• از نظر روانشناسی هیچ چیز بیش از زندگی نزیسته والدین، بر محیط آنها و به ویژه بر فرزندانشان تاثیر نمی گذارد. کارل گوستاو یونگ

از بیکاری تا بیگاری؛ آیا راهی آسان‌تر برای کسب درآمد و ثروت وجود دارد؟ (قسمت دوم)

از بیکاری تا بیگاری؛ آیا راهی آسان‌تر برای کسب درآمد و ثروت وجود دارد؟ (قسمت دوم)

 

ارزش مادی زور بازو

هرکول قهرمان اسطوره‌ای یونان بود. او سمبل قدرت فیزیکی و همچنین شجاعت بود. در اسطوره‌ها آمده که هنگامی‌که در گهواره بود دو مار را خفه کرد و در سنین نوجوانی توانست شیری را از پا درآورد. از مشخصه‌های هرکول می‌توان به سلاحش که گرزی بود از جنس چوب زیتون و لباسی که از پوست شیر درست شده بود، اشاره کرد. همچنین اشاره‌شده که او از دانش و خرد بهره چندانی نداشت. هر چه بود زور بازوی او در عصر خودش برای کشتن شیر و مار یا دشمنان و همچنین برای انجام شکار و بعدها کشاورزی بسیار کارگر می‌افتاد.

ازلحاظ قدرت اقتصادی، انقلاب صنعتی در اواخر قرن هجدهم و آغاز قرن نوزدهم به دوران ۸ هزارساله‌ای که کشاورزی منشأ ایجاد ثروت بود پایان داد. فعالیت‌های کشاورزی که در قرن هجدهم ۹۸ در صد جمعیت آمریکا را مشغول کرده بود، در پایان قرن بیستم منبع درآمد فقط ۲ درصد جمعیت این کشور بود. ماشین بخار که نیروی بسیار عظیم‌تر نیروی هرکول را در اختیار گذاشت، انجام کارهای ناممکن را ممکن ساخت. لئوناردو داوینچی تصویر انواع ابزارهای مکانیکی درخشان را در ذهن خود داشت، اما همۀ آنها، روی کاغذ، نساخته باقی ماند زیرا موتوری وجود نداشت که نیروی محرکه آنها را تامین کند. با ظهور ماشین بخار، بیشتر چیزهایی که برای او فقط قابل‌تصور بودند به واقعیت پیوستند.

ارزش مادی دانش، تفکر و تخیل

صدسال بعد، در پایان قرن نوزدهم و آغاز سده بیستم، با ورود برق به صحنه زندگی و ابداع تحقیق و توسعه صنعتی پیگیر و منظم، انقلابی پدید آمد که مورخان اقتصادی آن را انقلاب صنعتی دوم نام نهاده‌اند. شب و روز یکی شد. صنعت‌های جدید سر برآوردند – تلفن، فیلم و سینما، آلومینیوم – و صنعت‌های قدیم تغییر شکل دادند. اقتصادهای محلی نابود شدند و اقتصادهای ملی جدید سر برآوردند.

امروز سومین انقلاب صنعتی در جریان است. میکروالکتریک، کامپیوتر، مخابرات و ارتباطات دوربرد، اینترنت، مواد مصنوعی، ربات و نانو و بیوتکنولوژی همه شئون زندگی را دگرگون ساخته‌اند. در عصر انقلاب صنعتی سوم، پایه‌های قدیم کامیابی، قدرت و ثروت فرو ریخته است. در تمام طول تاریخ بشر، منشأ کامیابی دستیابی به منابع طبیعی مانند زمین، طلا و نفت بوده است، حالا ناگهان ورق برگشته و «دانش» به‌جای آن نشسته است. دقیقاً همان چیزی که هرکول فاقد آن بود. این دوران، عصر صنایع و فناوری‌های انسان ساخته بر پایه «دانایی و توانایی‌های ذهنی» است. اینجاست که مفهوم جمله آن فیلسوف، آین راند، بهتر فهمیده می‌شود که گفته بود: «ثروت محصول توانایی انسان در فکر کردن است.»

امروز بیل گیتس، ثروتمندترین مرد دنیا، مالک چیزهای ملموس نیست – نه زمین دارد، نه طلا، نه نفت، نه کارخانه، نه فعالیت صنعتی دیگر و نه ارتش و سپاهی و نه البته زور بازوی هرکول. این اولین بار در طول تاریخ بشر است که ثروتمندترین مرد دنیا فقط«رؤیا، ایده و دانش» دارد و بس٫ گویا در طول هزاران سال تکامل، در یک دگردیسی شگفت‌انگیز، قدرت بشر از سطح عینی خشن، فیزیکی و عضلانی به سطح ظریف و نامرئی ذهنی منتقل‌شده که علیرغم ظرافت و نامرئی بودن میلیون‌ها بار از قدرت فیزیکی قوی‌تر است.

«تنها سرمایه مایکروسافت، تخیل انسان است.»                     بیل گیتس

 ارزش مادی کار عاشقانه

«هر چه شادی یک کار بیشتر باشد دریافت پولش نیز بیشتر خواهد بود.»   مارک تواین، نویسنده آمریکایی (۱۹۱۰-۱۸۳۵)

درواقع موقعی که شما عاشق کاری باشید که انجام می‌دهید ثروت نامحدودی به‌سوی شما شروع به جاری شدن می‌کند. اگر شما کاری را تنها برای دریافت حقوق و پول انجام دهید خیلی زود دچار فرسودگی می‌شوید. هر روز صبح  با اکراه سر کارتان می‌روید و آنجا نیز برای اتمام ساعت کاری لحظه‌شماری می‌کنید. شما فقط یک روز شاد در ماه خواهید داشت که آن‌هم روز دریافت حقوق است. این یک دور باطل و اتلاف گران‌بهاترین دارایی‌مان یعنی همان عمر، به خاطر حقوقی ناچیز است. اما اگر شما عاشق کار خود باشید همیشه سرشار از شور، نشاط و سرزندگی خواهید بود.

اگر مجبور باشید کاری را انجام دهید که واقعا عاشق آن نیستید و یا به آن علاقه ندارید به‌هیچ‌وجه در آن کار موفق نخواهید بود و همواره با کوهی از مشکلات مواجه خواهید شد. موفقیت زمانی حاصل می‌شود که کار (رنج، سختی، تلاش) کاهش و کار نکردن (شادی، عشق و راحتی) افزایش یابد. موفقیت به‌وسیله عشق و اشتیاق حاصل می‌شود نه کار سخت، رنج بردن و تقلای زیاد.

افسوس که دنیا درگیر یک مصیبت بزرگ است. تقریبا همه مردم برای امرارمعاش کار می‌کنند و این بدان معناست که تقریبا همه رنج می‌برند تا زنده بمانند؛ و جالب آنکه همین افراد به نسل جوان‌تر نیز عینا الگوی رفتاری خود را آموزش می‌دهند و ادعا می‌کنند که کار سخت فضیلت است و رنج کشیدن سود زیادی برای انسان به همراه دارد. وقتش است که این گفته را که:

برو کار می‌کن مگو چیست کار

که سرمایه جاودانی است کار

با این توصیه جایگزین کنیم:

برو کاری عاشقانه‌کن مگو چیست عشق

که سرمایه جاودانی است عشق

گنج در خانه و ما …

در درون هر انسانی منبع بی‌پایانی از ثروت و فراوانی وجود دارد. تمام ابداعات و اکتشافات انسانی از این منشأ درونی به وجود آمده‌اند. این خزانه بیکران همان استعدادها و قابلیت‌های ویژه ماست.

همان‌طور که در کتاب «خودنبوغ‌شناسی» نشان داده‌ام به هر یک از ما انسان‌ها توانایی‌ها و استعدادهای منحصربه‌فردی اعطا گردیده است که آن را «نبوغ ذاتی» نامیدیم. تراژدی زندگی بشری آن است که فقط حدود ۲% از انسان‌ها قادر به شکوفایی نبوغ ذاتی خود می‌شوند. بااینکه همه انسان‌ها با نبوغی ذاتی و منحصربه‌فرد به دنیا می‌آیند اما به‌مرور زمان و با بزرگ‌تر شدن، این نیروی خلاقه کمتر و کمتر می‌شود و تقریباً از بین می‌رود. همان‌طور که مخترع بزرگ، باکمینستر فولر گفته:«همه نابغه به دنیا می‌آیند و جامعه آن‌ها را نبوغ زدایی می‌کند.»

والدین، مدرسه و جامعه می‌توانند تاثیری مخرب بر روی نبوغ ذاتی افراد داشته باشند. هر چقدر این عوامل محیطی منفی‌تر و ناسالم‌تر باشند، تاثیر تخریبی آن بیشتر خواهد بود. کودکان خردسال، درکی از این ارزش‌ها و برچسب‌ها نداشته و بدون این محدودیت‌ها کنش و واکنش نشان می‌دهند. توانایی ما در ابراز خلاقیتمان به‌تدریج که می‌آموزیم نظرها، ارزیابی‌ها و باورهای دیگران را بپذیریم، افت می‌کند. بااین‌حال نبوغ خلاق پنج‌سالگی در درون ما پنهان و در انتظار آزاد کردن خویشتن است.

پایان قسمت دوم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 + 3 =