---- زندگی در اشعار مولانا:
دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ ، ‌ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ ، دانی که پس از عمر چه ماند باقی ، مهر است و محبت است و باقی همه هیچ ،

موقعیت شما : صفحه اصلی » اقتصادی و مالی
  • شناسه : 22858
  • 26 نوامبر 2025 - 11:44
  • 36 بازدید
  • ارسال توسط :
نقش آیت‌الله مصباح یزدی در مواجهه با استعمار فکری
نقش آیت‌الله مصباح یزدی در مواجهه با استعمار فکری

نقش آیت‌الله مصباح یزدی در مواجهه با استعمار فکری

یکی از برجسته‌ترین کارهای آیت الله مصباح یزدی کتاب «تهاجم فرهنگی» است که به طور مستقل به شناسایی و نقد مکانیسم‌های استعمار فرهنگی غرب می‌پردازد. 

استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، برای مقابله با استعمار فکری در جهان اسلام، دو اقدامِ لازم و مکمل مورد نیاز است: یک کار ایجابی و یک کار سلبی. کار ایجابی، معرفی و تبیین عقلانی و کارآمد فرهنگ اسلامی است و کار سلبی، نقد عقلانی فرهنگ استعماری. برای مقابله با استعمار ذهنی، باید اندیشه‌های استعماری را شناسایی و نقد کرد. با این حال، نقد افکار استعماری اگرچه لازم است، اما به‌تنهایی کافی نیست و نیازمند ارائه جایگزین است؛ در غیر این صورت، نقد بی‌اثر خواهد بود. لذا بازشناسی و معرفی مستمر اندیشهٔ اسلامی به زبان روز، به صورت عقلانی ، در عین رعایت اصالت دینی و پایبندی به روش اجتهاد و تفسیر معتبر دینی، امری ضروری است.

این دو محور، طرح و برنامهٔ تمام‌عمر آیت‌الله مصباح بود. ایشان برای تحقق این هدف، در دو حوزهٔ کلیدی «فلسفه» و «دین» فعالیت علمی گسترده‌ای داشت. از نظر ایشان، برای فعالیت مؤثر در هر دو ساحت ایجابی و سلبی، به هر دو منبع معرفت، یعنی فلسفه و دین، نیاز است. ما هم برای دین‌شناسی عقلانی و هم برای نقد افکار باطل، به فلسفه نیاز داریم. از سوی دیگر، برای داشتن جهان‌بینی منسجم و نیز نظام ارزشی و طرح عملی برای زندگی، به فهم درست تعالیم دین نیازمندیم.

لذا فعالیت‌های علمی آیت‌الله مصباح را می‌توان در دو بخش اصلی دسته‌بندی کرد:

نخست: تحقیق و تعلیم فلسفه اسلامی که در کتاب‌ها، درس‌ها و سخنرانی‌های ایشان منعکس است.

دوم: تحقیق و تعلیم معارف اسلامی که آن را نیز در قالب کتاب‌ها، درس‌ها و سخنرانی‌هایشان ارائه کرده‌اند. 

یکی از برجسته‌ترین نمودهای عملی این رویکرد، کتاب «تهاجم فرهنگی» است که مجموعه‌ای از سخنرانی‌های آیت‌الله مصباح یزدی در سال‌های 1369 تا 1372 شمسی را در بر می‌گیرد و به طور مستقل به شناسایی و نقد مکانیسم‌های استعمار فرهنگی غرب می‌پردازد. در این اثر، ایشان تهاجم فرهنگی را نه صرفاً یک تهدید رسانه‌ای، بلکه یک استراتژی نظام مند برای نفوذ در ذهنیت نخبگان و جوانان توصیف می‌کند و تأکید دارد که مقابله با آن نیازمند «جهاد فکری» است؛ جهادی که با ابزارهای عقلانی و مبتنی بر قرآن و سنت پیش می‌رود. 

از نظر آیت‌الله مصباح، یکی از مهم‌ترین و اثرگذارترین عرصه‌های فعالیت استعمار ذهنی، حوزهٔ علوم انسانی است. مروجان علوم انسای سکولار از این طریق، تغییر و جهت‌دهی افکار تحصیل‌کردگان و نخبگان علمی را هدف قرار می‌دهند. بر این اساس ایشان به فعالیت ایجابی و سلبی، یا تبیینی و نقدی، در این حوزه اهتمام ویژه‌ای داشتند.

علاوه بر فعالیت‌های علمی فردی، وی این آموزه‌ها را در برنامه‌ریزی برای مدارس و مراکز علمی که تأسیس کرد یا در آن‌ها فعالیت داشت نیز پیگیری می‌کرد، از جمله همکاری در برنامه ریزی و مشارکت در اجرای برنامه در موسسه در راه حق و مدرسه حقانی که منجر به تربیت جمع زیادی از طلاب و روحانیون اثرگذار شد. افزون بر این او مؤسسهٔ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) را به‌ویژه برای هدف اصلاح و بازسازی علوم انسانی تأسیس کرد. 

نقد و اصلاح علوم انسانی موجود و تولید علوم انسانی اسلامی، از مهم‌ترین اهداف علمی و فرهنگی ایشان بود که هم خود شخصاً پیگیری می‌کرد و هم مؤسسه‌ یادشده را برای پیگیری نظام‌مند آن ایجاد کرد. به این منظور، نقد افکار مادی و تبیین و بازخوانی و بازسازی اندیشهٔ اسلامی در حوزه‌های مختلف – از مباحث کلامی و الهیاتی تا مباحث اخلاقی و اجتماعی – ذیل مباحث معارف قرآن را در برنامهٔ کار فردی خود و نیز در کار جمعی مراکز علمیِ تأسیس‌شده قرار دادند.

بدین سان ایشان مقابله‌ای فعال و نه صرفاً منفعل و انتقادی، با استعمار فکری داشتند. این مقابلهٔ فعال و سازنده، هر دو جنبه را دربرمی‌گرفت: نفی افکار استعماری و نیز اثبات و تبیین آموزه‌های اسلامی. در این مسیر، ایشان به نقد فلسفه‌های مادی مانند مارکسیسم، و فلسفه‌های شک‌گرا و نسبی‌گرا در حوزه‌های مختلف هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی و به‌ویژه نقد لیبرالیزم در عرصهٔ علوم انسانی (مباحث اجتماعی و سیاسی) پرداختند.

از نظر ایشان، جریان‌های التقاطی داخل جهان اسلام نیز که با آمیختن تفکر دینی با مکاتب فکری غربی به تحریف دین می‌پردازند، هم‌سو با اهداف استعمار ذهنی حرکت می‌کنند؛ استعماری که القای برتری فرهنگ بیگانه و دوری از هویت خودی را هدف اصلی خود قرار داده است. لذا بخشی از فعالیت‌های ایشان، معطوف به مقابله با افکار التقاطی برخی جریان‌های التقاطی بود. 

راهکار اصلی ایشان برای مقابله با تهاجم فرهنگی و انحرافات فکری، تقویت بنیان‌های عقلانی و فلسفیِ ایمان دینی و تربیت نیروهای متعهد و متخصص برای پاسداری از «سنگرهای ایدئولوژیک» بود.

یادداشت از: محمد فنایی‌اشکوری، استاد حوزه و دانشگاه 

انتهای پیام/

 

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*