به گزارش خبرنگار مهر، در نظام سیاسی امیرالمؤمنین علی (ع)، بقای دولت و امنیت امت به شدت به «نیروی انسانی متخصص» و کیفیت کارگزاران وابسته است. امام در عهدنامه مالک اشتر، گزینش مدیران را نه یک مسئله اداری، بلکه یک «ضرورت امنیتی» و «واجب الهی» تلقی میکنند. ایشان معتقدند که بزرگترین ضربه به یک نظام از سوی کارگزارانی وارد میشود که یا دچار فساد اخلاقی هستند و یا در محاسبات خود، تحت تأثیر نفوذ دشمن قرار میگیرند. این گزارش به بررسی معیارهای دقیق گزینش، روشهای کادرسازی و نقش تقوای سیاسی در صیانت از بدنه حاکمیت در برابر نفوذ و فرسایش از درون میپردازد.
امام علی (ع) در نامه ۵۳، خطاب به مالک اشتر، دستورات سختی برای انتخاب همکاران صادر میکنند. ایشان تأکید دارند که گزینش نباید بر اساس «علاقه شخصی» باشد: «ثُمَّ انْظُرْ فِی أُمُورِ عُمَّالِکَ فَاسْتَعْمِلْهُمُ اخْتِبَاراً وَ لَا تُوَلِّهِمْ مُحَابَاةً وَ أَثَرَةً». واگذاری پستها از روی رفیقبازی یا بدون آزمون، ریشه ستم و خیانت به نظام است. معیار اصلی در گزینش علوی، «تجربه»، «حیا» و «اصالت خانوادگی» است. امام میفرمایند کارگزاران را از میان کسانی برگزین که از خاندانهای صالح و پیشگام در اسلام باشند (مِنْ أَهْلِ الْبُیُوتَاتِ الصَّالِحَةِ وَ الْقَدَمِ فِی الْإِسْلَامِ الْمُتَقَدِّمَةِ). این افراد به دلیل ریشههای اخلاقی و اجتماعی، کمتر در برابر تطمیع دشمن سست میشوند و آبروی خود و خانوادهشان را فدای منافع زودگذر نمیکنند.
کادرسازی بر پایه تخصص و تعهد؛ بازوی اجرایی عدالت
در اندیشه علوی، تخصصِ آمیخته با وفاداری، بازدارندگی ایجاد میکند. امام به مالک دستور میدهند که برای هر بخش از کارها، «رئیسی» برگزیند که بزرگی کار او را مغلوب نکند و فراوانی امور او را پریشان نسازد (لَا یَقْهَرُهُ کَبِیرُهَا وَ لَا یَتَشَتَّتُ عَلَیْهِ کَثِیرُهَا). کادرسازی در نهجالبلاغه یعنی تربیت مدیرانی که در بحرانها تکیهگاه نظام باشند. قرآن کریم نیز بر ویژگیهای «قوی» و «امین» برای کارگزاران تأکید دارد (إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ). اگر مدیر مقتدر اما غیرامین باشد، به بیتالمال خیانت میکند؛ و اگر امین اما ضعیف باشد، دشمن از ضعف او برای نفوذ استفاده خواهد کرد. لذا، صیانت از نظام ایجاب میکند که کادر رهبری و مدیریتی کشور، ترکیبی از مهارتهای فنی و صلابت ایمانی باشد.
پاکسازی بدنه از عناصر نفوذپذیر و چاپلوس
امام بر طرد چاپلوسان تأکید دارند، زیرا ستایشهای بیجا، حاکم را دچار کبر کرده و از واقعیتهای جامعه دور میکند؛ فضایی که بهترین فرصت برای نفوذ دشمن و ضربه زدن به رضایت عمومی است.
گزینش خوب بدون «نظارت پسینی» کامل نمیشود. امام علی (ع) در عهدنامه مالک اشتر بر لزوم رصد عملکرد کارگزاران توسط بازرسان مخفی (عیون) تأکید میکنند. این نظارت، تضمینکننده آن است که مدیر در مسیر امانتداری باقی بماند. علاوه بر این، امام سیستمی از پاداش و تنبیه را ترسیم میکنند که در آن «نیکوکار» و «بدکار» در نزد حاکم برابر نباشند (وَ لَا یَکُونَنَّ الْمُحْسِنُ وَ الْمُسِیءُ عِنْدَکَ بِمَنْزِلَةٍ سَوَاءٍ). اگر پاداش و تنبیه بر اساس عملکرد نباشد، نیکوکار در نیکی کردن سست میشود و بدکار به بدی کردن تشویق میگردد. این بینظمی در سیستم تشویق، جبهه داخلی را در برابر وسوسههای دشمن سست میکند.
تأمین معیشت کارگزاران؛ بستن راه ارتشاء و خیانت
امام علی (ع) برای صیانت از سلامت مدیران، دستور میدهند که حقوق کافی به آنان پرداخت شود (أَسْبِغْ عَلَیْهِمُ الْأَرْزَاقَ). ایشان معتقدند تأمین مالی کارگزار، او را در اصلاح نفس یاری داده و از دستاندازی به اموال عمومی بینیاز میکند. همچنین، این اقدام اتمام حجتی است بر آنان؛ به طوری که اگر پس از تأمین مالی، باز هم خیانت کنند، هیچ عذری نخواهند داشت. در واقع، پیشگیری از فساد اداری، بخشی از استراتژی کلان دفاعی نظام است؛ چرا که دشمن همیشه به دنبال یافتن مدیرانی است که به دلیل نیاز مالی یا طمع، حاضر به فروش اطلاعات یا کارشکنی در امور کشور باشند.
از منظر نهجالبلاغه، نظام سیاسی زمانی در برابر تهدیدات خارجی و داخلی مصون میماند که کادرهای مدیریتی آن بر اساس «حق» و «شایستگی» چیده شده باشند. گزینش کارگزاران در عهدنامه مالک اشتر، فیلتری است که از ورود افراد نالایق، ترسو، طماع و نفوذی به لایههای حساس جلوگیری میکند. حاکمی که بر اساس معیارهای الهی و تجربی، مدیران خود را برمیگزیند، در واقع لایههای دفاعی کشور را مستحکم کرده است. این کادرسازی هوشمندانه، نه تنها کارآمدی نظام را افزایش میدهد، بلکه با جلب رضایت عمومی، بزرگترین پایگاه قدرت را در برابر هرگونه نفوذ و تجاوز بیگانه فراهم میسازد.







