• زندگی کشف خود نیست، ساختن خود است. – جرج برناردشاو

مشاوره رایگان

سلام دوست عزیز

من، موسی توماج ایری، مؤسس و راهبر سایت زندگی رویایی، هستم. بیش از بیست سال است که در زمینه شناخت و توسعه قابلیت‌های انسانی مطالعه و تحقیق می‌کنم. تحصیلات رسمی من کارشناسی مهندسی شیمی و کارشناسی ارشد فلسفه علم از دانشگاه امیرکبیر (پلی تکنیک تهران) است. همچنین دارای گواهینامه بین‌المللی مربیگری زندگی (Life Coaching) از موسسه Oxford Cert انگلیس هستم.

اشتیاق و علاقه من نویسندگی، سخنرانی، مشاوره و مربیگری در زمینه موفقیت، رشد شخصی و کسب استقلال مالی است. هیچ‌چیزی برای من لذت‌بخش‌تر از این نیست که ببینم کسی با استفاده از اطلاعات و آموزش‌هایی که ارائه می‌دهم، به اهداف و نتایج دلخواهش رسیده است. هر یک از ما منبع بی‌پایان و باشکوهی از توانایی‌ها و قابلیت‌های شگفت‌انگیز هستیم. بنابراین باور من این است که با استفاده از این توانایی‌ها زندگی ما در تمام ابعاد باید غنی، باشکوه و رویایی باشد.

برای من، این تعهدی عظیم و شوق‌انگیز است که به افراد، برای شکوفایی هر چه بیشتر توانایی‌ها و دستیابی به رویاهایشان، یاری‌ رسانم. در همین راستا اگر شما نیز برای دستیابی به اهداف و رویاهای خود راسخ و جدی هستید، من با شادمانی همواره حامی و پشتیبان شما خواهم بود. برای این منظور این صفحه را با عنوان مشاوره رایگان قرار داده‌ایم.

این بخش برای تبادل‌نظر و پاسخگویی به سؤالات شما و پشتیبانی از شما در مسیر موفقیت، خودشکوفایی و دستیابی به رویاهایتان طراحی گردیده است. همچنین می‌توانید مشکلات، موانع، رویاها، اهداف، برنامه‌ها، شکست‌ها، موفقیت‌ها و سایر نظرات خود را در این صفحه با من و سایر دوستان در میان بگذارید. تجربه هر یک از ما شاید الهام‌بخش شخصی دیگر برای دستیابی سریع‌تر به اهدافش باشد.

 

رویای من تحقق رویای شماست

موسی توماج ایری
مؤسس و راهبر سایت زندگی رویایی
محقق، نویسنده، سخنران، مشاور و مربی در زمینه موفقیت، رشد شخصی و کسب استقلال مالی

150 Comments

  1. باسلام
    استاد عزیز عرض ادب و احترام من احمدی هستم آگه به شماره ای از خودتان به من بدهید سپاسگزارم چون من عراق هستم کمی برآیم مشکله شماره هم بخاطر هماهنگی که بخوان بیان ایران می خواستم و به سری سوالات و کتابتان رو هم خریدم نبوغ خود رو بشناسید بزارم ممنونم استاد دوستتون دارم

    • آقای احمدی عزیز
      سلام
      بسیار از لطف و ابراز محبت شما سپاسگزارم
      من از پیگیری شما برای تهیه کتاب خودنبوغ‌شناسی از خارج از کشور با وجود مشکلات موجود، مطلع شدم. به وجود همراهانی چون شما که علاقه و اشتیاق وافری به رشد و شکوفایی استعدادهای خود دارند افتخار می‌کنم. شما می‌توانید سوالات خود را در همین صفحه یا از طریق ایمیل‌های درج شده در کتاب با ما مطرح کنید. در آینده شاید امکان مشاوره تلفنی و حضوری هم فراهم شود.
      برای شما دوست عزیز از صمیم قلب آرزوی موفقیت‌های رویایی و شکوفایی هرچه بیشتر نبوغ ذاتی‌تان را دارم

  2. استاد عزیزم ممنونم از محبت شما من عاشق این هستم که من هم به نبوبه خودم بتوانم به مردم خدمت کنم تا بتوانند ماموریت که خدواند به آنها داده بشناسند و کشف کنند و با کمک استادهای مثل شما مرا رو در این امر کمک کنند واقعا استادهای چون شما بسیار کم هستند و من به شما ایمان کامل دارم من خواستم کتاب رو بخرم چون لطف و محبت صادقانه شما باعث شد که منم هم بخاطر لطفی که به من داشتید نتونستم بخوانم و درون بهم می گفت هروی شده باید کتاب رو بخری و این شد که نخوانده و سفارش دادم بزارم هم از محبت و کمکتان سپاسگزارم دوستتون دارم شاگردتون احمدی از عراق

  3. با سلام
    مدتی است با خودم کلنجار می روم تا استعداد واقعی خود را پیدا کنم تا اینکه یک ایمیل از سایت شما برایم فرستاده شد وقتی به سایت مراجعه کردم در قسمت محصولات کتاب خود نبوغ شناسی نظر من را جلب کرد و با خود گفتم این همان چیزی است که می خواهم کتاب را دانلود کردم اما وقتی آن را از حالت زیپ خارج می کنم پیغام خطا می دهد و باز نمیشود

    • مهدی عزیز
      سلام
      فایل کتاب به ایمیل شما ارسال گردید
      با آرزوی موفقیت و خودشکوفایی بیشتر برای شما
      با ما همراه باشید

  4. با عرض سلام و خسته نباشید،اول از همه ممنونم که همچین سایت خوب و مفیدی دارین،و بعد تشکر کنم کنم کهواین فرصت و به ما میدین تا بتونیم مشورت کنیم.من میخاستم بدونم رویاهای بزرگ فقط ویژه نابغه ها و افراد خاصه!چون من رویایی بزرگ در سر دارم که خانوادم میگن تو نمیتونی بهش برسی،و اونایی که کارهای بزرگ کردن و یه جورایی نوابغ،اونا نابغه به دنیا اومدن و این خیلی منو مایوس میکنه!

    • سلام سعید عزیز
      در کتاب خودنبوغ‌شناسی: چگونه نبوغ ذاتی خود را کشف و شکوفا کنیم؟ نشان داده‌ام که هر کودکی نابغه به دنیا می‌آید و در واقع همه نابغه‌اند اما در فرآیند بلوغ و اجتماعی شدن در ۹۸ درصد افراد این نبوغ سرکوب شده و شکوفا نمی‌شود. کسانی را که به عنوان نابغه می‌شناسیم افرادی هستند که توانسته‌اند نبوغ ذاتی خود را کشف و آن را شکوفا کنند.
      هر یک از ما منبع بی‌پایان و باشکوهی از توانایی‌ها و قابلیت‌های شگفت‌انگیز هستیم که من آن را نبوغ ذاتی نامیده‌ام. اما اولا؛ این نبوغ ذاتی ممکن است ناشناخته بماند. ثانیا؛ اگر هم کشف گردد ممکن است شکوفا نشود. نبوغ ذاتی هرگز خودبه‌خود شکوفا نمی‌شود. در کتاب خودنبوغ‌شناسی به برخی موانع شکوفایی نبوغ ذاتی اشاره کرده‌ام. اولین آنها مانع خانواده بود. گاهی والدین و اطرافیان ما ناخواسته باعث سرکوب استعدادهای ما می‌شوند. بسیاری از والدین مانع رویاپردازی فرزندان خود شده و به آنها می‌گویند که واقع‌بین باشند.

      «یکی از غم‌انگیزترین جملات عالم این است: واقع‌بین باش». ریچارد بولز

      آنها نمی‌دانند که واقع‌بینی، فقط باعث تداوم واقعیت فعلی می‌شود اما رویاپردازی باعث خلق واقعیتی جدید می‌گردد. همان‌طور که جیمز آلن گفته «صاحبان رویا نجات‌دهندگان جهانند». هر دستاورد بزرگ بشری در ابتدا یک رویا در ذهن یک آدم خیالپرداز بوده است. همه رویاپردازان در ابتدا با نظرهای منفی و حتی طرد و تمسخر از طرف آدم‌های واقع‌بین مواجه شده‌اند. اگر اصرار و مداومت این خیالپردازان نبود امروز همچنان باید در غار زندگی می‌کردیم و بازیچۀ نیروهای طبیعت می‌بودیم. اگر انسان خیالپردازی نمی‌کرد و رویاهای بزرگ در سر نداشت نه چرخی اختراع می‌شد، نه ماشین، نه هواپیما، نه مخابرات، نه اینترنت. و نه به اکتشافات بزرگ علمی دست می‌یافتیم و نه فرهنگی وجود داشت، نه شعری و نه هنری. پس دنیا بسیار مدیون رویاپردازان است.

      «ابتدا مردم نمی‌توانند باور کنند که کار جدید و عجیبی قابل انجام است. سپس امیدوار می‌شوند که بتوان آن را انجام داد. مدتی بعد متوجه می‌شوند که آن کار شدنی است و درست در لحظه‌ای که کار به انجام رسیده، همه متعجب هستند که چرا مدتها قبل انجام نشده است». فرانسیس هاجسون برنت

      سعید عزیز
      پیشنهاد من این است که ابتدا مطمئن شوی که رویا، رویای خودت است. منظور این است که ببینی آیا آن رویا و آرزو از عمق وجود خودت برخاسته است یا تحت تاثیر معیارها و مُدهای محیط و اجتماع قرار گرفته‌ای؟ اگر رویایت را اصیل و برآمده از عمق قلبت یافتی، آن را گرامی بدار. سپس سعی کن استعداد و نبوغ ذاتی خود را بشناسی و ببینی چطور با استفاده از آنها می‌توانی رویای خود را واقعیت ببخشی. اگر رویایت اصیل و مختص خودت باشد باید گام برداشتن در جهت تحقق آن تو را سرشار از شور و اشتیاق سازد. لذت و اشتیاق معیارهای بسیار خوبی است برای تشخیص اینکه آیا راهی که می‌رویم دل دارد یا نه؟ نوابغ کاری را انجام می‌دهند که عاشقش هستند. نه اینشتین، نه ادیسون، نه بیل گیتس، نه جی کی رولینگ و نه استیو جابز هیچ کدام به خاطر پول، جایزه و شهرت کار نمی‌کردند. آنها فقط شور و اشتیاق خود را دنبال کردند و شهرت، پول و جایزه فقط محصول ثانوی کار عاشقانۀ آنها بوده است.
      زندگینامه این بزرگان را بخوان و از آنها الهام بگیر.

      یک تمرین:
      فرض کن رویای تو تحقق پیدا کرده. در این صورت چگونه آدمی خواهی بود؟ چه احساسی خواهی داشت؟ چگونه فکر خواهی کرد؟ چگونه رفتار می‌کنی؟ با چه کسانی ارتباط خواهی داشت؟ و …
      حالا این حالت فرضی را با تمام جزئیات از زبان اول شخص و به زمان حال بنویس٫ اگر این کار را انجام بدهی گام مهمی را برای تحقق رویایت برداشته‌ای. با این کار به رویایت، هم در ذهن و هم روی کاغذ عینیت می‌بخشی. گام بعدی زندگی کردن با این وضعیت فرضی است. یعنی در تمام طول روز تصور کن که تبدیل به آن آدم شده‌ای و به رویایت رسیده‌ای و در افکار، احساسات و رفتارهایت از آن موضع عمل کنی. اگر مداوم نوشته‌ات را مرور و تکمیل کرده و با آن زندگی کنی به مرور به ایده‌های خلاقانه‌ای برای تحقق رویایت دست خواهی یافت. در جهت رویایت فورا اقدامی عملی انجام بده و اولین گام را، هر چند که جزئی و کوچک، بردار. به مرور این گام‌ها بزرگتر و قدرتمندتر خواهد شد.

      در نهایت برای تحقق هر رویایی چهار ویژگی لازم است: اشتیاق، شهامت، استقامت و خلاقیت.

      امیدوارم با تقویت این خصائص و تحقق رویایت، به زندگی خود، خانواده‌ات و جهان غنای بیشتری ببخشی.

      دوستدار شما
      موسی توماج

  5. سلام حضور استاد گرامی جناب آقای موسی توماج
    من محمد ، ۳۲ ساله ، عاشق مطالعه و نوشتن هستم می خوام به جایگاه موسی توماج به عنوان محقق، نویسنده، سخنران، مشاور و مربی در زمینه موفقیت، رشد شخصی و کسب استقلال مالی برسم ، دقیقا چه کاری باید انجام بدم ؟

    • محمد عزیز
      سلام

      اگر واقعا به این نتیجه رسیده‌ای که با تمام وجود عاشق این کار هستی، نصف راه را پیموده‌ای. بسیاری از افراد نمی‌دانند واقعا چه می‌خواهند. بدیهی است که اگر ندانی به کجا می‌خواهی بروی مهم نیست در کدام جهت و با چه سرعتی حرکت کنی. اما حالا که شما می‌دانی چه می‌خواهی و به کجا می‌خواهی برسی، فقط به نقشه‌ای احتیاج داری که راه را به تو نشان دهد. افراد بسیاری قبل از من و شما این مسیر را رفته‌اند و تجارب خود و پیچ و خم‌های مسیر را ثبت کرده‌اند. کافیست از این اطلاعات و نقشه‌های حاضر و آماده برای دستیابی به هدف استفاده کنی.

      حالا هدف شما مشخص شده و نقشه هم در دسترس است. تنها چیزی که می‌ماند این است که شروع کنی. شروع کردن بسیار مهم است. هر یک قدمی که به سوی هدف برمی‌‌داری بسیار ارزشمند است. ضرب‌المثلی چینی می‌گوید: آنکه کوه را از میان برداشت کسی بود که شروع به جمع‌آوری سنگریزه‌ها کرد. پس هر جا که هستی و با هر مقدار امکاناتی که در اختیار داری فورا اقدام کن و قدم اول را بردار.

      من از شرایط شما آگاه نیستم ولی اگر واقعا عاشق نوشتن هستی تقریبا به هیچ امکانات خاصی احتیاج نداری و می‌توانی از همین لحظه شروع به نوشتن کنی. می‌توانی یک وبلاگ یا یک سایت تاسیس کنی و نوشته‌هایت را به دیگران عرضه نمایی.

      با توجه به نارسایی‌های نظام‌های تربیتی و آموزشی موجود، امروزه به تعداد هر چه بیشتری مربیان انگیزشی و موفقیت و رشد شخصی نیاز داریم. بسیاری از مهارت‌های اساسی زندگی از قبیل خودشناسی، خودشکوفایی، تفکر، مهارت‌های مالی، راه‌اندازی کسب و کار، مهارت‌های ارتباطی، هدفگذاری، خیالپردازی، خودآموزی، خودیاری، کشف رسالت شخصی و … در خانواده، مدرسه و دانشگاه آموزش داده نمی‌شود. از این روست که بیشتر افراد بزرگسال فاقد این مهارت‌ها هستند و نیاز زیادی در این زمینه وجود دارد. اگر کسی عاشق آموختن و آموزش این مهارت‌ها باشد می‌تواند زندگی خود و دیگران را از هر جهت غنی‌تر سازد.

      من در زمینه مربیگری (کوچینگ) نیز خدمات اختصاصی ارائه می‌کنم. مربی یا کوچ با تمرکز بر پتانسیل‌ها و نقاط قوت افراد از آنها برای دستیابی سریع‌تر و راحت‌تر به اهدافشان حمایت و پشتیبانی می‌کند. نوع خدمات کوچینگ بسته به شرایط و نیاز افراد متفاوت بوده و به صورت ایمیلی، تلفنی و حضوری ارائه می‌گردد.

      پیشنهاد من این است که شما یک تحقیق اولیه در مورد ارائه خدمات آموزشی در زمینه موفقیت، رشد شخصی و کسب استقلال مالی انجام دهی تا مطمئن شوی که آیا این همان کاری است که واقعا و با تمام وجود می‌خواهی انجام دهی؟ اگر مطمئن شدی، باید با تصمیم قاطع و عزم جزم در این مسیر گام برداری. ابتدا می‌توانی مطالب موجود را عمیقا مطالعه و جمع‌بندی کنی و به مرور آنها را در قالب کتاب، سخنرانی، مشاوره و … عرضه کنی. باید همیشه در حال آموختن و یادگیری باشی و همواره به خاطر داشته باشی که «هر استادی زمانی ناشی بوده است».

      بهترین راه برای رسیدن به اهدافمان این است که کمک کنیم تا دیگران به اهدافشان برسند.

      برای شما در این مسیر آرزوی موفقیت می‌کنم

      دوستدار شما
      موسی توماج

      • محمد آرزومند

        ممنون از بابت زمانی که جهت پاسخ به من صرف کردید
        بله من وقتی راجع سرفصل های موفقیت و شخصیت که در جوابیه خود منتشر نمودید مطالعه می کنم یا راجع به آن در جمع صحبت می کنم از بعد زمان خارج می شوم و این همان کاریست که فکر می کنم باید به در مسیرش حرکت کنم بیل گیتس عاشق کامپیوتر بود وارن بافت عاشق بورس و من هم عاشق نوشتن و دنبال کردن داستان های موفقیت .
        ولی همیشه این موضوع ملکه ذهنم بوده که کسی که می خواهد جمعی رو به راهی فرا بخواند اول خود می بایست آن راه را رفته باشد بلد راه کسی که چند بار راه رو رفته و برگشته باشه تا بتونه به عنوان بلد راه کاروان یا جمعی توریستی رو از اون مسیر عبور بده تا حق الزحمه خودشو دریافت کنه اما من موفقیت قابل ذکری نداشتم که به عنوان یک انسان موفق راهنمای الباقی بشم ( منظورم از موفقیت استقلال مالی یا تحصیل درجات بالا یا … هست ) البته برای نوشتن سبک خاصی ابداع کردم که وقتی برای اطرافیانم می خونم انگار مسحور می شن و چند لحظه مبهوت و این برای خودم جالب ولی نمی دونم چطوراین قابلیت ، مهارت یا استعداد بالقوه را بالفعلش کنم . کتاب خونه خونه هم پر کتاب های موفقیت و نویسندگان مشهور که هر کدومش رو چند بار خوندم ( برایان تریسی ، ناپلئون هیل ، انتونی رابینز و .. ) جسارتا پاراگراف دوم عرایض شما رو من بلد نیستم یعنی نقشه راه ندارم و می دونم پر چونگی کردم و وقت گران شما رو می گیرم اما جهت اظهار نظر نمونه ای از نوشته کوتاهم رو براتون می فرستم تا نظر بدید که آیا ارزش انتشار داره تو وبلاگ یا سایتی که در راستای دستور شما راه اندازی می کنم و بعد از صرف زمان روی این مقوله چطور میشه این پتانسیل رو به پول تبدیل کرد و به زندگی رویایی تو ذهنم ( که خلق ثروت و آرامش برای خودم و اطرافیانم ) دست پیدا کنم

        • محمد عزیز
          سلام
          اگر واقعا علاقه و اشتیاق خود را در همین زمینه یافته‌اید باید شروع کنید و بهتر است که از گامهای کوچک شروع کنید مثل نوشتن در وبلاگ، سایت و …
          دوست عزیز انجام کاری که دوست داریم به معنی نبودن موانع و مشکلات در زندگی نیست بلکه به معنی داشتن شور و شوق برای غلبه بر موانع و دستیابی به اهداف والاتر است. در طی این مسیر است که شما لذت، هیجان و رشد را تجربه می‌کنید. دستیابی به اهداف این سفر را شیرین تر می‌کند اما این شیرینی دیری نمی‌پاید. منشاء لذت و شادی واقعی خود کاری است که انجام می‌دهید که علیرغم نتایج همواره موجود است. نتایج اگر دلخواه ما باشند شاد می‌شویم و در غیر این صورت از آنها یاد می‌گیریم و اصلاحشان می‌کنیم تا به نتیجه دلخواه برسیم.

          نیازی نیست شما برای ارائه اطلاعاتتان به دیگران حتما خودتان هم به موفقیت های خاصی دست یافته باشید. کسب دانش و اطلاعات در یک زمینه خودش یک موفقیت است. ناپلئون هیل نویسنده پرفروش ترین کتاب تاریخ در زمینه کسب ثروت و موفقیت مالی خودش یک روزنامه نگار ساده بود و نه یک میلیاردر. همیشه چنین نیست که یک فرد موفق خودش به راز موفقیتش آگاه باشد. ۹۹ درصد رفتار ما ناشی از الگوهای ناخودآگاه ماست و بسیاری از افراد موفق خودشان از این الگوها آگاهی ندارند. شما می توانی دانش و آگاهی را که کسب کرده ای به دیگران ارائه دهی اما اگر خودت یک الگوی عینی از چیزی باشی که آموزش می دهی قطعا تاثیرگذاری ات بسیار بیشتر خواهد بود.

          منظور از نقشه راه همان تجارب دیگر افراد است. بدیهی است که شرایط هر کسی از دیگران متفاوت است اما اصول همواره ثابت هستند. بنابراین شما باید اصولی را که دیگران برای دستیابی به نتایج دلخواه به کار برده اند با توجه به شرایط خود به کار بگیرید تا به نتایج دلخواه خود برسید. اینجا لازم است که کمی خلاقیت به خرج دهید.

  6. محمد آرزومند

    جسارتا این داستان کوچک را مطالعه فرمایید و در صورت تمایل نظر دهید
    سبک نوشتن با توجه مفاهیم تند خوانی طراحی و ابداع شده است

    عشق یواشکی !
    اول او و اما بعد ……. !

    خاموشی شب ، سکوت ، نفس ، داغی سر ، عرق پیشانی ، تشنگی ، گلوی سیراب ، پتوی گرم ، فشار سینه ، داغی سر ، عرق پیشانی ، تشنگی ، بی خوابی ، سکوت ، نفس نفس من ، تیک تاک ، تیک تاک ساعت ، خاموشی ، سکوت ، بی خوابی ، صدای اذان دور ، نور چراغ ، ذکر بابا ، صلوات صبح مادر ، بوی چادر نماز خواهر ، کوفتگی بی خوابی من ، آب سرد وضو ، داغی سر ، نور طلوع ، چشم های پف کرده ،
    تیک تاک تیک تاک ، یخ بستن زمان ، قهر ساعت ، انتظار ، هیجان دروغ ! نگاه مادر ،
    لباس شیک ، بوی عطر ، نسیم صبح ، لرزش بدن ، عجله ، تند تند دویدن ، نفس نفس زدن ، بوی شبنم ، داغی سر ، تیک تاک تیک تاک ، نرمی بالش اتوبوس ، صدای نرم مسیقی قدیمی ، هیجان رسیدن ، خشکی گلو ، خس خس سینه ، عرق کف دست ، نفس نفس من ، تنهایی ، انتظار ، صدای ترمز اتوبوس ، نگاه تو ، چشمان تو ، صدای تو ، دستان تو ، تند گذشتن ساعت عجول با تو …. !!! اما امروز
    امروز روز خوبی بود .

    • دوست عزیز
      حقیقت این است که من منتقد ادبی نیستم. اما حتی اگر منتقد ادبی هم بودم نظر من یا هرکس دیگری نباید برای شما معیار نهایی ارزش هنرتان باشد. به قول جرج برنارد شاو “آنهایی که توانش را دارند هنرمند می‌شوند و آنهایی که فاقد توانایی هستند منتقد هنری“. اگر خودت به کاری که می‌کنی و چیزی که می‌نویسی ایمان داری، به نظر دیگران زیاد اهمیت نده. برای نوشتن و انجام کاری که دوست داری نیازی به اجازه هیچ کسی نیست. هیچ معیاری جز شور و اشتیاق درونی فرد برای سنجش خلاقیت او وجود ندارد. اگر کتابی را که در مورد راز موفقیت جی کی رولینگ نویسنده کتابهای هری پاتر نوشتم، خوانده باشی حتما می‌دانی که هشت ناشر کتاب او را رد کردند و دو ناشر آن را مشتی چرندیات خواندند اما او اکنون پردرآمدترین نویسنده جهان است. ونسان ونگوگ حدود ده هزار نقاشی کشید در حالی که یک تابلو هم نفروخت. آن زمان همه نقاشی او را بی ارزش می‌دانستند اما اکنون هر تابلوی او چند ده میلیون دلار معامله می‌شود. اما آیا همان موقع هم می شد این قدر درآمد از طریق این نقاشی‌ها کسب کرد؟ نمی‌دانم، شاید می‌شد. مسئله این است که برای خود ونگوک کسب درآمد از این طریق اهمیتی نداشت. او عاشق نقاشی بود و دیوانه وار به این کار پرداخت. متاسفانه ارزش اشتیاق او سالها پس از مرگش شناخته شده است. اما این تاسفی به حال ماست نه به حال او. او یک زندگی را ارائه کرد که هلن کلر در مورد آن نوع زندگی گفته: “زندگی یا ماجرایی جسورانه است یا هیچ“. زندگی او یک ماجراجویی جسورانه بود.
      امروز به نظر من هیچ هنرمند و فرد خلاقی نیازی به گرسنگی کشیدن، تحمل فقر و بی‌پولی ندارد. جهان و اقتصاد متحول شده و کسب درآمد از طریق هنر، نوشتن و هر طریق دیگری بسیار راحت‌تر از گذشته است. امروزه امکانات فراوانی برای معرفی و عرضه هر محصولی فراهم است. اما لازم است که دانش و مهارت عرضه و بازاریابی محصول خود مسلط باشیم. من در کتاب راه آسان ثروتمند شدن هر آنچه را که برای تبدیل نبوغ ذاتی به ثروت مادی لازم است، توضیح داده‌ام.

      دوست عزیز
      به نظر من شما داری قدرت تخیل و خیالپردازی فوق العاده‌ای هستی و این بزرگترین دارایی است که تمام ثروت‌ها از آن ناشی شده است. من در مقاله ثروت نامرئی: دگردیسی قدرت از هرکول تا بیل گیتس به این مسئله پرداخته‌ام. در آنجا نقل قولی از بیل گیتس آورده‌ام که گفته: “تمام سرمایه مایکروسافت تخیل انسان است“. دوست عزیز شما دارای سرمایه عظیمی هستی. پس قدرش را بدان و آن را به جهان عرضه کن.

      هر تغییر و شروع هر کار جدیدی همواره با مقاومت درونی ما همراه است. برای غلبه بر این مقاومت نیاز به شهامت داریم. در آغاز ترس و نگرانی همیشه وجود دارد مهم این است که علیرغم ترس دست به عمل بزنیم. همیشه بدترین حالت ممکن را در نظر بگیر اما برای کسب بهترین نتایج اقدام کن. در بدترین حالت حداقل کاری را که دوست داشتی انجام داده‌ای و از آن لذت برده‌ای. اما اگر به دلیل ترس از مشکلات رویایت را سرکوب می‌کردی هرگز شور و هیجان زندگی واقعی را درک نمی‌کردی. متاسفانه قریب به اتفاق آدمها این طور زندگی می‌کنند. آن ها امنیت وضع موجود را به خطرات مسیر تغییر و پیشرفت ترجیح می‌دهند. همان طور که امرسون گفته: “ما یا به سمت جلو به سوی پیشرفت قدم برمی‌داریم یا به عقب به سمت ایمنی“. هیچ کسی که خطری را متحمل نشده مستحق پاداش نیست. و در نهایت “زندگی یا ماجرایی جسورانه است یا هیچ“.

  7. محمد آرزومند

    و اما حرف اخر اینکه جواب پر مهر شما را چندین و چند بار خواندم و بعد از انجام تحقیقات که در پاراگراف اخر فرمایشاتتان امر فرمودید دوباره مزاحم وقت گران شما خواهم بود .
    طرفدار شما
    محمد ارزومند

  8. محمد ارزومند

    سلام و درود حضور استاد گرامی

    در راستای دستورات حضرتعالی و فرمایشات گرانقدر شما به برنامه های ذیل را انجام خواهم داد
    ۱- مطالعه منابعی که در سایت حضرتعالی قرار دارد
    ۲- منظم سازی دست نوشته هایم و تلاش برای شناساندن ان به دیگران از طریق چاپ یا انتشار در اینترنت
    ۳- افزایش علم خودشناسیم از طریق شرکت در دوره های کوچینگ و ان ال پی
    به محض برداشتن اولین قدم و رویت قدم های خداوند و انفجار نتایج به حضرتعالی اطلاع خواهم داد .
    با تشکر فراوان
    طرفدار شما
    محمد ارزومند

  9. سلام. من در نروژ زندگی می کنم. می خواستم ببینم چطور می توانم کتاب های شما را دریافت کنم؟ به خصوص کتاب ضرورت و موانع ثروتمند شدن

    • سلام دوست عزیز
      اطلاعات مورد نیاز جهت تهیه کتابها به ایمیل شما ارسال گردید
      با آرزوی سلامتی و شادکامی

  10. جواد عباس فروغ

    سلام و درود بر شما.
    من ۵۵ سال دارم و چند ماهی است بازنشست شده ام. کارشناس مخابرات بودم.از کودکی به موسیقی و مدل سازی علاقه داشتم و زبان انگلیسی را بسیار خوب یادگرفتم. پدرم نجار بود و آن را نیز بسیار خوب فراگرفتم و در رشته ی الکترونیک در سال ۱۳۵۸ قبول شده و بعد فراغت از تحصیل در مخابرات مشغول بکار شدم. برق کاری را نیز آموختم و در کار سخت افزار کامپیوتر مهارت زیادی کسب کرده ام.
    من در کارهایی که انجام میدادم و میدهم عموماً ابتکار و خلاقیت داشتم. سالها پیش کتابی در مورد الکترونیک ترجمه و چاپ کردم. در مخابرات جزو افراد سرشناس بودم و در هر کاری تلاش میکنم نتیجه و محصول کارم غایت مطلوب باشد.
    اما همواره حس میکنم با وجود گذشت سن زیادی از عمرم در چیزی نبوغ بسیار زیادی دارم که در کشف آن دچار مشکل هستم و به شدت فکرم را مشغول کرده است. فکر میکنم شاید دنبال موسیقی رفته بودم اکنون جزو نخبگان بودم. یا شاید در مهارت زبان انگلیسی مشغول شده بودم نبوغ زیادی داشتم. گاهی فکر میکنم شاید آموختن مهارتهای مختلف باعث تلف شدن عمرم شده است و اگر به کاری واحد پرداخته بودم موفقتر بودم . به هرحال هنوز این حس شب و روز مرا پر کرده است.
    با بیکاری پس از بازنشستگی هرروز به دنبال عشق و علاقه ی خودم میگردم که ببینم به چه چیزی اشتیاق بیش از حد دارم. و بهترین کاری که اکنون میتوانم انجام دهم چیست.
    اکنون دوپسر دارم که یکی دانشجوی شیمی و دیگری دانش آموز است.
    این موضوع را در مورد فرزندانم هم فکر میکنم تا اشتیاق آنها را کشف کنم و نگذارم عمری بدون عشق و نبوغ را بگذرانند.
    چند روز پیش با تبلیغ کتاب شما در شبکه ی تلگرام شدم وامروز کتب خود نبوغ شناسی شما را خریداری کردم. به محض دریافت مطالعه خواهم کرد. امیدوارم بتوانم حداقل در مورد فرزندانم موفق شوم.
    آیا این واقعاً ممکن است ؟
    پیروز و سربلند باشید.

    • عباس فروغ عزیز
      سلام
      خودنبوغ شناسی یک کتاب الکترونیکی و فعلا فقط در فرمت pdf می‌باشد. ظاهرا شما پس از خرید کتاب آن را دانلود نکرده‌اید. لینک دانلود کتاب به ایمیل شما ارسال شده است.
      پیشنهاد من این است که شما ابتدا کتاب خودنبوغ شناسی را با در نظر داشتن موارد زیر با دقت و تمرکز و البته با آرامش مطالعه کنید:

      در هنگام مطالعه هر ایده، احساس و فکری را که به نظرتان می‌رسد بویژه در موارد زیر بنویسید.

      علایق، آرزوها و رویاهای کودکی‌ام چه بودند؟
      چه عواملی باعث شد که این مسیر زندگی را در پیش بگیرم؟
      چه موانعی وجود داشت که اجازه نمی‌داد علاقه و اشتیاق خود را دنبال کنم؟
      دستاوردها و درسهای مسیری که طی کردم چه بود؟
      اگر دوباره می‌خواستم شروع کنم چه مسیری را دنبال می‌کردم؟
      با طی مسیر دلخواهم چه جور آدمی می‌شدم؟ به چه چیزی می‌رسیدم؟ چه احساسی داشتم؟
      آیا من آدم کمالگرایی هستم؟
      و اگر چنین است این کمالگرایی باعث می‌شود که همیشه از خودم ناراضی باشم؟
      این نارضایتی چه محاسن و چه معایبی دارد؟

      در حال حاضر انجام چه کاری برایم راحت، آسان و لذتبخش است؟
      من کیستم؟
      زندگی و مرگ برایم چه معنایی دارد؟

      عباس فروغ گرامی
      نیازی نیست بخواهید به این پرسش‌ها پاسخ بدهید. فقط آنها را مرور کنید و در هنگام مطالعه کتاب آنها را در ذهن داشته باشید. در این صورت پاسخ‌هایی را از درون دریافت خواهید کرد. اینجا پاسخ درست و غلط مطرح نیست. مهم آن است که به شناخت بیشتری از خودتان، استعدادهای ویژه و نبوغ ذاتی‌تان و معنا و غایت زندگیتان دست یابید.
      در این مرحله و قبل از مطالعه کتاب بهتر است من اظهار نظر بیشتری نکنم همین بس که شما انسانی فوق‌العاده خلاق و با توانایی‌های چندبعدی هستید و تاکنون نیز بسیاری از آنها را به ظهور رسانده‌اید و خدماتی که تاکنون ارائه داده‌اید نیز بسیار ارزشمند، قابل ستایش و افتخارآمیز است. به نظرم شما پتانسیل انجام کارهای بسیار بزرگتری را نیز دارید و احساس نارضایتی درونی شما ندایی است که شما را به سوی تحقق و شکوفایی بیشتر آن قابلیت‌ها فرا می‌خواند.

      علاقمند هستم از طریق همین صفحه با من در ارتباط باشید. من و سایر دوستان چیزهایی زیادی می‌توانیم از شما و تجربه‌هایتان بیاموزیم. مشاوره رایگان یک صفحه عمومی است و نظرات در سایت نمایش داده می‌شود اگر مایل هستید نظرات شما نمایش داده نشود این نکته را قید کنید یا از طریق ایمیل با من در ارتباط باشید.
      mtoumajiri@gmail.com
      info@zendegiroyaie.com

      با آرزوی شادمانی و آرامش

      • جواد عباس فروغ

        با سلام و درود. کتاب را دانلود و دریافت کردم. از پاسخ شما تشکر میکنم و آن را به دقت خواندم. اولین تلاشم مطالعه ی کتاب شما خواهد بود.
        از نوجوانی به نعمت مطالعه علاقه مند هستم و کتابهای بسیاری از نویسندگان کشور و خارجی را خوانده ام . همیشه در باره تاریخ ، روانشناسی ، علم ، جامعه شناسی و رمان مطالعه دارم . درحال حاضر کتاب شوک آینده از الوین تافلر را میخوانم که بسیار جذاب است.
        از حسن نظر شما سپاسگزارم. امیدوارم بتوانیم خود و جوانان کشور را چنان تربیت کنیم که روزی مانند مردم سویس به سلامت و آرامش و سعادت کشورمان افتخار کنیم.

  11. سلام خسته نباشید من مطالبتون رو خوندم خیلی جالبه ولی من نمیدونم اولین قدم واسه رسیدن به هدفم چیه نمیتونم انتخاب کنم اگه میشه راهنماییم کنید ممنون میشم

    • سلام دوست عزیز

      سوال شما تاحدودی کلی و مبهم است اگر هدفتان نیز چنین باشد طبیعی است که کار برایتان مشکل می‌شود. هدف باید شفاف و واضح باشد. بدیهی است که اگر هدف مشخص نباشد فرقی نمی‌کند که در کدام جهت گام برداریم. هدف باید واضح، کمیت‌یافته و دارای محدوده زمانی باشد. خوشبختانه از نوشته شما چنین برمی‌آید که هدفتان مشخص است.

      شما می‌گویید که “نمیدونم اولین قدم واسه رسیدن به هدفم چیه نمیتونم انتخاب کنم”
      بدیهی است که باید راحت‌ترین، سریع‌ترین و لدتبخش‌ترین راه را برای رسیدن به هدفتان انتخاب کنید. معمولا کسانی قبلا به هدفی که ما داریم رسیده‌اند پس باید از دانش و تجربه آنها استفاده کنیم. پس از کسب اطلاعات اولیه باید بلافاصله گام اول را برداریم. برای شروع و انتخاب مسیر نباید زیاد وسواس به خرج دهیم. در طول مسیر می‌توانیم جهتمان را اصلاح کنیم. از طرف دیگر باید ریسک اشتباه و شکست را هم بپذیریم. آدمی که هرگز اشتباه و شکستی را متحمل نشده هرگز به دستاورد بزرگی نرسیده است.
      انجام هر کار جدیدی همیشه با مقداری ترس و استرس همراه است. برای دستیابی به خواسته‌هایمان باید از محدوده راحتی خود بیرون بیاییم و علیرغم ترس، دست به عمل بزنیم.

      امیدوارم مفید بوده باشد.
      اگر سوالتان را واضح‌تر مطرح کنید شاید بتوانم کمک بیشتری بکنم.

  12. سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز
    راستش من ۲۹ سالمه و هنوز که هنوزه راه خودمو و نبوغ و رسالتمو پیدا نکردم از بیست سالگی کار آرایشگری می کنم و از درآمدم راضی نیستم و دیگه شرایطم به جایی رسیده که از کارم لذت نمی برم دیگه نمی دونم چیکار کنم لطفا مرا راهنمایی کنید با تشکر فراوان

    • سلام محسن عزیز

      پیشنهاد می‌کنم مقالات سایت و کتاب خودنبوغ‌شناسی را مطالعه کنید.

      در مورد بهبود و توسعه کارتان فکر کنید و سوالات جدیدی از خودتان بپرسید مثلا؟
      چطور می‌توانم آرایشگری را با علایق دیگرم تلفیق کنم؟
      چطور می‌توانم خدمات بهتری ارائه کنم؟
      چطور می‌توانم مشتریان بیشتری جذب کنم؟
      چطور می‌توانم یک خدمت رایگان کوچک در هر اصلاحی ارائه کنم؟
      چطور می‌توانم برخی محصولات مرتبط را در آرایشگاه بفروشم؟
      چطور می‌توانم از آموزش آرایشگری هم کسب درآمد کنم؟
      چطور می‌توانم خدمات جدیدی (مثلا- فقط به عنوان یک مثال- اصلاح با مراجعه حضوری) ارائه کنم؟
      چطور ‌می‌توانم مثل پردرآمدترین آرایشگران کسب درآمد کنم؟
      چطور می‌توانم کاری کنم که مشتریان از زمان انتظار لذت ببرند و راحت باشند؟
      چطور می‌توانم شعبه بزنم و آنها را تکثیر کنم؟
      و …

  13. سلام.
    چقدر حرفاتون زیباست! خیلی ب دلم نشست!
    اقای توماج منم علاقه م به فلسفه و عرفان وشعر خیلی زیاده!
    کتاب دراین مورد زیاد میخونم امیدوارم یه روزی تواین زمینه حرفی برای گفتن داشته باشم! کتابی بنویسم….(هرازگاهی یه چیزایی مینویسم)

    ولیییی مشکلی ک این وسط دارم اینه که طیف علایقم گستردست … فیزیک نظری+روانشناسی+مباحث اکادمیک سیاسی+تاریخ …. اینا تو دایره علایقم من هستند و توهمشون مطالعه دارم
    این مشکلی ایجاد خواهد کرد؟
    ممنون میشم اگ جواب بدید استاد.

    • سلام دوست عزیز
      خوشحالم که مطالب را پسندیده‌اید

      علایق گسترده

      کنجکاوی و اشتیاق شما به دانستن و فهمیدن بسیار قابل ستایش است. هیچ اشکالی ندارد که علایق وسیعی داشته باشیم. در واقع شما به افکار و ایده‌ها علاقه دارید که در قالب علوم مختلف بشری درآمده‌اند. وقتی شما در علوم عمیق شوید در نهایت می‌بینید که به همدیگر متصلند و ریشه‌های مشترکی دارند. مثلا فیزیک نظری را در نظر بگیرید. کسی که بخواهد در فیزیک نظری نگاه عمیقی داشته باشد نمی‌تواند روانشناسی، فلسفه یا شعر و حتی تاریخ و حتی سیاست را از آن حذف کند. علم نیز مثل شعر، فلسفه، تاریخ و … محصول کنجکاوی، تفکر و خلاقیت انسانی است. هایزنبرگ، در این مورد گفته:

      علم ساختۀ انسان است. این حقیقتی بدیهی است که غالبا فراموش می‌شود و تذکر آن در اینجا به امید کاستن میان دو فرهنگ، میان علم و هنر است.

      دانشمندان بزرگ چنین نگاه جامع‌نگری دارند و همان طور که اینشتین در پی یک نظریه واحد بود به نظر می‌رسد در نهایت کل علوم نیز به طرز منسجمی باهم وحدت خواهند یافت.

      یه روزی

      دوست عزیز
      لازم نیست برای نوشتن منتظر باشی تا روزی حرفی برای گفتن داشته باشی. شما باید بنویسی تا حرف برای گفتن را پیدا کنی. نوشتن بهترین شیوه تفکر است. تمام نویسندگان بزرگ خروارها مطالب معمولی و متوسط و پیش پا افتاده نوشته اند تا بتوانند در نهایت چند اثر عالی خلق کنند. هر استادی زمانی مبتدی بوده است. بنابراین پیشنهاد من این است که نوشتن را از هم اکنون شروع کنی. می‌توانی با یک وبلاگ شروع کنی. کتاب نبرد هنرمند نوشته استیون پرسفیلد راهنمایی عالی برای نویسندگی است.

      مدیریت علایق

      به مرور لازم است که به مطالعات و علایق چند بعدی خود جهت و انسجام ببخشیم. در چنین مواقعی گاهی تشخیص اولویت علایق دشوار است اما از آنجا که زمان محدود است برای عمیق تر شدن بهتر است روی یک رشته یا ترکیبی از دو سه رشته تمرکز کنیم. معمولا با مقداری خلاقیت می توان تمام علایق را در هم ادغام کرد. به دلایل فیزیولوژیک و عصب شناختی، علایق ما طیفی منسجم و مرتبط را تشکیل می دهند اما قراردادها و تقسیمات رایج رشته ها ممکن است تشخیص این هماهنگی را کمی دشوار کند.

      به نظر من شما پتانسیل یادگیری و ایده پردازی بالایی دارید و نوشتن می‌تواند یکی از بهترین راه ها برای شکوفایی توانایی‌های شما باشد

  14. سلام و وقت بخیر خدمت آقای توماج. میخواستم بدونم چرا بخش نظرات و کامنت گذاری همه کتاب ها بسته است؟(Comments are closed)
    من میخواستم نظر خریداران قبلی کتاب خودنبوغ شناسی رو بدونم و بعد کتاب رو خرید کنم.

    • سلام علی عزیز
      حق با شماست. متاسفانه قالبی که استفاده میکنیم برای برگه‌های دانلود امکان ارسال نظر ندارد. قبلا با ویرایش برنامه قالب، این امکان را ایجاد کردیم اما تغییر انجام شده باعث اختلال در سایت شد و هنوز راه حل مناسبی برای این مساله پیدا نکرده‌ایم.
      اما دوستان می‌توانند در همین صفحه و زیر مقالات نظر خود را در هر موردی اعلام کنند. ما از هر گونه نظر و دیدگاهی استقبال میکنیم و آنها را عینا منعکس میکنیم.
      این کتاب به ایمیل شما ارسال میگردد. اگر پسندیدید میتوانید هزینه آن را پرداخت کنید در غیر این صورت نیز تشریف بیاورید همین صفحه و نظر خود را اعلام کنید.
      موفق باشید

      • مشکل مذکور رفع گردیده و در حال حاضر امکان ارسال نظر در صفحه محصولات و دانلودهای رایگان فعال گردیده است.
        با تشکر از علی عزیز که این موضوع را یادآوری کردند.

      • خیلی ممنون از لطف شما. حتما بزودی مطالعه میکنم.

  15. تشکر از لطف وهمکاری استاد محترم…

  16. سلام آقای توماج.وقت بخیر.پورصمدی هستم کارشناس گفتاردرمانی و ارشد مشاوره خانواده.کتاب خود نبوغ شناسی رو خریدم و مطالعه کردم ولی هنوز نتونستم واضح نبوغی که در من شور و هیجان زیادی رو ایجاد کنه برای ادامه مسیر موفقیت پیدا کنم.از شما راهنمایی میخوام.با تشکر

    • سلام مهدی عزیز
      محتوای کتاب خودنبوغ شناسی اطلاعات لازم در زمینه تکوین، موانع، شناسایی و شکوفایی نبوغ ذاتی را در اختیار شما قرار می‌دهد اما با توجه به تفاوتهای فردی که متاثر از تفاوت در شرایط خانواده، محیط، مدرسه و سایر عوامل است هر یک از ما در نهایت باید با درونکاوی و خودشناسی در جهت شناسایی علاقه، اشتیاق و نبوغ ذاتی خود گام برداریم. تمام روش‌های استعدادیابی در نهایت متکی بر اطلاعاتی است که ما در مورد خودمان ارائه می‌کنیم اما از آنجایی که همه ما از پشت عینک انبوه باورهای ناخودآگاهی که بویژه در کودکی در وجود ما شکل گرفته است به خودمان می‌نگریم، معمولا به راحتی قادر به دیدن خود واقعی خویش نیستیم. به همین دلیل است که در کتاب از هیچکدام از تستهای استعدادیابی مرسوم استفاده نشده است و بیشتر مخاطب تشویق شده تا با درون نگری و خودشناسی و با بررسی علایق، لذات، تفریحات، بازی‌ها و نمونه‌های موفقیت‌آمیز فعالیت های گذشته؛ به شناخت بیشتر پتانسیل ها و توانایی‌های خود دست یابد. میزان وضوح تشخیص شما از نبوغ ذاتی‌تان که حتما در راستای اشتیاق و علاقه شماست نسبت مستقیمی با عمق شناخت شما از خودتان دارد و این شناخت معمولا هیچ حدی ندارد و فرایندی است که باید تا آخر عمر تداوم یابد. اما ما با محک تجربی شناخت فعلی خود می‌توانیم تشخیص دهیم که آیا در جهت علایق و استعداد خود گام برمی داریم یا خیر. به دلیل موانعی که باعث سرکوب نبوغ ذاتی می‌شوند تا وقتی که این موانع را در مورد خود تشخیص نداده و برطرف نکنیم شناسایی و شکوفایی نبوغ ذاتی غیرممکن خواهد بود.
      شما با توجه به رشته خود می‌توانید از تستهای مرسوم استعدادیابی مثل تست کلیفتون یا جانسون اوکانر استفاده کنید اما به نظر من این آزمونها مشکلات، محدودیتها و خطاهای خود را دارند و هرگز نمی‌توانند جایگزین خودکاوی و خودشناسی شهودی شما شوند. اما ممکن است بصیرت و بینشی در مورد خودتان به شما بدهد.
      من در بسته مشاوره و پشتیبانی خودنبوغ شناسی طی ده جلسه به افراد کمک می کنم که در حد قابل قبولی به کشف و شناخت نبوغ ذاتی خود نائل شده و اطلاعات جزئی تر و دقیق تر را در جهت شکوفایی آن فرابگیرند.
      موفق باشید

  17. باسلام
    خدمت استاد عزیز
    کتاب راه آسان ثروتمند شدن بسیار عالی بود و خیلی جالب که به نکاتی بسیار کلیدی اشاره فرمودید
    دوست داشتم نسخه کامل کتاب رو بگیریم ولی برایم مقدور نیست برای همین در زمان خودش حتما خرید خواهم کرد
    چون احساس می کنم خیلی از جوابهای من رو داده است
    باتشکر از سایت خوبتون و استاد توماج عزیز

  18. سلام جناب توماج سایت بسیار عالی و پربار است.

    فقط ازتون خواهشمندم مطالبی راجع کارافرینی و سرمایه گذاری و راه اندازی کسب و کار نیز بگذارید.
    اینکه چگونه با سرمایه حول حوش۱۰میلیون یک کسب وکار راه اندازی کنیم؟ و مطالبی از این قبیل.
    تشکر

  19. با سلام خدمت آقای توماج و همکاران محترمشان
    این جانب کتاب ” خود نبوغ شناسی ” رو خوندم . البته کتاب گفتگو با جک زوفلت و کتاب “المنت” از کن رابینسون را نیز خوانده ام که همه شون در مورد نبوغ داتی است. یک ساله در مورد این موضوع مطالعه می کنم فک کنم دیگه منبع فارسی خوبی نداشته باشیم. نبوغ خودمو کشف نکرده ام. حداقل اونی که کشف کرده ام در موردش مطمئن نیستم. گستردگی علاقه هم دارم. مباحث موفقیت (۱۲ سال مطالعه ناپلئون هیل و …)، اقتصاد،سرمایه گذاری و کار آفرینی (همیشه مطالب اقتصاد کلان رو مطالعه می کنم و اقدام به کارآفرینی کرده ام اولینش ۱۴ سالگی ام بوده)، سیاست (همیشه اخبار رو پیگیری می کنم و بحث راه می اندازم). در اصل همه کاره هیچ کاره ام . وسواس کمال گرایی هم دارم.
    نهایت مطالعاتم بهم میگه برای موفقیت باید اشتیاق سوزان داشته باشی. چیزی که من پیدا کرده ام بهم اشتیاق نمیده ذکر این نکته لازمه که در حال حاضر که اقدام مهمی براش نکرده ام. منشا اشتیاق چیست؟ گویا همان نبوغ ذاتی است که بهمون آرامش، رضایت و در عین حال هیجان و معنی زندگی میده. شاید هم منشا اشتیاق هر زمانی چیزی می تونه باشه و در اصل به نظر میاد خودمون باید اشتیاق بیافرینیم (دلایلم اینا هستن : ۱٫ ناپلئون هیل در کتاب مهمش چیزی از نبوغ ذاتی نگفته !!! ۲٫ صفحه ۷۶ از کتاب گفتگو با میلیونر ۵ به نقل از رابرت کالییر: افراد بسیار کمی می دانند که چطور با شدت کافی اشتیاق داشته باشند آنها نمی دانند احساس کردن و بروز آن تمایل چگونه است.). با توجه به دلایل داخل پرانتز اخیر و همچنین نظر ناپلئون در مورد تلقین به خود و اجرای دیدگاهش در مورد پسر کر خود که اشتیاق شنیدن در او ایجا کرده ، به نظر میایید شور و اشتیاق ساختنی است نه کشف کردنی. بنده اشتیاق سوزان به کاری رو برابر با داشتن نبوغ ذاتی در آن می دانم چون که نبوغ ذاتی طبق فرموده حضرتعالی شور و هیجان داره .
    به نظر بنده اینکه نبوغ ذاتی، نتیجه بخش است به این دلیل است که ۱٫ انگیزه و اشتیاق کافی برای پیمودن مسیر موفقیت ۲٫ مداومت کافی در سختی ها ۳٫ ادامه راه پس از شکست ها ۴٫ خلاقیت و نو آوری را به ارمغان میاره. به نظر بنده اشتیاق سوزان نیز این موارد رو بوجود میاره.
    حال سوالم اینست :
    اگر ما از قبل در چیزی نبوغ کافی (اشتیاق سوزان) نداشتیم می توانیم با تلقین به خود آنرا در زمینه ای دلخواه بوجود بیاریم؟ یا اصلا نبوغ ذاتی با اشتیاق سوزان تفاوت داره که در این مورد باید توضیح دهید چطور جک زوفلت و ناپلئون هیل به این مورد (نبوغ ذاتی ) اشاره نکرده اند.
    در پایان از طولانی شدن مطلب عذر میخوام. همچنین بخاطر اینکه اعتقاد دارم حضرتعالی در مورد این مباحث صاحب نظر هستید و مطمئنا بیشتر منابع رو مطالعه کرده اید سعی کردم خلاصه نظر و سوالم رو مطرح کنم که ممکن است از گویایی حرف بنده کم کرده باشه بخاطر همین عذر مجدد.
    پیشاپیش از پاسخگویی شما سپاسگذارم.

    • سلام دوست عزیز

      ناپلئون هیل یک نویسنده انگیزشی بود و بیشتر مطالبش را از طریق مصاحبه با افراد موفق و مطالعه شخصی تهیه می‌کرد. او به دلیل اشتیاق وافرش به موضوع موفقیت و بویژه موفقیت مالی بیشتر عمرش را به نوشتن و سخنرانی در این زمینه گذراند. با اینکه کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید او در این موضوع یک شاهکار به حساب می‌آید و بر اساس آمار پرفروشترین کتاب کسب و کار در طول تاریخ بوده اما می‌دانیم که حدود ۸۰ سال از انتشار آن می‌گذرد.
      دلایل علمی‌یی که از وجود نبوغ ذاتی منحصر به فرد پشتیبانی می‌کند مبتنی بر تحقیقات جدیدی است که درباره رشد مغز و شبکه‌های عصبی انجام شده است و در دو فصل ابتدایی کتاب خودنبوغ‌شناسی توضیح داده شده است. ناپلئون هیل به محدودیت های تحقیقات علمی در مورد مغز آگاه بود، او در صفحه ۲۰۴ کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید می‌نویسد: « انسان با همۀ علم و اطلاع خود اطلاع چندانی از نیروی ناملموس اندیشه ندارد. انسان دربارۀ شرایط فیزیکی مغز و شبکه پیچیده و ظریف آن اطلاعات ناچیزی در اختیار دارد. اما همین انسان در حال حاضر به عصری وارد می شود که این موضوع برایش از روشنی بیشتری برخوردار گردد. دانشمندان در حال حاضر به شدت دربارۀ مغز مطالعه می کنند و با آنکه هنوز در مراحل ابتدایی مطالعات خود هستند اطلاعات دست اولی دربارۀ طرز کار مغز انسان فراهم آورده اند.»
      در حال حاضر این تحقیقات در قالب علوم شناختی که ترکیبی از عصب‌شناسی، فلسفه ذهن، روانشناسی، هوش مصنوعی و نظریه کوانتومی است دنبال می شود و نتایج این تحقیقات شاید بتواند پاسخ سخت‌ترین پرسش‌ها در مورد چیستی آگاهی، نحوه شکلگیری آن، رابطه ذهن-بدن و امکان بقای آگاهی پس از مرگ را به همراه داشته باشد.
      جک زوفلت نیز یک مربی انگیزشی است که نباید انتظار داشته باشیم از آخرین تحقیقات علمی در زمینه مغز و علوم اعصاب مطلع باشد و آنها را در کارهای خود بکار گیرد. با این حال در همان کتاب که شما نام برده اید در صفحه ۸۲ می گوید: «… همه به شما می گویند قدرتی در درونتان دارید؛ اما کسی نمی‌گوید که کلید روشن کردنش چیست. من داشتم می‌گفتم کلید روشن کردنش، اشتیاق درونی است که این قدرت خدادادی را که من اسمش را “نیروی غالب” گذاشته‌ام، آزاد می کند». پس زوفلت به جای نبوغ ذاتی از اصطلاح “نیروی غالب” استفاده می‌کند. این نیرو برای هر فردی متفاوت است و بر سایر نیروها غلبه دارد یعنی بسیار قویتر از سایر نیروهاست.
      نبوغ ذاتی یک موهبت خدادادی است که در فصل دوم کتاب خودنبوغ‌شناسی با عنوان کالبدشناسی نبوغ ذاتی نحوه تکوین آن بر مبنای یافته‌های عصب‌شناختی توضیح داده شده است. نوعی استعداد ویژه که بر سایر استعدادهای شما برتری دارد که ناشی از ساختار ویژۀ شبکه‌های عصبی شماست و از آنجایی که شبکه‌های جدید بسیار به ندرت و به کُندی ایجاد می‌شوند ایجاد یک استعداد جدید، حتی با اشتیاق سوزان و تمرین و ممارست زیاد نیز، غیرممکن به نظر می‌رسد. از طرفی نبوغ ذاتی نیز خود به خود رشد نمی‌کند و شکوفا نمی‌شود. بررسی‌ها نشان می‌دهد که در ۹۸% افراد بزرگسال نبوغ ذاتی سرکوب شده و شکوفا نشده است. اما خوشبختانه ساختار شبکه عصبیِ تشکیل دهنده نبوغ ذاتی، تا پایان عمر پایدار است و هرگاه که فرد در جهت رشد آن گام بردارد به سرعت شکوفا می‌شود. از طرف دیگر این ساختار طوری است که هرگاه در مسیر نبوغ ذاتی خود گام بردارید با ترشح هورمون‌هایی که منجر به لذت، شادی و شور و شوق می‌شود به شما پاداش می‌دهد. و برعکس در صورت حرکت در جهت خلاف نبوغ ذاتی، با ایجاد دشواری، فشار و استرس سعی دارد شما را به یافتن و پیگیری نبوغ ذاتی خودتان ترغیب کند.
      اشتیاق سوزان، احساسی قوی است که شما را برای انجام کاری یا رسیدن به هدفی برمی‌انگیزد اما لزوما همراه با لذت و شادی همراه نیست. اشتیاق را می‌توان ایجاد کرد اما پس از برآورده شدن خواسته‌تان از بین می‌رود اما لذت و شادی ناشی از پیگیری نبوغ ذاتی همیشگی است و ربطی به موفقیت یا شکست ندارد. شما از نفس انجام کار لذت می‌برید، آنچنان در آن غرق می‌شوید که گذر زمان را حس نمی‌کنید و این میزان از لذت و تمرکز معمولا به بیشترین بازدهی و نتایجی خلاقانه و عالی منجر می‌گردد.
      متاسفانه شیوه های تربیتی، آموزشی و اخلاق اجتماعی همه مبتنی بر برداشتی بیمارگونه و ضعف‌محور از انسان استوار است و کمتر بر وجوه متعالی انسان و تفاوت‌های فردی توجه شده است. جامعه می‌خواهد انسان‌هایی یکدست، مطیع، عادی و نرمال تربیت کند و نه انسان سالم و خودشکوفا. در صورتیکه همان طور که ژوزف کمبل گفته «انسان عادی وجود ندارد». همه ما موجوداتی منحصر به فرد با موهبت و استعدادی ویژه و یکتا هستیم و برای شکوفایی و عرضه آن به دنیا آمده‌ایم.
      پیگیری نبوغ ذاتی علاوه بر لذت و شادمانی فوری، به دلیل بکارگیری قویترین استعدادمان، دستیابی به ثروت و استقلال مالی را نیز برای ما راحت‌تر ساخته و با استفاده از آن در جهت تحقق رسالت شخصی‌مان زندگی ما را معنادار و غنی می‌سازد.
      به دلیل همان روش‌های غلط تربیتی و آموزشی و گمراه شدن با ارزش‌های کاذب اجتماعی ممکن است بازیابی و کشف نبوغ ذاتی دشوار باشد و به میزان زیادی از خودشناسی و مراقبه درونی نیاز داشته باشد با این حال این تنها راهی است که امکان یک زندگی همراه با شادمانی و معنای حقیقی را برایمان فراهم می‌سازد. از این رو ارزشش را دارد که دشواری‌های این مسیر را به جان بخریم. بدون متجلی ساختن گوهر حقیقی وجودمان، تمام موفقیت‌های دیگر لذت زودگذری بیش نخواهد بود.

      با آرزوی شادمانی، خودشناسی و خودشکوفایی بیشتر برای شما

      • با سلام مجدد و سپاس فراوان از پاسخگویی حضرتعالی
        جناب آقای توماج بنده چند مسئله دارم :
        ۱٫ حضرتعالی در فصل دوم اشاره کردید به شبکه های مغزو مسائل مربوط به آن ، بنده در مورد میزان پیشرفت بشر در این زمینه اطلاع دقیقی ندارم اما به نظرم میاد در مورد مغز بشر نسبت به خیلی از حوزه ها مثل فضانوردی و … پیشرفت بسیار کمی داره و بر اساس این پیشرفت کم(اگه درست گفته باشم) نمی توان وجود نبوغ ذاتی با این کیفتی که شما می فرماید را اثبات کرد شبیه قمار می مونه :) . علاقمندم منابع تحقیقاتی شما رو در مورد مغز بدانم. با این همه بنا به دلایل دیگری هم که دارم به نظرم شما بر حق هستید و نبوغ با اشتیاق تفاوت هایی دارد اما چه نمی دانم. امیدوارم شما کمکم کنید.
        ۲٫ همانطور که جنابعالی در پاسخ آقای مهدی فرمودید: “میزان وضوح تشخیص شما از نبوغ ذاتی‌تان که حتما در راستای اشتیاق و علاقه شماست نسبت مستقیمی با عمق شناخت شما از خودتان دارد و این شناخت معمولا هیچ حدی ندارد و فرایندی است که باید تا آخر عمر تداوم یابد.” تلاش برای شناخت خودمان به نظر نمی آد راه سریعی برای کشف نبوغ ذاتی باشه. البته جک زوفلت اشتیاق درونی را کلید کشف نبوغ می داند که جنابعالی هم اشتیاق و نبوغ را هم راستا می دانید.
        ۳٫ بنده معلم هستم می دانم دانش آموزان زرنگ در همه درسا خوبند و دانش آموزان متوسط در اکثر درسا متوسط وتنبل ها در اکثر درسا ضعیف. به نظر میاد نبوغ ذاتی نمی تونه در مورد شاگرد ممتاز اینقدر گسترده و در مورد شاگرد تنیل اینقدر محدود باشه. به نظرم موتور محرک زرنگ ها چیزی غیر از نبوغ ذاتی با این گستردگی باشه به نظرم این بچه ها مثلا دنبال رضایت والدین، معلم و… هستند و اشتیاق دیگری دارند که بهشون انگیزه تلاش در همه درسا رو میده. و بچه های تنبل معمولا انگیزش کافی ندارند به عنوان یک معلم از این مورد مطمئنم. گویا اشتیاق نبوغ لازم را بوجود میاره و با تلقین میشه اشتیاق خلق کرد. اگر بخواهیم نبوغ شاگرد زرنگ رو نشونش بدهیم چیکار باید بکنیم اکثر درسا رو دوست داره و اکثرا هم خوب یاد میگیره ؟
        از اینکه وقت گرانقدر شما رو میگیرم عذر میخوام واز لطفتون بی نهایت سپاسگذارم. ممنون میشم در صورت امکان وقت حضوری به بنده داده بشه تا مسائل رو مطرح کنم. راستش بعد از یکسال جست و جو هنوز نبوغ ذاتیم رو کشف نکرده ام و از ادامه دار بودن این مسئله برای خودم با ۲۹ سال سن می ترسم.

        • با سلام مجدد بر شما دوست عزیز

          منابع مورد استفاده در داخل کتاب و هنگام ارجاع به آنها ذکر شده است.
          روشهای استعدادسنجی مختلفی وجود دارد و لزوما نیازی به خودشناسی نیست اما من بیشتر افراد را تشویق میکنم که از طریق خودشناسی و مطالعۀ خودشان به کشف نبوغ ذاتی و رسالت شخصی خود نائل شوند. باید آگاه بود که انسان موجود بسیار پیچیده و چند بعدی است و هیچ آزمونی قادر نیست به طور دقیق به ما بگوید کیستیم و چه توانایی هایی داریم. در هر صورت همکاران من به عنوان متخصص روانشناسی می توانند آزمون های استعدادسنجی را برای شما انجام داده و مشاوره لازم را ارائه کنند. برای استفاده از این خدمات یا ملاقات حضوری با من می توانید در ساعات اداری از راههای زیر با مرکز مشاوره و خدمات روانشناختی یکتا واقع در موسسه فرهنگی هنری پیشرو تماس بگیرید.

          mtoumajiri@gmail.com
          ۰۹۱۰۶۶۵۲۱۵۶
          ۵۵۴۳۳۰۶۸
          آدرس: تهران، نواب، جنوب به شمال، نبش محبوب مجاز شرقی، ساختمان دماوند ۲، طبقه ۷

  20. سلام استاد خسته نباشید.
    جلالی هستم. یک ایمیل با آدرس soldierh72@yahoo.com براتون فرستادم. جسارتم رو ببخشید. میشه اونجا جوابمو بدید. خیلی ممنون میشم

    • سلام دوست عزیز
      پاسخ به ایمیل های خصوصی جزو برنامه های معمول نیست و فقط در صورتیکه وقت آزادی وجود داشته باشد پاسخ داده خواهد شد

  21. سلام.وقت بخیر
    من میخوام نبوغ و استعدادم رو دقیق مشخص کنم و راه خودم رو برم..آزمون های ام بی تی آی و چپ مغزی و راست مغزی هم دادم ولی نمیدونم چی میخوام و اینکه حتی میترسیم بهش فکر کنم. ولی مهندسی مکانیک خوندم که اصلا دوست نداشتم و infp هستم و هنری و تمرکز روی یکار ..چند کار همزمان نمیتونم..بصری هستم و هوش موسیقی خوبی دارم ..و از دیدن و شنیدن موزیک ویدیو و انتخاب ست لباس یا تماشای ویترین شیک لذت میبرم..ولی از کار با برنامه ای تصویری مثل فتو شاپ لذت نمیبرم.. میتونم بگم که کجای عکس اصلاح بشه بهتره.. موسیقی هم همینطور هستم..یعنی از بررسی جزییاتش لذت میبرم و میتونم بگم کدوم موسیقی چه عیب و چه حسنی داره..۲۹ سالمه و میخوام یه شغلی رو شروع کنم که از همون طریق به استقلال مالی برسم و ثروتمند بشم/// راه حل شما چیه؟ من یه توضیحات اجمالی دادم فقط ولی بسیار بسیار بسیار برام مهمه ..هر کاری لازمه میکنم تا جای خودم رو پیدا کنم و همینطور رسالتم رو.بنظرتون چیکار کنم//کتاب رو هم خواستم بخرم لینکش مشکل داشت.. یا علی

    • سلام
      دوست عزیز! راه حل مورد نظر من در کتاب خودنبوغ شناسی تشریح شده است
      در حال حاضر لینک دانلود کتاب مشکلی ندارد
      پس از مطالعه کتاب اگر سوالی داشتید در خدمت شما هستم
      موفق باشید

  22. با سلام خدمت استاد گرامی
    من یه برادرزاده دارم که نزدیکای دو سالشه و دختر هم هست و به نظر من نسبت به سنش خیلی خوب میتونه کلمات رو ادا کنه و صحبت کنه و منظورشو راحت بفهمونه حتی یک جمله کامل رو بدون هیچ اشکالی بیان میکنه مثلا راحت میتونه بگه «منم میخوام چایی بخورم» به نظر شما این نشانه خاصی هست؟ یا ممکنه به دلیل اینکه زیاد باهاش حرف زیاد میشه یاد گرفته یا اینکه این حالت در کودکان خیلی عجیب نیست، در هرصورت اگر نشانه استعداد خاصیه میخواستم ببینم چطوری میشه و چه کارهای رو باید انجام داد تا این استعداد تقویت بشه؟
    بسیار بسیار ممنونم از حسن توجه شما و وقت و حوصله ای شما که به اعضای سایت اختصاص میدید.

    • سلام دوست عزیز
      احتمالا می تواند نشانه خوبی باشد و توجه شما بسیار قابل تحسین است. همان طور که در کتاب خودنبوغ‌شناسی اشاره شده ۹۸% کودکان در این سن از لحاظ خلاقیت در سطح نبوغ هستند که این میزان در افراد بالای ۲۵ سال به ۲% کاهش می یابد. بنابراین باید فرضمان این باشد که هر کودکی نابغه است و سعی کنیم این نبوغ را کشف و شکوفا کنیم.
      برای سنجش انواع هوش، استعداد و نبوغ کودکان و بزرگسالان می توانید به موسسه ما واقع در تهران، نواب، جنوب به شمال، سر محبوب مجاز شرقی، ساختمان دماوند ۲، طبقه ۴، مرکز مشاوره و خدمات روانشناختی یکتا مراجعه کنید.

  23. سلام آقای توماج
    من کتابو مطالعه کردم تمریناتو انجام دادم ولی احساس میکنم هنوز نبوغ ذاتیمو کشف نکردم. یکسری مهارتها دارم ولی نمیدونم استعدادم توی هموناست یا نه؟من کامپیوتر خوندم و توی دانشگاه شاگرد ممتاز بودم. پس از فارغ التحصیلی به دلیل فشاری که به واسطه ازدواجم بود، مجبور شدم کارمو عوض کنم و به کاری مشغول شدم که حالا می فهمم علاقه ای بهش ندارم. با خودم گفتم برگردم به رشته سابقم. ولی خوب نمیدونم چون فشار مالی همیشه دنبالم بوده نمیتونم درست تصمیم بگیرم.
    لطفا راهنمایی کنید. با تشکر

    • سلام دوست عزیز
      محمود گرامی، من این کتاب را در طول یک سال و براساس مطالعات ۲۰ ساله نوشتم اما شما آن را در کمتر از یک روز مطالعه کرده‌اید (براساس زمان دانلود شما تا ارسال این کامنت). امروز ما همه چیز را فوری و حاضر و آماده می‌خواهیم. ما حتی انتظار داریم خودشناسی، رشد شخصی، خوشبختی و موفقیت به صورت یک قرص یا در یک بستۀ زیبا به ما عرضه شود. همه چیز را به صورت فست فود و فوری می‌خواهیم. اما حقیقت این است که در طبیعت و زندگی هر کاری زمانی می‌برد. نمی‌توانیم بلافاصله بعد کاشت، محصول را برداشت کنیم. ۲۱ روز زمان می‌برد تا تخم مرغ تبدیل به جوجه شود. و بیش از ۹ ماه زمان می‌برد تا نطفه انسان به صورت یک نوزاد به دنیا بیاید. در مورد تغییرات و تحولات درونی نیز چنین است. متاسفانه (تا جایی که من خبر دارم) هیچ قرص، بسته آموزشی، کتاب و راه میانبری برای شناخت خود، استعدادها و نبوغ ذاتی خود نداریم. کسب اطلاعات شروع کار است، سپس باید اطلاعات را درک و هضم کرده و در نهایت باید آن را هر روزه بکار بگیریم تا به مرور شاهد نتایج آن باشیم.

      با توجه به پیشینه تحصیلی‌تان مشخص است که شما آدم مستعد و باهوشی هستید. آنچه در کتاب خودنبوغ‌شناسی تحت عنوان مانع خانواده، مدرسه و محیط آمده همواره باعث سرکوب نبوغ ذاتی اکثریت انسانها شده است. شرایط بد مالی نیز یکی از معضلاتی است که باعث می‌شود بسیاری از آدمها به کار ناخواسته تن دهند و از پیگیری علایق خود کوتاه بیایند. من در کتاب راه آسان ثروتمند شدن سعی کردم به افراد کمک کنم تا از طریق پیگیری کار مورد علاقه خود به استقلال مالی برسند. اما لازم است اضافه کنم که این کتابها قرار نیست به خودی خود معجزه کنند. در نهایت این خود شما هستید که باید با بکارگرفتن اطلاعات آنها و روبرو شدن با ترس‌هایتان و با مداومت و اشتیاق لازم معجزه را در زندگی خود خلق کنید. برای دستیابی به چیزی که نداریم باید تبدیل به کسی شویم که نیستیم. و این یک پروسه زمانبر است که با میزان اشتیاق، انگیزه و پشتکار شما می‌تواند کوتاه و کوتاهتر شود.
      برای کشف و شکوفایی نبوغ ذاتی‌تان می‌توانید از سایر خدمات ما از قبیل مشاوره حضوری یا انجام تست استعدادسنجی در مرکز خدمات روانشناختی ما استفاده کنید.
      با آرزوی رشد و موفقیت روزافزون برای شما

  24. من یک پسری دارم حدود ۳۵ سالش هست در اثر عصبانیت زیاد آمد منزل و من و خواهرش را کتک زد می خواستم بدانم چگونه رفتاری باید با او داشته باشم تا به اشتباه خودش پی ببرد در ضمن اعلام کنم مادری بودم که از همه چیز خود در برابر فرزندانم گذشته ام و همیشه هوای آنها را داشته ام لطفا به من بگوئید چه کار کنم متشکرم

    • سلام
      بنده تخصصی در این زمینه ندارم و بهتر است این مورد را به طور حضوری با یک مشاور روانشناس با جزئیات مطرح کنید. نظر شخصی من این است که این رفتار بعید است صرفا به خاطر عصبانیت رخ دهد اما برای تشخیص مشکل باید آن را با جزئیات و ارائه شرح حال خانوادگی با یک متخصص مطرح کنید.
      موفق باشید

  25. اکرم ملکی نیا

    سلام وقت بخیر
    ممنون از اطلاعات و آگاهی با ارزشی که به مردم میدهید
    من به شدت از دیدن نقاشی ذوق زده می شم خیلی دوست دارم نقاشی یادبگیرم دو بار اقدام کردم به یادگیری نقاشی اما هر دو بار به علت اینکه خودم رو توی کلاس بی استعداد می بینم سرخورده شدم و ادامه ندادم درضمن من ۳۶ سالم هستم و شاغل و توی سرم افکار زیادی دارم از بابت کارهایی که باید توی زندگیم انجام بدم اما عقب هستم
    حالا سوال من از شما این هست که چطور بفهمم که واقعا استعداد نقاشی دارم یا نه و سوال دیگه ای که دارم اینه که اگر اقدام کنم به اموزش نقاشی چطور این حس بد بی استعدادی رو از خودم بگیرم و غلبه کنم مرسی از محبتتون که وقت می گزارید برای ما

    • سلام دوست عزیز
      به نظر من شما سراغ یادگیری نقاشی نروید بلکه شروع کنید به نقاشی کردن! اگر شما نقاشی کردن را دوست دارید و از آن لذت می‌برید چرا نگران این هستید که استعداد دارید یا نه؟ بسیاری مواقع کلاس‌های معمول، در هنر و یا سایر رشته‌ها، به دلیل روش غلط تدریس باعث از بین علاقه و اشتیاق نوآموزان می‌شود. ونسان ونگوک نقاشی را به طور خودآموزی شروع کرد و تا زمان مرگش حدود ده هزار تابلو کشید اما کسی حتی یک تابلوی او را نخرید. همه او را فاقد استعداد نقاشی می‌دانستند. اما حالا هر تابلوی او به چندین میلیون دلار فروخته می‌شود. بهتر است شما صرفا برای لذت بردن نقاشی کنید و پس از مدتی کارهایتان را به یک نقاش نشان دهید تا شما را راهنمایی کند. اینکه قبل از انجام یک مهارت و هنر در مورد استعدادتان قضاوت کنید درست نیست. سنجش استعداد بویژه در هنر کار راحتی نیست اما وجود علاقه، اشتیاق و لذت نشانه‌های بسیار مهمی از نبوغ ذاتی است. پیشنهاد من این است که به جای فکر کردن در این مورد که آیا استعداد دارید یا نه یک مداد بردارید و شروع به نقاشی کردن کنید. اگر این کار برای شما لذتبخش بود آن را ادامه دهید. لذت بزرگترین پاداشی است که از انجام یک فعالیت می‌توان به دست آورد.
      گفته‌اید که افکار زیادی دارید بابت کارهایی که باید توی زندگی انجام بدهید اما عقب هستید. همه ما در یک شبانه روز ۲۴ ساعت وقت داریم. بهتر است در مورد وقتمان بسیار خسیس باشیم. وقت مهمترین دارایی ماست و باید مانع از هدر رفتن آن شویم. افکارتان را اولویت‌بندی کنید و از مهمترین کار شروع کنید.
      موفق و شاد باشید

  26. باسلام وقتتون بخیر
    ببینید من چندین ساله که کتابهای زندگی و موفقیت و خودشناسی رو مطالعه میکنم ولی متاسفانه حس میکنم هنوز نتوانسته ام خودمو دقیقا پیدا کنم و استعدادهامو پیدا کنم و چون در محیطی ک زندگی میکنم و اطرافیانم هیچ انرژی مثبت و خوبی ب من نمیدهند و این موضوع من و سالیانه ساله آزار میده چون کاملا طرز تفکر من با اونها متفاوت هست و حس میکنم کسی من و نمیتونه درک کنه. من تو زندگیم شکست های زیادی خوردم اما تونستم خودمو بازهم ب زندگی امیدوار کنم و ادامه بدم اما چیزی که الان سخت نگرانم کرده اینه که نمیدونم چطور ایندمو بسازم وقتی انرژی خوبی از اطرافم ندارم؟ گاهی دلم میخواد از جایی که هستم بروم ولی هرچی فکر میکنم میبینم جایی هم برای رفتن ندارم. لطفا من و راهنمایی کنید و بگید چکار کنم که خودمو و استعدادامو و زندگیمو پیدا کنم و بسازم..
    ممنون

    • موسی توماج ایری

      سلام دوست عزیز
      مطالعه برای رشد شخصی امری حیاتی است اما اینکه چه کتابی را و چگونه می‌خوانید مهمتر است. بعضی کتابها الهامبخش‌اند و چیزی را در درون ما تغییر می‌دهند و برخی کتابها فقط وقتمان را تلف می‌کنند. خواندن منفعلانۀ یک کتاب به شیوۀ خواندن روزنامه یا مثل تماشای تلویزیون فقط نوعی سرگرمی و اتلاف وقت است. هر کتابی باید با تمرکز و دقت خوانده شود. در مورد کتابهای رشد شخصی و خودشناسی باید مطالب آنها را با زندگی روزمره خود تطبیق داده، لُپ مطالب کاربردی آن را یادداشت کرده و هر از چندگاه باید مرور کنیم تا به بخشی از آگاهی ما بدل شود. علاوه بر آن، هر چیز جدید و مفیدی را که می‌آموزیم باید بلافاصله در زندگی روزمره خود به کار گیریم. فقط در این صورت است که آموخته‌ها می‌تواند باعث تغییر زندگی و رشدمان شود. پیشنهاد می‌کنم کتاب خودنبوغ‌شناسی را به همین شیوه مطالعه و استفاده کنید. این کتاب برای افراد بسیاری در جهت شناخت و شکوفایی استعدادها و نبوغ ذاتی‌شان مفید بوده و امیدوارم برای شما نیز چنین باشد.

      قرارگرفتن در محیطی ناسازگار با روحیاتمان، هم می‌تواند باعث فشار و سرخوردگی باشد و هم عامل رشد و شکوفایی. بستگی به نوع نگاه و میزان انگیزه و قدرت اراده شما برای رسیدن به زندگی دلخواه و خواسته‌هایتان دارد. دو نفر هم سلولی از پنجره زندان به بیرون نگریستند. یکی گل و لای خیابان را دید و دیگری آسمان آبی را. علیرغم شرایط‌تان این نگرش شماست که تعیین‌کننده احساس مثبت یا منفی شماست. چرا توقع دارید که اطرافیانتان به شما انرژی مثبت بدهند چرا خودتان آن را به خود و دیگران هدیه نمی‌کنید؟ تفاوت با دیگران، خودمان را به ما نشان می‌دهد و بهتر است که اجازه دهیم دیگران همانطوری که هستند باشند اما بهتر است معاشرانی هم‌جنس و همفکر برای خود انتخاب کنیم. اگر می‌خواهید عقاب باشید نباید با گنجشکها بپرید.

      شکست نشاندهندۀ آن است که شخصی برای هدفی تلاش کرده است. دیکته نانوشته غلط ندارد. تلاش کردن و شکست خوردن بسیار بر کنارکشیدن از ترس شکست، ارجحیت دارد. اگر از شکست‌هایمان بیاموزیم هر شکستی پلی برای پیروزی بعدی خواهد بود.

      دوست عزیز!

      زندگی در نهایت یک بازی گذرا بیش نیست. ما هرآنچه را که به دست آورده‌ایم روزی از دست خواهیم داد. پس بهتر است با آگاهی از موقت بودن سفر زندگی از هرآنچه هم اکنون داریم بهترین بهره را ببریم و سپاسگزار آن باشیم. به جای جدی گرفتن زیادی زندگی و ترس از زیستن حقیقی، باید مشتاقانه به دنبال شور و شوق خود برویم. «زندگی آنقدر شگفت‌انگیز است که وقتی برای کارهای دیگر باقی نمی‌گذارد.» این جمله را امیلی دیکنسون شاعره آمریکایی گفته است. او تمام عمر را در تجرد در خانه پدری زیست. در جمله دیگری می‌گوید: «بهشت همان خانۀ قدیمی است که هر روز در آن زندگی می‌کنیم.» ما نباید فریب معیارهای خوشبختی که همه روزه از طریق انواع برنامه‌های تبلیغاتی به خوردمان می‌دهند را بخوریم. مطمئن باشید داشتن زیباترین اندام، همسر رویایی، ثروت فراوان و تمام دارایی‌های مادی، هیچکدام تضمین خوشبختی نیست. خوشبختی حقیقی از رشد درونی و تکامل معنوی ما ناشی می‌شود نه از چیزی که می‌خوریم، می‌پوشیم و جایی که در آن زندگی می‌کنیم. اگر تمام آنچه دارای ارزش حقیقی است را در خود تشخیص دهید و بر آنها تمرکز کنید، خواهید دید که هم اکنون خوشبخت هستید. اکثر ما از بزرگترین موهبت‌های زندگی خود غافل هستیم چون به آنها عادت کرده‌ایم و گویا حتما باید آنها را از دست بدهیم تا به ارزش آنها پی ببریم.

      آینده از همین لحظه ساخته می‌شود. ببینید لحظه‌های عمر هر روزتان صرف چه چیزی می‌شود. بیشتر اوقات مردم، توسط سارقان زمان از قبیل تلویزیون، شبکه‌های مجازی، بازی‌های اینترنتی و بسیاری سرگرمی بی‌فایده دیگر با همدستی خودشان به سرقت می‌رود. وقت ارزشمندترین دارایی ماست اما اغلب ما، آن را به بدترین نحو هزینه می‌کنیم. بیشتر سرگرمی‌های اعتیادآور راهی برای فرار از خود حقیقی‌مان است. ما از تنهایی و سکوت می‌ترسیم و بلافاصله خود را به چیزی سرگرم می‌کنیم چون از رودررو شدن با خود حقیقی‌مان وحشت داریم. ما همیشه با تخدیر ذهن خود با مواد سرگرم‌کننده، لحظۀ حال را می‌کُشیم. در صورتیکه زندگی حقیقی و شادی حقیقی فقط در لحظۀ حال می‌تواند وجود داشته باشد که اگر به آن لحظه هُشیار نباشیم هیچ مقدار از داشته‌ها و هیچ میزان از اعتبار، شهرت و مقبولیت اجتماعی نخواهد توانست آن شادی و خوشبختی حقیقی را به ما اعطا کند. سرچشمه خوشبختی در درون ماست.

      زندگی پدیدۀ شگفت‌انگیزی است سرشار از شکوه، راز و عظمت. در عین پیچیدگی ساده و زیباست. آزادی ما در انتخاب فکر و نگرشمان بزرگترین موهبت زندگی است. در بدترین شرایط می‌توان به زیباترین چیزها اندیشید و والاترین احساس‌ها را تجربه کرد. حتی در تاریکی مطلق به جای نفرین کردن آن، می‌توان شمعی افروخت.

  27. با سلام خدمت شما مربی محترم جناب آقای توماج بنده یکی از اعضای جدید وبسایت شما «زندگی رویایی» هستم و از طریق جستجو در اینترنت با این وبسایت آشنا شدم.بعد از عضویت در سایت اقدام به خرید کتابتون «خود نبوغ شناسی» کردم و به مطالعه اون پرداختم.باید این رو از ابتدا بگم که شناخت استعداد فردی و ذاتی و همچنین رشد و شکوفایی اون همواره یکی از دغدغه های ذهنی من بوده و مطالب شما در این کتاب واقعا برای من مفید واقع شد اما در عین حال سوالهایی رو نیز برای من بوجود آورد که لازم دونستم اونها رو از خدممتون بپرسم تا به دید روشنتری از این قضیه برسم.باید این رو ذکر کنم که بنده تا امروز کتابهای زیادی در زمینه خود شناسی و رشد فردی مطالعه کردی کتابهای از بزرگانی همچون آنتونی رابینز و برایان تریسی ولی هیچ کدام از این آثار اونطور که باید به توضیح و تفسیر مفهوم «استعداد ذاتی» نپرداختند و عموما رشد و ارتقای فردی رو از دیدگاه شناخت ارزش ها و همسویی با آنها در مسیر زندگی مورد ارزیابی قرار دادن.با مطالعه مطالب شما در زمینه استعداد یابی کمی دچار سردرگمی شدم….آیا استعداد ذاتی که شما در کتاب به اون اشاره کردین همان ارزشهایی است که در کتابهای نامبرده به آن اشاره شده؟یا اساسا مفهوم ارزش از مفهوم استعداد بطور کلی جداست؟شما در مطالب سایتتون به توضیح راجه به مفهوم «رسالت زندگی» نیز پرداختین با وجود همه این مفاهیم کمی مساله خودشناسی و شناخت فردی پیچیده میشه! کدام مرحله اولین قدم از شناخت فردی است؟آیا همه این مفاهیم باهم همسو هستن یا بطور کلی سیستم های متفاوتی برای شناخت فردی هستن؟ممنون میشم که من رو راهنمایی کنید

    • موسی توماج ایری

      سلام دوست عزیز
      توضیحات زیادی در مورد مفهوم استعداد و نبوغ ذاتی در همین صفحه وجود دارد.
      تکنیکهای موفقیت الزاما شامل خودشناسی نمی شود. نویسندگانی که شما نام برده اید بیشتر به روش های دستیابی به اهداف می پردازند و فرمول یکسانی برای همه ارائه می دهند بدون اینکه به ویژگی ها و توانایی های منحصر به فرد هر شخصی کار داشته باشند. به طور خلاصه آنها مربیان انگیزشی هستند و می خواهند راهکارهایی برای بازسازی نظام باورها، تقویت روحیه و تکنیک هایی برای رسیدن به اهداف و موفقیت ارائه دهند.
      خودنبوغ شناسی زیرمجموعه خودشناسی به طور کلی است. ادعای ما در کتاب خودنبوغ شناسی این است که هر یک از ما انسانها دارای ترکیب منحصر به فردی از استعدادها و توانایی ها هستیم که آن را نبوغ ذاتی می نامیم. نبوغ ذاتی یک توان بالقوه است مثل توان بالقوه ای که در دانۀ یک درخت میوه وجود دارد. طبیعی است که توان یک دانه در هر شرایطی نمی تواند شکوفا شود. اما این صرفا یک مثال بود و ما اصلا قابل مقایسه با یک دانه نیستیم. ما دارای قدرت شناخت، انتخاب و خلاقیت هستیم و می توانیم نقش زیادی در تغییر شرایط زندگی خود داشته باشیم. اما لازمه آن شناخت همان توان بالقوه خویش و سعی در شکوفایی آن است. قسمتی از وجود ما که همان شرایطی فیزیکی، ژنتیکی و ساختار عصب شناختی ماست را تقدیر رقم زده است و ما قدرت زیادی برای تغییر آن نداریم. اما هیچ یک از ما از موهبت های خاص و استعدادهای ویژه محروم نیستیم. موهبت خاص هر یک از ما همان نبوغ ذاتی ماست.
      ارزشی که شما به آن اشاره کردید اگر به معنای باورهای اخلاقی و انسانی باشد متفاوت از استعداد است اما اگر توانایی های درونی شخص مدنظر باشد می تواند همان نبوغ ذاتی باشد. باور چیزی است که قابل تغییر است اما امور ذاتی زیاد قابل دستکاری نیست. استعداد ذاتی محصول ساختار منحصر به فرد عصب شناختی ماست و بنابراین تغییر یا تعویض آن بعید به نظر می رسد. نمی شود استعداد ریاضی یک نفر را به استعداد ادبی تغییر داد و برعکس؛ و اگر به درستی استعداد ذاتی خود را بشناسیم هیچ تمایلی به تغییر یا تعویض آن نخواهیم داشت زیرا این استعداد با لذت، اشتیاق و معنای زندگی و رسالت شخصی ما همسو و سازگار است مگر اینکه تحت تاثیر معیارهای اجتماعی منحرف شده و بدون توجه به استعداد ذاتی و علاقه قلبی خود فقط به دنبال مثلا دکتر، مهندس، هنرپیشه یا خواننده شدن باشیم.
      گفته اید که «… با وجود همه این مفاهیم کمی مساله خودشناسی و شناخت فردی پیچیده میشه!» کاملا درست است. انسان شاید پیچیده ترین شکل حیات باشد و خودشناسی امری پیچیده و دشوار است. شاید به همین دلیل است که کمتر کسی به طور جدی در پی آن است و سیستم های آموزشی آن را نادیده گرفته اند. اما بدون خودشناسی ما موجودی گم گشته و بی معنا خواهیم بود. رسالت شخصی محصول خودشناسی است. همان طور که در کتاب خودنبوغ شناسی توضیح داده ایم رسالت شخصی مثل قطبنمایی جهت و معنای زندگی ما را نشان می دهد و نبوغ ذاتی مثل ماشین و ابزاری برای حرکت در آن جهت است. ما در حالت طبیعی باید یک کل پکپارچه باشیم و استعداد، علاقه، لذت و اشتیاق و رویاهایمان باید با رسالت شخصی و غایت زندگی مان هماهنگ و همسو باشد در غیر این صورت ما دچار پریشانی و سرگشتگی خواهیم شد. این سرگشتگی معمولا از عدم خودشناسی ناشی می شود که در این صورت ما اسیر شرایط محیط، ارزش های اجتماعی، مد و تبلیغات خواهیم بود. بنابراین مهمترین قدم به نظر ما قدم گذاشتن به درون خویش و خودشناسی است. اما نباید انتظار داشته باشیم که با یک تست روانشناسی یا خواندن چند کتاب به طور کامل خودمان را بشناسیم. خودشناسی هیچ فرمولی ندارد و ما باید به طور روزمره و در تمام عمر در پی تعمیق شناخت خود از خویشتن، توانایی ها و معنا و غایت زندگی خود باشیم و این شناخت را در رفتار و اعمال روزانه خود به کار گیریم. با عمیق تر شدن شناخت ما از خودمان و عمل بر اساس آن، زندگی ما از هر لحاظ غنی تر و زیباتر و رویایی تر خواهد بود.
      با آرزوی خودشناسی و خودشکوفایی روزافزون برای شما

      • با تشکر از توضیحات جامع شما استاد عزیز…فی الواقع تعریفی که از ارزش ها در کتابهای فوق ارائه شده تعریفی مشابه آن چیزی است که شما از آن به عنوان «رسالت زندگی» یاد کردید با این تفاوت که ارزش ها در واقع احساسات خوش آیند و نکاتی است که ما در زندگی به آنها ارج می نهیم و رسالت زندگی در واقع نگاه جامع ما به زندگی است و هدف عمومی ما در زندگی را مشخص می کند. در حالی که ارزش ها بصورت یک لیست آماده می شوند و در آن اولویت احساسات و ارزشمندی های ما در زندگی مشخص می شود، رسالت زندگی در واقع یک عبارت است که می تواند تعریف عمومی ما را از موجودیت خود به معنای واقعی توجیه کند. برایان تریسی در کتاب هدف از ارزش ها با عوامل افزایش دهنده حرمت نفس یاد می کند و اضافه می کند «ارزشهای شما سبب می شوند تا آنچه هستید باشید. هر کاری که می کنید با توجه با ارزش های درونی شما سازماندهی می شوند» و در جای دیگر به این اشاره دارد که «ارزش های شما باور های شما را مشخص می سازند، باورهایی که درباره خود و دنیای پیرامون خود دارید» آنتونی رابینز نیز در کتاب خود تعریفی مشابه از ارزش ها ارائه می دهد و از آن با عنوان قطب نمایی یاد می کند که ما را به سوی سرنوشت نهایی خودمان هدایت می کند و در جایی دیگر ذکر می کند «اگر بخواهیم کاملا از زندگی مان راضی باشیم، فقط به یک شکل می توانیم این کار را انجام دهیم با شناختن ارزش های زندگی مان، بالاترین ارزش هایمان و متعهد کردن خودمان به زندگی مطابق آنها » با تمام تعاریف بالا در مورد ارزش ها دور از عقل نیست که بگوییم ارزش های ما و رسالت زندگی در واقع همسو و هم جهت هستند و هر دو مسیر تصمیمات ما را در زندگی مشخص می کنند. اما با مطالعه کتاب شما باید به این نکته اذعان کنم تعریفی که شما از استعداد ذاتی ارائه دادید در نوع خود بدیع و تا حدود زیادی منحصر به فرد است. ادعای که در واقع علوم مانند «ان ال پی» را زیر سوال می برد زیرا تا کنون اینگونه برداشت می شد که سیستم عصبی همه انسان ها مشابه هم است و می توان با مدل برداری از دیگران عینا موفقیت های آنها را در زندگی به گونه ای تکرار کرد چیزی که آنتونی رابینز در کتاب «به سوی کامیابی» خود به طور مفصل به آن پرداخته است. اما تعریف شما از استعداد ذاتی در واقع وجود هر انسان را منحصر به فرد می کند و این واقعیت را بر ملا می سازد که نمی توان الگویی واحد و یکسان برای موفقیت همه افراد در زندگی ارئه داد و همانند استعداد ذاتی مسیر رسیدن به اهداف هر فرد نیز با فردی دیگر متفاوت و به نوعی منحصر به فرد است نکته ای که بسیاری از کتابهای انگیزشی از اشاره به آن غافل شده اند. با مطالعه مطالب شما در زمینه استعداد ذاتی امروز بیش از هر روز دیگر به لزوم کشف و شکوفایی استعداد ذاتی و فردی خود پی بردم و امیدوارم که با مطالعه دقیق تر کتاب «خود نبوغ شناسی» و راهنمایی های شما بتوانم در نهایت استعداد برتر خود را شناسایی کنم و در جهت رشد و شکوفایی آن گام بردارم. در پایان گفته های خود را با بیتی از مولوی شاعر گرانقدر پارسی به پایان می رسانم مولوی شاعر اندیشمند ما میفرماید: هر کسی را بهر کاری ساختند مهر آن را در دلش انداختند.

  28. باسلام
    من دانش آموز دبیرستانی هستم که به شدت استرسیم یعنی حتی سر پرسشهای کلاسی نمیتوانم استرس واضطرابم را کنترل کنم.درسهامو خوب میخونم ولی بازهم اضطراب میگیرم قوه ی بیانم بد نیست ولی به خاطر اضطراب تپق میزنم بعد امسال به خاطر رتبه ی یک تشریح قراره برم روی سن جلوی۴۰۰-۵۰۰نفر اجرا داشته باشم!اوایل پیش خودم میگفتم که من عرضه ی حرف زدن بین۱۰نفرو ندارم!ازهمه بدتر!موقع حرف زدن میلرزم(سرم بی اختیار میلرزه!)واقعا نمیدونم چیکارکنم اصلا دلم نمیخواد این موقعیت و از دست بدم!فک میکنم اگه از این موقعیت درست استفاده کنم ویه اجرای خوب داشته باشم میتونه برام یه نقطه ی عطف باشه خواهش میکنم راهنماییم کنید یعنی من میتونم با اینهمه ضعف (وبا این سن سال جلوی دبیرای زیست واساتید ومعاونین و…!)این سمینارو اجرا کنم؟

    • موسی توماج ایری

      سلام دوست عزیز
      ترس از صحبت در جمع یک ترس عمومی است. مشکل شما یک راه حل بیشتر ندارد: به هر بهانه ای جلو جمع از کلاس گرفته تا سر صف مدرسه و هر مناسبت دیگر صحبت کنید. می توانید از جمع دوستان، خانواده و فامیل شروع کنید. در برنامه های مختلف برای صحبت، مجری گری و اجرا داوطلب شوید. با هر حضور در مقابل جمع استرس و اضطراب شما کمتر خواهد شد و به مرور از بین خواهد رفت.
      همیشه قبل از صحبت در مقابل جمع ذهنیت مثبتی از آن بسازید و تصور کنید که به بهترین نحو اجرا می کنید، لذت می برید و جمعیت را تحت تاثیر قرار می دهید. نگران تپق زدن و اشتباهات لپی نباشید. اشتباه کردن یک امر طبیعی است و با تسلط شما به مرور کمتر می شود. حرفه ای ترین سخنرانان و مجریان دنیا بسیاری مواقع تپق می زنند و اشتباه می کنند. مخاطبان آنقدر که به محتوای کلام شما توجه دارند به تپق ها و اشتباهات شما اهمیت نمی دهند.
      برای خودتان همیشه در مقابل آینه تمرین کنید با این تصور که در مقابل جمع واقعی حضور دارید.
      شاید بد نباشد با یک روانپزشک هم مشورت کنید.
      مطمئنا با تمرین و صحبت در جمع های مختلف می توانید بر ترس اخود غلبه کنید و استرس خود را کاهش دهید. مقداری استرس ناشی از صحبت مقابل جمع همیشه هست و طبیعی هم هست، مخصوصا در آغاز سخنرانی.
      تسلط هر چه بیشتر به موضوع سخنرانی هم در کاهش استرس شما بسیار موثر است.
      همیشه افراد مقابل خود را جزو دوستان و افراد نزدیک خود تصور کنید که منتظر و مشتاق شنیدن حرف های شما هستند و خودتان را آدمی آرام، مسلط و با اعتماد به نفس که قادر است در هر شرایطی واکنش مناسب نشان دهد.
      همه ما و از جمله شما دو شخصیت داریم: شخصیت ضعیف و معمولی، شخصیت قوی و قهرمان. سعی کنید با خود قوی و قهرمانتان زندگی کنید. خود قهرمان ما از هیچ کس ترسی ندارد و برای هر نوع زورآزمایی روانی آماده است. شخصیت قهرمانی یا همان من برتر ما همواره به دنبال رویاها و آرزوهای بزرگ است و هیچ گاه عقب نشینی نمی کند. پاداش زندگی با خود برتر شور، هیجان، لذت، تحقق رویاها، افتخار، خودشکوفایی و خدمت به جهان است. پس قهرمان باشید.
      همچنین می توانید از کتاب “آئین سخرانی” دیل کارنگی کمک بگیرید که یک اثر کلاسیک خوب در مورد سخنرانی است که شامل نکات بسیار مهم و مفیدی است.

  29. سلام استاد گرامی

    از صمیم قلب واقعا خوشحالم که با سایت شما آشنا شدم .

    حرف های شما امیدوار کننده و دلگرم کننده هست .

    استاد گرامی من در زندگی ام فردی هدفمند بودم و با تمام وجود برای هدفم تلاش کردم من می دانستم رسالتم چیست ، اما تقدیر نگذاشت به هدفم برسم .استاد من سالهاست کلافه هستم و بعد از آن هدف دیگر نتوانستم هدفی جایگزین آن قبلی کنم .

    بیشتر برایتان توضیح می دهم .

    زمانی که من یک کودک ۱۲ ساله بودم برنامه هایی از تلویزیون نگاه می کردم که درد و رنج زنهای جامعه من رو نشون می داد ، زنهایی که شوهرانشان معتاد بودند و آن زنهای بیچاره را مجبور به خود فروشی می کردن تا خرج مواد در بیارن … از آنجا تصمیم گرفتم پلیس شوم با مواد مخدر و جرم و جنایت مبارزه کنم و به زنهای جامعه ام کمک کنم با اشتیاق رشته ریاضی در دبیرستان خواندم در کنکور قبول شدم اما انتخاب رشته من ثبت نشد . انتخاب رشته خود را به مرد متصدی اداره پست مرکزی سپردم اما او بی دقتی کرد و ثبت نشد و من زمانی این موضوع فهمیدم که کار از کار گذشته بود .

    اما من بعد از کنکور بارها بارها کنکور دادم . من به شوق این شغل کلاس ورزشهای رزمی رفتم ، دوره های کامپیوتر گذروندم و گواهی نامه رانندگی گرفتم اما زمان گواهی نامه گرفتن مردی که خودش دکتر ارتش بود گفت تو چشمانت ضعیف هست و نمی تونی پلیس شوی . من از ۱۶ سالگی چشمانم شروع به ضعیف شدن کرد .

    استاد گرامی من بعد از این هدف هرگز نتوانستم هدف دیگری را جایگزین کنم .من هرگز دانشگاه نرفتم در حالی که من رشته فیزیک ، امور بانکداری و تربیت بدنی قبول شدم من نتوانستم چیزی را جایگزین آن قرار دهم .

    شرط تحصیل در این رشته مجرد بودن بود و تا ۲۵ سالگی می توانستی در این رشته تحصیل کنی ، من موقعیت های خوب ازدواج بخاطر این رشته از دست دادم .

    استاد درسته نمی تونم پلیس شم اما من هنوز همان آدم هستم من می خواهم نه تنها به زنهای جامعه ام بلکه به همه ی افراد جامعه ام کمک کنم .

    من دوست دارم تحصیل کنم به دانشگاه بروم اما رشته ای که نیازهای روحی من تامین کنه ، رشته ای که در راستای هدف گذشته ام باشه .

    ممنون که با صبر و حوصله نوشته های من را خواندید.

    ممنون میشم که راهنماییم کنید تا مابقی عمرم را کلافه نگذرانم.

    در ضمن در حال حاضر ۲۵ سال دارم .

    • موسی توماج ایری

      سلام دوست عزیز
      خیلی مواقع ما در گذشته گیر می کنیم و فرصت های امروز را برای ساختن آینده بهتر از دست می دهیم. به قول استادی «گذشته درگذشته، پس از گذشته بیاموزیم نه اینکه به آن بیاویزیم». اگر رسالت شما کمک به دیگران است، راه های زیادی برای این کار وجود دارد که پلیس شدن فقط یکی از آنهاست که شاید بهترین راه نباشد و یا شاید مناسب ترین راه برای عملی کردن رسالت شما باشد. شما فرصت های زیادی برای رسیدن به هر هدفی پیش رو دارید به شرطی که خودتان را از گذشته آزاد کنید و در همین امروز و همین لحظه بهترین کاری را که ممکن است انجام دهید.

      در مورد خودم از ۱۲ سالگی تاکنون بارها و بارها اهداف و آرزوهایم تغییر کرده است. به نظر من قبل از اینکه بخواهیم به کسی کمک کنیم مهم این است که بدانیم چه کاری برای خودمان لذتبخش است و سعی کنیم در آن مسیر پیش برویم. اگر نتوانیم خودمان را دوست داشته باشیم و با خودمان خوش و راحت نباشیم خیلی احتمالش کم است که بتوانیم برای دیگران مفید باشیم.

      به نظر من، شما بار دیگر با ذهنی باز علایق خود را بازبینی کنید با این فرض که قادر به انجام هر کاری هستید. متاسفانه بزرگترین محدودیت ها، ناشی از باورهای محدودکننده است نه ناشی از شرایط محدودکننده. شرایط زندگی ما نتیجه عمیق ترین باورهای ماست. با تغییر باورها شرایط تغییر خواهد کرد.

      مساله اساسی دیگر ایمان و باور به توانایی های خودمان است. کافیست فقط خودتان، خودتان را باور داشته باشید. در این صورت نتایج و شرایطی خلق خواهید کرد که دیگران ناگزیر به باور شما خواهند بود.
      تحصیلات واقعی فقط در دانشگاه به دست نمی آید. سواد خواندن بعلاوۀ اشتیاق و اراده برای کسب هر نوع دانشی کافیست.

      با آرزوی موفقیت روزافزون برای شما

  30. سلام استاد گرامی

    واقعا ممنونم که با صبر و حوصله پاسخ بنده رو دادید .

    خیلی سریع تر از آنچه که تصور می کردم پاسخم رو دادید .

    واقعا کمال تشکر ازتون دارم .

    اینجا که گفتید بزرگترین محدودیت ها نتیجه باورهامونه رو خیلی دوست داشتم چون به تازگی در کتاب هفت عادت مردمان موثر به این نکته پی بردم.

    بازم ممنون ازتون استاد .

  31. سلام و وقت بخیر خدمت استاد توماج
    من ۲۰ سالمه. دیپلم ریاضی فیزیک با معدل ۱۸ و ۷۲صدم دارم. دانشجوی ترم ۱ عمران. پارسال دو ترم حسابداری خوندم و چون علاقه ای نداشتم به این رشته و از لحاظ علمی من رو ارضا نمیکرد رهاش کردم.البته من از اولین روزی که رفتم مدرسه تا دوم دبیرستانم عاشق درس خوندن و مطالعه کردن بودم. ولی خب بخاطر حساسیت زیادم روی درسم کتابهای غیر درسی زیاد مطالعه نمیکردم و از وقت تفریح و استراحتم میزدم که درس بخونم . همه ی مشکلاتم از وقتی شروع شد که سال دوم تموم کردم و حس کردم خیلی خستم و به استراحت و تفریح نیاز دارم تا بازم بتونم با انگیزه ادامه بدم. اما به دلیل مشکلات مالی و غیرمالی( اختلافات همیشگی پدر و مادرو جر و بحث هاشون )نتونستم تفریح مناسبی داشته باشم برای تجدید روحیه ام. تمام اون تابستونم با گریه های شبونه ام گذشت. افسرده شده بودم.سال سوم و چهارمم به زور و با هزار بدبختی درس خوندم.به یک روانشناس مراجعه کردم اما نتونست کمک چندانی بهم کنه.الانم با اینکه تغییر رشته دادم احساس رضایت ندارم.حس میکنم افسرده شدم.دلم میخواد برم یه جای دور تنها زندگی کنم یه مدت. هیچ آدم آشنایی هم نباشه.اما خب نمیشه. ذهنم خیلی درگیره.نمیدونم بازم از دانشگاه انصراف بدم و برم کلاسهایی شرکت کنم که میدونم علاقه و استعداد دارم( کلاسهای طراحی داخلی یا فتوشاپ و عکاسی)در انها یا نه؟):با توجه به اینکه دیگه حوصله درس خوندن ندارم. دوس دارم بخونم اما حس و حال درس خوندن ندارم اصلا.
    من عاشق هنر بودم از بچگیم.موسیقی، نقاشی،بازیگری و … . بخاطر معدلم که بالا بود مشاوره مدرسه مون گفت گرافیک نخونم و ریاضی بخونم.
    چون ریاضی هم دوس داشتم اما بعد از هنر!!! به اینکه ترم بعدم مرخصی بگیرم و یکی از علایق هنریم که بازار کار خوبی داره رو دنبال کنم هم فک کردم.اما نمیدونم درسته این کارم یا نه؟! با توجه به اینکه دانشگاه پیام نور درس میخونم وقت نمیکنم کنار درسم کلاسهای دیگه شرکت کنم.معذرت میخوام که حرفام طولانی شد.خیلی به کمکتون نیاز دارم?لطفاً راهنماییم کنید که باید چکار کنم؟): هر روز میخوام درس بخونم و حتی یه کلمه هم نمیتونم بخونم. مثل سال سوم و چهارمم به زور و با گریه و التماس هم نمیتونم بخونم دیگه???

  32. در ضمن من برای کنکورم هم کلی برنامه ریزی داشتم اما بخاطر خستگیم و مشکلات مالی که اجازه نمیداد در کلاسهای کنکور شرکت کنم سرشکسته تر و افسرده تر شدم. چون زندگی من فقط توی درس خلاصه میشد!!!
    همیشه آرزوم بود جزو رتبه های برتر باشم. اختلافات شدید پدر و مادرم در روحیه ام بی تاثیر نبود.صبرم تموم شده بود وقتی رسیدم به سال سومم.اونها هنوزم اختلاف دارن.هنوزم هر روز بحث و دعواست.نمیدونم من چجوری میتونم خودمو نجات بدم!دنبال کار هم گشتم اما برای کسی که نه دوره خاصی گذرونده نه از کامپیوتر زیاد سر در میاره کار مناسبی نیست.
    خیلی دوس دارم از لحاظ مالی مستقل شم و از خونواده ام جدا شم.
    خیلی خسته شدم.?

    • سلام دوست عزیز
      بیشتر خانواده ها از لحاظ ارتباطی ناکارآمد هستند و داستان شما، حکایت افراد بسیاری است که به نحوی قربانی مشکلات والدین هستند. البته آنها خودشان هم به نحوی قربانی شدن. پس باید گفت: قربانی قربانیان. اما در هر صورت گذشته، درگذشته است و هیچ فایده ای ندارد که شما در گذشته بمانید یا دنبال مقصر وضعیت خودتان بگردید. شما در بهترین سن برای ساختن زندگیتان قرار دارید. اگر بهترین دانشگاه در بهترین رشته هم می رفتید به نظر من برای موفقیت شما تضمینی وجود نداشت. مدارس و دانشگاهها از خانواده ها هم ناکارآمدتر هستند و جز اتلاف عمر حاصلی ندارند. مگر اینکه شما عمیقا عاشق تحصیل در یک رشته باشید. در آن صورت دانشگاه می تواند جای مناسبی باشد. اما اگر برای کار و کسب درآمد درس می خوانید، احتمالا نتیجه مناسبی نخواهید گرفت.
      از نظر من شما انسانی بسیار باهوش و مستعد هستید.
      شما فقط به دو چیز نیاز دارید:
      ۱- مسئولیت ساختن زندگی خود را به عهده بگیرید
      ۲- یک هدف بزرگ و رویایی انتخاب کنید که دل شما را به تپش وادارد و شما را از این افسردگی و کمبود انرژی نجات دهد.
      اهداف و رویاهای بزرگ، انرژی زا هستند. هدفی را انتخاب کنید که دستیابی به آن برای شما دستاوردی بزرگ محسوب شود. حالا خود را در موقعیت تحقق آن آرزو قرار دهید. اگر آرزوی شما برآورده می شد شما چه جور انسانی بودید؟ چه احساسی داشتید؟ چقدر اعتماد به نفس داشتید؟ چقدر شور و شوق داشتید؟ همۀ این حالتهای فرضی را تصور کنید و سپس از هم اکنون شروع کنید با آن ویژگی ها زندگی کردن. به چگونگی تحقق آرزویتان کار نداشته باشید. اگر اشتیاق و عزم کافی داشته باشید یا راهی خواهید یافت یا راهی خواهید ساخت.
      شما سطح توقعات خودتان را زیادی پائین آورده اید و این باعث کسالت و بی حوصلگی شماست. اگر مصمم شوید که با تمام وجودتان در جهت ساختن زندگی دلخواه خود گام بردارید هیچ چیزی نخواهد توانست مانع تحقق رویاهای شما شود.
      اجازه ندهید هیچ کس جز خودتان، زندگی شما را بسازد زیرا در این صورت به ساختن کوچکترین زندگی بسنده خواهد کرد.
      همه چیز به درون ما برمی گردد. بیرون بازتاب درون است. اگر شما درونا خودتان را در وضعیت شادی، آرامش و اشتیاق نگاه دارید یقینا شرایط بیرونی تان در همان جهت تغییر خواهد کرد.
      بزرگ فکر کنید. والاترین حد پیشرفت ممکن خود را تصور کنید و هم اکنون و همیشه احساس، افکار و رفتار همان خود ایده آلتان را داشته باشید. در صورت حفظ مداوم این تصویر در ذهنتان از تغییرات معجزه آسایی که در اطرافتان در جهت تحقق آن تصویر روی می دهند، شگفت زده خواهید شد.

  33. سلام
    خیلی متشکرم از توجه و وقتی که برای من گذاشتین.
    اینکه درس خوندن وقتی آدم علاقه نداره اتلاف وقته رو قبول دارم. حتی به همین دلیل مادرم پیشنهاد داد که ترم دیگه مرخصی بگیرم و به خودم زمان بدم و کارایی که دوس دارم رو انجام بدم تا حالم عوض شه و بعد با فکر آزاد بشینم به این فک کنم که به چه رشته ای علاقه دارم و همون رو ادامه بدم! من برای تصمیم گیری خیلی تردید دارم. در مورد هر چیزی. این مردد بودنم بخاطر افسردگیم باید باشه که چندین ساله دارم.
    به نظر شما من باید چیکار کنم؟ مرخصی تحصیلی بگیرم؟ آخه واقعاً با کلی بدبختی درس میخونم. بخاطر مشکلات مالی هم که دارم ذهنم بیشتر سمت پیدا کردن یه کار مناسب میره!): از اونجایی که از بچگی به هنر علاقه داشتم میخوام برم کلاس فتوشاپ و توی عکاسی یا مراکز تبلیغاتی کار کنم. عکاسی هم دوس دارم ولی خب هزینه خرید وسایلش رو ندارم.
    طراحی داخلی هم دوس دارم. اما نمیدونم توی استان بوشهر میتونم کار کنم و درآمد خوبی داشته باشم یا نه!
    دلم میخواد رشته تحصیلیم جالب و هیجان انگیز و متنوع باشه.
    یه رشته ای که بشه آدم واسه خودش کار کنه و وابسته به سازمان های دولتی نباشه. چون من پارتی ندارم که برم سر کار. از کارهای عملی هم بیشتر خوشم میاد. به نظر شما من چی بخونم برام بهتره؟): لطفاً چن تا رشته با توجه به اینکه ساکن استان بوشهرم و اطلاعاتی که از من داربن بهم پیشنهاد بدین. من نمیتونم دانشگاه رو بزارم کنار کلا. چون دید و فرهنگ مردم نسبت بهم اذیتم میکنه. وگرنه خودمم میدونم اگه پولی که بابت شهره دانشگاهم پرداخت میکنم صرف شرکت در کلاسهای مورد علاقه ام میکردم هم موفق تر بودم هم احساس رضایت بیشتری داشتم?
    توقعم از زندگی هم واسه این پایین اومده که همیشه همه رویاهام رو مسخره کردن): از فامیل گرفته تا مامان و بابام?
    امروز هم فهمیدم مادرم بیماری قلبی داره. اون داره بخاطر من و ابجیم کار میکنه وگرنه با حالی که داره اصلا نباید کار کنه.
    به نظر شما من با طراحی داخلی در استان بوشهر میتونم کسب درآمد کنم؟؟!؟؟!!
    این کار رو خیلی دوس دارم. هم سلیقه ام خوبه هم از بچگی توی نقاشی و طراحی استعداد داشتم.
    خلاقیت هم فک میکنم دارم. اونطوری که تحقیق هم کردم اگه کارم خوب باشه درامدش هم خوبه. بیوگرافی خانم آوا رفیعی رو مطالعه کردم. ایشون انصراف داده بودن از دانشگاه و به صورت آزاد این رشته رو دنبال کردن.الان هم یکی از بهترین های طراحی داخلی در ایران و خارج از کشور هستن.
    البته خیلی بابت اینکه در تهران یا شیراز یا اصفهان یا مشهد زندگی نمیکنم غصه خوردم. چون هم از لحاظ فرصت شغلی هم به لحاظ امکانات در سطح بالاتری نسبت به بوشهر هستند.
    ممنون میشم اگر پاسخ سوالاتم رو بدید. ?

    • سلام دوست عزیز
      پاسخ سوالات در مورد روش کشف و شکوفایی علایق و استعدادها را می توانید در کتاب خودنبوغ شناسی: چگونه نبوغ ذاتی خود را کشف و شکوفا کنیم؟ پیدا کنید

      دوست عزیز!
      اگر اراده و اشتیاق کافی داشته باشید، هیچ چیزی نمی تواند شما را محدود کند. انتخاب پدر و مادر و محل تولد دست ما نیست اما انتخاب محل زندگی، رشته، شغل و مهمتر از همه نگرش و طرز فکرمان با خودمان است. تا وقتی که دید و فرهنگ مردم معیار تصمیم های شما باشد هیچ موفقیت بزرگی را کسب نخواهید. به توانایی و اراده خود تکیه کنید نه به پارتی و شرایط محیط. شما در سنی قرار دارید که می توانید مستقلا زندگی خود را بسازید. باورهای محدودکننده و ترس بزرگترین عامل عدم رشد و موفقیت است. پیشنهاد می کنم این کتابها را بخوانید: “بیندیشید و ثروتمند شوید” از ناپلئون هیل ترجمه قراچه داغی، “تو همانی که می اندیشی” از جیمز آلن ترجمه گیتی خوشدل. دانش و حکمت موجود در این دو کتاب می تواند در صورت عمل به توصیه های آنها شما را به هر خواسته ای برساند. دو ماه به طور جدی و هر روز این کتابها را بخوانید و به آموخته هایتان عمل کنید. از نتایجی که می گیرید شگفت زده خواهید شد.

      شیفتگان پرواز را میل خزیدن نیست. هلن کلر

  34. سلام مجدد
    خیلی خیلی ممنونم بابت پاسخ و توجهتون?کتابها رو دانلود کردم.
    حتماً مطالعه میکنم.

    • سلام دوست عزیز
      با آرزوی تحقق روزافزون همۀ رویاهایتان
      منتظر خبر موفقیت های شما هستم
      شاد، سلامت و ثروتمند باشید

  35. سعید صفرپورsudn

    با سلام و احترام
    آقای توماج بنده کتاب شما رو خوندم.اطلاعات مفیدی داشت.اما نهایتا برای خواننده جای سوال بسیاری وجود دارد.مجموع سوالات در این سوال خلاصه می شود که به عنوان مثال شما که از نقاشی به عکاسی و مهندسی و غیره تغییر رویه دادین، چه چیزی یا چه مفهومی یا چه الهامی باعث شد که تخصص حال حاضرتون رو برگزینین؟آیا واقعا به خاطر عشق و علاقتون برگزیدید؟آیا در کودکی آرزو داشتید که به مردم برای کشف نبوغشان کمک کنید؟چگونه به این یقین رسیدید که نبوغ من در این کار است؟
    سپاسگذار میشوم اگر پاسخ سوالات مرا بدهید.

  36. سعید صفرپورsudn

    با عرض احترام دوباره.تاکید بیشتر بنده بر این موضوع است که چگونه انسان میتواند یقین پیداکند که نبوغ ذاتی من و رسالت شخصی ام در این کار است؟

    • سلام دوست عزیز

      خوشحالم که مطالب کتاب برای شما سوال ایجاد کرده است. هیچ جای کتاب ادعا نکرده ام که قرار است در این کتاب به همۀ سوالات دربارۀ شناخت نبوغ ذاتی پاسخ دهم یا فرمولی جادویی برای تعیین یقینی و قطعی نبوغ ذاتی ارائه کنم. در صفحه ۵۱ کتاب آمده:

      «باوجود چندین میلیون سال از ظهور انسان، در شناخت خویشتن هنوز در گام‌های اول هستیم و شناخت ما از جهان پیرامون به‌مراتب بیشتر از شناخت ما از جهان درونمان است. کیهان‌شناسی به‌مثابه یک علم، به‌مراتب منسجم‌تر و متقن‌تر از روانشناسی یا فلسفه است. خودشناسی دانشی نیست که با پاسخ دادن به لیستی از سوالات روانشناسی بتوان به آن پاسخ داد بلکه نیازمند مطالعه، تفکر و مراقبه در تمام طول زندگی است. ما باید علاوه بر سعی در شناخت خویشتن به مثابه انسانِ نوعی، باید تلاش کنیم روحیات و استعدادهای منحصربه‌فرد خود را نیز بشناسیم. این شناخت نیز مستلزم مطالعه، درون‌نگری و تأمل است.»

      و در صفحه ۵۳ می خوانیم:

      «خودنبوغ‌شناسی زیرمجموعه‌ای از خودشناسی است. ما در تمام عمر خود باید در مسیر شناخت و تحقق بیشتر توانایی‌های خود حرکت کنیم. خودشناسی سفری است بی‌پایان چون ما در ذات خود موجودی بی‌کران هستیم.»

      با وجود این پیچیدگی وجود انسانی و دانش ناچیز بشر در شناخت خود، شناخت استعدادهای ذاتی برای خود شخص چندان امر پیچیده و دشواری نیست. شهود و احساس درونی بهترین معیار تعیین نبوغ ذاتی و علایق اصیل ماست و این دو (علایق و استعدادها) به دلایلی که در کتاب گفته شده “همسو” هستند. تا کنون به ندرت به کسی برخوردم که نداند از انجام چه کار یا فعالیتی خوشش می آید. این بهترین سرنخ برای یافتن استعدادها و نبوغ ذاتی است.
      توضیح داده ایم که معمولا هر یک از ما دارای چند استعداد ویژه (ترکیب منحصر به فردی از چند استعداد) هستیم. ما این ترکیب را که ناشی از ساختار منحصر به فرد شبکه عصبی مان است “نبوغ ذاتی” نامیدیم.

      اما مورد خود من:
      همان طور که در ماجرای تاسیس باشگاه میلیاردرهای شاد توضیح دادم دستفروشی کتاب باعث شد که من به علاقه ام به این کار (نویسندگی، سخنرانی، مشاوره و مربیگری در زمینه موفقیت، رشد شخصی و کسب استقلال و آزادی مالی) به عنوان یک حرفه و شغل تخصصی پی ببرم. اما کلا از سنین خیلی پائین دغدغه های فکری در مورد خودم، کیستی ام و معنای وجود خودم و جهان داشتم که بخشی از آنها را در بازی تخیلی فلسفی من توضیح داده ام. من سالها داشتم به این مسائل فکر و در مورد آنها تحقیق و مطالعه می کردم. در کتاب گفته ام که استعدادهای به ظاهر مختلف بهتر است در یک مجموعه فعالیت باهم ترکیب و هماهنگ شوند. من در کودکی شعر می گفتم و داستان می نوشتم و برای بچه ها قصه می گفتم و علاقه من به نویسندگی و سخنرانی تداوم همان علاقه کودکی است. از طرف دیگر همیشه شناخت خودم، استعدادهایم و بکارگیری آنها برایم مهم بوده و در مقاطع مختلف سنی به بخش های مختلفی از این علایق و استعدادها پرداخته ام. نقاشی می کردم و بعد عکاسی و هم اکنون از آنها در طراحی و ساخت محصولاتم استفاده می کنم. همیشه گوشی شنوا و قلبی رازدار داشتم و دوستان زیادی مشکلات و مسائل خصوصی شان را با من در میان می گذاشتند و حالا به عنوان مشاور و مربی این استعداد را به کار می گیرم. تحصیلات مهندسی مرا بیشتر با چیزهایی که دوست نداشتم و نمی خواستم آشنا کرد و باعث شد افرادی را که از رشته و شغل خود ناراضی اند عمیق تر درک کنم. تحصیلات من در زمینه فلسفه علم به من کمک کرد که بتوانم مسائل فلسفی دربارۀ وجود انسانی و اعتبار یافته های علمی را عمیق تر ببینم و از طرف دیگر پتانسیل های درونی بشر را که او را قادر به اختراعات و اکتشافات شگفت انگیز ساخته بیشتر درک کنم و بتوانم همۀ اینها را در ارائۀ خدمات در حوزۀ رشد شخصی و خودشکوفایی به کار گیرم و …

      این قصه سر دراز دارد. اما شاید چند خصوصیت به من کمک کرد که به این ترکیب شغلی برسم؛ هر چند که اصلا به عنوان شغل در موردش فکر نمی کنم چون من قبلا هم سالها داشتم این کارها را در مورد خودم و در مقیاس خیلی کوچکتر برای اطرافیان انجام می دادم و مطالعه و صحبت در این موضوعات همیشه برایم یک علاقه، لذت و تفریح و سرگرمی بوده است و حالا فقط آنها را با افراد بیشتری به اشتراک گذاشته ام. اما آن چند ویژگی که شاید در یافتن نبوغ ذاتی ام به من کمک کرده و برای شما هم مفید باشد:
      ۱- جویندگی: انسان معمولا به همان چیزی می رسد که می جوید و خودش را برای آن آماده می کند. من همیشه یک جویندۀ مشتاق در این زمینه بودم و هنوز هم هستم. هنوز هم سوالات بی پاسخ بسیاری دارم اما بابت ندانستن پاسخ آنها ناراحت نیستم بلکه بیشتر بخاطر کشف پاسخها مشتاق و هیجان زده ام.
      ۲- مخاطره جویی: من خطر تجربه های مختلف را قبول کردم و حاضر شدم بهای آنها را بپردازم و البته اکنون بابت تمام خطرات و بهایی که پرداخته ام، مفتخر هستم جون می بینم که ارزشش را داشته است و هنوز هم همیشه دوست دارم در ناشناخته های وجود خودم پرسه بزنم و از یافتن سرزمین های جدید به شگفت بیایم.
      ۳- ناهمرنگی: همیشه خواسته ام خودم باشم و راه خودم را بروم و البته این کار هم هزینه خودش را داشت که شامل طرد، انزوا و محرومیت های دیگر می شد که البته این انزوا در نوجوانی و جوانی سخت است و به مرور شیرین و شیرین تر می شود. همیشه می خواستم یک نسخه اصل از خودم باشم نه یک نسخۀ دست دوم از کسی دیگر یا منِ جمعی.
      ۴- شکست پذیری و اشتباه کردن: برای بعضی ها شکست مترادف بدبختی، حقارت و ناامیدی است اما من همیشه به عنوان یک معلم سخت گیر اما بسیار حکیم به آن نگریسته ام. خیلی جاها تا خودم سرم به سنگ نخورد معنی سردرد و سرشکستگی را نمی فهمم. اگر بخواهیم چیز جدیدی را یاد بگیریم و بیشتر رشد کنیم ناگزیر از شکست و اشتباه هستیم و همان طور که گفته شده «فقط کسی اشتباه نمی کند که هیچ کاری انجام نمی دهد.» راه انجام درست کارها انجام غلط آنهاست.
      و …

      دو جملۀ پیام شما برای من حاوی لغتی است که در مسیر رشد شخصی و خودشکوفایی می تواند بسیار بازدارنده باشد:

      «چگونه به این یقین رسیدید که نبوغ من در این کار است؟»
      «تاکید بیشتر بنده بر این موضوع است که چگونه انسان میتواند یقین پیداکند که نبوغ ذاتی من و رسالت شخصی ام در این کار است؟»

      چه لزومی دارد که بخواهیم به یقین برسیم و اینکه آیا اصلا می توانیم به یقین برسیم؟ تاکنون خیلی از مراجعان من می خواسته اند به یک پاسخ یقینی برسند و همین همواره آنها را در تردید و دودلی نگاه می داشت و مانع اقدامشان می شد.
      من صرفا کاری را که دوست دارم و با عقل و دانش ناقصم فکر می کنم درست است را انجام می دهم و تمام مسئولیت عواقب این انتخاب را هم می پذیرم. شاید اگر به یقین برسیم که کیستیم دیگر هیچ جذابیتی برای خودمان نداشته باشیم. من به جای یافتن یک راه یقینی که عقلم را راضی کنم ترجیح می دهم راهی را بروم که برایم دل داشته باشد. ما موجودی بیکران و بی نهایتیم و هر پاسخی با خود سوالات بیشتری به همراه دارد.
      درست است که ساختار نبوغ ذاتی ما ثابت است اما نگاه ما به آن و شیوۀ استفاده از آن می تواند نامحدود باشد. اینجاست که ما با توجه به نیاز محیط می توانیم آن را به شکل های مختلفی به کار گیریم.
      در رابطه با رسالت شخصی نیز چنین است. رسالت شخصی یافتن جهتی در زندگی است که لذت، هیجان و شادی بیشتری را به ما بدهد و در مسیر رشدمان احتمالا به آن نزدیکتر می شویم اما احتمالا هرگز در رابطه با آن به یقین نخواهیم رسید. حقیقت این است که ما موجودی نیم ساخته هستیم یعنی خدا قسمتی از آفریدن وجود خودمان را به خودمان واگذار کرده. بنابراین هم رسالت خود را می یابیم و هم آن را می سازیم.

      امیداورم این پاسخ که گویا زیادی طولانی شد، مفید بوده باشد

  37. سعید صفرپورsudn

    با سلام و احترام دوباره
    پاسخ شما بسیار دقیق،آگاهی بخش و نشان از تخصص عالی شما در این زمینه داشت و مشکل بنده را نیز تا حد خیلی زیادی رفع نمود.به نظر من دانش شما در این زمینه بسیار عمیق است.
    ممنون از اینکه کمکم کردین.منم متنی که برام نوشتین رو کپی میکنم و قطعا از آن استفاده میکنم.و بدونین که خیلی در حق بنده لطف نمودین و بنده قدر دانی واقعی برای ارزش زمانی که گذاشتین و متن رو نوشتین،خواهم بود.
    آرزوی سلامتی جسم و روح و سعادتمندی همه جانبه را برایتان دارم.

  38. سعید صفرپورsudn

    با سلام دوباره
    یک سوالی داشتم آقای توماج ممنون میشم راهنماییم کنید.من استعدادهای ذاتی خودم و علایق اصیلم رو تا حدود زیادی پیدا کردم.کتابهای زیادی برای رشد شخصیتی خودم خواندم تا بتونم زندگی شاد و توام با سلامتی رو رقم بزنم.حال دو نوع کار پیش روی من است،اولینش مربوط به تخصصم است(مهندسی) و دیگری مربوط به روانشناسی موفقیت.در برخی از علایقم کفه ترازو با اولی و در برخی کفه ترازو با دومی است.آیا روش تعیین کار من بدین صورت که تک تک استعداد ها و علایقم رو بررسی کرده و نمره دهی کنم،صحیح است؟یا اینکه معیار مناسب دیگری وجود دارد تا از بین ۳ یا چند کار بتوانیم کاری را که نبوغ ذاتی ما در آن شکوفا می شود رو پیداکنیم؟اگر بخواهیم شفاف تر مسئله را بیان کنیم اینگونه می شود که بنده درک و آسان کردن موقعیت های پیچیده رو به شدت بلدم،حال هم در تخصصم که تجربه نوشتن کتاب موفقی رو هم داشته ام و هم در مورد روانشناسی موفقیت.اگر راهنماییم کنین خیلی ممنون میشم.راهنمایی قبلیتون بسیار عالی بود.سپاس

    • سلام سعید عزیز
      انگیزه و پیگیری شما در مسیر خودشناسی و خودشکوفایی را تحسین می کنم.

      معمولا یکی از مشکلات، انسجام بخشیدن و مدیریت استعدادهای چند بعدی است. همان طور که به دوست دیگری نیز در همین صفحه گفته ام به مرور لازم است که به استعدادها و علایق چند بعدی خود انسجام ببخشیم. در مواقعی که چندین استعداد و علاقه متفاوت را در خود تشخیص می دهیم، گاهی تشخیص اولویت آنها دشوار است اما از آنجا که زمان محدود است برای عمیق تر شدن، بهتر است روی یک رشته یا ترکیبی از دو سه رشته تمرکز کنیم. معمولا با مقداری خلاقیت می توان تمام علایق را در هم ادغام کرد. به دلایل فیزیولوژیک و عصب شناختی، علایق ما طیفی منسجم و مرتبط را تشکیل می دهند اما قراردادها و تقسیمات رایج رشته ها ممکن است تشخیص این هماهنگی را کمی دشوار کند. بنابراین اولویت همیشه ترکیب و ادغام کردن استعدادهاست. در دراز مدت باید به فعالیتی مشغول باشیم که برای ما رضایت درونی و شادی و هیجان بیشتری را فراهم می کند.

      این تمرین شاید بتواند به شما کمک کند:
      هر دو کار را در نظر بگیرید و فرض کنید در هر کدام از آنها به مراتب بالایی رسیده اید. سعی کنید تصویری را که شما را در اوج موفقیت در آن رشته نشان می دهد بدون در نظر گرفتن هیچ مانع و محدودیتی در ذهن بسازید. و ببینید هر کدام چه احساسی به شما می دهد؟ آیا با فرض اینکه می توانید در هر دو فعالیت به اوج موفقیت برسید اگر در پایان عمر به گذشته فکر می کردید هر یک از این دو مسیر چه احساسی به شما می داد؟
      تمرین دوم:
      فرض کنید که شکست غیرممکن است و شما هر مسیری را که انتخاب کنید، موفق می شوید. در این صورت کدام را انتخاب می کردید؟
      تمرین سوم:
      اگر کاملا در استقلال و آزادی مالی بودید، یعنی اگر آنقدر ثروتمند بودید که هیچ نیاز مالی نداشتید و هیچ نیازی هم برای صرف وقت برای کسب درآمد نداشتید، در این صورت چه کاری انجام می دادید؟

      علاوه بر این تمرین ها به این فکر کنید که چطور می توانید هر دو رشته را به طور همسو و سازگار با هم دنبال کنید و چگونه می توانید آنها را در یک فعالیت واحد باهم تلفیق کنید. شاید شما با ترکیب تخصص مهندسی خود با روانشناسی موفقیت بتوانید یک رشته و کسب و کار جدید و خلاقانه ایجاد کنید. چرا که نه؟

      • سعید صفرپورsudn

        با عرض سلام و احترام فراوان
        باز هم مثل همیشه عالی پاسخ دادین آقای توماج.واقعا وقتی پاسخهای شمارو میخونم خیلی خوشحال میشم.حتما تمرینات رو پیگیری میکنم.پیشنهاد آخریتون هم بسیار عالی بود.خیلی ممنون.شاد و سعادتمند باشید

  39. با سلام خدمت آقای توماج و عرض خسته نباشید
    آقای توماج سوالی مهم و خیلی ظریف از شما داشتم.آنتونی رابینز در کتاب قدرت نامحدود میگه که انسان دارای ۶ نیاز درونی میباشد مثل اطمینان خاطر،تنوع، محبت و… که همیشه برای رفع این نیازها حرکت میکند.امروزه نیز سریال ها و گیم های موفقی(یا هرچی) وجود دارد که با علم به این موضوعات فروش فوق العاده ای دارند و به نوعی برای مردم اعتیاد آور شده اند و مردم هم واقعا از اینها لذت میبرند.
    سوال من به صورت شفاف این میباشد که،شما وقتی در چنین مخمصه ای که ذکر شد و برایتان بسیار لذت بخش است،قرار میگیرید،چه اقدامی کرده و به شغل خودتون بر میگردین؟
    آیا عشق و علاقه ای که برای شغل حاصل از نبوغ ذاتی مان و علایق مان انتخاب نموده ایم را باید مدام افزایش بدیم؟قابل افزایش است؟
    چگونه میتوان شغلی که دوست داریم را در اولویت کارهایمان قرار داده و نیاز هایمان را بعدا برطرف کنیم؟
    یعنی منظورم این است که به عنوان مثال فرض بفرمایید بنده صبح از خواب بیدار می شوم،شغلی که دارم نیاز های مرا در درازمدت برطرف می نماید ولی برخی کارها نیاز های مرا به صورت آنی برطرف مینماید بنابراین اکثرا آن را انتخاب میکنیم.
    پیشاپییش از پاسختان تشکر میکنم.

  40. درواقع اگر رفع نیاز های درونی در برابر شغلی یا فعالیتی حاصل از نبوغ ذاتی که خیلی هم دوست داریم،قرار گیرد چه باید کرد؟

    • در اکثر کتابها و فیلم های انگیزشی و آموزشی مشاهده میکنیم که میگویند زمانی که از کار به خانه برگشتید تلویزیون نبینید و به کارهایی بپردازید که نهایتا به موفقیت برسید اما هیچ کدام راهکاری عملی برای اینکه چگونه میتوان شغل را زمانی که خسته ایم یا زمانی که نیاز داریم نیازهایمان را برطرف نماییم،در اولویت خود قرار دهیم؟راهکاری عملی.

      • سلام سعید عزیز
        سوال جالبی پرسیدی

        در واقع مبنای سوال شما بر فرض تفاوت میان شغل و تفریح استوار است. اگر شغل شما از علاقه شما متفاوت باشد در آن صورت شما در قالب یک سرگرمی به دنبال علاقه سرکوفته خود می روید. در این صورت شغل شما فقط راهی برای پول درآوردن است و انرژی زیادی را از شما می گیرد و باعث استهلاک زیادی می شود. به همین دلیل اکثر آدمها سعی می کنند پس از این خستگی کار، سراغ چیزی بروند که فقط از آن فضای کار دور شوند و به نحوی می خواهند همه چیز را فراموش کنند. مواد اعتیادور دارای همین کارکرد آرامبخشی موقت و فراموشی است. فرقی نمی کند که مواد مخدر، الکل، تلویزیون، اینترنت یا هر سرگرمی دیگر باشد.
        اگر شغل شما با تفریح و سرگرمی شما یکی باشد در این صورت هر سرگرمی دیگر برای شما آزاردهنده و اتلاف وقت خواهد بود. پیکاسو گفته «وقتی نقاشی می کنم در واقع استراحت می کنم. اما مهمانی ها و ملاقات آدمها خسته ام می کند.» خودم این را سالهاست تجربه کرده ام. تفریح من خواندن، نوشتن یا فکر کردن است که در واقع برای من یک فعالیت واحد است. وقتی مطالعه می کنم برای فکر کردن توقف می کنم و می نویسم و دوباره می خوانم و … و بیشتر اوقات ناچارا و با اکراه سراغ نیازهای دیگرم می روم. بارها شده آنچنان غرق نوشتن باشم که نهار را به کلی فراموش کرده ام یا چایی ام یخ کرده است. معمولا از سر اجبار جسمانی و با اکراه به رختخواب می روم و می خوابم.
        از طرف دیگر باید میان نیازهای واقعی و کاذب فرق گذاشت. وقتی شما گرسنه هستید به غذا نیاز دارید اما اگر علیرغم سیر شدن به خوردن ادامه دهید دارید به یک نیاز کاذب پاسخ می دهید. تقریبا همۀ سرگرمی های مرسوم نیازهای کاذب هستند که با تبلیغات و استفاده از ترفندهای بازاریابی در ما ایجاد شده اند. اما تعداد زیاد و میلیونی مشتریان این سرگرمی ها حکایت از یک بحران اجتماعی وسیع دارد. اولا: نشانه آن است که اکثریت مردم هیچ هدف مهمی در زندگی خود ندارند و به راحتی بزرگترین سرمایه، یعنی عمر خود را، با این سرگرمی ها تلف می کنند. دوما: نشانه آن است که اکثریت افراد نتوانسته اند شغل، تفریح و استعداد خود را باهم ترکیب کنند. آنان به جای اینکه به قهرمان زندگی خود تبدیل شوند در فیلمها، سریالها و بازی ها به دنبال قهرمانشان می گردند. آنها به جای اینکه نقش اصلی فیلم زندگی خود را داشته باشند صرفا به سیاهی لشکری بی اهمیت بدل شده اند. این نوع سرگرمی معمولا نشانه تنبلی و بی انگیزگی است. ناپلئون هیل می گوید: «انسان تنبل و بی انگیزه یا بیمار است یا کار مورد علاقه خود را پیدا نکرده است. اگر شما کار مورد علاقه تان را پیدا کرده و آن را به شغل خود تبدیل کنید سایر سرگرمی ها هیچ جای مهمی در زندگی شما نخواهند داشت و برای شما اتلاف وقتی آزاردهنده خواهند بود.
        بهترین و عملی ترین راهکار این است که شما کار، استعداد و تفریح خود را با هم ادغام کنید در آن صورت هر چیزی در جای درست خود قرار خواهد گرفت. من سعی کردم روش این کار را به طور مفصل در کتاب راه آسان ثروتمند شدن نشان دهم.
        اگر شما به صورت بسیار شدید به یک بازی (گیم)، فیلم، سریال و هر سرگرمی دیگری کشش دارید باید ببینید که این کشش و علاقه ناشی از چیست؟
        آیا می خواهید از خودتان فرار کنید؟
        آیا قهرمان فیلم یا بازی تداعی قهرمان پنهان در درون خودتان است؟
        آیا از کار خود بیزارید و شغل دلخواه خود را پیدا نکرده اید؟
        آیا آن سرگرمی بیانی از علاقه اصیل و نبوغ ذاتی شماست؟
        و …
        از سوال شما چنین برداشت می کنم که شما شدیدا به یکی از سرگرمی های مرسوم علاقه دارید. اگر چنین است به نظر من آن علاقه دارای پیام معنای مهمی در مورد علاقه یا نبوغ ذاتی یا رسالت شخصی شماست. در این مورد فکر کنید.

        • عالی بود آقای توماج راهنمایی عالی ای کردین، رفته رفته با کمک شما مسیرم واضح تر می شود.
          سپاسگذارم از لطفتان.ممنون

  41. رضارحیم زاده

    سلام آقای توماج من استعداد خیلی زیادی دارم اما پشتکار ندارم .من ۱۷سالمه دارم رشته ی تجربی می خوانم ‌گاهی اوقات داستان هم می نویسم .اولین داستانی که نوشتم تو مرحله استانی اول شد اما تو مرحله کشوری فرستاده نشد وجایزه من هم ندادن من خیلی ناراحت شدم به خاطر ۲ میلیون جایزه من معاون آموزش وپرورش منطقه خودمان داستان من را نفرستاده بود ومشتی چرت وپرت سرهم کرد و به من گفت.من خیلی زودی یاد میگیرم وخیلی خوب سخنرانی میکنم اطلاعاتم هم تو سطح خوبی مسابقه تلوزیونی که با خانواده نگاه میکنیم دادشام بهم میگن تو که هر سوالی میکن جواب میدی چا تو مسابقه شرکت نمی کنی این میخوام بگم خیلی استعداد دارم ام پشتکار ندارم میخوام بدونم شما می تونید منو با حرفاتون یه آدم دیگه کنید واز توانای ام استفاده کنم وآدم موفق پول داری بشم

    • سلام رضای عزیز
      کاملا مشخصه که شما خیلی بااستعداد هستید. شما در سن خیلی حساسی قرار دارید. خیلی مهم است که در این سن بتوانیم مسیر مناسبی برای آیندۀ کار و تحصیلات خود انتخاب کنیم. اینکه پشتکار ندارید شاید دلیلش این باشد که فعالیتی را که با تمام وجود دوست دارید را پیدا نکرده اید یا آن را انجام نمی دهید. البته در این سن طبیعی است که مقداری بی ثباتی در علایقتان وجود داشته باشد. خودم در سن شما هر از چندگاه به یک چیز علاقمند می شدم. اما این وضعیت برای من تا سالها بعد هم ادامه پیدا کرد. اگر بتوانید به این سوال جواب بدهید که واقعا می خواهید با زندگیتان چکار کنید؟ گام مهمی را برداشته اید. مساله مهم دیگر روش استفاده از زمان است. بدانید که در نهایت کیفیت زندگی شما را شیوه ای که زمان خود را صرف آن می کنید، تعیین می کند. استعدادها خود به خود شکوفا نمی شوند. باید برای رشد و شکوفایی آنها وقت بگذاریم. دانش و مهارتهای لازم را یاد بگیریم. گاهی اعتماد زیاد ناشی از استعداد زیاد ما را تنبل و بی انگیزه می کند. به همین دلیل دنیا پر از نوابغ شکست خورده است. استعداد بدون پشتکار و مداومت نمی تواند ما را به رویاهایمان برساند. ارزش استعدادهای خود را بدان و برای شکوفایی آنها هر کاری که از دستت برمی آید انجام بده. شما در سنی طلایی برای ساختن یک زندگی رویایی برای خودتان قرار دارید. بزرگترین ثروت شما استعدادهای شماست که می تواند شما را به هر مقدار ثروت مادی برساند. همه چیز به تصمیم، عزم، شهامت، اقدام و مداومت خودتان بستگی دارد. همین دقایق و ساعتهای امروز آیندۀ شما را می سازد. آنها را صرف چه چیزی می کنید؟
      رویایی بزرگ که قلبتان را به تپش وادارد را بیابید و تمام انرژی و وقتتان را صرف تحقق آن کنید. اگر کاری را که عاشقش هستید بیابید هرگز برای انجام آن تنبلی نخواهید کرد. البته به خودتان فرصت بدهید. کارهای مختلف را امتحان کنید و در صورت نیاز از دیگران کمک بگیرید. در این صورت آینده ای رویایی در انتظار شما خواهد بود.

  42. با عرض سلام خدمت آقای توماج.
    در برخی از کتب از ماموریت زندگی یا همان رسالت الهی یا طرح الهی برای انسان سخن آورده شده است مثل چهار اثر یا برخی از کتب کاترین پاندر یا بریان تریسی و …،اما در برخی کتب نیز این موضوع کاملا رد شده است مثل راز که در اونجا گفته میشه خداوند ماموریتی برای انسان نداده و ما خالق زندگی خودمان هستیم و فقط باید لذت ببریم همین(آقای کانفیلد و والش).میخواستم شما این قضیه رو برام تمییز بدهید.خیلی ممنون.

    • موسی توماج ایری

      سلام سعید عزیز
      شاید نتوان هیچ یک از این دو ادعا را ثابت یا رد کرد و احتمالا بحث در این زمینه به مساله جبر و اختیار منتهی خواهد شد. به نظر من ما تاحدودی مخلوق و تا حدی خالق هستیم. مثلا ما جسم خود را نمی سازیم اما می توانیم افکار خود را خلق کنیم. اما در خلق افکار نیز خالق مطلق نیستیم و مجبوریم در محدودۀ ساختار ادراکات انسانی بیندیشیم. مساله دیگر به “اختیار و انتخاب” مربوط است. مثلا ما پدر و مادر یا زادگاه خود را انتخاب نمی کنیم اما می توانیم شغل، همسر و محل زندگی خود را انتخاب کنیم.
      علیرغم اینکه ما برای انجام رسالتی به دنیا آمده باشیم یا نه، این پرسش که “من چه ماموریتی در زندگی دارم؟” باعث می شود که در مورد خویشتن، پتانسیل ها، خلقیات و علایق خود بیندیشیم و به شناخت بیشتری از خود و توانایی هایمان برسیم. اما حتی اگر به شناخت خوبی از آنچه می خواهیم باشیم و انجام دهیم هم برسیم باز بدون قدرت انتخاب و اراده آنها عملی نمی شوند. گفته اید برخی گفته اند “فقط باید لذت ببریم”. این هم خیلی عالی است و به نظر من تفاوتی با همان حرکت در جهت رسالت شخصی ندارد. چون حرکت در جهت رسالت شخصی یعنی “همانی باشی که واقعا هستی” یعنی خودت باشی. در این صورت زندگی ما سرشار از شور، هیجان و لذت خواهد بود. چرا ادیسون ساعتها در آزمایشگاهش کار می کرد، چرا برای ساختن لامپ ده هزار آزمایش انجام داد؟ آیا بدون لذت بردن می توان اینقدر مداومت و پشتکار به خرج داد؟ شاید این برای افراد دیگر فعالیتی کسالت بار بود اما برای او حکم بازی و تفریح را داشت. مثل کودکی که با جدیت غرق در بازی است. پس من فکر می کنم اینکه بگوییم :
      در جهت رسالت شخصی خود حرکت کنید
      به دنبال شکوفایی نبوغ ذاتی خود بروید
      به دنبال اشتیاق و علاقه خود بروید
      به دنبال لذت و هیجان باشید

      این ها در واقع بیان های مختلفی از یک توصیه بنیادی هستند:

      “خود را بشناس، خودت باش و زندگی دلخواه خود را خلق کن”.

  43. سپاسگذارم از پاسخ تان و زمانی که برای آن گذاشتید.توصیه تان عالی بود.حتما عمل میکنم.از خدا میخوام همیشه شاد و سعادتمند باشید.

  44. با سلام
    کتابهای خود نبوغ شناسی و فلسفه خوشبختی را خریداری کردم
    اما فرمتشون مشکل داره و برای من باز نمیشن.

    • پشتیبانی زندگی رویایی

      سلام دوست عزیز
      فرمت کتابها pdf است و شما برای باز کردن آنها باید یکی از نرم افزارهای pdf خوان مثل adobe reader یا foxit reader یا مشابه آنها را نصب کرده باشید. معمولا مرورگرها مثل firefox امکان خواندن فایل های pdf را دارند. اگر فایل pdf دیگری را می توانید باز کنید حتما باید این فایل هم برای شما باز شود. بررسی کنید که آیا نرم افزار pdf خوان روی دستگاه شما نصب است؟

  45. سلام و خداقوت
    جناب توماج ایری من تنها مشکلی که دارم اینه که نمیدونم چه کاری رو دوست دارم
    و در زندگیم هدف مشخصی ندارم
    میدونم که باید آدم خوبی باشم ، به دیگران آزار نرسونم
    به مذهب خودم مقید هستم
    الان کارمندم و درآمد دارم ولی راضی نیستم ، نه اینکه بخوام ناشکری بکنم نه اینطور نیست ولی احساس میکنم که خیلی کارهای بزرگتری میتونم انجام بدم به درآمدهای خیلی بالاتری برسم و آدم بسیار مفیدتری باشم
    بخاطر همین بعضی وقتا خیلی دلم از این قضیه میگیره
    به شدت دنبال این هستم که واقعا من انجام چه کاری رو فارغ از درآمدش دوست دارم …
    لطفا راهنمایی بفرمایید
    از شما ممنونم

    • موسی توماج ایری

      سلام علی عزیز

      گفته اید: من تنها مشکلی که دارم اینه که نمیدونم چه کاری رو دوست دارم و در زندگیم هدف مشخصی ندارم

      گاهی ما برای برآورده کردن انتظارات اطرافیان و اجتماع، آنقدر از خودمان دور می شویم که تشخیص اینکه کی بودیم، چی می خواستیم، به چی علاقه داشتیم و … برایمان دشوار می شود. گاهی نقاب اجتماعی که بر چهره داریم آنقدر ضخیم می شود که حتی خودمان نیز از تشخیص خودمان و آنکه واقعا بودیم ناتوان می شویم. گاهی آنچنان در برابر خواسته های دیگران از خواسته های خود عقب نشینی می کنیم که دیگر حتی آنها را به یاد هم نمی آوریم.
      از طرف دیگر خود سیستم کارمندی برای برخی از افراد اصلا مناسب نیست. من خودم یکی از آنها هستم. تا وقتی که به عنوان کارمند کار می کردم همواره احساس منفی شدیدی داشتم و دچار استهلاک روانی و جسمی فراوان که اجازه نمی داد به خودم فکر کنم و بخواهم تغییری ایجاد کنم. منظورم اصلا این نیست که در مورد شما نیز چنین است اما بعید هم نیست. در این صورت نیازی نیست که کارمندی را کنار بگذارید، حداقل فعلا لازم نیست چون هیچ جایگزینی برایش ندارید.
      نارضایتی برابر با ناشکری نیست. ما باید از آنچه داریم خوشحال باشیم و سپاسگزار، اما نباید راضی باشیم. این نارضایتی همراه با شادمانی را “نارضایتی خلاق” می نامیم. اگر بشر از حمل بار بر کول خود راضی بود هرگز چرخ، گاری، ماشین، قطار و هواپیما را اختراع می کرد؟ همین نارضایتی است که باعث تغییر و پیشرفت می شود. بنابراین نارضایتی شما از وضعیت موجود و آرزوی شما برای کسب درآمد و ثروت بیشتر احساسی کاملا طبیعی و مثبت است. خدا ما را به صورت خود آفریده و به ما قدرت آفرینش و خلاقیت بخشیده و این نارضایتی ما در واقع تمایل ما به آفریدن بیشتر، داشتن بیشتر، بودن بیشتر و خدمت بیشتر است. ما بی نهایت هستیم و خواسته های ما نیز نهایتی ندارند چون قدرت الهی درون ما بی نهایت است.
      بیشتر خواستن دلیل حرص و طمع نیست. حرص و طمع یعنی خواستن فقط برای خود و بستن راه جریان ثروت و توانگری. پول زیاد داشتن کسی را خوب یا بد نمی کند. پول فقط ذات آدمها را آشکار می کند. تا وقتی که کسی فقیر است خساست او معلوم نمی شود چون کسی از او انتظار بخشش ندارد و پولی هم برای بخشیدن ندارد. اما وقتی پولدار شد آن موقع خسیسی او آشکار می شود. پس پول به خودی خود فقط یک وسیله است. هم می توانی با آن از زندگی لذت ببری و زندگی را برای خود و اطرافیانت راحت تر کنی. می توانی با آن مدرسه یا مسجد بسازی و هر کار خوب دیگر. و از طرف دیگر می توانی آن را حتی برای لذت و آسایش خودت هم استفاده نکنی و در بانک یا جایی آن را بلااستفاده بگذاری. حرص و طمع یعنی این.
      پول و ثروت کافی داشتن باعث می شود که وقت و انرژی مان را برای فکر کردن به پول و نگران بودن در مورد آن تلف نکنیم. در این صورت می توانیم روی خودمان کار کنیم. خودمان را بشناسیم. اینکه برای چه اینجا هستیم. اینکه چه توانایی ها و استعدادهایی داریم و دوست داریم چه کاری انجام دهیم. پیشنهاد من به شما این است که همین کار را بکنید. در اوقات فراغت خود برای شناخت بیشتر خودتان و علایقتان مطالعه و فکر کنید. به کودکی تان برگردید و ببینید که در آن دوران چه رویاها و آرزوهایی داشتید و چه فعالیت هایی را دوست داشتید. همین الان در اوقات فراغت تان چکار می کنید؟ تفریحات شما چیست؟ از چه کاری بدون احساس خستگی لذت می برید و در آن غرق شده و گذر زمان را فراموش می کنید؟ اینها و خیلی بیش از اینها را درباره کشف توانایی ها و استعدادهای درونی، من در کتاب خودنبوغ شناسی توضیح داده ام.

      این جملۀ شما را خیلی دوست دارم: احساس میکنم که خیلی کارهای بزرگتری میتونم انجام بدم به درآمدهای خیلی بالاتری برسم و آدم بسیار مفیدتری باشم

      صددرصد همین طور است. این احساس شما نشان از توانایی و پتانسیل فوق العادۀ شما دارد. سرکوب کردن و بی استفاده کردن استعدادها همواره با احساس غم و اندوه همراه است. به همین دلیل است که شما در ادامه گفته اید: بخاطر همین بعضی وقتا خیلی دلم از این قضیه میگیره

      این دل گرفتن و این غم پیام مهمی برای شما دارد. به شما می گوید که خود و توانایی هایتان را دست کم گرفته اید. اینکه آنها را به فراموشی سپرده اید. اینکه به کم قانع شده اید. اینکه اگر بخواهید زندگی یی بسیار پربارتر و غنی تر در انتظارتان است و می توانید بزرگترین رویاهایتان را به واقعیت بدل کنید. و در آن صورت عیمق ترین شادمانی، رضایت و لذت را تجربه خواهید. این بزرگترین پاداش شکوفایی استعدادهاست. خدا ما را بی نهایت آفرید چرا باید خودمان با دست خود برای خویش قفس بسازیم. قفسی از ترس ها، از باورهای محدودکننده و منفی.
      آیا تغییر در جهت خودشکوفایی و رشد بیشتر، آسان است؟
      اصلا چنین نیست. شما در این مسیر مجبور خواهید بود با بزرگترین ترس ها و محدودیت های ذهنی تان روبرو شوید و بر آنها غلبه کنید. مجبورید از محدوده راحتی خود خارج شوید و با ابهام ها روبرو شوید. مجبورید در برابر شکست های موقت دوباره به پا خیزید و به راهتان ادامه دهید. حتی اگر در این مسیر شکست هم بخورید می توانید به خودتان افتخار کنید که سعی وتلاش تان را کرده اید و قویتر و بزرگتر شده اید. اما پاداش پیروزی نیز بزرگ خواهد بود و بزرگترین پاداش این است که در آن صورت شما به انسان بزرگی تبدیل شده اید و رشد کرده اید و همین تغییر، احساس شور و نشاط بی پایانی به شما خواهد بخشید. و صد البته به دستاوردهای مادی بیشتری نیز خواهید رسید و خدمات بیشتری نیز ارائه خواهید کرد.
      پس ارزشش را دارد که برای خودشناسی و خودشکوفایی هر کاری که از دستمان برمی آید انجام دهیم. به خاطر خودمان، اطرافیانمان. به خاطر جهان و به خاطر خدا. که گفته اند:

      اگر با تمام قابلیت‌هایتان زندگی نکنید به خداوند خیانت کرده‌اید. لویس لوینسون

      با آرزوی دستیابی شما به بزرگترین رویاهایتان

      • خیلی سپاسگزارم از شما دوست و استاد گرامی که با نهایت دقت و حوصله مشکل بنده را بررسی و پاسخ جامع و کاملی ارائه نمودید
        چشم
        حتما باید پیدا کنم گمشده درونم را…
        باز هم ممنونم

      • سلام دوست و استاد گرامی جناب توماج ایری
        چه باید کرد ؟
        باید این موضوع را بررسی کنیم که در کودکی مان از انجام چه کاری لذت می برده ایم یا الان اوقات فراغتمان را چه می کنیم
        آخه می دونید به نظرم میرسه که همون جمله شما که فرمودید ما اینقدر از خودمان دور شده ایم که واقعا نمی دانیم برای چه اینجاییم
        اوقات فراغت ما هم الان بر اساس همون دور شدنه هستش که پر شده مثلا تلویزیون نگاه میکنیم ، می خوابیم ، تخمه می شکنیم و صحبت می کنیم با رفقا و…
        ولی وقتی که می نشینم و به گذشته فکر می کنم که با چی حال می کردم ، چه کاری بود که خیلی لذت بخش بود یک سری مفاهیم گنگ و نامفهوم و البته آشنا سراغم می آیند یک سری تصاویر مبهم می آیند نمیدونم چطور باید بگم …

        میشه در این زمینه راهکاری ارائه کنید که چگونه باید به خودمان فکر کنیم
        ممنونم

        • موسی توماج ایری

          سلام دوست گرامی
          باید به افکار، رفتار و گفتار خود دقت کنید
          حتی در تماشای تلویزیون و برنامه هایی که به آنها علاقه دارید یا موضوعاتی که با دوستان در موردش صحبت می کنید ممکن است بتوانید سرنخ هایی از استعداد و علایق خود پیدا کنید
          تمرین نوشتن سناریوی زندگی رویایی خود را انجام دهید و هر از چند گاه آن را بازنویسی کنید. تمرکز روی زندگی ایده آلتان احتمالا ایده ای برای کاری که باید انجام دهید به شما خواهد داد
          آهسته و پیوسته مسیر خودشناسی را از طریق مطالعه و تفکر و تمرکز درونی دنبال کنید. همه جا دنبال نشانه ها باشید. خود حقیقی مان به روش های مختلف ما را مورد خطاب قرار می دهد. از طریق ساده ترین اتفاقات روزمره تا تغییرات و رویدادهای واضح تر. ببینید چه راهی و چه کاری برایتان دل دارد؟
          اگر دائما این نوع سوالات را از خود بپرسید کم کم پاسخ ها را دریافت خواهید کرد
          اگر الهامی دریافت کردید بلافاصله اقدامی عملی، هر چند کوچک، در مورد آن انجام دهید
          جوینده یابنده است

  46. با سلام
    من همین الان با جستجویی که جهت یافتن رسالت خودم در اینترنت داشتم با سایت شما آشنا شدم و مشتاقانه دنبال اینم که گنج درون خودم و ذات الهی خویش و هدفی که برای آن ساخته و خلق شده ام را بیابم.لطفا راهنماییم کنید استاد ارجمند که از کجا و چه منبعی شروع کنم
    آیا کتاب “خود نبوغ شناسی” را خریداری کنم و شروع کنم یا در صورت امکان با شما ملاقات کنم؟؟؟
    خیلی خیلی برام مهم و حیاطی هست این مسئله و میخوام هرچه سریعتر شروع به کنکاش درون خود و یافتن رسالت خویش کنم.
    سپاسگزارم
    و در انتظار جواب و راهنمایی شما

    • موسی توماج ایری

      سلام دوست عزیز
      پیشنهاد من این است که با مطالعۀ مقالات مرتبط سایت و کتابهای رایگان شروع کنید و اگر برایتان مناسب بود کتابها را تهیه کنید. در کتابها منابع دیگری هم معرفی شده است. پس از مطالعه کتابها اگر نیاز بود می توانید از مشاوره حضوری هم استفاده کنید
      انگیزه و اشتیاق شما را برای خودشناسی و کشف رسالت شخصی تحسین می کنم

  47. با عرض سلام و خدا قوت.بنده کتاب را خریداری کرده و خواندم . خیلی مفید بود . نبوغ ذاتی ام را یافته ام اما نمی توانم رسالت شخصی ام را بیابم .لطفا در این خصوص مرا راهنمایی بفرمائید . با تشکر

    • موسی توماج ایری

      سلام دوست عزیز
      کتاب “زندگی برازنده من” از پیرسون برای یافتن مسیر زندگی و رسالت شخصی کتاب مفیدی است
      به امتحانش می ارزد

  48. از پیشنهاد کتاب متشکرم. در کتاب صوتی خود نبوغ شناسی همان مطالب کتاب الکترونیکی است یا اینکه متفاوت است .

  49. با سلام وعرض خدا قوت حضور جنابعالی.من کتاب خودنبوغ شناسی رادر حال مطالعه و انجام تمرینهایش هستم. از علایق من نوشتن داستانهای تخیلی است.ولی یکی از نگرانی هایم این است که نتوانم از این مسیر کسب درآمد خوبی کنم . به نظر شما آیا در ایران میشود چنین کاری را کرد.
    سوال دیگر علایق دیگری هم مانند نقاشی دارم .آیا میشود آدم چند استعداد را با هم دنبال کند؟
    خیلی ممنون از اینکه مطالب را می خوانید و پاسخ می دهید. امیدوارم همیشه در راه خیرتان پاینده باشید.

    • موسی توماج ایری

      سلام دوست عزیز
      کسب درآمد زیاد از طریق نویسندگی در ایران کار دشواری است اما غیرممکن نیست. منطقی تر این است که برخی علایق را ابتدا به شکل فعالیت جنبی دنبال کنیم و سعی نماییم به مرور آن را توسعه داده و به منبع درآمد اصلی خود تبدیل کنیم. شما وقتی به عنوان یک نویسندۀ خوب شناخته شوید می توانید علاوه بر خود نویسندگی از فعالیت های مرتبط مثل برگزاری کارگاه نویسندگی و امثال آن هم کسب درآمد کنید. اما تا آن زمان بهتر است که منبع درآمد مطمئن تری داشته باشید.
      چند استعداد را می توان با هم دنبال کرد ولی حالت ایده آل این است که تمام علایق را در یک مجموعه منسجم و هماهنگ ادغام کنیم. در کتاب خودنبوغ شناسی و در پاسخ های همین صفحه این موضوع بیشتر توضیح داده شده است.
      با آرزوی خودشکوفایی روزافزون برای شما

  50. بسیار متشکرم از راهنمائی شما.
    سربلندو سرافراز باشید

  51. با سلام خدمت جناب توماج. من کتاب خودنبوغ شناسی را مطالعه کردم و طبق فرمایش شما برای پیدا کردن رسالت شخصی ام کتاب زندگی برازنده من را مطالعه و تمرینهایش را انجام دادم که به حق کتاب مفیدی بود و در جهت شناخت من از خودم پرفایده.اما هنوز در کشف رسالت شخصی ام مرددم. من حس می کنم هم در کاریکاتور و هم در داستان نویسی استعداد دارم و در رشته معماری تحصیل کردم اما نمی توانم رسالت شخصی ام را بیابم. لطفا اگر پیشنهاد یا تویه ای دارید بفرمائید.
    بسیار متشکرم از توجه شما و اینکه این شعله را در من دوباره افروختید

  52. اصلاح می کنم اگر توصیه ای دارید بفرمائید.
    با تشکر از شما

    • موسی توماج ایری

      سلام دوست عزیز
      تلاش شما برای خودشناسی و خودشکوفایی را تحسین می کنم
      رسالت شخصی جهت زندگی ما را مشخص می کند. کشف این جهت، یک بار و برای همیشه اتفاق نمی افتد بلکه ما در طول زندگی به آن جهت نزدیک و نزدیک تر می شویم
      یکی از بهترین نشانه های قرار گرفتن در مسیر رسالت شخصی این است که در این صورت احساس سرور، شادمانی، لذت و رضایت درونی داریم
      همان طور که جوزف کمبل گفته «به دنبال شادمانی خود بروید!» در این حالت در مسیر درست قرار دارید
      هیچ پاسخ تستی و چهارگزینه ای برای سوالات خودشناسی وجود ندارد
      در این زمینه پاسخ ها را بیشتر در قلب خود جستجو کرد تا در مغز
      امیدوارم هر روز بیشتر در جهت رسالت شخصی خود قرار بگیرید
      شاید کتاب “بالاترین هدف” نوشته مایکل ری، ترجمه ابوذر کرمی، انتشارات نسل نواندیش هم بتواند در این زمینه برای شما الهامبخش باشد

  53. مثل همیشه بسیار بسیار بسیار بسیار سپاسگذارم و از اینکه برای پاسخ دادن به من وقت گرانبهایتان را گذاشتید بینهایت ممنونم.
    امیدوارم در پناه الطاف بی دریغ ایزدی روزبروز بیشتر بدرخشید.

  54. سلام علیکم خدا قوت طاعات قبول الله.استاد تازه با سایتتان آشنا شدم ان شاالله موفق باشید بهرام سیدی اشتهارد کرج تولید کننده گرانول پلاستیک.(اصلیت گنبد کاووس ترکمن صحرا)

    • موسی توماج ایری

      سلام بهرام عزیز
      عبادات شما هم قبول باشد
      خوشحالم که همشهریانی چون شما دارم که به خودشناسی و رشد شخصی علاقمند هستند
      در خدمت شما هستم
      با آرزوی سعادت و توفیق روزافزون در زندگی و کسب و کار

  55. سلام من فایل پی دی اف درس های نبوغ انیشتین را خریدم ودانلود کردم اما فایل ظاهرا مشکل دارد و باز نمیشود .ایا می توانم ان را دوباره دنلود کنم؟

  56. با سلام خدمت استاد خوبم جناب موسی توماج.بنده ۴۱سال دارم وکارمند هستم.۴سال است که کتابهای روانشناسی موفقیت میخوانم وفایل گوش میکنم.کتاب خود نبوغ شناسی شما را هم یک ماه پیش مطالعه کردم.پارسال پس از ۴ جلسه مشاوره و تست استرانگ وبا توجه به کتابهایی که میخوندم به من تحصیل در رشته روانشناسی توصیه شد.الان دو ترم در دانشگاه آزاد پشت سر گذاشتم.با توجه به این که رسالت شخصی من و علایق و اشتیاق من شبیه شماست و اولویت من مشاور شدن در زمینه تحصیلی وشغلی است چون در این دو زمینه درد کشیده ام و عمرم رادر جهت شغل و رشته تحصیلی که دوست نداشتم حرام کردم؛و باتوجه به این که الان دانشگاه همش شده تئورِی و مدرک گرایی و هیچ چیز یاد نمی گیریم.و با توجه به این که برای دادن مشاوره حداقل مدرک باید کارشناسی ارشد باشد،آیا راهی غیر از این برای مشاور شدن وجود دارد؟آیا با توجه به علاقه ورسالت شخصی ام ؛راهم درست است؟آیا بدون مدرک تحصیلی هم میشود مشاوره داد؟در ضمن تیپ شخصیتی ام INFPاست و درونگرا و لمسی هستم.ممنون از لطف شما

    • موسی توماج ایری

      سلام دوست عزیز

      احتمالا برای دریافت مجوز مرکز مشاوره روانشناختی نیاز به مدرک تحصیلی هست اما برای ارائه مشاوره در زمینه تحصیلی و شغلی و بهبود فردی نیاز به مدرک نیست بلکه مهم دانش و تجربه است. اگر علاقه و اشتیاق و اراده مصمم داشته باشید، می توانید تمام دانش لازم را به صورت خودآموزی یا شرکت در دوره های کوتاه مدت بیاموزید.

      متاسفانه دانشگاه و به طور کلی نظام آموزشی ما بسیار عقب تر از دانش روز است و بیشتر محلی برای اتلاف وقت، هزینه و انرژی در قبال ارائه مدرکی بی خاصیت است. شخصا برای سال هایی که در دانشگاه تلف کردم بسیار پشیمانم. البته این حرف به معنای توصیه برای رها کردن دانشگاه نیست. هر کس باید متناسب با شرایط و اهداف خودش تصمیم بگیرد.

      “درستی” راهتان را هم باید خودتان تشخیص دهید. بالاخره هر تصمیم و اقدامی نتایج و بهایی دارد. یک معیار کلی برای تشخیص اینکه آیا راهمان راه مناسبی است یا نه احساسی است که در آن مسیر دارید. اگر راهی که می روید برایتان دل دارد و با شور و لذت و هیجان همراه است قطعا راه درستی است.

      با آرزوی شکوفایی روزافزون برای شما

  57. سلام استاد عزیز٫ممنون که دلسوزانه به سوالاتم جواب دادی.با این توضیحاتی که فرمودید،اگر الان بخواهم دانشگاه را از سر اجبار برای مجوز ادامه دهم،چطور می توانم در کنار تحصیل به طور خود آموز و شرکت در دوره های کوتاه مدت دانش مشاوره را کسب کنم؟کسب دانش به صورت خود آموز چه مراحلی دارد؟و باید در چه دوره هایی شرکت کنم؟عنوان این دوره ها چیست و کجا برگزار میشود؟

    • موسی توماج ایری

      سلام

      به نظرم شما زیادی سخت می گیرید و وسواس به خرج می دهید. خودآموزی چیز عجیب غریبی نیست. در هز زمینه ای که می خواهید مشاوره دهید کتاب بخوانید، همین. و با ایجاد یک وبلاگ یا سایت از هم اکنون کار خودتان را شروع کنید. در طول مسیر اطلاعات و تجربه لازم را کسب می کنید. منتظر اجازه هیچ کس نباشید. از تجارب زندگی خود استفاده کنید. هیچ دوره ای فعلا لازم نیست.

      موفق باشید

  58. سلام استاد عزیز٫چشم،کارهایی که فرمودید را انجام میدهم.خدا به شما خیر وسلامتی بدهد.

  59. با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی
    استاد من یه مشکلی دارم که سالهاست باهاش درگیرم من و برادرم درست مثل هم فکر میکنیم رفتار میکنیم و مثل هم در مورد موضوعی نظر میدیم امسال فهمیدم که ما یه وابستگی ذهنی نسبت ب همدیگه داریم میخوام این وابستگی ذهنی از بین بره و دیگه نمیخوام که طرز تفکرم رفتارم و همه چیزم مثل برادرم باشه میخوام زندگی خودمو داشته باشم چطوری باید اینکارو انجام و اینکه من و برادرم هر دو مهر طلب هستیم من فرزند پنجم خانواده و برادرم فرزند سوم خانواده هس واقعا دیگه خسته شدم وقتی میخوام در مورد اینده خودم اهدافم رو ب تصویر بکشم چهره برادرم ناخوداگاه جلو ذهنم میاد و همون لحظه من تصویر سازی رو قطع میکنم چیکار کنم که از این چیزا راحت شم؟
    استاد من استطاعت مالی ندارم که بتونم به یه مشاور مراجعه کنم تا مشکلم حل شه باید چیکار کنم؟
    به خاطر همه چی مچکرم و این که همچین فرصت باارزشی رو در اختیار همگان قرار میدهید.

    • موسی توماج ایری

      سلام دوست عزیز
      این مورد بسیار جالبی است و من اولین بار با آن مواجه می شوم.
      این وضعیت برای من ناشناخته است و نمی توانم در مورد آن اظهار نظر بکنم.
      از طرف دیگر در اینکه این وضعیت یک مشکل باشد، تردید دارم.
      باید به آدم متخصص در این زمینه مراجعه کنید.

  60. بله با سلام
    بله چشم استاد به فرد متخصصی در این زمینه مراجعه میکنم
    ممنون از وقتی که برام گذاشتین.

  61. سلام استاد گرامی
    ممنونم استاد همین حرف شما که گفتین ( در اینکه این وضعیت یک مشکل باشد شک دارم) منو از باور نادرستی که سالها توش گرفتار بودم نجات داد تمام مواردی که من فکر میکردم فقط در من و برادرم هس رو دقیق مورد ارزیابی قرار دادم و متوجه شدم که در واقع تمامشون در بقیه اعضای خانواده ام هم هس فقط هیچ وق بهشون دقت نکرده بودم! برادرم سی سالش هس ولی هنوز زندگی دلخواهش رو نتونسته برای خودش درست کنه و این فکر که اینده منم مثل افکارم و رفتارم مانند برادرم باشه ازارم میداد که اونم ب لطف شما حل شد و حالا من حس بهتری دارم مچکرم استاد امیدوارم مثل همیشه همینطوری شاد موفق و پیروز باشین.

    • موسی توماج ایری

      سلام دوست عزیز
      بسیار خوشحالم که خودتون تونستید مشکلتون رو حل کنید

      آفرین بر شما

  62. حبيب اله نوروزي

    سلام ودرودبراستادعزیز
    من خیلی وقته دچارسردرگمی هستم ودنبال رسالت خودم درزندگی میگردم.
    به نظرشماچه اقدامی بایدبکنم استاد؟
    سپاسگزارم

  63. سلام استاد بزرگوار،من دنیا هستم .٣١ساله همیشه به همه چیز تو زندگی زود وراحت رسیدم وبه همین دلیل هیچوقت نتونستم قدرشرنو بدونم من ١٩سالگی کارمند یک اداره معتبر شدم درصورتی که ١٨سالگی به راحتی تو کنکور قبول شدم یه رشته نسبتاخووب،٢٢سالگیازدواج کردم و٢۴سالگیبچه دار شدم ،من همیشه میدونستم که قراره کار بزرگی برای جهانم بکنم اما نمیدونم چیه و از کجا آغاز میشه من به نوعی پوچی رسیدم وحتی به مسیری که طَی کردم شک دارم،من از دانشگاه اخراج شدماز سرکارم استعفا دادم وهرگز نتونستم همسر کاملی باشم

  64. من اینا رو قبلا نقطه ضعف میدیدم اما قابل حل ولی مطمئنم من برای کار خیلیمهمتری به این دنیا اومدم،امکان نداره من با این همه نعمت که بهم داده شده فقط برای این مسائل روی زمین باشم لطفا منو یاری کنید ممنونم🙏🏻🙏🏻🙏🏻

    • موسی توماج ایری

      سلام دوست عزیز

      به نظر من “احساس پوچی” شما دارای پیام مهمی به شما برای ایجاد تحول و تغییر مثبت در زندگیتان است. از نوشته شما چنین بر می آید که پختگی و آمادگی لازم را برای این تغییر به دست آورده اید.

      اما کار مهم و بزرگ چیست و چه کاری کوچک و بی اهمیت است؟ این سوالی اساسی است. آیا مادر بودن و همسر بودن کار کم اهمیتی است؟ آیا تربیت یک انسان خوب ارزشی کمتر از شکستن رکورد یک مسابقه ورزشی یا دریافت یک جایزه سینمایی دارد؟ به نظر من مهمترین معیار برای سنجش اهمیت یک کار میزان عشقی است که با آن، آن کار را انجام می دهیم. اگر غذایی را با عشق و مهربانی برای خانواده خود آماده کنید، از نظر من کار بسیار بزرگی انجام داده اید. همان طور که گفته شده «کار بی اهمیت وجود ندارد، فقط نگرش بی اهمیت وجود دارد.» هر تغییری از همین جایی که اکنون هستید باید آغاز شود.

      برای انجام کار بزرگ باید آدم بزرگی باشیم و وقتی آدم بزرگی خواهیم بود که کارهای کوچک را با عشقی بزرگ انجام دهیم. رشد حقیقی ما از لحظه ای آغاز می شود که تمرکز را از خودمان برداشته و به این می اندیشیم که برای دیگران چه کاری می توانیم انجام دهیم و افراد خانواده مان برای اعطای عشق و توجه ما در اولویت اول قرار دارند. اگر در این آزمون سربلند باشیم هیچ محدودیتی برای رشد، بزرگ شدن و انجام کاری بزرگ در جهان نخواهیم داشت. انسان های بزرگ زیادی در زمین زیسته اند بدون اینکه کسی آنها را بشناسد. تمام مادرانی که با عشق، ایثار و فداکاری؛ زنان و مردان بزرگ را تربیت کردند قهرمانان بزرگ بشریت هستند، هرچند که کسی آنها را نشناسد.

      گفته اید که “هرگز نتونستم همسر کاملی باشم”
      چه کسی توانسته کامل باشد؟ هیچ کس کامل نیست. مهم این است که در جهت کمال حرکت کنیم. معمولا وقتی که از مسیر رشد و تکامل منحرف می شویم، زندگی از طریق احساس پوچی، بی معنایی و افسردگی به ما هشدار می دهد تا مسیر خود را اصلاح کنیم.

      رجوع به گذشه فقط هنگامی ارزشمند است که با درس آموزی بتواند چراغی فراروی آینده باشد. می توانید آینده ای را برای خود بسازید که هیچ ربطی به گذشته شما نداشته باشد. ممکن است چیزهای مادی را به آسانی به دست آورده باشید اما “خودشناسی و خودشکوفایی” هیچ وقت آسان به دست نمی آید و ناچار هستید با احساس مسئولیت، شهامت، مداومت و استقامت در برابر موانع و مشکلات بهای آن را بپردازید.

      زندگی، نمایشی است که بیشتر مردم سیاهی لشکرهای آن هستند. کمتر کسی شهامت و آگاهی آن را دارد که بخواهد نقش واقعی خود را بازی کند اما در پایان نمایش، تنها کسانی با شادمانی و احساس رضایت سالن را ترک خواهند کرد که نقش خودشان را بازی کرده باشند. جمله ای وجود دارد که می گوید «خودتان باشید، نقش های دیگر قبلا گرفته شده اند.» برای بازی در نقش خود ابتدا باید خود را بشناسیم و این اولین وظیفۀ کسی است که به رشد و تکامل خود متعهد است.

  65. سلام، روز خوش استاد گرامی
    یه سوال بزرگ درونم هست که باید چیکار کنم در اینده؟
    من فارغ از تحصیل پرستاری هستم ولی به دلیل اینکه علاقه ای به پرستاری ندارم نمیخوام دو سال طرح پرستاریو بگذرونم ولی از طرفی اگر دو سال طرح پرستاریو نگذرونم مدرک ندارم
    لطفا کمکم کنید که چه تصمیمی بگیرم
    چطور استعدادمو بشناسم؟

    • موسی توماج ایری

      سلام دوست عزیز

      گاهی مجبوریم برای رسیدن به کار مورد علاقه خود، موقتا کاری را که به آن علاقه نداریم انجام دهیم. خودتان باید شرایط را بررسی کنید و عاقلانه ترین تصمیم را بگیرید.

      شناسایی و تشخیص کارهایی که به آنها علاقه نداریم نیز راهی برای کشف علاقه و استعدادمان است. من هر چه را که به نظرم در این زمینه لازم بوده در کتاب خودنبوغ شناسی: چگونه نبوغ ذاتی خود را کشف و شکوفا کنیم؟ توصیح داده ام. امیدارم این کتاب برای شما هم راهگشا باشد.

  66. سلام
    امسال مشکلاتی پیش اومد که کاهش حقوق داشتیم به جای افزایش
    تمام آگهی های روزنامه ها رو نگاه می کنم تا بلکه بتونم برای بعد از ظهر یه کار پیدا کنم
    تمام آگهی ها به نوع بیگاری است
    البته هیچ علاقه ای هم به انجام کارها ندارم مثل همین کاری که الان مشغول آنم
    ولی درگیر زندگی شدم و باید یه جوری مخارج تأمین بشه
    خسته شدم
    چیکار کنم
    فرموده بودید که کودکی ام فکر کنم و جستجو توی اون زمان میتونه کار مورد علاقه را بهم نشون بده …
    چیزهایی رو روی کاغذ نوشتم ولی ظاهرا پولساز نیستن….
    یک راهنمایی می خوام ، راهو بتونم پیدا کنم …
    ممنونم
    یاعلی

    • موسی توماج ایری

      سلام علی عزیز
      دوست عزیز! وضعیت شما را درک می کنم
      پیشنهاد من به شما این است که به جای تمرکز بر «کار» بر روی «پول» تمرکز کنید
      دنبال «کار» نگردید بلکه دنبال «پول» باشید
      دنبال «تامین مخارج» نباشید بلکه در پی «کسب ثروت» باشید
      «کار» اگر صرفا برای تامین مخارج و زنده ماندن باشد واقعا «بیگاری» است
      برای آزادی از این «بردگی خودخواسته» باید از چیزی که اکنون هستید فراتر بروید
      اگر مجبور هستیم موقتا «بیگاری» کنیم اشکالی ندارد اما فقط به طور موقت و تا دست یافتن به فعالیت دلخواه و درآمد دلخواه از آن طریق
      اگر عزم، جسارت، مداومت و مقاومت کافی داشته باشید قادر به این کار هستید

      آقای «عباس منش» آموزش‌های خوبی برای کسب ثروت دارد. شاید روش ایشان برای شما موثرتر باشد و شاید بد نباشد سری به سایت ایشان بزنید.

      • سلام خسته نباشین دوست عزیز،من در مورد استعداد یابی از شما سوال داشتم من ۲۰سال سن دارم و متاسفانه هنوز نتوانسته ام استعداد خود را بشناسم چون هر کسی یه استعدادی داره و من هم دوست ندارم استعدادم حروم بشه،همیشه به رونالدو فکر میکنم و حسرت میخورم که اون تو سن دوازده سالگی بهترین انتخاب زندگیش را کرد و استعدادش رو زود شناخت ولی من بیست سالمه و هنوز نتونستم،من یک انسان با پشتکار هستم و این حرفو اطرافیان همیشه به من میگن،میدونم اگه استعدادمو بشناسم توش بهترین میشم و از تلاش هیچوقت خسته نمیشم ،دوست عزیز چطور باید استعداد خودم رو بشناسم?چکار باید بکنم???
        خیلی ممنون بابت سایتتون

        • موسی توماج ایری

          سلام دوست عزیز
          کتاب خودنبوغ شناسی اطلاعات زیادی در مورد شناخت و شکوفایی استعداد ذاتی ارائه می کند
          همچنین مقالات زیادی در این زمینه در سایت وجود دارد که مطالعه آنها برای شما مفید خواهد بود
          با آرزوی کشف و شکوفایی استعدادهایتان

      • سلام
        ممنون از ارسال پاسخ ، مهربان

  67. در ارتباط با نظر دوست عزیزمون هلیا در تاریخ ۹۶/۵/۹

    سلام خسته نباشید استاد من هم تقریبا اینطور مشکلی دارم حالا نمیدونم واقعا مشکل هست یانه، واضحتر بگم همیشه وقتی میخوام کاری انجام بدم تصویری از یک شخصی ب ذهنم میاد که اگه ایشون تو این شرایط بود چکار میکرد به همین خاطر زندگی من بر اساس تقلید هستش مثلا خیلی خیلی کم پیش میاد که یه شوخی جدید از خودم بگم همش از روی تقلید و رفتار دیگران هستش و تو بحث ها همیشه حرف هایی که شنیده ام رو میگم هیچ تحلیلی از خودم ندارم و وقتی از من بپرسید نظرت در مورد فلان چیز چیه خیلی برام سخته که بخوام نظر بدم و به تته پته میوفتم از این نظر که میگم نظر دادن برام سخته میتونم بگم پدرم هم همینطوره نمیدونم این ارثی هست یا اینکه باز از روی تقلیده??!! این مورد خیلی به رابطه اجتماعی من لتمه زده و میزنه لطفا راه رو نشونم بدین و این موضوع رو برام روشن کنین که مشکل از کجاست و یا افراد مشابه چکار کرده اند ???

    • موسی توماج ایری

      سلام دوست عزیز
      پیشنهاد من به شما این است که افکار خود- هر چه به ذهنتان می رسد- را بنویسید. اگر به مدت یک ماه این کار را ادامه دهید به مرور با تخلیه افکار سطحی، ایده ها و نظرات جدیدی که مختص خودتان است از اعماق ذهنتان آشکار خواهد شد و قادر خواهید بود افکار و تحلیل های خاص خود را شناسایی کنید و سپس در گفتگوها نیز می توانید آنها را به کار گیرید.
      اینکه فورا نتوانید در مورد مطلبی اظهار نظر کنید مهم نیست. در این مواقع بگویید که “من باید در این مورد فکر کنم و بعد نظرم را اعلام کنم”. معمولا آدم هایی که حاضر جواب نیستند تمایل دارند با صرف زمان مناسب به طور عمیق تر فکر کنند.
      در نهایت باید با ترس از بیان افکار خودتان مواجه شوید. هیچ اشکالی ندارد که در ابتدا دچار تته پته یا لکنت یا اشتباهات لپی شوید. وقتی با این ترس مواجه شوید در مدت کوتاهی بر آن غلبه خواهید کرد.

      • ببخشید استاد میتونید یکم توضیح بیشتر بدین :

        ” یشنهاد من به شما این است که افکار خود- هر چه به ذهنتان می رسد- را بنویسید. ”
        – منظورتون رو درست نفهمیدم نمیشه که هر فکری رو که به ذهنم میاد بنویسم میتونید مثال بزنید چه موقع باید افکارم رو بنویسم.

        – منظورتون از افکار سطحی چی هست من متوجه نشدم?

        • موسی توماج ایری

          می توانید هر روز ساعتی را برای نوشتن اختصاص بدهید مثل اول صبح یا آخر شب. این تمرینی برای نظم بخشیدن به ذهن و تقویت قدرت تفکر است.
          افکار سطحی همان افکار روزمره هستند که بارها و بارها در ذهن تکرار می شوند و خلاقانه و جدید نیستند. برای دستیابی به افکار نو و مختص به خودتان باید در مورد هر موضوعی که می شنوید یا می خوانید باید آگاهانه بیندیشید و یک روش مناسب برای این کار فکر کردن همراه با نوشتن است. نوشتن به شما کمک می کند که تاریخچه ای از باورها و طرز فکر خود داشته باشید و بتوانید روند تحولات فکری خود را دنبال کنید.

          • استاد میتونید بگید مثلا صبح که میخوام بنویسم به چی فکر کنم یعنی منظورم اینه که حتما باید یک موضوع علمی باشه?راستش نمیدونم موقع تمرین باید به چی فکر کنم. اصلا چجوری باید تمرین کنم منظورتون اینه که مثلا وقتی در مورد کسب کار فکر میکنم باید این مسئله رو باز کنم و ببینم چه مزایا و معایبی داره و…. دقیقا نمیدونم باید به چی و چطور فکر کنم لطفا مثال بزنید استاد .

            و اینکه میگین در مورد هر چیزی که میشنویم و میخوانیم باید اگاهانه بیندیشیم. چطور باید آگاهانه بیندیشم استاد منظورتون رو درست نفهمیدم.

          • موسی توماج ایری

            این نوع نوشتن روشی برای تخلیه ذهن، نظم بخشیدن به آن، تقویت تفکر و خلاقیت ذهنی است. لزومی ندارد در مورد موضوع خاصی بنویسید. هدف این است که هر چه را در ذهن دارید روی کاغذ (یا صفحه کامپیوتر) بیاورید. یکی از بهترین منابع در این زمینه کتاب “نبرد هنرمند، اثر جولیا کامرون، ترجمه گیتی خوشدل، نشر پیکان” است.
            آگاهانه اندیشیدن به معنای زیر سوال بردن چیزی است که می شنوید. مثلا خیلی ها ادعا می کنند “با فکر کردن می توان به هر چیزی رسید” در این مورد شما باید شخصا فکر کنید، تجربیات خودتان را بررسی کنید، نظرات مخالف را بررسی کنید و ببینید با چه شرایطی چنین چیزی ممکن است. مجموع همه این ها یعنی تفکر آگاهانه.

  68. خیلی ممنونم استاد از اینکه به سوال های زود پاسخ دادید و وقتی را برای من اختصاص دادید دست شما درد نکنه استاد نتیجه این تمرین رو باهاتون در میون نیگذارم.یا حق

  69. با سلام
    ماه محرم و شهادت امامان بزرگوار رو خدمت شما استادگرامی و عزیزانی که این مطلب رو میخونن تسلیت میگم.
    استاد من دوباره سوالی دارم در رابطه با رسالت الهی زندگی.من همین چن روز پیش متوجه شدم که تو تمام ارزوها اهداف و رویاهای من از کودکی تا ب اکنون فقط یک چیز مشترک بوده و اون عشق ازادی و برابری هس وقتی اینو متوجه شدم یهو ب نظرم رسید که ممکنه این رسالت من زندگیم باشه ولی اگه این رسالت من تو زندگیم هس چرا من همیشه احساس کمبود این موارد رو داشتم؟ ممکن هس که من اشتباه بکنم واینها فقط ب خاطر تیپ شخصیتی مهر طلبی من باشه؟ از کجا مطمن بشم که این رسالتم هس یا نه؟ اینم بگم که من همون روز که این موضوع رو متوجه شدم احساس فوقالعاده ای داشتم پر از شادی و خوشحالی بودم انرژی فوقالعاده زیادی رو در وجودم احساس میکردم ووقتی از خودم سوال پرسیدم که ایا حاضرم در حین انجام این رسالت بمیرم یا نه پاسخم مثبت بود ولی همه ی اینا فقط در همون روز احساس کردم و بعد از اون روز هیچ احساسی نسبت ب این موضوع ندارم انگار ن انگار که من این موضوع رو فهمیدم و پاسخم ب سوال اینکه ایا حاضرم در حین انجام این کار بمیرم یا نه نمیدونم هس٫
    استاد گیج شدم میشه لطفا راهنماییم کنین واقعا معذرت میخوام که این همه اذیتتون میکنم.

    • موسی توماج ایری

      سلام دوست عزیز

      همان طور که در مقالات مرتبط با این موضوع و در پاسخ به سوالات مربوط به رسالت شخصی در این صفحه توضیح داده ام، رسالت شخصی، جهت زندگی ما را مشخص می کند. معمولا کشف این جهت یک بار و برای همیشه، اتفاق نمی افتد بلکه با عمیق تر شدن خودشناسی ما، به مرور اصلاح و کامل تر می شود. بنابراین نباید نسبت به تشخیص و تعیین رسالت شخصی وسواس و حساسیت نشان داد. این کار بخشی از فرآیند خودشناسی ماست و یک فرآیند روبه کمال است.

      در صحبت در این موارد ما مجبوریم از واژه های رایج مثل “فرآیند، جهت، غایت” استفاده کنیم. اما همه این‌ ها جنبه استعاری دارند چون وجود حقیقی ما امری مقدم بر واژه هاست و بنابراین کلمات فقط اشارت ناقصی به یک چیز غیرقابل بیان است. قصد پیچیده کردن بحث را ندارم اما این حقیقت را باید پذیرفت که انسان موجودی پیچیده و ناشناخته است. بنابراین نباید انتظار داشت که با یک تست خودشناسی بتوانیم خودمان را بشناسیم. برای یک بررسی انتقادی در مورد این نوع آزمون ها می توانید به این مقاله مراجعه کنید.

      پیشنهاد من این است که از کارهایی که برایتان لذت، هیجان و شادی به همراه دارد شروع کنید. ممکن است مدتی بعد این لذت و هیجان از بین برود یا تغییر کند یا همیشه پایدار بماند. با اقدام کردن و درگیر شدن در فعالیت ها شاید بهتر بتوانید شناخت بیشتری از خود و رسالت تان پیدا کنید. این کار نیاز به صبوری، آرامش و جسارت دارد. نباید خودشناسی و یافتن رسالت شخصی را به امری اضطراری و استرس آور تبدیل کنید بلکه آن باید بخشی از روحیه و نگرش همیشگی ما باشد.

  70. ممنون استاد مثل همیشه پاسختون کامل و عالی هس و خیلی بهم کمک میکنه بنظرم باید این همه وسواس و سختگیری رو کنار بذارم بازم ممنون استاد.

  71. شادباش خدمت استاد گرامی
    بزرگوار من در دانشگاه رشته ی مورد علاقه ام را نخواندم
    ولی همیشه یک حس کمک به دوستانم و بررسی شخصیت اانها داشتم. من یه جورایی محرم راز و سنگ صبور دوستام بودم و دردل هاشون رو پیش من میکردن و من همیشه دوست دارم مورد احترام باشم و بتونم رو بقیه تاثیر مثبت بذارم.همیشه این حس رو دارم که کمبود بقیه رو بفهمم. اما خودم رو و هدف نهاییم رو نمیفهمم. احساس میکنم هوش میان فردیم بالاست.و ارتباط داشتن رو دوست دارم
    ولی فقط دوست دارم با افراد با شخصیت بالا معاشرت کنم و دوست ندارم زیاد با همه ی مردم با همه نوع اخلاقی برخورد کنم من نمیتونم بفهمم باید چه شغل و حرفه ای رو دنبال کنم میخوام خیلی ثروتمند شم. و واقعا میخوام مردم رو از نظر روانی و روحی تقویت کنم و بستر موفقیت رو برا همه پهن کنم.کار افرین باشم. خیلی وقتا شیوه ی تربیت نا صحیح والدین رو میبینم ناراحت میشم .نمیدونم رو چی باید تمرکز کنم ممنون میشم بهم کمک کنید

    • موسی توماج ایری

      سلام دوست عزیز

      مطالب و مقالات زیادی در این سایت در زمینه کشف و شکوفایی نبوغ ذاتی موجود است که می تواند برای شما مفید باشد. همچنین کتاب خودنبوغ شناسی راهنمایی مناسب برای این منظور است. کتاب راه آسان ثروتمند شدن نیز برای استفاده از نبوغ ذاتی جهت دستیابی به ثروت و استقلال و آزادی مالی برای شما راهگشا خواهد بود. مطالعه متفکرانه و عمیق و خودکاوی به طور آهسته و پیوسته مناسب ترین راه برای خودشناسی است و هیچ قرص یا فرمول جادویی یا آزمون صد در صد قطعی برای آن موجود نیست.

  72. سلام،امروزصبح نیت کردم که خداشخصی روسرراه من قراربده که من روتبدیل به یک زن موفق وثروتمند بکند،خیلی اتفاقی وارد وب سایت شما شدم دیدم که هنوز فرشته ها روی زمین هستند ودوباره امیدوارشدم،من دردوران کودکی همیشه بادرست کردن بهترین کاردستی مرکزتوجه بودم یادم هست دبستان بودم با یک بطری یه فانوس درست کردکه خیلی موردتشویق پدرم قرارگرفتم،بزرگتر که شدم علاقمندبه تحقیق وپژوهش در زمینه ی پزشکی شدم ودوست داشتم کاشف بشم اما اتفاقی در زندگی همه چیز روتغییر داد ومن به هدفم نرسیدم،دوسال هست که کتابهای روانشناسی،انگیزشی،موفقیت میخونم،دروجودم نسبت به همه عشق ومهربانی هست،همدلی وهمدردی،شنونده ی خوبی هستم،سعی میکنم حال آدم های غمگین وناامید روخوب کنم،انرژی مثبت بدم،دوست دارم الهام بخش انسانهای ناامیدباشم،به همه امید وانگیزه بدم،دوست دارم با پول کمکهای خیرخواهانه مادی ومعنوی انجام بدم.دوست دارم بنویسم.آموزش بدم.از نابرابری متنفرهستم.لطفا بگید من چه رسالتی دارم.متشکرم🌹

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

− 3 = 1