• «اگر دوست ندارید در حالی که کار نیمه‌تمامی دارید، بمیرید؛ هرگز کاری را به فردا موکول نکنید.» پابلو پیکاسو

عبارات تشکیلی چیست؟ استفاده از قدرت پرسش‌های تقویت‌کننده برای کسب نتایج مطلوب

عبارات تشکیلی چیست؟ استفاده از قدرت پرسش‌های تقویت‌کننده برای کسب نتایج مطلوب

 

امروزه می‌دانیم که باورها نقشی اساسی و تعیین‌کننده در کیفیت زندگی ما دارند. با دانستن این حقیقت، این پرسش پیش می‌آید که چگونه می‌توانیم باورهای مثبت و انگیزه‌بخش را با باورهای منفی و ناامیدکننده جایگزین کنیم. تلقین به خود، یکی از راه‌های تغییر باورها است و یکی از تکنیک‌های تلقینی برای تغییر باورها استفاده از عبارات تأکیدی است. جملات مثبتی از قبیل «من ثروتمند هستم، من شاد هستم، من اعتمادبه‌نفسی عالی دارم» و امثال این‌ها که باید بارها و بارها تکرار شوند تا به مرور جایگزین افکار و باورهای منفی شده و زندگی ما را در جهت بهتر شدن تغییر دهند. اما همان طور که در مقاله‌ی عبارات تأکیدی شاعرانه، روشی بسیار موثر برای دستیابی به آرامش، شادمانی و موفقیت گفته‌ام تکرار این عبارات تأثیر چندانی روی من نداشت. تأمل در این زمینه باعث شد که عبارات تأکیدی شاعرانه را ابداع کنم که در آن مقاله به تفصیل در مورد علت تأثیرگذاری آن نوشته‌ام. با اینکه استفاده از عبارات تأکیدی برای بسیاری از افراد مفید و نتیجه‌بخش بوده اما بسیاری نیز آن را مفید نیافته‌اند و تعداد زیادی نیز این نوع تلقین را با روحیه خود سازگار نمی‌دانند و برخی نیز آن را نوعی خودفریبی می‌دانند و از این روش استفاده نمی‌کنند. در این مقاله می‌خواهم روش جدید و متفاوتی از تأثیرگذاری بر ذهن را معرفی کنم که بسیار مؤثر و قدرتمند است و عبارات تشکیلی نام دارد.

چرا عبارات تأکیدی زیاد مؤثر نیست؟

«هر جمله‌ای را که به زبان می‌آورم باید نه به عنوان عبارتی تأکیدی بلکه به عنوان یک پرسش تلقی کنم.» نیلز بوهر، فیزیکدان برنده جایزه نوبل

شاید شما نیز از جمله کسانی باشید که برای حل مشکلات خود، به توصیه‌ی استادان موفقیت، از عبارات تأکیدی استفاده کرده‌اید اما نتیجه‌ای نگرفته‌اید. نُوا سنت جان، که حالا خود یک استاد و مربی موفقیت است، نیز یکی از این افراد بود. در هر گوشه‌ای از اتاق او می‌توانستی عبارات تأکیدی را ببینی. او سال‌های زیادی را به تکرار انواع عبارات مثبت تأکیدی پرداخت اما نتیجه‌ای نگرفت. تا این که یک روز در حال دوش گرفتن بود که سؤالی به ذهنش رسید: «اگر من این همه سال توصیه‌های اساتید موفقیت را انجام داده‌ام و این عبارت‌های تأکیدی را مدام برای خود تکرار کرده‌ام، چگونه است که زندگی من هیچ پیشرفتی نکرده است؟ اگر من سال‌های سال است که این عبارات مثبت را به خود گفته‌ام، چگونه است که هنوز نسبت به خودم احساس خوبی ندارم؟» با این پرسش‌ها بود که او به این ایده رسید که «حتماً باید روش بهتری برای القای یک باور خوب درباره‌ی خودم وجود داشته باشد؛ ولی این روش کدام است؟» در این لحظه بود که جرقه‌ای ذهن او را روشن ساخت.

قدرت پرسش‌ها

او پی برد که «ذهن انسان همواره در پی طرح پرسش‌ها و جستجو برای یافتن پاسخ‌هایی برای آن‌ها است.» و در واقع خودِ فکر کردن، چیزی نیست جز فرایند طرح پرسش‌ها و جستجو برای یافتن پاسخ برای آن‌ها. او متوجه شد بر خلاف ادعای استادان سنتی موفقیت، عبارات تأکیدی ابزار مناسبی برای تغییر باورها نیست به دلیل این که ذهن به طور طبیعی به پرسش‌ها واکنش نشان می‌دهد نه به یک جمله تاکیدی مثل «من ثروتمند هستم.» از این رو او فهمید که «استادان سنتی موفقیت برای تغییر باورهایتان به شما یاد داده‌اند که چگونه بگویید در حالی که باید به شما یاد می‌دادند که چگونه بپرسید.»

هر یک از مشکلات ما یک پرسش است که اگر پاسخ درست به آن داده شود، رفع خواهند شد. ما دائماً در حال پرسیدن سؤالاتی از این قبیل از خویش هستیم که «چرا این قدر بدشانسم؟ چرا بی‌پولم؟ چرا افسرده هستم؟ چرا روابط خوبی ندارم؟ و …» نوا سنت جان به این نتیجه رسید که:

«اگر فقط جمله‌هایی را که می‌گویید عوض کنید، بدون این که در سؤال‌هایی که از خود می‌پرسید تغییری ایجاد کنید، به سریع‌ترین و راحت‌ترین وجه ممکن در تغییر زندگی‌تان ناکام خواهید ماند.»  نوا سنت جان

حال که بر اهمیت و تأثیر پرسش‌ها در زندگی خود پی بردیم باید ببینیم که در بیشتر اوقات در حال پرسیدن چه نوع سؤالاتی از خود هستیم.

پرسش‌های تضعیف‌کننده

افکاری نظیر «چرا من تا این حد کودن هستم؟» یا «چرا من نمی‌توانم هیچ کاری را درست انجام دهم؟» بی‌شک جزو پرسش‌های تضعیف‌کننده هستند و اکثر مردم ندانسته دائماً خود را در برابر این نوع پرسش‌های منفی و تضعیف‌کننده قرار می‌دهند:

چرا این قدر حالم بد است؟

چرا اتفاقات بد همیشه فقط برای من پیش می‌آید؟

چرا آه در بساط ندارم؟

چرا هیچ کس دوستم ندارد؟

و با این حال از این که به رؤیاهایشان دست نمی‌یابند، شکایت دارند. این پرسش‌ها در صورت تکرار به صورت بخشی از طرز تفکر و ذهنیت ناهشیار فرد در می‌آیند و فرد حتی به این که در حال پرسیدن چنین پرسش‌های تضعیف‌کننده‌ای است، آگاهی ندارد. نتیجه نهایی این نوع پرسش‌های منفی –چه هشیارانه پرسیده شوند و چه نا هشیارانه- تمرکز بر نتایج منفی است. تمرکز و توجه بر نتایج منفی و ناخواسته ابتدا باعث احساس منفی و سپس موجب رفتار منفی شده و در نهایت نتایج منفیِ بیشتری را به همراه می‌آورد.

شناخت پرسش‌های تضعیف‌کننده

بنابراین اولین قدم برای تغییر مثبت، شناخت پرسش‌های تضعیف‌کننده است. پنج مورد از تضعیف‌کننده‌ترین پرسش‌هایی را که معمولاً از خود می‌پرسید، فهرست کنید. این پرسش‌ها ممکن است در مورد روابط فعلی شما یا مربوط به فردی باشد که قبلاً در زندگی شما حضور داشته است یا مربوط به کار، درآمد، سلامتی، احساس بدشانسی، بدبختی و امثال آن‌ها باشد. بسیار ضروری است که به طور دقیق بتوانید پرسش‌های تضعیف‌کننده‌ی پنهان خود را بشناسید. تهیه این فهرست یکی از مهم‌ترین گام‌هایی است که در جهت تغییر باورها و دستیابی به پیشرفت و موفقیت برمی‌دارید. بدون شناسایی پرسش‌های تضعیف‌کننده امکان جایگزینی آن‌ها با پرسش‌های تقویت‌کننده وجود نخواهد داشت.

عبارات تشکیلی: پرسش‌های تقویت‌کننده

شناخت پرسش‌های تضعیف‌کننده این امکان را به شما می‌دهند که آن‌ها را تغییر دهید. این تغییر با جایگزینی عبارات تشکیلی یا همان پرسش‌های تقویت‌کننده انجام می‌شوند. این پرسش‌ها باعث ایجاد و تشکیل یک باور جدید و مثبت به جای باور منفی قبلی می‌شوند و به همین دلیل آن‌ها را عبارات تشکیلی می‌نامیم. پرسش‌های تقویت‌کننده باعث می‌شوند که به جای آنچه ندارید و نمی‌خواهید بر آنچه دارید و می‌خواهید تمرکز کنید. پرسش‌های تقویت‌کننده باعث تقویت اعتمادبه‌نفس می‌شوند و تصویری مثبت از شما در ذهنتان ایجاد می‌کنند. و این ذهنیت مثبت و تصویر جدید باعث تقویت احساس و رفتار مثبت شده، نتایج مثبت و دلخواه را به همراه می‌آورند. عبارات تشکیلی و پرسش‌های تقویت‌کننده با تغییر ذهنیت و باورهای شما به جواب‌هایی منجر می‌شوند تا تصویر جدیدی را که از خودتان ساخته‌اید، تحقق بخشند.

روش تبدیل پرسش‌های تضعیف‌کننده به پرسش‌های تقویت‌کننده

«اگر سؤال بهتری بپرسید، جواب بهتری می‌گیرید و سؤال‌ها بلافاصله چیزی که به آن توجه می‌کنیم را عوض می‌کنند. با سؤال بهتر روی چیزهای بهتر تمرکز می‌کنید و نتایج بهتری می‌گیرید.»  آنتونی رابینز

وقتی که پرسش‌های تضعیف‌کننده‌ی خود را یافته و فهرست کردید، تبدیل آن‌ها به پرسش‌های تقویت‌کننده کار راحتی است. کافی است که پرسش‌های منفی را به مثبت تبدیل کنید. مثلاً اگر پرسش تضعیف‌کننده شما این باشد که «چرا این قدر حالم بد است؟» می‌توانید به جای آن از خود بپرسید «چرا این قدر حالم خوب است؟» ذهن ماشینی هدفجو (سایکوسایبرنتیک) است و بلافاصله به دنبال پاسخ‌هایی برای پرسش شما می‌گردد. در این مورد ذهن شما ممکن است دلایلی مثل سلامتی، خانواده و دوستان خوب، درآمد کافی و شواهد مثبت دیگر را به عنوان دلایل خوب بودن حال شما ارائه کند. تمرکز دائمی بر چیزهای خوب و مثبت باعث ایجاد موارد بیشتری از آن‌ها می‌گردد.

هدف عبارات تشکیلی تبدیل پرسش‌های تضعیف‌کننده‌ی شما به پرسش‌های تقویت‌کننده است. با انجام این کار، شما کنترل هشیارانه‌ای بر بذرهای افکاری که در ذهن می‌کارید خواهید یافت و نتایج دلخواه متناسب با این افکار و باورهای جدید به ظهور خواهند رسید.

چهار مرحله خلق عبارات تشکیلی قدرتمند

عبارات تشکیلی شگردی شگفت‌انگیز برای ایجاد باورها و ذهنیت مثبت در جهت دستیابی به نتایج مطلوب است. با رعایت موارد زیر می‌توانید به بهترین نحو این تکنیک را برای خلق نتایج دلخواه به کار بگیرید.

  1. از خودتان بپرسید که چه می‌خواهید

اهداف و خواسته‌های خود را مشخص کرده و آن‌ها را بنویسید. بیشتر مردم خواسته‌ها و اهداف روشنی در زندگی ندارند و بیش از ۹۵ درصد مردم هیچ هدف مکتوبی ندارند. تعیین اهداف و خواسته‌ها و نوشتن آن‌ها بسیار مهم و اساسی است اما این فقط شروع کار است.

  1. پرسشی را مطرح کنید که فرض می‌کند خواسته‌ی شما از قبل محقق شده است

همان طور که در مقاله تصور موفق بودن، شما را موفق می‌کند توضیح دادم، ذهن ناخودآگاه ما بسیار زودباور است و هر بذر فکری را که در آن کاشته شود رویانیده و به ثمر می‌نشاند. و تصویر غالبی که از خودتان، قابلیت‌ها و توانایی‌هایتان در ذهن ناخودآگاه شما تثبیت شده است، کیفیت و دستاوردهای زندگی شما را رقم می‌زند. زندگی شما انعکاسی از بذرهای افکاری است که می‌کارید و با توجه و تمرکز به آن انرژی می‌بخشید. در حالت عادی، زندگی ما انعکاس افکار ناخودآگاهی است که از محیط گرفته‌ایم. مثلاً اگر در محیطی بزرگ شده‌اید که پول زیادی وجود نداشته و برای توجیه این وضعیت، پول و ثروت را به عنوان عامل فساد و گناه به شما معرفی کرده باشند در این صورت شما به طور ناخودآگاه تمایل به بی‌پولی و فقر خواهید داشت.

در این وضعیت ممکن است پرسش تضعیف‌کننده‌ای مثل این در ذهن شما پنهان شده باشد که «چرا من آه در بساط ندارم؟» پس از تشخیص این پرسش آن را با این فرض هم اکنون تحقق یافته است، چنین تغییر می‌دهیم که «چرا من این قدر ثروتمند هستم؟» یا «چگونه است که در ثروت و رفاه عالی به سر می‌برم؟» طبیعی است که این پرسش‌ها در وضعیت فعلی برای شما نامأنوس و حتی احمقانه به نظر برسند، اما چه می‌شود اگر شما به خودتان اجازه‌ی پذیرش این پرسش‌ها را به عنوان واقعیت زندگی‌تان بدهید؟

«کیفیت زندگی شما به دو چیز بستگی دارد: کیفیت مکالمه شما با دنیای درونتان و کیفیت مکالمه شما با دنیای بیرونتان.» نوا سنت جان

پرسیدن سؤال‌های مثبت، انگیزه‌بخش و تقویت‌کننده که تحقق خواسته‌ی شما را فرض می‌گیرد، سریع‌ترین و مؤثرترین راه برای تغییر فوری مکالمه درونی و بیرونی شما و دستیابی روزافزون به خواسته‌هایتان است.

  1. فقط روی پرسش‌ها تمرکز کنید

نکته اصلی در عبارات تشکیلی نه پیدا کردن پاسخ بلکه پرسیدن پرسش‌های مناسب‌تر است. وقتی که پرسش‌های مناسب‌تری می‌پرسید، ذهنتان به طور خودکار بر چیزهایی متمرکز می‌شود که شاید قبلاً هرگز بر آن‌ها تمرکز نکرده‌اید. این کار نتایج شگفت‌انگیزی برای شما به همراه خواهد داشت. وقتی از خود می‌پرسید «چرا من این قدر ثروتمند هستم؟» لازم نیست دنبال دلایل بگردید، ذهن شما خود به خود این کار را انجام خواهد داد. در این صورت ذهن شما به جای بی‌پولی و فقر، بر ثروت و دارای متمرکز شده و همان را در زندگی شما متجلی خواهد کرد.

  1. بر اساس فرض‌های جدیدی که درباره‌ی زندگی خود اتخاذ کرده‌اید، اعمال جدیدی انجام دهید

شما به طور پیوسته در حال پی‌ریزی فرض‌هایی درباره‌ی زندگی و رابطه‌تان با آن هستید؛ اما این فرض‌ها همواره در سطح ناهشیار اتخاذ می‌شوند و آن قدر پنهان هستند که شما حتی متوجه وجود آن‌ها نمی‌شوید. در نتیجه درصد بالایی از اعمال شما تحت تأثیر فرض‌هایی هستند که ممکن است شما سال‌ها یا حتی دهه‌ها قبل شکل داده باشید!

فرض‌های شما باید با اعمال شما سازگار باشد و معمولاً به طور ناخودآگاه چنین است. اگر فرض شما از این سؤال ناشی شده باشد که «چرا من در هر کاری شکست می‌خورم؟» در این صورت اعمال شما توأم با تردید، درنگ و مبتنی بر ترس و «چرا خودم را الکی به زحمت بیندازم؟» خواهند بود و نتایج نامطلوب نیز حاصل طبیعی آن خواهد بود.

اما اگر فرض شما از این سؤال قدرتمند ایجاد شده باشد که «چرا به هر چه که دست می‌زنم طلا می‌شود؟» در این صورت بر اساس این باور که «کارها به بهترین وجه پیش خواهد رفت» دست به عمل خواهید زد و نتایج مطلوب و دلخواه شما به طور طبیعی و به آسانی به دست خواهند آمد.

بنابراین ما فهمیدیم که ذهن انسان بر اساس پرسش‌ها کار می‌کند و تفکر در واقع همان فرایند طرح پرسش و جستجو برای یافتن پاسخ است. پرسش‌هایی که دائماً به طور هشیار یا ناهشیار از خود می‌کنیم کیفیت زندگی ما را رقم می‌زند. پس با تشخیص پرسش‌های تضعیف‌کننده و جایگزینی آن‌ها با پرسش‌های مثبت و تقویت‌کننده می‌توانیم نتایج دلخواه خود را خلق کنیم. پرسش‌های جدید باید شامل این فرض باشد که خواسته‌ی ما از قبل محقق شده است. فقط باید روی پرسش‌های مناسب‌تر تمرکز کنیم و نیازی به پاسخ دادن به پرسش‌ها نیست زیرا ذهن به طور خودکار پاسخ‌ها را جستجو کرده و می‌یابد. اعمال خود را باید متناسب با فرض‌های جدید خود انجام دهیم. در این صورت اعمال ما همراه با قطعیت تحقق هدف، یقین به موفقیت، شجاعت و اطمینان بالا همراه بوده و بیشترین نتیجه و بازدهی را به همراه خواهد داشت.

«هر سؤالی که بکنید، ممکن است بلافاصله جوابش را نگیرید، چون یک سؤال جدید برای شماست. اما اگر آن را در شرایط اطمینان بپرسید، تمرکزتان را عوض خواهد کرد، احساستان را عوض خواهد کرد و وقتی احساس متفاوتی داشته باشید، کارها را به شکل متفاوتی انجام خواهید داد و نتایج متفاوتی خواهید گرفت.» آنتونی رابینز

منابع:

کُد رمز موفقیت، نوا سنت جان، ترجمه میرمحمد خلخالی زاویه، انتشارات نسل نواندیش

گفتگو با آنتونی رابینز، مایک لیتمن، ترجمه افشین ابراهیمی، انتشارات نسل نواندیش

7 Comments

  1. سلام .از شما زحمت کشان در این زمینه که باعث اگاهی روشنگری میشوید سپاس

  2. واقعا عالی بود.
    مرسی آقای توماج

  3. ممنون از مطالب خوبتون. به سایت کوچک ما هم سر بزنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

73 − 66 =