• «شهامت، مقاومت در برابر ترس است؛ تسلط بر ترس است، نه عدم وجود ترس.» مارک تواین

اقدام با وجود ترس؛ راز تحقق رؤیاها

اقدام با وجود ترس؛ راز تحقق رؤیاها

ترس‌هایتان چقدر در عدم موفقیت شما نقش دارند؟

بیشتر مردم هر کاری می‌کنند تا از احساس ناامنی ناشی از ترس اجتناب کنند. اگر شما یکی از این افراد هستید، در معرض این خطر قرار دارید که هرگز به آنچه در زندگی می‌خواهید، نرسید.

تصور کنید که از پیگیری و اقدام در جهت بزرگ‌ترین رؤیاهایتان نمی‌ترسیدید زندگی شما به چه صورتی درمی‌آمد؟

غلبه بر ترس‌هایتان شاید تنها گام اساسی برای تحقق زندگی رؤیایی‌تان باشد.

ترس امری طبیعی است. وقتی طرح جدیدی را شروع می‌کنیم یا دست به ریسک جدیدی می‌زنیم معمولاً احساس ترس می‌کنیم. بیشتر مردم اجازه می‌دهند که ترس‌هایشان آن‌ها را از برداشتن گام‌های بیشتر برای دستیابی به رؤیاهایشان بازدارد.

مزایای ترس

ترس، مکانیسمی برای آگاه کردن ما از خطرات جانی بود که در میلیون‌ها سال قبل شکل گرفت. وجود خطری احتمالی به ما هشدار می‌داد، ترشح آدرنالین خون را بیشتر می‌کرد و موجب می‌شد تا احساس خطر و فرار کنیم. متأسفانه اگرچه این واکنش در روزهایی که حیوانات وحشی ما را دنبال می‌کردند مفید بود، امروزه بیشتر تهدیدات صرفاً ساختۀ ذهن ماست نه تهدیدی واقعی برای جان ما.

ترس ذاتی نیست

اگر در کودکی قرار بود که از افتادن و آسیب دیدن بترسیم هرگز نمی‌توانستیم راه برویم. اگر قرار بود از اشتباه کردن بترسیم هرگز نمی‌توانستیم حرف زدن را بیاموزیم. اگر قرار بود از حضور در جمع بترسیم هرگز نمی‌توانستیم به مدرسه و دانشگاه برویم و ازلحاظ اجتماعی رشد کنیم. کودکان معمولاً از حیوانات و حشرات هیچ ترسی ندارند مگر اینکه این ترس به آن‌ها آموخته شود. اما بزرگ‌ترها معمولاً از سوسک، موش و خیلی از موجودات ریز و ضعیف دیگر می‌ترسند. هیچ‌یک از این ترس‌ها منطقی و معقول نیست.

ترس نامعقول

افراد بسیاری از مسافرت با هواپیما می‌ترسند درصورتی‌که به‌راحتی سوار ماشین می‌شوند و هیچ ترسی از آن ندارند. وقتی از آن‌ها می‌پرسیم که چرا از سوارشدن می‌ترسند؟ معمولاً می‌گویند که ممکن است هواپیما سقوط کند و آن‌ها بمیرند. اما شاید جالب باشد بدانیم که آمار مرگ ناشی از تصادف خودرو بیشتر از سقوط هواپیما است. مردم خیلی بیشتری در اثر تصادف اتومبیل می‌میرند. پس خطر مسافرت با اتومبیل خیلی بیشتر از احتمال مرگ در اثر سقوط هواپیما است اما آدم‌های بیشتری از مسافرت با هواپیما می‌ترسند. بسیاری از ترس‌های ما چنین وضعی دارند و نامعقول هستند.

بیشتر چیزهایی که در زندگی از آن‌ها می‌ترسیدم هرگز اتفاق نیفتادند.    مارک تواین

تغییر تصورات ترسناک

بیشتر ترس‌های ما ساخته خودمان است. خوشبختانه چون این فکر ساخته خودمان است خودمان نیز می‌توانیم آن را تغییر دهیم. می‌توانیم ترس را متوقف کنیم و خود را به مرحله آرامش برسانیم که البته این کار را با مواجه‌شدن با حقایق انجام می‌دهیم نه در خیال خود.

به‌منظور از بین بردن ترس باید از خودمان بپرسیم که چه تصوری ما را می‌ترساند. بعد باید آن تصور را با تصور مثبت و مخالف آن جایگزین کنیم. مثلاً اگر می‌ترسید که کسی به درخواست شما جواب منفی بدهد تصور کنید که او با خوش‌رویی تمام به شما پاسخ مثبت می‌دهد. با حفظ این تصور در ذهنتان ترس شما از بین می‌رود و شما قادر به اقدام عملی می‌شوید.

دل به دریا بزنید

همه افراد موفق ناچار بودند علیرغم ترسشان دست به اقدام بزنند. بزرگ‌ترین نابودگر ترس، روبرو شدن با آن است. بسیاری از افراد از صحبت در جمع می‌ترسند اما وقتی خود را وادار به این کار می‌کنند بلافاصله ترسشان از بین می‌رود. تمام افراد موفق همه ترس‌های بزرگی را تجربه کرده‌اند اما آنچه آن‌ها را از دیگران متمایز کرد این بود که علیرغم ترس دست به عمل زدند. آن‌ها می‌دانستند که اگر عمل نکنند فرصت از دستشان می‌رود و نمی‌توانند به رؤیاهایشان دست یابند.

خدا گفت:

بیایید کنار این لبه

آن‌ها گفتند:

ما می‌ترسیم

خدا گفت:

بیایید کنار این لبه

آن‌ها آمدند

خدا آن‌ها را هل داد

و آن‌ها پرواز کردند            گوئیلائوم آپولینار؛ شاعر فرانسوی

2 Comments

  1. با سلام و خسته نباشید
    مرسی از مطلب مفیدتون . این واکنشی هست که در اطرافیانمون خیلی شاهدش هستیم .اما گاهی وقتها این ریسک اونقدر زیاده که ممکنه انجامش به قیمت از دست دادن بخش زیادی از سرمایه منجر بشه. آیا معیاری برای اینکه بفهمیم ترسمون واقعی نیست وجود دارد؟

    • موسی توماج ایری

      سلام دوست عزیز
      مناسبترین معیار برای تشخیص واقعی یا کاذب بودن یک ترس «عقل و تجربه» است. اما قدرت احساس و تصور همیشه بیشتر از عقل و منطق است. اگر چوبی به پهنای سی سانتیمتر و طول ده متر در ارتفاع یک متری قرار داده شود به راحتی از روی آن عبور می کنید اما اگر آن را بین دو برج در ارتفاع بیست متری قرار دهند، چطور؟ پهنای چوب هیچ تغییری نکرده و عقل و منطق می گوید که شما به راحتی باید از روی آن عبور کنید اما تصور سقوط از ارتفاع بیست متری معمولا بر عقل و منطق غلبه می کند. پس بعد از اینکه با عقل و منطق و تجربه خود و دیگران میزان خطر را ارزیابی کردیم اگر فهمیدیم که ترس بی مورد و کاذب است باید از تصور و تخیل برای موفقیت استفاده کنیم. یعنی تصور عبور را باید بر تصور سقوط غالب کنیم.

      درسته، هر کاری ریسکی دارد و معمولا کارهای با ریسک کم نتایج و دستاورد کمتری هم دارد. شما با بررسی شرایط و در نظر گرفتن تمام جوانب کار باید سعی کنید ریسک را به حداقل برسانید. از طرف دیگر باید بدترین وضعیت ممکن را هم در نظر بگیرید و در نهایت تصمیم بگیرید که برای دستیابی به هدف حاضر هستید اقدام کنید یا نه؟ معمولا آدمهایی که می توانند شکست های بیشتری را تحمل کنند دستاوردهای بزرگتری کسب می کنند. اما این به روحیه آدم هم بستگی دارد. مثلا کسی که روحیه کارمندی دارد و دنبال حداقلی از امنیت و ثبات اقتصادی است معمولا برای کسب و کار مستقل و کارآفرینی مناسب نیست.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

45 − 39 =