• با پشتکار هر چیزی را می‌توان به دست آورد. آنتی فانس

مخترعی که می‌خواست از نفرت انسان‌ها برق تولید کند!

مخترعی که می‌خواست از نفرت انسان‌ها برق تولید کند!

هفدهم دی‌ماه (هفتم ژانویه) سالروز درگذشت نابغه‌ای است که زندگی او سراسر از ماجراهای پرشور و افسانه‌وار در مورد نبوغ، جنون، وسواس، اختراع، تخیل، انزوای خودخواسته، خلاقیت، رؤیاهای جسورانه، تلاش طاقت‌فرسا، مبارزه برای احقاق حق و مداومتی مثال‌زدنی برای تحقق افکار عجیب‌وغریب و به‌ظاهر ناممکن است. کسی که باوجوداینکه در زمان حیات خود به دلیل پافشاری صادقانه بر پیگیری علم و ابداع و بی‌توجهی به برخورداری از مزایای مادی آن، مورد جفا قرار گرفت و توسط دانشمندان و مخترعان ثروتمند و بانفوذ به حاشیه رانده شد و در فقر و تنهایی مرد، اما امروزه به قهرمانی افسانه‌ای بدل شده و الهام‌بخش بسیاری از مخترعان و دانشمندان امروزی است.

در سال ۱۸۵۶ میلادی وقتی‌که توماس آلوا ادیسون کودکی ده‌ساله بود و در آزمایشگاه خود در زیرزمین خانه‌شان واقع در پرت هورن در ایالت میشیگان آمریکا به ترکیب کردن انواع مواد شیمیایی مشغول بود؛ در دهکده‌ای در آن‌سوی دنیا در گوشه‌ای از کشور کرواسی کودکی به دنیا آمد که پنجمین فرزند یک کشیش ارتدکس به نام میلوتین تسلا بود. این کودک که قرار بود روزی به‌عنوان بزرگ‌ترین رقیب ادیسون با او وارد نزاعی بر سر جریان برق شود، نیکولا نام داشت. مادرش، دوکا ماندیک، استعداد بالایی در بافتن پارچه‌های ظریف و زیبا با دستگاهی داشت که خود ابداع کرده بود و اشعار صربستانی را به‌راحتی به خاطر می‌سپرد. این استعدادهای مادر به‌صورت حافظه تصویری و تخیلی قوی به نیکولا منتقل شد. او در هشت‌سالگی به علاقه خود به مهندسی و فیزیک پی برد.

رفتن به دانشگاه و ترک آن

تسلا در سال ۱۸۷۵ وارد دانشگاه پلی‌تکنیک شهر گراتس در اتریش شد. او با اشتیاق و تلاش بی‌وقفه در سال اول در تمام دروس نمره عالی گرفت. در سال بعد با یکی از اساتید خود در مورد موتورهای جریان مستقیم وارد اختلاف‌نظر و مشاجره شد…

از پاریس تا نیویورک

در سال ۱۸۸۱ در یک شرکت تلگراف در بوداپست، پایتخت مجارستان شروع به کار کرد. او توانست سیستم برق و تلفن ایستگاه مرکزی آن شرکت را تا حدود زیادی بهبود دهد. در جستجوی کار بهتر در سال ۱۸۸۲ توسط کارفرمای خود برای کار در شعبه پاریسِ شرکت بین‌المللی ادیسون معرفی شد…

بحران روانی و ایده اِلقایی

تسلا در همان زمانی که در شرکت تلگراف در بوداپست کار می‌کرد دچار بحران عصبی شد که خود آن را ناشی از حس‌های به‌شدت قوی خود می‌دانست. او ادعا می‌کرد که می‌تواند صدای تیک‌تیک ساعت را از سه اتاق آن‌طرف‌تر بشنود یا…

شوخ‌طبعی آمریکایی و فریب ۵۰ هزار دلاری

از ملاقات دو مخترع نامدار و آنچه میان آن‌ها پیش آمده، روایت‌های متفاوتی نقل شده که در جزئیات اندکی باهم متفاوت‌اند. اما اصل ماجرا این است که تسلا در اولین برخورد با ادیسون …

از شکست بزرگ تا شاهکار اِلقایی

باوجود سرخوردگی از برخورد ناجوانمردانه ادیسون، تسلا بلافاصله به پیگیری ایده‌های خلاقانه خود پرداخت. طولی نکشید که ایده‌های هوشمندانه‌اش…

جنگ جریان‌ها و پیروزی بزرگ

تسلا که برخلاف ادیسون و سایر دانشمندان و مخترعان ثروتمند و بانفوذ، از امکانات تبلیغاتی برخوردار نبود در سال ۱۸۹۳ یک فرصت استثنایی در مقیاس جهانی برای نمایش قابلیت‌های سیستم توزیع جریان متناوب (AC) به دست آورد…

رؤیاهای بزرگ؛ از نیروگاه نیاگارا تا انتقال بی‌سیم برق

یکی از اولین کاردستی‌‌های تسلا در مدرسه ساخت یک توربین آبی بود. او از همان زمان رؤیای استفاده از نیروی یکی از معروف‌ترین آبشارهای جهان را داشت…

او در ذهن خود روزی را می‌دید که با پیاده‌سازی ارتباط بی‌سیم در سراسر جهان، زمین به یک شبکه عصبی بزرگ تبدیل‌شده که تمام نقاط آن را به‌صورت آنی به هم مرتبط می‌سازد…

نسخه کامل این مقاله را به قلم موسی توماج ایری در ماهنامه دانشمند، دی ماه ۱۳۹۶، شماره ۶۵۱ بخوانید.

3 Comments

  1. سلام
    ماهنامه ی دانشمند رو باید خرید؟ از این به بعد مطالب سایت رو باید از ماهنامه مطالعه کنیم؟
    من نمی دونستم این ماهنامه وجود داره
    ممنون

    • موسی توماج ایری

      سلام دوست عزیز
      این مطلب چون اختصاصا به سفارش ماهنامه دانشمند نوشته شده، من مجاز نیستم کل آن را در سایت منتشر کنم. بنابراین فقط جهت اطلاع دوستان بخشی از آن را در سایت قرار دادم تا کسانی که علاقمند بودند، از مجله مطلب را مطالعه کنند. شخصا هیچ نفعی در فروش مجله ندارم و قرار دادن این مطلب در سایت برای تبلیغ مجله نیست بلکه صرفا برای اطلاع رسانی مطلبی است که توسط بنده نوشته شده است. ماهنامه دانشمند بیش از نیم قرن است که منتشر می‌شود و احتمالا نیازی به تبلیغ بنده ندارد.
      در هر صورت اگر قرار دادن مطلب به این صورت نصفه و نیمه باعث آزردگی شما شده، عذر مرا بپذیرید.
      سپاس از توجه و حساسیت شما
      با آرزوی شادمانی روزافزون

  2. ممنون آقای توماج ایری ،مطالب شما ارزش این رو دارد که آدم به خاطرش مجله رو خریداری کنه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

− 3 = 7