• «من متوجه شده‌ام که هرقدر سخت‌تر کار کنم، انگار شانس بیشتری هم به سراغم می‌آید.» توماس جفرسون

توصیه‌های الهام‌بخش از پسر بی‌دست و پایی که به موفقیت‌های حیرت‌انگیز رسید

توصیه‌های الهام‌بخش از پسر بی‌دست و پایی که به موفقیت‌های حیرت‌انگیز رسید

فیلمی در اینترنت هست که یک پسر جوان بی‌دست و پا را هنگام بازی اسکیت، موج‌سواری، نواختن ساز، زدن توپ گلف، پرش از ارتفاع، زمین خوردن، بلند شدن از زمین، سخنرانی کردن و در آغوش کشیده شدن توسط مردم نشان می‌دهد. این فیلم توسط میلیون‌ها نفر دیده شده است. علتش این است که آن پسر بی‌دست و پا علیرغم معلولیت و محدودیت‌هایش چنان زندگی می‌کند که گویی هیچ حد و مرز و محدودیتی برای زندگی‌اش وجود ندارد. اسم او نیک وُی‌آچیچ (Nick Vujicic) است. او بدون دست و پا به دنیا آمد. شاید اگر من و شما به جای او بودیم اجازه می‌دادیم که این محدودیت یک عمر ما را در حصار خود زندانی کند. اما او تصمیم گرفت که فقدان دست و پایش را نادیده بگیرد و با تمرکز بر داشته‌هایش به دنبال رؤیاهای خود برود. حالا او در حالی که فقط بیست و هفت سال دارد به سراسر دنیا سفر می‌کند و به میلیون‌ها نفر الهام می‌بخشد تا با ایمان، امید، عشق و شجاعت خویش بر ناملایمات زندگی چیره شوند و به آرزوهای خود دست یابند. نیک رسالت خود را این می‌داند که انسان‌ها را تشویق کند تا بر دشواری‌های زندگی خویش چیره شوند تا بتوانند هدفِ زندگی خویش را بیابند و به راهی قدم گذارند که به یک زندگی عالی منتهی می‌شود. در اینجا برخی توصیه‌های الهام‌بخش او را از کتابش با عنوان «زندگی بی‌حدومرز» (ترجمه مسیحا برزگر، نشر ذهن‌آویز) با هم می‌خوانیم.

برای تماشای کلیپ نیک وی آچیچ کلیک کنید

معجزه‌ی زندگی خود باش

من معتقدم که زندگی حد و مرزی ندارد. دلم می‌خواهد تو نیز، صرف نظر از تمام دشواری‌هایی که پیش‌رو داری، نسبت به زندگی‌ات همین حس را داشته باشی. لحظه‌ای تمام حد و مرزهای زندگی خود را در نظر بیاور؛ همان حد و مرزهایی که خودِ تو برای زندگی‌ات قائل شده‌ای و یا اجازه داده‌ای دیگران برای زندگی‌ات به وجود آورند. حالا به این فکر کن که زندگی‌ات بدون این حد و مرزها چگونه خواهد بود. زندگی‌ات چه شکلی می‌شد اگر هر کاری برایت ممکن می‌شد؟

اغلب به خود می‌گوییم که به اندازه‌ی کافی باهوش، دوست داشتنی یا بااستعداد نیستیم که رؤیاهای زندگی خود را تحقق بخشیم. ما حرف دیگران را در مورد محدودیت‌های خودمان باور کرده و خود را در حصار آن باورها زندانی می‌کنیم. وقتی که خود را بی‌ارزش و بی‌مقدار تلقی می‌کنی و تسلیم شده و از رؤیاهایت دست می‌کشی، خود را از لطف خدا و موهبت‌های بی‌نظیری که در وجودت قرار داده است، محروم می‌کنی.

تو مخلوق خدا هستی و خدا تمام مخلوقات خود را دوست دارد. او تو را برای هدفی ویژه آفریده است. اگر تو نبودی، زندگی چیزی کم داشت که با هیچ چیز دیگری پُر نمی‌شد. قدر و قیمت خود را بدان. تو نیز گوهری داری که می‌توانی آن را با دیگران قسمت کنی. تو قدرت انتخاب داری. تو بزرگ‌ترین معجزه‌ی حیات هستی. خدا وقتی تو را آفرید به خاطر کمال و عظمت تو به خودش آفرین گفت. پس انتخاب کن که معجزه‌ی زندگی خود باشی و خود و جهان را در موهبت‌های وجود خود سهیم کنی.

با هر رنجی گنجی هست

من در طی مسافرت‌هایم به سراسر دنیا، شاهد رنج‌های بسیار آدم‌ها هستم؛ رنج‌هایی که رنج من در برابرشان چیزی نیست. رنج پدیده‌ای جهانی است، اما بی‌تردید با هر رنجی، گشایشی نیز هست. اگر انسان اجازه ندهد، رنج نمی‌تواند ایمان را از دل‌ها بدزدد. اگر به نیروی بیکران الهی درون خود متصل باشی، پی می‌بری که با هر رنجی گنجی هست و خوشبختی در هر شرایطی ممکن است. اگر در ایمان خود راسخ باشی،بعضی از زخم‌ها خیلی زود خوب می‌شوند. گاهی چیزی را از دست می‌دهی. گاهی رابطه‌ای گسسته می‌شود. گاهی مقروض می‌شوی. در اموری از این دست گیر نکن، با ایمان به پیش برو. راه‌های تازه‌ی پیش رو را پیدا کن. وقتی به بن‌بست رسیدی، نگو که اینجا آخر دنیاست. بی‌تردید راهی برای عبور هست. آن را جستجو کن. اگر این راه را پیدا کنی، زندگی‌ات به طرز چشمگیری بهتر از آنی می‌شود که بتوانی تصورش را بکنی. همیشه به خاطر داشته باش که «خدا گر ز حکمت ببندد دری / ز رحمت گشاید درِ دیگری.»

روی خودت حساب کن

اگر در حال حاضر در جایی نیستی که دوست داری باشی، مانع را در بیرون از خود جستجو نکن، مانع در درون توست. مانع در نگاه توست. چشم‌ها را بشوی و جور دیگر ببین. همه چیز به دیدگاه ما بستگی دارد. مهم آن است که چگونه ببینی. هیچ چیز نباید موجب آن شود که ما خود را احتکار کنیم. هیچ چیز نباید موجب آن شود که ما خود را از زندگی بدزدیم و در پستوی ترس زندانی کنیم. از شکست نترس٫ این ما هستیم که به شکست‌های خود معنا می‌دهیم. شکست می‌تواند مایه‌ی ناامیدی و درماندگی ما شود و یا تجربه‌ای کارساز باشد و انگیزه‌ای شود برای دست یافتن به آنچه که آرزویش را داریم.

قبل از هر چیز مسئولیت وضعیت خود را به عهده بگیر و آنگاه عمل کن. نخست به خود و ارزش‌های والای خود اعتماد کن. تو نمی‌توانی منتظر دیگران بمانی تا تو را کشف کنند. فقط روی خودت حساب کنن و سپس با توکل به لطف و قدرت مطلق الهی دست به کار شو.

راه زندگی خود را پیدا کن

حقیقت آن است که ما آدم‌ها توانایی‌های منحصر به فردی داریم. باید توانایی‌های یگانه خود را بشناسیم و آن‌ها را با دیگران سهیم شویم. مسیر سعادت ما همین است: شناخت توانایی‌های خاص خود و سهیم شدن آن با دیگران. اگر هنوز نمی‌دانی که هدف عمده‌ی زندگی تو چیست، بهتر است درنگ کنی و به ارزیابی خود بپردازی. قلم و کاغذی بردار و آرام بنشین و فهرستی تهیه کن از فعالیت‌های مورد علاقه‌ی خود. به سوی انجام چه کاری کشیده می‌شوی؟ حین انجام دادن چه کاری می‌توانی زمان را فراموش کنی و ساعت‌ها به آن کار بپردازی؟ اطرافیانت تو را در چه کاری مستعد می‌دانند؟ آن‌ها چه ویژگی‌های برجسته‌ای در تو می‌بینند؟ این‌ها سرنخ‌های است که به تو کمک می‌کنند تا راهِ زندگی خود را پیدا کنی، راهی که برای تو دل دارد و در مسیر آن، استعدادها و موهبت‌های وجود خود را به جهان هدیه می‌کنی.

اگر هدف عمده‌ی زندگی خویش را پیدا کنی، به همه چیز رسیده‌ای. به تو اطمینان می‌دهم که تو نیز چیزهای باارزش بسیاری داری که می‌توانی آن‌ها را با دیگران سهیم شوی. شاید اکنون آن هدف را پیدا نکرده‌ای، اما اگر آن هدف نبود، تو نمی‌توانستی وجود پیدا کنی و به دنیا بیایی. من به یقین می‌دانم ک خدا اشتباه نمی‌کند. خدا معجزه می‌کند. من یکی از آن معجزه‌ها هستم، و تو معجزه‌ای دیگر.

از وجود خود ببخش

هلن کلر کسی بود که پیش از دو سالگی، در اثر بیماری، بینایی و شنوایی‌اش را از دست داد، اما سرانجام نویسنده‌ای بزرگ و سخنرانی پرشور و یک فعال اجتماعیِ تأثیرگذار شد. این زن بزرگ گفته است: «خوشبختی حاصلِ وفاداری به آرمان‌های بزرگ است.» حرف او به این معناست که به ارزش‌های خدادادِ خود ایمان داشته باش، آن‌ها را پرورش بده، آن‌ها را با دیگران سهیم شو و از داشتنشان شادمان و سپاسگزار باش. حرف او به معنای آن است که از نیازهای روزمره‌ی زندگی فراتر برو و به ساحتِ ژرف‌تر معنای زندگی وارد شو. بزرگ‌ترین پاداش‌های زندگی را وقتی دریافت می‌کنی که از وجود خود می‌بخشی، نه فقط از داشته‌های خود. منظور بهبود بخشیدن به زندگی دیگران است، پاره‌ای از حقیقتی بزرگ‌تر از زندگی شخصی خود بودن است، ایجاد یک دگرگونی مثبت است. لازم نیست حتماً مادر ترزا باشی تا این کارها را انجام بدهی. حتی یک آدم بی‌دست و پا مثل من هم می‌تواند این کارها را انجام دهد.

خود را دگرگون کن

گاهی ما متوجه نیستیم که تغییرات و جابجایی‌ها تا چه اندازه ما را دگرگون می‌کنند. هنگامی که از منطقه راحتی و از جای دنج خود بیرون می‌آیی و مجبور هستی محیط یا شرایط تازه‌ای را تجربه کنی، ممکن است به فشارهای عصبی، تردید و حتی افسردگی دچار شوی. ما اغلب در برابر دگرگونی‌ها و تغییر کردن، از خود مقاومت نشان می‌دهیم، اما آیا زندگی بدون دگرگونی‌ها معنایی دارد؟ بسیاری از تجربه‌های بزرگ زندگی ما، رشد ما، و موهبت‌های زندگی ما از طریق همین دگرگونی‌ها به دست می‌آیند. زندگی ما از کودکی می‌گذرد، وارد نوجوانی می‌شود، از نوجوانی می‌گذرد، وارد جوانی می‌شود. از جوانی می‌گذرد، وارد پیری می‌شود. تغییر نکردن و ثابت ماندن غیرممکن است. تغییر و دگرگونی، تنها قاعده‌ی بدون تغییر زندگی است.

اگر چشم‌اندازی از آینده و وضعیت جدید داشته باشیم ترغیب می‌شویم تا وضعیت کهنه‌ی کنونی خود را دگرگون کنیم. اگر نمی‌توانی از وضعیتی که اکنون هستی دل بکنی و به جایی بروی که دوست داری باشی؛ بهتر آن است که از جای مطلوب خود تصویری روشن داشته باشی. بدین سان پیشاپیش با جا و موقعیت تازه‌ی خود مأنوس می‌شوی. این انس و الفت، جابجایی و دگرگونی تو را آسان‌تر می‌کند.

خوشبختی را در درون خود جستجو کن

آدم‌ها برای رسیدن به احساس کامیابی و خوشبختی، راه‌های عجیب و غریبی را در پیش می‌گیرند. بعضی‌ها به پرخوری پناه می‌برند، بعضی‌ها به مشروب و مواد مخدر، بعضی‌ها کامیابی را در اندامی زیبا جستجو می‌کنند، بعضی‌ها در ماشین و ویلا. اما احساس کامیابی و خوشبختی، نتیجه‌ی داشته‌ها نیست، بلکه نتیجه‌ی شیوه‌ی بودن ماست. اگر به لذاتِ زودگذر زندگی تکیه کنی، فقط به طور گذرا ارضا می‌شوی. تو فقط زمانی احساس خرسندی خواهی کرد که با تمام وجود خود و شورمندانه زندگی کنی. گمان نکن اگر فلان و بهمان چیز را داشتی، آنگاه خیلی خوشحال‌تر از حالا می‌بودی. این نگرشی مبتنی بر توهم است و پایه و اساس واقعی ندارد. هنگامی که در میان اشیاء به دنبال خوشبختی می‌گردی، هرگز آن را پیدا نمی‌کنی. به اطراف نگاه نکن، به درون نگاه کن. خوشبختی در درون توست.

خود را همان طور که هستی دوست بدار

خدا ما را به بهترین و شگفت‌انگیزترین وجهی آفریده است. پس چرا برای ما تا این حد دشوار است که خود را همین طور که هستیم دوست بداریم؟ چرا باید از خود متنفر باشیم؟ چرا گاهی باید زیر آوار این احساس منفی لِه می‌شویم که ما به اندازه‌ی کافی خواستنی و دوست‌داشتنی نیستیم؟ اگر ما بر اساس نظر دیگران نسبت به خود، درباره‌ی خودمان قضاوت کنیم، همواره دچار اضطراب خواهیم بود، زیرا همواره خود را با دیگران مقایسه خواهیم کرد. هنگامی که با سختگیری و بی‌رحمی در مورد خود قضاوت می‌کنی و باری سنگین را روی دوش عاطفه‌ی خود قرار می‌دهی، در مورد دیگران نیز همین‌گونه رفتار خواهی کرد. اگر خود را همان طور که خدا تو را می‌پذیرد و دوست می‌دارد، بی‌قید و شرط، بپذیری و دوست بداری، در راه شادمانی، آرامش و خوشبختی قدم گذاشته‌ای.

زندگی را جشن بگیر

امروزه بیشتر آدم‌ها زیادی جدی و عبوس هستند. چه اشکالی دارد که گاهی مضحک و خنده‌دار باشیم؟ چه اشکالی دارد که کمی دیوانگی کنیم؟ من ترجیح می‌دهم مضحک و مسخره باشم تا عبوس و ملال‌آور. برای این که خودت باشی کمی دیوانه باش. اگر خطر نکنی و از این که توسط کسانی که نبوغ و یگانگی تو را قبول ندارند دیوانه تلقی شوی، بترسی؛ هرگز به آرزوها و رؤیاهای بزرگ زندگی خود نخواهی رسید. به خاطر خودت و به خاطر سیاره‌ی قشنگ زمین، جرئت داشته باش و بازیگوشی پیشه کن. شاد باش و خندان و دست‌افشان.

همیشه دوست دارم سرزندگی کودکانه‌ام را حفظ کنم. من کودکی کردن را دوست دارم. تنها زندگی کودکانه است که غیرقابل پیش‌بینی و سرشار از اتفاقات غیرمنتظره است. زندگی آدم‌بزرگ‌ها قابل پیش‌بینی‌ست و به همین دلیل هم ملال‌آور است. اگر احساس کردن زندگی‌ات تکراری و خسته‌کننده شده است، سفری کودکانه در پیش بگیر و بزرگ‌سالی خود را به مرخصی بفرست تا استراحتی بکند. همواره لطیف و بذله‌گو باش. شوخ‌طبع و خوش‌مشرب باش. از هر فرصتی استفاده کن تا طبع خود را شادتر و ملایم‌تر کنی. همواره کاشفِ شگفتی‌های زندگی باش.

زندگی، ماتمکده نیست. زندگی، ضیافتی الهی است. جشن عظیمی برپاست. در این جشن که میزبان آن خداست، چرا باید غمگین و ترشرو باشی؟ زندگی را جشن بگیر.

2 Comments

  1. واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم.
    خدا رو شکر به خاطر این همه موهبت که حتی به چشم هم نمیان

    • موسی توماج ایری

      خوشحالم که مطلب روی شما تاثیرگذار بوده
      خواندن این مطلب برای خود من هم بسیار تکان دهنده بود
      شاید نیک موفق ترین فردی باشد که تاکنون شناخته ام
      او بر مشکلات و محدودیت های آن جنان بزرگی غلبه کرده که تصورش هم نمیشه کرد
      یک الگوی عالی برای الهام گرفتن

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

43 − 33 =