به گزارش خبرنگار مهر، زهرا اجاق، دانشیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و رئیس پژوهشکده مطالعات فرهنگی و ارتباطات، در دومین همایش «فرهنگ، رسانه و تحولات نسلی در ایران: از جهان واقعی تا جهان مجازی» که امروز در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد، با اشاره به تغییرات تجربه زیسته نسلهای جدید اظهار کرد: سالها درباره «جهان واقعی» و «جهان مجازی» بهعنوان دو فضای جدا از یکدیگر سخن گفتهایم، اما شاید یکی از مهمترین تحولات نسلی امروز این باشد که این مرز، دستکم در تجربه روزمره نسلهای جوان، هر روز کمرنگتر میشود.
وی افزود: برای یک نوجوان، ارتباط با دوستان، یادگیری، سرگرمی، دریافت خبر، بازی، ساختن تصویری از خود و حتی تجربه تعلق یا تنهایی دیگر لزوماً به دو بخش آنلاین و آفلاین تقسیم نمیشود. محیطهای دیجیتال نیز دیگر بخش حاشیهای زندگی کودکان و نوجوانان نیستند، بلکه با زندگی روزمره آنان درآمیختهاند.
رئیس پژوهشکده مطالعات فرهنگی و ارتباطات ادامه داد: از این منظر، مسئله اصلی دیگر صرفاً حرکت «از جهان واقعی به جهان مجازی» نیست؛ بلکه با نسلی روبهرو هستیم که بخش مهمی از زندگیاش در جهانی شکل میگیرد که امر واقعی و امر دیجیتال در آن بهطور فزایندهای درهم تنیدهاند.
اجاق با بیان اینکه این تحول صرفاً به معنای تغییر ابزار نیست، گفت: گاهی تفاوت نسلها را با رسانهای که با آن بزرگ شدهاند توضیح میدهیم؛ نسلی با رادیو، نسلی با تلویزیون، نسلی با اینترنت و نسلی دیگر با شبکههای اجتماعی، اما مسئله عمیقتر از تغییر یک وسیله ارتباطی است.
وی تصریح کرد: آنچه در حال تغییر است، بخشی از شیوهای است که انسان از طریق آن جهان را میشناسد، با دیگران ارتباط برقرار میکند، خود را با آنها مقایسه میکند و بهتدریج تصویری از خود و جامعه میسازد.
نقش پلتفرمها و الگوریتمها در اجتماعیشدن نسل جدید
اجاق با اشاره به نقش نهادهای مختلف در شکلگیری اجتماعی افراد اظهار کرد: در گذشته، خانواده، مدرسه، گروه دوستان و رسانههای جمعی از مهمترین عوامل این فرایند بودند، اما امروز پلتفرمها و الگوریتمها نیز با قدرت وارد این میدان شدهاند.
وی افزود: الگوریتم ممکن است واژهای تخصصی به نظر برسد، اما اثر آن در زندگی روزمره بسیار ملموس است و تا حدی تعیین میکند در صفحه تلفن همراه ما چه چیزی بیشتر دیده شود، چه چیزی تکرار شود و چه چیزی شانس بیشتری برای جلب توجه ما داشته باشد.
رئیس پژوهشکده مطالعات فرهنگی و ارتباطات ادامه داد: به همین دلیل، در محیط پلتفرمی، رسانه دیگر فقط وسیلهای برای انتقال پیام نیست، بلکه در انتخاب آنچه میبینیم، آنچه کمتر میبینیم و آنچه در کانون توجه ما قرار میگیرد نیز نقش دارد.
وی این وضعیت را نوعی «اجتماعیشدن در محیط الگوریتمی» توصیف کرد و گفت: برای مواجهه با این وضعیت باید از دو سادهسازی جدی پرهیز کنیم؛ نخست اینکه نسل جدید را صرفاً قربانی فناوری بدانیم و دوم اینکه تصور کنیم کودکان و نوجوانانی که با فناوری بزرگ شدهاند، بهطور طبیعی از سواد دیجیتال بالایی برخوردارند.
اجاق با اشاره به پیچیدگی رابطه میان شبکههای اجتماعی و زندگی کودکان و نوجوانان اظهار کرد: تنها مدت زمان استفاده از رسانه اهمیت ندارد، بلکه نوع استفاده، محتوایی که فرد با آن مواجه میشود، ویژگیهای فردی، وضعیت خانواده، روابط اجتماعی و ویژگیهای خود پلتفرم نیز اهمیت دارند.
وی ادامه داد: بنابراین پرسش درباره اینکه یک نوجوان چند ساعت در روز آنلاین است، بهتنهایی کافی نیست؛ بلکه باید پرسید در این مدت چه میکند، چه محتوایی میبیند، با چه کسانی ارتباط دارد، فقط تماشا میکند یا تولید و مشارکت هم دارد و این تجربه در چه شرایط خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی رخ میدهد.
استفاده ماهرانه از فناوری لزوماً به معنای سواد دیجیتال نیست
رئیس پژوهشکده مطالعات فرهنگی و ارتباطات با بیان اینکه استفاده ماهرانه از فناوری لزوماً به معنای برخورداری از سواد دیجیتال نیست، گفت: کار کردن سریع و ماهرانه با یک اپلیکیشن، الزاماً به معنای توانایی تشخیص اطلاعات معتبر از نامعتبر، شناخت تبلیغ پنهان، فهم سازوکار یک پلتفرم یا ارزیابی انتقادی محتوا نیست.
اجاق افزود: ممکن است فردی در استفاده از فناوری بسیار ماهر باشد، اما همچنان در برابر اطلاعات نادرست، مقایسههای اجتماعی، دستکاری توجه یا دیگر انواع اثرگذاریهای پلتفرمی آسیبپذیر باشد.
وی همچنین به ورود هوش مصنوعی به این عرصه اشاره کرد و گفت: نسل جدید دیگر فقط با رسانهای مواجه نیست که تصویر، خبر یا ویدئو به او نشان دهد؛ امروز فناوری میتواند با او گفتوگو کند، پاسخ تولید کند، پیشنهاد بدهد و گاهی نقشی شبیه یک همصحبت یا همراه پیدا کند.
اجاق ادامه داد: هوش مصنوعی فرصتهای مهمی برای آموزش، دسترسی به دانش و خلاقیت فراهم میکند، اما همزمان پرسشهای تازهای را نیز پیش روی ما قرار میدهد؛ از جمله اینکه کودکان و نوجوانان چگونه باید اعتبار پاسخهای هوش مصنوعی را ارزیابی کنند، دادههای آنان چگونه باید حفاظت شود، سوگیریهای این سامانهها چه پیامدهایی دارد و مسئولیت خانواده، مدرسه، سیاستگذار و شرکتهای فناوری در این میان چیست.
وی افزود: یونیسف نیز در راهنمای خود درباره هوش مصنوعی و کودکان، در کنار توجه به فرصتها، بر موضوعاتی مانند ایمنی، حریم خصوصی، انصاف، شفافیت و حفظ منافع کودک تأکید کرده است.
نباید از چند مطالعه محدود تصویری یکپارچه از نسل جدید ایران ساخت
رئیس پژوهشکده مطالعات فرهنگی و ارتباطات با اشاره به وضعیت پژوهش درباره تجربه دیجیتال کودکان و نوجوانان ایرانی اظهار کرد: درباره تجربه دیجیتال کودکان و نوجوانان ایرانی پژوهشهایی انجام شده است، اما همچنان با کمبود دادههای ملی و قابل مقایسه و پژوهشهایی مواجه هستیم که بتوانند این تحولات را در طول زمان دنبال کنند.
اجاق تصریح کرد: بنابراین باید مراقب باشیم که از چند مطالعه محدود، تصویری یکپارچه و قطعی از چیزی به نام «نسل جدید ایران» نسازیم.
وی افزود: مطالعات موجود یک نکته مهم را به ما یادآوری میکنند و آن اینکه تجربه رسانهای نوجوانان یکسان نیست. برای نمونه، برخی مطالعات درباره نوجوانان ۱۰ تا ۱۲ ساله در سه استان ایران نشان دادهاند که میزان استفاده از صفحهنمایش، تلفن همراه و تبلت با عوامل اجتماعی و اقتصادی خانواده ارتباط دارد.
اجاق ادامه داد: پژوهش دیگری نیز درباره بیش از سه هزار نوجوان تهرانی نشان داده است که استفاده مسئلهساز از شبکههای اجتماعی با مجموعهای از عوامل، از جمله تنهایی، حمایت اجتماعی، عزتنفس و برخی ویژگیهای فردی ارتباط دارد.
وی تأکید کرد: این مطالعات به ما اجازه نمیدهند درباره همه نوجوانان ایران حکم صادر کنیم، اما پیام مهمی دارند و آن اینکه برای فهم رابطه نسل جدید و رسانه نمیتوان زمینه زندگی او را نادیده گرفت.
پژوهش باید تفاوتهای درون نسل جدید را جدی بگیرد
رئیس پژوهشکده مطالعات فرهنگی و ارتباطات گفت: طبقه و موقعیت اجتماعی، خانواده، مدرسه، جغرافیا، جنسیت، مهارتهای دیجیتال و شبکه روابط اجتماعی میتوانند از یک فناوری ظاهراً واحد، تجربههای بسیار متفاوتی بسازند.
اجاق افزود: از همین رو، یکی از وظایف مهم پژوهش در ایران باید این باشد که بهجای ساختن تصویری کلی و یکدست از «نسل جدید»، تفاوتهای درون این نسل را جدیتر بگیرد.
وی با طرح این پرسش که آیا مسئله فقط میزان استفاده نسل جدید از رسانه است یا اینکه رسانهها و فناوریهای جدید چگونه در حال تغییر شیوه ارتباط، یادگیری، شکلگیری هویت، اعتماد، مرجعیت و رابطه نسلها با یکدیگر هستند، گفت: شاید پرسش دشوارتر این باشد که آیا نهادهای ما توانستهاند با همان سرعتی که فناوری تغییر کرده است، نسل جدید و تجربه زیسته او را نیز بشناسند؟
اجاق در پایان با تأکید بر مسئولیت دانشگاه، پژوهشگاه و جامعه علمی اظهار کرد: ما به پژوهشی نیاز داریم که پیش از قضاوت، مشاهده کند، پیش از نسخهنویسی، داده تولید کند، تفاوت میان گروههای اجتماعی را ببیند و مهمتر از همه، کودکان، نوجوانان و جوانان را فقط «موضوع پژوهش» نداند، بلکه صدای خود آنان را نیز در فهم این تحولات وارد کند.
وی خاطرنشان کرد: نه هراس از فناوری برای فهم این جهان کافی است و نه شیفتگی به آن؛ آنچه به آن نیاز داریم، فهمی دقیقتر، واقعبینانهتر و مبتنی بر شواهد از زندگی انسان در جهانی است که فناوری هر روز حضور پررنگتری در آن پیدا میکند.





