنیم: دری که رویش نوشته «آزادی» و دری که رویش نوشته «امنیت». رابرت آلن

رسالت شخصی خود را کشف کنید!

در کتاب خودنبوغ‌شناسی نشان دادیم که هر یک از ما دارای استعداد و نبوغ ذاتی هستیم که با علایق اصیل و شور و شوق ما همسو است. آن کتاب سعی دارد به افراد در جهت کشف نبوغ ذاتی خود یاری رساند. اما کشف نبوغ ذاتی پایان کار نیست. سپس باید این اشتیاق و استعداد را با مقصد و معنای زندگی خود پیوند بزنیم. پیدایش ما بر روی این سیاره اتفاقی نیست بلکه برای مقصودی خاص به دنیا آمده‌ایم. رسالت شخصی نشان‌دهنده همین مقصود و غایت زندگی ماست.

هر یک از ما برای مقصود و معنایی منحصربه‌فرد در این جهان متجلی شده‌ایم. معنا و مقصودی که از آن با عناوینی چون “طرح الهی”، “دارما”، “رسالت شخصی”، “غایت حیات”، “مأموریت زندگی” و … نام برده شده است.

رسالت شخصی با هدف متفاوت است. اهداف جایی است که ما به‌سوی آن حرکت می‌کنیم و وقتی به آن رسیدیم دیگر کار پایان می‌یابد. اما رسالت شخصی چون قطب‌نمایی مسیر و جهت زندگی ما را مشخص می‌کند. رسالت یا غایت، بی‌نهایتی مستمر و مستقل از زمان است که تنها جهت را می‌نمایاند و فقط می‌توان با آن هم‌سو شد. ما اهداف خود را تعیین می‌کنیم ولی رسالت را باید کشف کنیم.

رسالت ما با هدف خلقت و معنای وجودی ما پیوند دارد. جوهر راستین وجود ما معنوی است. ما موجوداتی معنوی هستیم که در قالب جسمانی متجلی شده‌ایم. انسان‌هایی نیستیم که گهگاه تجربه‌های معنوی دارند بلکه برعکس “موجوداتی معنوی هستیم که گهگاه تجربه‌هایی انسانی داریم”. ما اینجا هستیم تا ضمیر برتر یا جوهر معنوی خود را کشف کنیم. باید خودمان دریابیم که خدای درونمان می‌خواهد زاییده شود تا بتوانیم الوهیت درونمان را بیان و عیان کنیم.

درست همان‌گونه که تصویر کامل درخت بلوط در تخم آن وجود دارد، طرح الهی حیات آدمی نیز در ضمیر برتر او نقش بسته است.

فلورانس اسکاول شین

برای کشف رسالت شخصی خود باید در اعماق وجود خود جستجو کنیم و به این سؤال پاسخ دهیم که هدف از خلقت ما چه بوده است و اینک در فرصتی که داریم، قصد ایجاد چه تغییرهایی را داریم و پس از کشف رسالت شخصی آن را در چند سطر بنویسیم.

نوشتن رسالت شخصی باید شامل این موارد باشد:

  • خلاصه باشد
  • واژه‌های مثبت با بار احساسی نیرومند در آن به‌کار رفته باشد
  • گویای این باشد که چه کار می‌خواهید بکنید و چگونه شخصی میل دارید باشید
  • ارتباط شما با دیگران را تعیین کند
  • رفتارتان را در هر روز، هر دقیقه و هر لحظه توجیه کند

باید دقت کنیم که نباید رسالت را با هدف اشتباه بگیریم. هدف آغاز و پایانی دارد درحالی‌که رسالت فرآیند مستمری است که معرف هر لحظه از زندگی ماست. به‌عنوان مثال رسالت نگارنده چنین است:

با عشق و حقیقت‌جویی از طریق نویسندگی، سخنرانی، مشاوره و مربیگری به انسان‌ها امید و انگیزه بدهم و آنها را در جهت خودشناسی، خودشکوفایی و تحقق والاترین رویاهایشان یاری نمایم.

کشف رسالت شخصی بخشی از فرآیند خودشناسی ماست و با عمیق‌تر شدن شناخت ما از خودمان، عمیق‌تر و کامل‌تر خواهد شد.

نمونه‌ای از رسالت افراد مختلف:

  • بدون توسل به خشونت، بی‌عدالتی را از هیچ کس تحمل نخواهم کرد. ماهاتما گاندی
  • آرزو دارم در عرصه حقیقت مطلق استادی توانا و مهربان باشم، و به خود و دیگران کمک کنم تا پیوسته حضور خدا را در زندگی خویش احساس کنیم. کنت بلانکارد، نویسنده کتاب مدیر یک دقیقه
  • الهام‌بخش انسان‌ها باشیم تا برای رسیدن به سرنوشت خود قدرتمند شوند. رابرت آلن
  • از طریق تجارت، هوشیاری بشریت را افزایش دهیم. د. دکورا
  • دنیا را به مکانی بهتر از آنچه برای زندگی اسب‌ها و انسان‌ها یافتم، تبدیل کنیم. مانتی رابرتز

با کشف رسالت شخصی، کار عاشقانه ما با توانایی‌ها و نبوغ ذاتی‌مان در راستای ارزش‌ها و معنای حقیقی زندگی‌مان همسو می‌شوند. رسالت شخصی، مثل قطب‌نمایی، مسیر هر لحظۀ زندگی ما را برای شکوفایی نبوغ ذاتی و انجام کار عاشقانه‌مان نشان می‌دهد. کار عاشقانه و نبوغ ذاتی در واقع ابزار و نیروی به انجام رساندن رسالت شخصی ماست. باید از خود بپرسیم که قرار بوده با این استعداد ویژه که آمیخته به عشق و اشتیاق است چه غایت و مقصودی را دنبال کنیم. دیپاک چوپرا می‌نویسد:

هر انسانی دارای استعدادی بی‌همتاست. کاری هست و شیوه یکتایی که شما بهتر از هر کس دیگر در کل این سیاره به انجام آن قادر هستید.

رسالت شخصی کار عاشقانه ما را با ارائه ارزش یا خدمتی به جهان مرتبط می‌سازد. معمولاً چنین است که با پیوند زدن نبوغ ذاتی خود با خدمت به بشریت، در جهت رسالت خود گام برمی‌داریم و آن را تحقق می‌بخشیم.

خوشبختی حقیقی این است: زندگی برای هدفی باشکوه.                  جورج برنارد شاو، نمایشنامه نویس

وقتی رسالت شخصی خود را کشف کنیم و  با انجام کار عاشقانه‌مان که نبوغ ذاتی ما را بکار می‌گیرد در جهت ارائه خدمت و ارزشی به جهان گام برداریم، لذت، اشتیاق، معناداری و ثروت سرشار، برکت و فراوانی را  تجربه می‌کنیم.

سؤالات خود در رابطه با کشف رسالت شخصی را می‌توانید در بخش مشاوره رایگان سایت زندگی رویایی مطرح کنید.

**************

آیا این مقاله برای شما مفید بود؟

آیا در جهت کشف رسالت شخصی برای شما الهامبخش بود؟

در همین صفحه نظر خود را با ما و سایر اعضای سایت در میان بگذارید.


همچنین بخوانید:

کار سخت و کار عاشقانه

کاری را که دوست دارید انجام دهید!


 


12 Comments

  1. سلام
    ممنون از این مطلب مفید و ارزشمند
    سوال من اینه که ما چطوری میتونین رسالتمون تو این دنیا رو کشف کنیم؟
    برای مثال من با آزمون هایی که دادم و برسی در خودم متوجه شدم که استعداد اصلی من سخنرانی و ارائه مطلب تدریس و در کل سخن گفتن با دیگرانه به حالتی که تاثیری که مد نظرمه روشون بذارم(شاید بشه اسم این کارو مذاکره گذاشت) و خودمم به این حوزه ها علاقه دارم
    و نگاه میکنم میبینم که شادترین لحظات عمرم وقت هایی بوده که در دریا با افراد شاد و پر انرژی در حال بازی ها ی آبی بودم . طبیعت و نور خورشید به طرز قابل توجهی منو برمیانگیزه و اگه به خواست خودم باشه همیشه میخوام با آدم های شاد و خوشبخت و پرانرژی بگم و بخندم و در طبیعت زیبا با هم فعالیت های هیجان انگیز مثل قایق سواری و .. انجام بدیم.
    در ضمن من بسیااار زیاد عاشق دوست پیدا کردن(آدم های خوشبخت مثبت و پرانرژی )و ارتباط با دیگران هستم و خیلی دوست دارم به دیگران کمک کنم و کمک به دیگران باعث شادی در من میشه
    حالا به نظر شما از این موارد میشه رسالت من در این دنیا رو پیدا کرد؟
    ببخشید که طولانی شد :-)
    پیشاپیش از شما سپاسگذارم

    • سلام دوست عزیز
      کشف رسالت شخصی بخشی از فرآیند خودشناسی ماست که هیچ پایانی ندارد با این حال همان احساسات و شهود درونی که توصیف کردید بهترین راهنما برای تشخیص رسالت زندگی است. شما شناخت خوبی از استعداد، نبوغ ذاتی و علایق خود دارید. حالا باید آنها را در قالب یک فعالیت چندوجهی انسجام ببخشید. بدین ترتیب شما به ساختار یگانۀ نبوغ ذاتی خود که مختص شماست دست پیدا می‌کنید. مثلا نبوغ ذاتی شما ممکن است راهنمای تور طبیعت گردی باشد یا برگزاری تورهای آموزشی-تفریحی در طبیعت یا آموزش کسب شادی و انرژی در طبیعت و امثال آن. وقتی ساختار نبوغ ذاتی خود را مشخص کردید خدمتی که از آن طریق انجام می دهید با لحاظ ارزش‌های اصلی شما تقریبا جهت زندگی شما که همان رسالت شخصی تان است را روشنتر خواهد ساخت. همان طور که در مقاله اشاره شده شما باید بتوانید آن را در یک جمله بنویسید. آنقدر تمرین کنید تا به آن جمله ای که برایتان به کاملترین صورت رسالت شما را توصیف می‌کند، برسید و یادتان باشد که هر از چندگاهی آن را بازبینی کنید چون ما در مسیر رشد شخصی درک عمیق تری از خود و فلسفۀ وجودی مان پیدا می کنیم و متناسب با این شناخت باید رسالت شخصی خود را اصلاح و عمیق تر کنیم.
      در کتابهای خودنبوغ شناسی و راه آسان ثروتمند شدن توضیحات مفصلی در این باره آمده است.
      با آرزوی شادمانی و خودشکوفایی بیشتر برای شما

      • با سلام و عرض ادب مجدد
        راهنمایی شما خیلی خیلی عالی بود و من یک دنیا از شما سپاس گذارم .
        من با کمک خدا و راهنمایی شما فکرم رو به سمت کارایی که شما پیشنهاد دادین بردم و یک ایده که خیلی برام لذت بخش بود به ذهنم رسید.
        و هنوز منتظرم تا ایده و فکرم کامل بشه
        باز هم از شما به خاطر لطف و مهربانی و راهنمایی ارزشمندتون سپاس گذارم.
        با آرزوی وفور نعمات و رحمت های الهی برای شما.

  2. سلام، من اهدافی داشتم که متاسفانه نتونستم بهشون برسم و به همین خاطر در مورد رسالت خودم هم دچار تردید شدم و راهمو گم کردم، چون اهدافم خیلی بزرگتر از امکانات مالی، اجتماعی و فرهنگی موجود بود و من با وجود اینکه استعدادم رو کشف کرده بودم اما موفق نبودم، و در کمال تعجب همه کسانی که بسیار کم استعدادتر از من بودند نتوانستم به جایی برسم، و در واقع دو سه سالی است که درجا می زنم و به خودم آمدم دیدم نزدیک ٢٨ سالم شده و زحمات این همه سالم هیچ ثمره ی مالی و پیشرفتی نداشته، بنابراین به این فکر کردم که شاید رسالت من چیز دیگری بوده و من راه رو اشتباه رفتم، لطفا به من کمک کنید. خیلی ناامیدم. ممنون

    • موسی توماج ایری

      سلام دوست عزیز
      پاسخ سوال شما در کتابها و مطالب این سایت به شکل های متفاوت داده شده است
      مطالعه و عمل به آنها برای یافتن رسالت شخصی و حرکت در جهت آن به شما کمک خواهد کرد
      مقایسه خود با دیگران درست نیست بهتر است خودِ امروزمان را با خودِ دیروزمان مقایسه کنیم
      هر چیزی یا در حال رشد است یا در حال نابودی، بهتر است مسئولیت رشد خود را بر عهده بگیریم
      در نهایت تنها ناجی خودمان هستیم. قبول مسئولیت وضعیتی که در آن هستیم اولین قدم برای تغییر آن وضعیت است
      همۀ ما گاهی با درونگرایی افراطی و دلسوزی به حال خود نعمت های درون و اطراف خود را نمی بینیم و دچار یاس و ناامیدی می شویم

      موفق باشید

      • خیلی ممنون که پاسخ دادید. همینکه فرصت گذاشتید باعث میشه آدم از ناامیدی دربیاد و امیدوار بشه که هنوز افرادی در دنیا وجود دارند که به فکر کمک به همنوع خودشون هستن.
        حق با شماست، متاسفانه مدتی است دائما خودم را با دیگران مقایسه می کنم، و باید این عادت نادرست را ترک کنم.
        سپاس فراوان

  3. مطلب بسیار خوبی بود.ممنون

  4. سلام من چندسال معلم بودم بیشتر بخاطر درآمد و نیاز مالی . الان پنج ساله دچار سردرگمی ام نمیدانم علاقم چیست؟ آیا شغلم خمینی که قراربود ه بشم؟ آیا نباید دکتر یا پرستار میشدم؟ چون به تیمار مردم علاقه دارم و زمان ونک درشرایط چندان مساعد نداشتم.الان نمیدانم جایم کجا باید باشد؟

  5. سلام خداقوت.آقای توماج شما با احساسات و چراهای درونتان چه کردید منظورم اینکه هیچوقت ازخودتون نپرسیدید چرا زودتر به یه روانشناس مراجعه نکردم چرا والدینی نداشتم که منو بهتر هدایت کنن چرا فقط من برادر مشکلاتی مث منو نداشت یااینکه چهارسال رشته ای خوندم که برام مفید نبود ای کاش فیزبک میخوندم شما بااینها چه کردید این چراها افسوس ای کاش ها رو چطور حل کردید بیست عمر کمی نیست.ممنون از شما

    • موسی توماج ایری

      سلام دوست عزیز

      شما می توانید تا آخر عمر به محکوم و سرزنش کردن والدین، شرایط، جامعه و … بپردازید و زانوی غم در بغل گرفته، به حال خود غصه بخورید اما نتیجه چه خواهد بود؟ آیا فایده ای برای شما خواهد داشت؟ خودم سال ها اسیر این نوع رفتار و حسرت خوردن بودم که باعث شد سال های بسیاری را از دست بدهم و نتوانم هیچ تغییر مثبتی در زندگی خود ایجاد کنم. اما بالاخره فهمیدم که بدون پذیرفتن مسئولیت صد در صد زندگی خود، قادر نخواهم بود هیچ تغییری در آن ایجاد کنم. بلوغ واقعی ما از روزی آغاز می شود که مسئولیت زندگی خود را بر عهده بگیریم. معنی این حرف آن نیست که عوامل خارجی در زندگی ما موثر نبوده اند. از کجا می دانید که اگر زودتر به روانشناس مراجعه می کردید، اگر والدین دیگری داشتید، اگر رشته ای دیگری می خواندید و اگر اگر اگر … امروز از زندگی خود رضایت بیشتری داشتید و خوشبخت تر می بودید؟ هیچ تضمینی وجود ندارد. رضایت درونی و احساس خوشبختی بیش از اینکه به شرایط اطراف شما و یا موفقیت ها و داشته های شما مربوط باشد به کیستی شما مربوط است. هیچ عامل خارجی نمی تواند احساس شادی و رضایت پایدار برای شما فراهم کند. چنین چیزی فقط از درون قابل دستیابی است و خوشبختانه همه آن را در درون خود دارند. یار در خانه است اما بیشتر ما در گرد جهان به دنبالش می گردیم.

  6. سلام من فقط میدونم عاشق مطالعه هستم وبیشتر دوست دارم کارهائی مثل مشاوره فکری و گوش کردن به موضوعاتی که دیگران با من درمیون میزارن و جالبه که بیشتر وقتها هم حرفهام هم تاثیرگذاره و هم قابل استفاده منتهی آیا نباید این کار من باعث ایجاد درآمد بشه برام؟؟؟
    میشه چند مثال تجربی از کسانی که دیدید با کمک شما رسالتشون رو پیدا کردن بزنید تا مسیر رو بهتر درک کنم؟سپاس از مطالب آموزنده شما

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

69 + = 76