به گزارش خبرنگار مهر، محرم الحرام امسال از راه رسید و دل های عزادار مسلمانان جهان بیش از هر لحظه دیگر به یاد مظلومیت شهدای کربلا در این لحظه تاریخی می افتد.تاریخ عزاداری در ایران، پیوندی ناگسستنی با هویت فرهنگی و مذهبی این مرز و بوم دارد. آیینهای سوگواری ماه محرم که امروزه با شکوهی خاص برگزار میشود، ریشههای عمیقی در پیشینه تاریخی ایرانیان دارد.
نخستین بار که عزاداری برای امام حسین (ع) از حالت پنهانی خارج و به صورت یک آیین رسمی و عمومی در پهنه جغرافیای ایران و عراق تجلی یافت، به قرن چهارم هجری و دوران حکومت آلبویه بازمیگردد. معزالدوله دیلمی در سال ۳۵۲ هجری قمری دستور داد که در روز عاشورا تمامی بازارها تعطیل شود، خرید و فروش متوقف گردد و مردم با پوشیدن لباس سیاه و برافراشتن پرچمههای عزا، به سوگواری علنی در کوچهها و خیابانها بپردازند. این فرمان، سنگبنای شکلگیری دستههای عزاداری رسمی در ایران شد.
پس از یک دوره وقفه در دوران سلجوقیان، با روی کار آمدن صفویان، عزاداری محرم وارد مرحله جدیدی از جلال و شکوه شد. صفویان با رسمی کردن مذهب تشیع، آیینهایی چون زنجیرزنی و سینهزنی با نظم خاص را رواج دادند. در این دوره، دستههای عزاداری به دلیل پیوند با نیروهای نظامی (قزلباشها)، حالتی حماسی یافتند که نمونه آن هنوز در آیین «شاهحسینگویان» (شاخسین) در آذربایجان دیده میشود. همچنین در این عصر، ادبیات عاشورایی از زبان عربی به فارسی و ترکی گسترش یافت و مرثیهسرایی به یک هنر والا تبدیل شد.
اوجگیری آیینهای نمایشی در عصر قاجار
دوران قاجار، بهویژه عهد ناصری، را میتوان دوران طلایی تنوع و تکثر در شیوههای عزاداری دانست. در این دوره، «تعزیه» یا شبیهخوانی به اوج تکامل هنری خود رسید و ساختمان بزرگ «تکیه دولت» با گنجایش هزاران نفر ساخته شد تا نمایشهای عظیم واقعه کربلا در آن اجرا شود. ناصرالدین شاه با حمایت از تعزیهخوانان برجسته، این هنر را به یک آیین ملی تبدیل کرد. علاوه بر تعزیه، سنتهایی نظیر برپایی سقاخانهها، مراسم تشتگذاری در مناطق آذرینشین، و تشکیل هیئتهای صنفی مانند «هیئت بزازها» در بازار تهران رواج یافت. در این دوره، عزاداری تنها یک عمل عبادی نبود، بلکه پیوندی عمیق با ساختار اجتماعی و صنفی مردم داشت و هر محله و صنفی برای خود تکیه و بیرق مستقلی برپا میکرد. تکیههای قدیمی تهران مانند تکیه تجریش، سادات اخوی و دربند که قدمتی بیش از ۱۵۰ سال دارند، یادگارهای همین دوران هستند که با معماری خاص خود (طبقه دوم برای بانوان و سکوی میانی برای تعزیه) هویت مذهبی پایتخت را شکل دادند.
ممنوعیت های دوران پهلوی اول و تحول در هیئتهای خانگی
با روی کار آمدن رضاشاه، سیاستهای دولتی به سمت محدود کردن و سپس ممنوعیت کامل عزاداریهای عمومی حرکت کرد. رضا شاه که در ابتدا خود با پای برهنه در دستهها شرکت میکرد، پس از تثبیت قدرت، برگزاری مراسم در تکایا و راهاندازی دستههای خیابانی را ممنوع کرد. این فشارها باعث شد که عزاداریها به درون خانهها کوچ کند و پدیده «روضههای خانگی» و هیئتهای مخفی شکل بگیرد.
در این دوران، مردم با رعایت تدابیر امنیتی، مجالس کوچکی را در ساعات ابتدایی صبح یا اواخر شب برگزار میکردند تا چراغ سوگ حسینی خاموش نشود. پس از سقوط رضا شاه، در دوره پهلوی دوم، محدودیتهای علنی کاهش یافت و هیئتهای مذهبی به تدریج به کانونهای انسجام اجتماعی و سیاسی تبدیل شدند؛ به طوری که در دهههای ۴۰ و ۵۰ شمسی، همین هیئتها و منابر محرم به پایگاههای اصلی روشنگری و آغاز حرکتهای انقلابی منجر به سقوط سلطنت تبدیل گشتند.
سنتهای ماندگار و آیینهای محلی در فرهنگ عامه
بخش مهمی از شکوه محرم در ایران، مدیون آیینهای سنتی است که در نقاط مختلف کشور با ویژگیهای بومی حفظ شده است. نخلگردانی در یزد و مناطق مرکزی ایران، که نمادی از تشییع پیکر مطهر امام حسین (ع) است، یکی از باشکوهترین این آیینهاست.
در تهران قدیم، تکیههایی مانند «تکیه شوفرها» در میدان قزوین با نقاشیهای قهوهخانهای خود، یا تکیه دزاشیب با سنت میهمانی متقابل عزاداران محلههای همجوار در شبهای تاسوعا و عاشورا، نشاندهنده عمق نفوذ این آیین در زیست روزمره مردم است.
همچنین، آداب محبتی نظیر اطعام عزاداران، نذر نان خالی در دهه اول توسط برخی مومنان به نشانه همدردی با تشنگی و گرسنگی اهلبیت، و سیاهپوش کردن در و دیوار شهر، همگی نشان از آن دارد که محرم در ایران صرفاً یک تقویم مذهبی نیست، بلکه فصلی برای بازسازی اخلاق، ایثار و پیوند دوباره با مفاهیم والای انسانی است که از قرنها پیش در روح ایرانی ریشه دوانده است. این سنتها، علیرغم تغییرات زمانه، همچنان با قدرت به نسلهای بعد منتقل میشوند و هویت شیعی را در کالبد جامعه زنده نگاه میدارند.






