• «اگر می‌خواهید چیزهای فوق‌العاده را به‌دست بیاورید، می‌توانید از امروز به آن برسید. از همین لحظه، انجام کارهای کمتر از فوق‌العاده را رها کنید.» توماس جی واتسون

تلفیق هارمونیک استعدادها؛ چگونه استعدادها و علایق خود را اولویت‌بندی و مدیریت کنیم؟

تلفیق هارمونیک استعدادها؛ چگونه استعدادها و علایق خود را اولویت‌بندی و مدیریت کنیم؟

سالیان دراز در رابطه با روش استفاده، اولویت‌بندی و مدیریت استعدادها و علایقم سردرگم و بلاتکلیف بودم. در طول چند سالی که به ارائه مشاوره در زمینه‌ی استعدادیابی و خودشکوفایی مشغول هستم، سؤالی تکراری که همواره از من پرسیده شده مربوط به چگونگی برخورد با استعدادها و علایق متفاوت بوده است. معمولاً هر یک از ما دارای ترکیبی از چند استعداد و علاقه مختلف هستیم. دلیل اینکه استعداد و علاقه را با هم به کار می‌برم آن است که علاقه اصیل به یک فعالیت یا موضوع، معمولاً نشانه‌ی وجود یک استعداد در آن زمینه است. بیشتر افراد وقتی نسبت به استعدادهای چندگانه خود شناخت پیدا می‌کنند نسبت به شیوه پرداختن، اولویت‌بندی و مدیریت آن‌ها احساس سردرگمی و بلاتکلیفی دارند. برای من بیش از بیست سال طول کشید تا بتوانم از این سردرگمی خارج شوم. من از طریق مطالعات، تجربه شخصی و آزمون و خطا توانستم روشی را برای اولویت‌بندی و مدیریت استعدادها و علایقم بیابم که آن را «تلفیق هارمونیک استعدادها» نامیده‌ام. در اینجا به توضیح این روش می‌پردازم به این امید که برای شما نیز مفید واقع شود.

  1. استعدادهای خود را شناخته و دسته‌بندی کنید

بیشتر افراد شناخت مناسبی از استعدادها و توانایی‌های خود ندارند. شناخت استعدادها مهارتی نیست که در مدرسه یا دانشگاه آموزش داده شود. من سعی کردم در کتاب «خودنبوغ‌شناسی: چگونه نبوغ ذاتی خود را کشف و شکوفا کنیم؟» به سهم خودم، به رفع این خلأ آموزشی کمک کنم. تفریحات، علایق، فعالیت‌های لذت‌بخش و یادگیری سریع برخی معیارها برای تشخیص هوش، استعداد و نبوغ ذاتی افراد هستند. دکتر هوارد گاردنر، بنیان‌گذار نظریه هوش‌های چندگانه، به طور کلی ۸ نوع هوش را شناسایی کرده است که عبارت‌اند از: هوش منطقی-ریاضی، هوش کلامی-زبانی، هوش تصوری-فضایی، هوش اندامی-جنبشی، هوش موسیقیایی، هوش میان فردی، هوش درون فردی و هوش طبیعت‌گرا. بر اساس نظریات دکتر گاردنر هر یک از ما دارای ترکیبی از چند هوش و استعداد هستیم. شما باید ببینید که هوش‌ها و استعدادهای خاص شما چیست و در کدام دسته قرار می‌گیرند.

  1. استعداد بنیادی خود را مشخص کنید

با این که هر یک از ما دارای دو یا چند هوش و استعداد خاص هستیم اما یک استعداد اصلی داریم که از سایر استعدادهایمان قوی‌تر است. این استعداد اصلی را استعداد بنیادی می‌نامیم. استعداد بنیادی، موهبتی ذاتی است که به مقداری بسیار بیشتر از بقیه استعدادهایتان به شما اعطا شده است. آیا این استعداد را در وجود خود تشخیص می‌دهید؟ استعداد بنیادی معمولاً در کودکی به طور طبیعی بروز پیدا می‌کند. کودکی که خود به خود و با مهارتی خاص از در و دیوار بالا می‌رود به احتمال زیاد از استعداد بنیادی اندامی-جنبشی برخوردار است. کودکی که محاسبات دشوار‌تر از سن خود را به طور سریع انجام می‌دهد احتمالاً دارای استعداد بنیادی منطقی-ریاضی است. اگر هر فعالیتی را نسبت به همسالان خود در حد بالایی بهتر و سریع‌تر و راحت‌تر و یا با شور و اشتیاق بیشتر انجام می‌دهید به احتمال زیاد استعداد بنیادی شما در آن زمینه است.

  1. جهت کلی و رسالت زندگی خود را تعیین کنید

رسالت زندگی مثل یک قطب‌نما جهت زندگی شما را تعیین می‌کند. رسالت زندگی در واقع مأموریتی است که برای انجام آن به دنیا آمده‌اید. رسالت از هدف متفاوت است. ما اهداف خود را انتخاب می‌کنیم و پس از دستیابی به آن‌ها، اهداف دیگری را برای خود در نظر می‌گیریم. اما رسالت زندگی را باید کشف کنیم. رسالت زندگی، غایت کلی حیات ماست و مسیر و جهت زندگی ما را مشخص می‌کند. اهداف باید در راستای رسالت شخصی باشند. در غیر این صورت زندگی ما معنای اصیل خود را از دست خواهد داد. استعدادها مثل ابزارهایی هستند که برای تحقق رسالت شخصی خود آن‌ها را به کار می‌گیریم.

  1. کار و فعالیت اصلی خود را انتخاب کنید

باید تصمیم بگیریم که کدام شغل و رشته را می‌خواهیم به عنوان کار اصلی خود انتخاب کنیم. میزان علاقه و اشتیاق یکی از مهم‌ترین معیارها برای انتخاب کار اصلی است. پس از آن باید نیاز اجتماع به آن کار و در نهایت باید میزان درآمد آن را در نظر بگیریم. کار اصلی ما باید بتواند استقلال و آزادی مالی ما را تأمین کند. در غیر این صورت در تقلا برای بقا گیر کرده و مجبوریم صرفاً برای کسب درآمد هر کاری را انجام دهیم. بنابراین کاری که انجام می‌دهیم ضمن ارضای روحی و لذت‌بخش بودن باید صرفه اقتصادی هم داشته باشد تا بتوانیم سبک زندگی دلخواه خود را در پیش بگیریم. پس از این که شغل و رشته اصلی خود را انتخاب کردیم باید استعداد اصلی خود را برای انجام آن به کار گیریم.

  1. استعداد بنیادی خود را محور کار خود قرار دهید

بدیهی است که شما برای انتخاب کار اصلی خود، استعداد بنیادی خود را نیز در نظر خواهید گرفت. در واقع استعداد بنیادی شما بر نوع کار شما تقدم دارد و کار اصلی خود را باید بر مبنای استعداد بنیادی خود انتخاب کنید. وقتی که چنین کردید باید استعداد بنیادی خود را محور آن کار قرار دهید. منظور این است که بتوانید از استعداد اصلی خود بیشترین استفاده را برای انجام کار خود ببرید. به طور مثال اگر استعداد بنیانی شما تصویری-فضایی باشد و شما در تناسب با آن رشته طراحی دوخت را انتخاب کرده باشید اما صرفاً به عنوان خیاط فعالیت کنید، استعداد اصلی خود را محور کار خود قرار نداده‌اید. اما اگر مستقیماً به طراحی لباس بپردازید یا در زمینه ارزیابی و انتخاب طرح‌های موجود فعالیت کنید، استعداد بنیانی شما محور کار شما قرار گرفته است و در این صورت کار شما بازدهی و خلاقیت بسیار بالایی خواهد داشت.

  1. کار خود را با رسالت شخصی خود همسو کنید

کار ما با محوریت استعداد بنیانی‌مان روش ما برای تحقق رسالت شخصی ماست. اگر رسالت شخصی شما «احیای محیط زیست» باشد و شغل «حفاظت محیط زیست» را بر اساس استعداد بنیانیِ «هوش طبیعت‌گرای» خود انتخاب کرده باشید در این صورت در مسیر درستی قرار دارید و کار شما با رسالت شخصی شما همسو و سازگار است. اگر کار ما در جهت رسالت شخصی‌مان نباشد بیشتر به معنای «کار برای کار» یا «کار برای پول» یا «کار برای اعتبار اجتماعی» و امثال آن خواهد بود که این نوع کار معمولاً با تقلا و استهلاک بالا و از لذت، سازندگی و خلاقیت پایین همراه خواهد بود. این نوع کار در نهایت نوعی بیگاری است و برای خود فرد و دیگران ارزش زیادی ایجاد نخواهد کرد.

  1. استعدادهای فرعی را در خدمت کار اصلی خود به کار گیرید

بیشتر افراد اهمیتی به استعدادهای خود نمی‌دهند و بیشتر در اوقات فراغت خود و به عنوان تفریح و سرگرمی به آن‌ها می‌پردازند. در یک تلفیق هارمونیک استعدادها، استعدادهای فرعی باید در خدمت کار اصلی و همسو با استعداد بنیادی به کار گرفته شوند. به عنوان مثال استعداد بنیادی من نوشتن یا همان هوش کلامی-زبانی است و کار اصلی من نیز نویسندگی در زمینه‌های مورد علاقه‌ام مثل خودشناسی و خودشکوفایی است. اما از استعداد فرعی درون فردی یعنی توانایی درون‌نگری و تأمل درونی نیز برخوردار هستم و آن را در جهت کار اصلی خود که نوشتن است به کار می‌گیرم.

  1. تمام استعدادهایتان را باهم سازگار و هماهنگ کنید

در نهایت برای یک زندگی هماهنگ، منسجم، یکپارچه و معنادار باید بتوانید تمام استعدادهایتان را با هم همسو، سازگار و هماهنگ کنید. در این مسیر ما هیچ گاه به حالت ایدئال نخواهیم رسید اما همیشه باید در جهت هماهنگی بیشتر و تلفیق هارمونیک استعدادها حرکت کنیم. ایجاد این نوع هماهنگی و انسجام خود نیازمند خلاقیت و ابتکار است و وقتی تحقق یابد منجر به فعالیتی لذت‌بخش، ارضاکننده شده و ارائه‌ی ارزش و خدمتی والا در جهت تحقق رسالت شخصی‌مان را به همراه خواهد داشت. اکثر قهرمانان بزرگ، دانشمندان، مخترعان، هنرمندان و سایر سازندگان فرهنگ و تمدن با تلفیق هارمونیک استعدادهایشان از چنین زندگیِ هماهنگ، یکپارچه و معناداری برخوردار بوده و از این رو ضمن کسب لذت و ارضای روحی، خدمت شایسته‌ای را نیز به بشریت هدیه کرده‌اند. هر یک از ما در صورت جدیت، جسارت و داشتن همت عالی می‌توانیم به جمع این انسان‌های تاریخ‌ساز بپیوندیم.

نوشته شده توسط موسی توماج ایری برای چطور

4 Comments

  1. مرسی. من هم شرایط مشابهی داشتم . الان راحتتر میتونم راجه به کارم تصمیم بگیرم

  2. ممنون که تجربه های خودتونو باما به اشتراک میزارین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

− 1 = 2