به گزارش خبرگزاری تسنیم از سمنان، بیابانزایی امروز دیگر تنها یک مسئله محیطزیستی محدود به مناطق خشک نیست، بلکه به یکی از چالشهای جدی توسعه پایدار در جهان تبدیل شده است؛ چالشی که به گفته نهادهای بینالمللی، پیامدهای آن مستقیماً امنیت غذایی، منابع آب و معیشت انسانها را تحت تأثیر قرار میدهد.
بیابانزایی؛ چالش رو به گسترش در مقیاس جهانی و منطقهای
براساس گزارشهای کنوانسیون مقابله با بیابانزایی سازمان ملل متحد (UNCCD)، تخریب سرزمین و بیابانزایی سالانه حدود 880 میلیارد دلار خسارت اقتصادی در سطح جهانی ایجاد میکند و این روند رو به افزایش، فشار مضاعفی بر دولتها برای اتخاذ سیاستهای پایدار وارد کرده است.
برآوردهای بینالمللی نشان میدهد هر سال نزدیک به یک میلیون کیلومتر مربع از اراضی حاصلخیز جهان به دلایل مختلف از جمله تغییرات اقلیمی، بهرهبرداری نادرست از منابع طبیعی و کاهش پوشش گیاهی در معرض تخریب قرار میگیرد؛ روندی که به گفته کارشناسان، در صورت عدم مدیریت میتواند به تشدید مهاجرتهای اقلیمی و افزایش تنشهای زیستمحیطی در مناطق مختلف جهان منجر شود.
تشدید خسارتهای اقتصادی و زیستمحیطی ناشی از تخریب سرزمین
در کنار این آمار، بیش از یک میلیارد نفر در جهان نیز به صورت مستقیم تحت تأثیر پیامدهای بیابانزایی و خشکسالی قرار دارند که نشاندهنده ابعاد انسانی این بحران است.در ایران نیز به دلیل قرار گرفتن بخش عمدهای از سرزمین در اقلیم خشک و نیمهخشک، موضوع بیابانزایی از اهمیت ویژهای برخوردار است.
بررسیهای علمی نشان میدهد بیش از 80 درصد مساحت کشور در این اقلیمها قرار دارد و همین موضوع باعث شده بسیاری از مناطق مرکزی، شرقی و جنوبشرقی کشور با درجات مختلفی از فرسایش خاک، کاهش پوشش گیاهی و گسترش کانونهای بحرانی مواجه باشند؛ شرایطی که در سالهای اخیر با تشدید خشکسالیها شدت بیشتری یافته است.
در این میان، استان سمنان به عنوان یکی از استانهای حاشیه کویر مرکزی ایران، در خط مقدم مواجهه با پدیده بیابانزایی قرار دارد. گستره وسیع اراضی خشک، کاهش بارشهای مؤثر، افت منابع آب زیرزمینی و فشار بر مراتع طبیعی، این استان را به یکی از مناطق حساس کشور در حوزه مدیریت سرزمین تبدیل کرده است؛ بهگونهای که بخش قابل توجهی از مساحت آن در معرض خطر فرسایش بادی و گسترش بیابان قرار دارد.
تداوم خشکسالیهای یک دهه اخیر نیز این وضعیت را پیچیدهتر کرده و بر ضرورت اجرای برنامههای بلندمدت و چندلایه در حوزه بیابانزدایی افزوده است. کارشناسان معتقدند مقابله با این پدیده صرفاً با اقدامات کوتاهمدت و مقطعی امکانپذیر نیست و نیازمند ترکیبی از سیاستهای آبخیزداری، احیای پوشش گیاهی، مدیریت روانآبها و تثبیت کانونهای بحرانی است؛ رویکردی که بدون تأمین منابع مالی پایدار، به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.
در سطح جهانی نیز تجربه کشورها نشان میدهد که سرمایهگذاری در احیای اراضی تخریبشده نه تنها آثار زیستمحیطی مثبت دارد، بلکه در کاهش هزینههای اقتصادی ناشی از فرسایش خاک و خشکسالی نیز نقش تعیینکنندهای ایفا میکند. سازمانهای بینالمللی بر ضرورت تغییر رویکرد از اقدامات واکنشی به برنامهریزی پیشگیرانه و بلندمدت در حوزه مدیریت سرزمین تأکید دارند.
استان سمنان با وجود تجربه چند دههای در اجرای طرحهای تاغکاری، تثبیت شنهای روان و توسعه پروژههای آبخیزداری، همچنان نیازمند تقویت زیرساختهای مالی، علمی و اجرایی برای مقابله مؤثرتر با بیابانزایی است؛ موضوعی که در صورت تحقق، میتواند این استان را به الگوی موفق مدیریت مناطق خشک در کشور تبدیل کند و از گسترش کانونهای بحرانی در آینده جلوگیری به عمل آورد.
علیرضا رهایی، مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان سمنان ،همزمان با روز جهانی مقابله با بیابانزایی، در این خصوص با اشاره به اهمیت مهار روند گسترش بیابان در مناطق خشک و نیمهخشک کشور اظهار کرد: مقابله اصولی با بیابانزایی فرآیندی زمانبر است و دستیابی به نتایج پایدار در این حوزه مستلزم تدوین و اجرای برنامههای بلندمدت، مستمر و مبتنی بر منابع مالی پایدار خواهد بود.
وی با بیان اینکه ادارهکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان طی سالهای گذشته اقدامات گستردهای را برای کنترل کانونهای بیابانی و کاهش آثار فرسایش بادی به اجرا گذاشته است، افزود: استمرار این اقدامات نیازمند تخصیص اعتبارات مناسب و تقویت منابع مالی در بخشهای بیابانزدایی، آبخیزداری، توسعه پوشش گیاهی و جنگلکاری است.
رهایی با اشاره به تجربیات موفق کشور در زمینه مقابله با بیابانزایی تصریح کرد: ایران طی دهههای گذشته طرحهای مؤثری را در این حوزه اجرا کرده و استان سمنان نیز به واسطه قرار گرفتن در حاشیه کویر مرکزی، سهم قابل توجهی در اجرای پروژههای موفق بیابانزدایی داشته است.
وی با اشاره به سابقه طولانی اجرای طرحهای تاغکاری در استان عنوان کرد: بخشی از تاغزارهای موجود در نواحی جنوبی سمنان بیش از 50 سال قدمت دارند و این موضوع نشاندهنده اثربخشی این گونه گیاهی در تثبیت خاک و کنترل حرکت شنهای روان است.
رهایی ادامه داد: تاغ از جمله گونههای سازگار با شرایط سخت اقلیمی مناطق کویری به شمار میرود و به دلیل نیاز آبی اندک، مقاومت بالا و قابلیت رشد در خاکهای فقیر، یکی از مهمترین ابزارهای طبیعی برای مقابله با روند بیابانزایی محسوب میشود.
وی با بیان اینکه در اغلب شهرستانهای استان طی سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی پروژههای متعددی در زمینه توسعه تاغزارها و پوشش گیاهی اجرا شده است، گفت: این اقدامات نقش مهمی در کاهش خسارتهای ناشی از فرسایش بادی و تثبیت عرصههای بیابانی داشتهاند.
رهایی با اشاره به چالش کمآبی در استان سمنان اظهار کرد: محدودیت منابع آبی، ضرورت استفاده از گونههای کمنیاز به آب را دوچندان کرده و تاغزارها در این زمینه از موفقترین نمونههای اجرایی در مناطق خشک کشور به شمار میروند.
او با اشاره به وسعت بیش از 9.7 میلیون هکتاری استان سمنان افزود: هرچند پدیده بیابانزایی محدود به مناطق خشک نیست، اما بخش عمده جغرافیای این استان در اقلیم خشک و نیمهخشک قرار دارد و همین مسئله، خطر پیشروی بیابان را در بخشهایی از استان افزایش داده است.
مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان سمنان با تأکید بر اهمیت کنترل کانونهای بحرانی فرسایش بادی بیان کرد: بخش عمده پروژههای بیابانزدایی در سالهای اخیر در مناطق جنوبی استان و محدودههای دارای بیشترین خطر فرسایش بادی اجرا شده است.
وی یادآور شد: در چند سال گذشته با حمایت دولت، طرحهایی نظیر بذرپاشی، نهالکاری، تثبیت شنهای روان، اجرای پروژههای آبخیزداری و مدیریت روانآبها در نقاط مختلف استان عملیاتی شده که نتایج مطلوبی نیز به همراه داشته است.
رهایی از طرح ملی کاشت یک میلیارد درخت به عنوان یکی از برنامههای مهم زیستمحیطی کشور نام برد و گفت: استان سمنان با تعهد تولید و کاشت 10 میلیون اصله نهال، عملکردی فراتر از سهمیه تعیینشده داشته و نهالستانهای استان در سالهای اخیر همواره بیش از میزان تعهد خود تولید داشتهاند.
مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان سمنان، خشکسالیهای متوالی یک دهه اخیر را از مهمترین عوامل تشدیدکننده روند بیابانزایی دانست و خاطرنشان کرد: استانهای در معرض تنش آبی و خشکسالی نیازمند حمایت بیشتر و تخصیص اعتبارات ویژه هستند تا بتوانند برنامههای حفاظتی و احیایی خود را با سرعت بیشتری اجرا کنند.
رهایی با تأکید بر ضرورت همافزایی دستگاههای اجرایی و مشارکت عمومی در حفاظت از منابع طبیعی گفت: بهرهگیری از ظرفیتهای مردمی و همکاری سایر نهادها با منابع طبیعی میتواند اثربخشی طرحهای مقابله با بیابانزایی را افزایش دهد و خوشبختانه مردم استان سمنان همواره همراهی مطلوبی با برنامههای زیستمحیطی و منابع طبیعی داشتهاند.
بیابانزایی در دهههای اخیر از یک پدیده طبیعی محدود به مناطق خشک، به یک بحران ساختاری در مقیاس جهانی تبدیل شده است؛ بحرانی که هماکنون بهعنوان یکی از تهدیدهای اصلی توسعه پایدار شناخته میشود.
بر اساس دادههای کنوانسیون مقابله با بیابانزایی سازمان ملل متحد، بیش از 1.5 میلیارد هکتار از اراضی جهان در وضعیت تخریبشده قرار دارد و روند گسترش این اراضی همچنان رو به افزایش است؛ موضوعی که نشان میدهد مدیریت سنتی منابع طبیعی پاسخگوی شرایط کنونی نیست.
درسطح جهانی، آثار اقتصادی بیابانزایی بسیار فراتر از یک مسئله زیستمحیطی است.
گزارشهای بینالمللی از خسارتهای سالانه صدها میلیارد دلاری در نتیجه تخریب سرزمین خبر میدهند؛ خسارتی که بهطور مستقیم بر امنیت غذایی، تولید کشاورزی و ثبات اقتصادی کشورها اثر میگذارد.
تغییرات اقلیمی و فشار بر منابع طبیعی؛ موتور محرک گسترش بیابانها
از این نگاه، بیابانزایی نه تنها یک چالش محیطزیستی، بلکه یک ریسک اقتصادی و امنیتی در مقیاس جهانی محسوب میشود.تحلیل روندهای اقلیمی نشان میدهد تغییرات آبوهوایی و افزایش دما، در کنار بهرهبرداری ناپایدار از منابع آب و خاک، مهمترین عوامل تشدیدکننده این بحران هستند. کاهش پوشش گیاهی، افت سطح آبهای زیرزمینی و فرسایش خاک از پیامدهای مستقیم این روند بوده و در بسیاری از کشورها، از جمله مناطق خشک خاورمیانه، سرعت گسترش بیابان را افزایش داده است.
در ایران نیز به دلیل قرار گرفتن بخش عمده کشور در اقلیم خشک و نیمهخشک، آسیبپذیری در برابر بیابانزایی بسیار بالاست. برآوردهای علمی نشان میدهد بخش قابل توجهی از سرزمین ایران با درجات مختلفی از فرسایش و تخریب خاک مواجه است؛ وضعیتی که در سالهای اخیر با تشدید خشکسالیها و کاهش بارشها، ابعاد گستردهتری به خود گرفته است.
استان سمنان در خط مقدم مقابله با فرسایش بادی و گسترش کانونهای بحرانی
استان سمنان به عنوان یکی از کانونهای حساس در حاشیه کویر مرکزی ایران، نمونهای بارز از چالشهای مدیریت سرزمین در شرایط اقلیمی سخت است. گستردگی اراضی بیابانی، محدودیت منابع آبی و فشار بر پوشش گیاهی، این استان را در معرض تهدید جدی فرسایش بادی و گسترش کانونهای بحرانی قرار داده است؛ بهگونهای که بخش قابل توجهی از پهنه جغرافیایی آن نیازمند برنامههای مستمر احیا و تثبیت است.
بررسی تجربههای اجرایی نشان میدهد اقدامات انجامشده در حوزه بیابانزدایی، از جمله جنگلکاری، تاغکاری و پروژههای آبخیزداری، توانسته است بخشی از روند تخریب سرزمین را کنترل کند، اما این اقدامات در صورت نبود برنامهریزی پایدار و تأمین اعتبارات مستمر، اثرگذاری بلندمدت نخواهند داشت. کارشناسان تأکید دارند که پروژههای مقطعی نمیتوانند پاسخگوی روندهای پیچیده اقلیمی باشند.
بیابانزدایی بدون حکمرانی یکپارچه منابع طبیعی ممکن نیست
از جنبه راهبردی، مقابله با بیابانزایی نیازمند تغییر رویکرد از مدیریت واکنشی به مدیریت پیشگیرانه است. این تغییر رویکرد مستلزم یکپارچگی سیاستهای آب، خاک، کشاورزی و منابع طبیعی است و بدون مشارکت جوامع محلی و بخشهای فرابخشی، امکان تحقق اهداف کاهش تخریب سرزمین وجود نخواهد داشت.
در نهایت، میتوان گفت آینده مدیریت سرزمین در ایران و بهویژه در استانهای خشک، وابسته به اتخاذ سیاستهای بلندمدت، علمی و مبتنی بر دادههای دقیق است. بیابانزدایی دیگر یک پروژه کوتاهمدت نیست، بلکه یک فرآیند مستمر و چندبعدی است که در صورت عدم توجه جدی، میتواند پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی گستردهای به همراه داشته باشد؛ موضوعی که ضرورت بازنگری در سیاستهای فعلی و حرکت به سمت حکمرانی پایدار منابع طبیعی را بیش از پیش آشکار میکند.
انتهای پیام/363/







