• «موفق آن کسی است که با آجرهایی که دیگران به سوی او پرتاب کرده‌اند، پایه‌ای مستحکم می‌سازد.» دیوید برینکلی

شش توانایی ذهنی که برای استفاده بهتر از ذهنتان باید بشناسید

شش توانایی ذهنی که برای استفاده بهتر از ذهنتان باید بشناسید

ذهن مسئول تمام افکار، رفتار و احساسات ماست که آن‌ها نیز به نوبه خود تمام نتایج زندگی ما را ایجاد می‌کنند. به همین دلیل می‌توان گفت که شیوه‌ی استفاده از ذهنمان سرنوشت ما را رقم می‌زند. ذهن ابزاری بسیار پیشرفته و شگفت‌انگیز است به طوری که بدون دخالت شما نیز می‌تواند، زندگی‌تان را اداره کند. اما قرار دادن ذهن در حالت خلبان خودکار معمولاً نتایج ناخواسته‌ای به همراه می‌آورد. اگر توانایی‌های ذهنی خود را بشناسیم، می‌توانیم به طور آگاهانه بهترین استفاده را از آن‌ها بکنیم. در این مقاله به ۶ توانایی ذهنی می‌پردازیم که شناخت آن‌ها می‌تواند شما را در استفاده بهتر از ذهنتان و دستیابی به موفقیت‌های بیشتر یاری رساند.

«امکانات تقویت ذهن، نامحدود و پیامدهای آن ابدی است. با وجود این کمتر کسی زحمت هدایت ذهن به مسیرهای مناسب را به خود می‌دهد و همه چیز را به شانس و تصادف واگذار می‌کند.»  برایس ماردن

ذهن خودآگاه و ناخودآگاه

ذهن دارای دو قسمت کلی خودآگاه و ناخودآگاه است. ذهن خودآگاه مسئول اعمال آگاهانه و ارادی ماست. همان طور که در مقاله‌ی چرا تظاهر به موفقیت شما را موفق می‌کند؟ توضیح دادیم، ذهن ناخودآگاه مسئول اداره اعمال غیر ارادی بدن مثل ضربان قلب، تنفس، هضم غذا، تنظیم حرارت بدن و امثال آن‌ها است. از طرف دیگر ذهن ناخودآگاه، مخزن تمام اطلاعاتی است که از آغاز تشکیل مغز توسط حواس به ذهن وارد شده است. ذهن ناخودآگاه قدرت آن را دارد که هر باوری را که توسط ذهن خودآگاه پذیرفته شود، محقق گرداند.

«نیروی دگرگون ساختن دنیا در ذهن ناخودآگاه شما قرار دارد.»  ویلیام جیمز

به همین دلیل مدیریت آگاهانه‌ی ذهن خودآگاه بسیار ضروری است و در تعیین کیفیت زندگی ما نقش بنیانی دارد. در اینجا به بررسی توانایی‌های ذهن خودآگاه و کارکردهای آن‌ها می‌پردازیم تا با استفاده بهینه از آن‌ها ذهن ناخودآگاه خود را نیز به طور غیرمستقیم برای دستیابی به نتایج دلخواه برنامه‌ریزی کنیم.

  1. قوه‌ی استدلال

«افکار واقعاً عاقلانه تاکنون هزاران بار در ذهن ما وارد شده‌اند؛ اما برای اینکه آن‌ها را حقیقتاً از آنِ خود سازیم باید در مورد آن‌ها بار دیگر آگاهانه و صادقانه فکر کنیم تا  در وجود ما ریشه بدوانند و تثبیت شوند.» گوته

ذهن ما همواره در برابر انبوه اطلاعاتی قرار دارد که از محیط به ما می‌رسد. قوه‌ی استدلال نیروی ارزیابی و تحلیل این اطلاعات است تا بر اساس این ارزیابی تصمیمی درست و مفید بگیریم. قوه‌ی استدلال شما مشخص می‌کند که ذهن ناخودآگاه شما اطلاعات ورودی را به عنوان اطلاعاتی صحیح بپذیرد یا آن‌ها را رد کند. مثلاً فرض کنید شما یک ایده‌ی کسب و کار جدید دارید و تصمیم گرفته‌اید که آن را پیاده کنید. در مورد این ایده با یکی از دوستان خود صحبت می‌کنید و او به شما می‌گوید که «وضع کسب و کار خرابه و این ایده جواب نمی‌ده»، اگر شما حرف او را بدون به کار بردن قوه‌ی استدلالِ خود، به عنوان واقعیت بپذیرید، ذهن ناخودآگاه که قدرت تشخیص ندارد، آن را به عنوان حقیقتی مسلم می‌پذیرد و چون دارای قدرتی جادویی در جهت تحقق باورهای پذیرفته شده است، به شما اجازه نخواهد داد که در کسب و کار جدید موفق شوید. اما اگر شما آگاهانه استدلال کرده، اوضاع را بررسی کنید و با پیدا کردن شواهدی به این نتیجه برسید که «این ایده جواب می‌دهد» در این صورت ذهن ناخودآگاهتان نیز آن را پذیرفته و نیروی جادویی‌اش را در جهت موفقیت ایده‌ی شما به کار خواهد گرفت. شما همیشه قادر هستید با استدلالی متفاوت افکار منفی بیرونی را رد کنید.

«شنیدم قرار است بحران اقتصادی شود، تصمیم گرفتم شرکت نکنم.» ناشناس

بنابراین سعی کنید آگاهانه در مورد اطلاعاتی که از محیط دریافت می‌کنید، قوه‌ی استدلال خود را به کار گیرید. در این صورت کنترل ذهن ناخودآگاه خود را نیز در دست خواهید گرفت. شما حتی می‌توانید اطلاعات غیرواقعی را که خودتان می‌سازید با دلایل قانع‌کننده به ذهن ناخودآگاه خود بقبولانید و در این صورت آن‌ها تحقق خواهند یافت. مثلاً در حال حاضر ممکن است شما یک میلیاردر نباشید. اگر چنین استدلال کنید که «بسیاری از میلیاردرها روزگاری بی‌پول بوده‌اند و سپس میلیاردر شدند» و از هم اکنون شروع کنید در افکار، احساسات و رفتار، مثل یک میلیاردر زندگی کردن، یعنی آگاهانه تظاهر به میلیاردر بودن کنید، ذهن ناخودآگاه شما این اطلاعات جدید را خواهد پذیرفت و آن‌ها را محقق خواهد ساخت. اما بیشترین اهمیت نیروی استدلال برای جلوگیری از پذیرش افکار منفی دریافتی از محیط توسط ذهن ناخودآگاهتان است.

  1. قدرت اراده

اراده نیروی است که شما را در مسیر دستیابی به یک هدف پایدار و استوار نگاه می‌دارد و اجازه نمی‌دهد که از ادامه‌ی راه کوتاه بیایید. اراده همان عزم جزم، مصمم بودن و سرسختی روانی برای رسیدن به خواسته‌هاست. قدرت اراده به شما کمک می‌کند که با تمرکز بر هدفتان تمام اطلاعات دلسردکننده را نادیده بگیرید، بر سستی و تنبلی غلبه کنید و اجازه ندهید که سختی‌ها و شکست‌های موقت، شما را از میدان به در کنند. پشت هر پیروزی بزرگی اراده‌ای پولادین پنهان است. شور و اشتیاق نیرویی است که اراده را برای دستیابی به اهداف تقویت می‌کند. بنابراین باید سعی کنید اراده خود را با شور و هیجان دستیابی به هدف برانگیزید. با اراده‌ی قوی دستیابی به هیچ هدفی غیرممکن نیست. وقتی که از جان اف کندی پرسیدند که چطور می‌خواهد در ده سال آینده انسان را به ماه بفرستد، پاسخ داد: «با داشتن اراده» و همین اراده‌ی استوار بود که برای اولین بار پای انسان را به ماه رساند.

«هیج مشکلی برای تولید ایده‌های خارق‌العاده وجود ندارد. تنها چیزی که کم دارید اراده‌ای برای انجام آن است.»  سِت گادین

  1. قوه‌ی حافظه

حافظه نیروی برای به یادآوردن اطلاعات موجود در ذهن است. اطلاعات در ذهن از بین نمی‌روند، مسئله فقط به خاطر آوردن آن‌ها است. حافظه با استفاده‌ی هر چه بیشتر از آن قوی‌تر می‌شود. بنابراین اگر می‌خواهید حافظه‌ای قوی داشته باشید، به جای اتکای بیش از حد به حافظه‌های دیجیتال، سعی کنید اطلاعات را به ذهن بسپارید. در این صورت به مرور حافظه‌تان قوی‌تر خواهد شد. هر مقدار اطلاعاتی را می‌توان به خاطر سپرد و در موضوع لزوم به یاد آورد. تکرار و تمرین کلید دستیابی به حافظه‌ای عالی است.

  1. قوه‌ی درک

ادراک یعنی تفسیر و برداشتی که ما از یک موضوع داریم. مثلاً شما به اطراف خود نگاه می‌کنید و ادراکات شما به شما می‌گویند که «زمین مسطح است»، این برداشتِ مستقیمِ حواس و تفسیر اولیه‌ی شما از شکل زمین است. اما بعد در مدرسه معلم به شما توضیح می‌دهد که زمین مسطح نیست بلکه کروی است. او با نشان دادن عکس فضایی زمین و شواهد دیگر، درک اولیه‌ی شما از شکل زمین را تغییر می‌دهد. چند وقت بعد شما در جایی می‌خوانید که شکل واقعی زمین کره کامل نیست بلکه چیزی شبیه تخم مرغ است. پس برداشت‌های حواس ما همیشه درک صحیحی از واقعیت نیست و آن را باید با استدلال و تجارب بیشتر محک زد. همیشه باید قوه‌ی درک خود را برای پذیرش اطلاعات مستدل و مستند، باز نگاه داریم. در غیر این صورت به فردی متعصب و تنگ‌نظر تبدیل شده و خودمان را از یادگیری، رشد و پیشرفت بیشتر محروم خواهیم کرد.

  1. قدرت تخیل

«تخیل همه چیز است. تخیل پیش درآمدی بر جاذبه‌های آینده‌ی زندگی است.»  آلبرت اینشتین

تخیل یکی از جادویی‌ترین، شگفت‌انگیزترین و در عین حال ناشناخته‌ترین قدرت‌های ذهن خودآگاه ماست. قدرت تخیل و تصور، شما را قادر می‌سازد که آنچه را که وجود خارجی ندارد در ذهن خود بسازید و سپس آن را در جهان خارج به وجود آورید. تمام دستاوردهای بشری ابتدا در تخیل کسی نطفه کرده است. کریستف کلمب تصویر یک دنیای جدید را در ذهن خود پرورد و قاره‌ی آمریکا کشف شد. برادران رایت تصور پرواز را در ذهن خود خلق و پرواز انسان را میسر کردند. ساموئل مورس تصور انتقال انرژی از طریق سیم‌ها را در ذهن خود پروراند و با علائم مورس، تلگراف را برای ما به ارمغان آورد. الکساندر گراهام بل با تخیل انتقال صدا از راه دور، تلفن را اختراع کرد. رادیو، تلویزیون، کامپیوتر، اینترنت، فضاپیما، همه و همه ابتدا فقط یک خیال و یک تصویر در ذهن یک انسان بود و سپس در دنیای بیرون به واقعیت پیوست. در تخیل هیچ محدودیتی نیست. و به درستی گفته شده که:

«با تخیل می‌توان کهکشان‌ها را درنوردید و عالَم را تسخیر کرد.»  والاس د. واتلس

هر چیزی که در زندگی خود به دست آورده‌اید زمانی تخیل و تصور شما بوده است. تخیل و تصور یک عرصه‌ی بیکران ذهنی است که تمام خلاقیت‌ها از آنجا آغاز می‌شود. تمام انسان‌های خلاق از قوه‌ی تخیل خود برای دستیابی به اهدافشان استفاده کرده‌اند. همان طور که بارها گفته شده «هر آنچه را که ذهن انسان بتواند تصور و باور کند، می‌تواند به آن دست یابد.» پس تصویر رؤیاهای بزرگ و زندگی ایدئال خودتان را در ذهنتان بسازید و با استفاده از شور و اشتیاقتان برای رسیدن به آن، به تصور خود پر و بال بدهید و با استفاده از قدرت اراده آن را در ذهنتان ثابت نگهدارید و اجازه ندهید که هیچ تصویر مزاحمی تصور رویایتان را مختل کند. در این صورت یقین داشته باشید به زودی آثار تحقق رویایتان در زندگی شما ظاهر خواهد شد و در زمان مناسب به آن دست خواهید یافت.

  1. قوه‌ی شهود

«من به شهود و الهامات معتقدم؛ چون گاهی اوقات، در برخی مسائل، احساس می‌کنم که حق با من است، ولی نمی‌دانم چرا؟»  آلبرت اینشتین

شم و شهود، احساسی درونی است که اطلاعاتی خاص را در اختیار شما می‌گذارد. همان طور که در مقاله‌ی ۱۴ توصیه طلایی اینشتین که نبوغ ما را شکوفا می‌کند توضیح دادیم شهود در واقع دیدن با چشم درون است. این همان نیرویی است که آن را حس ششم یا الهام می‌نامیم. شهود از جمله فعالیت‌های نیمکره راست مغز است که به خلاقیت، ابداع و نوآوری مرتبط است. اگر قوه‌ی شهودتان را تقویت کنید می‌توانید راه حل‌های خلاقانه‌ای برای بسیاری از مسائل خود پیدا کنید. لازمه‌ی این کار تمرین است. به احساسات درونی ناگهانی و جرقه‌ی ایده‌هایی که بی‌مقدمه به ذهنتان می‌رسند، توجه کنید و آن‌ها را دنبال کنید. ممکن است در ابتدا در تشخیص شهود از برخی احساسات عادی دچار اشتباه شوید اما به مرور قدرت تشخیص‌تان قوی‌تر خواهد شد. در این صورت می‌توانید در تصمیم‌گیری‌های خود به شهودتان اعتماد کنید.

توانایی‌های ذهنی خود را آگاهانه به کار بگیرید

«بیماری و سلامت، بدبختی و سعادت، فقر و غنا ساخته ذهن ماست.» ادموند اسپنسر

شما توانایی‌های ذهنی شگفت‌انگیزی دارید. مهم‌ترین آن‌ها را در این نوشته بررسی کردیم. اگر آگاهانه از این قدرت‌های ذهنی خود استفاده کنید می‌توانید با سرعت بیشتر و انرژی کمتر به اهداف و رؤیاهای خود دست یابید. در ذهن هیچ محدودیتی نیست. هر چقدر که از پتانسیل‌های ذهن خود بیشتر استفاده کنید، قدرت ذهن شما بیشتر و بیشتر خواهد شد. اگر آگاهانه از ذهن خود استفاده نکنید، دیگران کنترل آن را به دست خواهند گرفت و از ذهن شما در جهت دستیابی به اهداف خودشان استفاده خواهند کرد. سعی کنید همیشه ارباب ذهن خود باشید نه برده‌ی آن. کسی که ارباب ذهنش باشد، ارباب سرنوشت خود نیز خواهد بود.

«ذهن شما واقعیات زندگی شما را خلق می‌کند. شما می‌توانید این را بپذیرید یا رد کنید. شما می‌توانید از آن آگاه باشید و ذهنتان را به خدمت خود درآورید. یا اینکه می‌توانید آن را نادیده بگیرید و بگذارید ذهن شما به گونه‌ای عمل کند که مانع پیشرفت شما شود. در هر صورت ذهن شما همیشه و در همه حال واقعیات زندگی شما را خلق خواهد کرد.»  جان کئو

نوشته شده توسط موسی توماج ایری برای چطور

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

34 + = 36