به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایرنا، راحیل صحرایی تهیهکننده مستند «ایساتیس» به کارگردانی علیرضا دهقان، درباره شکلگیری این پروژه گفت: ایساتیس از دغدغهای عمیق برای شناخت و روایت شهر یزد شکل گرفت؛ شهری که تاریخ، معماری، طبیعت و شیوه زندگی مردم آن پیوندی جدانشدنی با یکدیگر دارند. ایده روایت شهر از زبان چهار عنصر آب، باد، خاک و آتش برای من بسیار جذاب بود، درواقع این عناصر فقط اجزای طبیعت نیستند، بلکه بخشی از حافظه و تمدن این سرزمین را شکل دادهاند.
وی ادامه داد: از مراحل ابتدایی شکلگیری این پروژه در کنار آن بودم و در پژوهش فیلم، گفتوگوهای اولیه و روند تولید حضور داشتم. در طول فیلمبرداری نیز از نزدیک با فضای کار و چالشهای ساخت یک مستند بلند آشنا شدم. این همراهی باعث شد ارتباط عمیقی با جهان فیلم پیدا کنم و مسئولیت تهیهکنندگی آن را بپذیرم.
صحرایی با اشاره به رویکرد اصلی «ایساتیس» بیان کرد: آنچه برای من در این فیلم اهمیت داشت، این بود که اثر صرفا به معرفی یک شهر تاریخی نمیپردازد، بلکه تلاش میکند روح یک سرزمین را روایت کند؛ رابطه انسان با طبیعت، خاطره جمعی مردم و مسیری که یک تمدن در طول زمان طی کرده است.
تهیهکنندگی؛ همراهی با ایده از آغاز تا مخاطب
وی با اشاره به تجربه تهیهکنندگی این فیلم گفت: این تجربه نشان داد که تهیهکنندگی در سینمای مستند فقط فراهم کردن امکانات تولید نیست، بلکه همراهی با یک ایده از مرحله شکلگیری تا رسیدن آن به مخاطب است. همین تجربه علاقه من را برای ادامه مسیر حرفهای در تهیهکنندگی مستند بیشتر کرد.
وقتی یک شهر، شخصیت اصلی مستند میشود
این تهیهکننده درباره مضمون فیلم بیان کرد: «ایساتیس» بیش از آنکه فقط روایت یک شهر باشد، روایت رابطه عمیق انسان با سرزمین و طبیعتی است که در طول قرنها با آن زندگی کرده است. یزد شهری است که بقا و شکوفایی آن نتیجه ارتباطی هوشمندانه و احترامآمیز میان انسان و محیط پیرامونش بوده؛ از مدیریت آب و شکلگیری قناتها گرفته تا معماریای که با شرایط اقلیمی منطقه هماهنگ شده است.
وی ادامه داد: در طول ساخت فیلم، آنچه برای من بسیار قابل لمس بود، پیوند عاطفی مردم یزد با سرزمینشان بود. این تعلق فقط در بناهای تاریخی یا آثار معماری دیده نمیشود، بلکه در شیوه زندگی، خاطرات، باورها و نگاه مردم به طبیعت حضور دارد.
صحرایی درباره انتخاب چهار عنصر آب، باد، خاک و آتش برای روایت فیلم توضیح داد: این انتخاب به آن دلیل هوشمندانه بود که هر یک از این عناصر بخشی از داستان شهر را روایت میکنند. آب، نماد تلاش انسان برای زندگی در دل کویر است؛ باد، یادآور سازگاری و خلاقیت در معماری و زندگی مردم؛ خاک، نماینده ریشههای تاریخی و فرهنگی این سرزمین و آتش، نشانه تداوم زندگی، آیینها و باورهای انسانی است.
وی تاکید کرد: یکی از ارزشهای «ایساتیس» این است که تلاش میکند مخاطب را با یک شهر بهعنوان موجودی زنده روبهرو کند؛ شهری که گذشته، حال و آینده آن به هم پیوند خوردهاند. این نگاه باعث میشود یزد فقط یک مکان تاریخی نباشد، بلکه به یک تجربه انسانی تبدیل شود.
تایید یک روایت بومی و موفقیت آن در نگاه مخاطب
صحرایی دریافت جایزه بهترین فیلم مستند از سومین دوره فستیوال فیلمهای ایرانی «جوایز پارسی» را اتفاقی ارزشمند دانست و گفت: این موفقیت نشان داد روایتی که از بخشی مهم از تاریخ، فرهنگ و زندگی مردم ایران ارائه شده، توانسته با مخاطبان و داوران ارتباط برقرار کند. برای من، این موفقیت فقط یک عنوان یا جایزه نیست، بلکه حاصل سالها تلاش، پژوهش و همراهی گروهی است که با عشق و دقت کوشیدند تصویری متفاوت از یزد ارائه دهند.
وی افزود: یک فیلم مستند زمانی به نتیجه میرسد که مجموعهای از عوامل در کنار هم قرار بگیرند؛ از نگاه و دغدغه کارگردان گرفته تا همراهی گروه تولید و حمایتهایی که امکان شکلگیری اثر را فراهم میکند. حضور در کنار این پروژه از مرحله پژوهش تا تولید، نگاه من را نسبت به اهمیت تهیهکنندگی در سینمای مستند عمیقتر کرد و این موفقیت انگیزهای شد تا مسیر خود را در این حوزه با جدیت بیشتری دنبال کنم.
این تهیهکننده ادامه داد: ارزش اصلی چنین موفقیتهایی در این است که یادآوری میکند روایتهای بومی و انسانی، اگر با نگاهی درست و زبانی هنرمندانه بیان شوند، میتوانند فراتر از مرزهای جغرافیایی با مخاطبان ارتباط برقرار کنند.
یزد؛ شهری که باید احساسش کرد، نه فقط دید
صحرایی درباره بازخوردهای فیلم پس از نمایش گفت: مهمترین نکته برای من این بود که مخاطبان توانستند با فضای شاعرانه و نگاه متفاوت فیلم ارتباط برقرار کنند و یزد را نه فقط بهعنوان یک شهر تاریخی، بلکه بهعنوان سرزمینی زنده با خاطره، فرهنگ و تجربه انسانی ببینند.
وی افزود: در بسیاری از واکنشها، توجه مخاطبان به شیوه روایت فیلم و استفاده از چهار عنصر آب، باد، خاک و آتش برای بیان داستان شهر جلب شده بود. این نوع نگاه کمک میکند مخاطب با یک اثر مستند صرفا بهعنوان مجموعهای از اطلاعات تاریخی مواجه نشود، بلکه با احساس و جهان درونی یک مکان ارتباط برقرار کند.
صحرایی با اشاره به حضور فیلم در جشنواره «جوایز پارسی» و دریافت جایزه بهترین فیلم مستند گفت: این اتفاق نشان داد که این شیوه روایت میتواند با مخاطبان مختلف ارتباط برقرار کند. البته هر اثر هنری میتواند برداشتها و نگاههای متفاوتی ایجاد کند و همین گفتوگوها و نقدهاست که به رشد سینمای مستند کمک میکند.
وی تاکید کرد: یکی از مهمترین دستاوردهای «ایساتیس» برای من این بود که توانست توجه مخاطبان را به ارزشهای پنهان یک سرزمین جلب کند؛ به چیزهایی که شاید در زندگی روزمره کمتر دیده میشوند، اما بخش مهمی از هویت و حافظه تاریخی ما هستند.
تهیهکننده فقط مدیر تولید نیست
صحرایی درباره ادامه فعالیت حرفهای خود در حوزه تهیهکنندگی گفت: تجربه «ایساتیس» علاقه و انگیزه من را برای ادامه فعالیت حرفهای در این حوزه بیشتر کرد. همراهی با این پروژه از مرحله پژوهش تا تولید و حضور در روند شکلگیری فیلم، نگاه من را نسبت به نقش و مسئولیت تهیهکننده در سینمای مستند عمیقتر کرد.
وی افزود: تهیهکنندگی در سینمای مستند فقط به مدیریت بخشهای اجرایی محدود نمیشود؛ تهیهکننده باید بتواند از یک ایده ارزشمند حمایت کند، شرایط مناسب برای شکلگیری آن را فراهم سازد و در مسیر رسیدن فیلم به مخاطب نیز همراه آن باشد.
چالش اصلی؛ رساندن مستند به مخاطب
این تهیهکننده با اشاره به چالشهای تولید مستند ادامه داد: تولید مستند امروز با چالشهای مختلفی روبهروست؛ از تامین منابع و زمان مورد نیاز برای پژوهش و تولید گرفته تا پیدا کردن مسیر مناسب برای نمایش و عرضه آثار. همین چالشها اهمیت حضور تهیهکنندگان آگاه و دغدغهمند را بیشتر میکند. تجربه «ایساتیس» برای من آغاز یک مسیر جدی بود و تصمیم دارم این مسیر را با یادگیری بیشتر، کسب تجربه و همکاری با فیلمسازانی که دغدغه روایتهای انسانی و ارزشمند دارند، ادامه دهم.
صحرایی درباره مهمترین چالش تهیهکنندگی در سینمای مستند گفت: چالشهای این حوزه را نمیتوان فقط به یک موضوع محدود کرد، درواقع تولید، نمایش و عرضه یک فیلم حلقههای بههمپیوسته یک مسیر هستند. با این حال، یکی از مهمترین چالشها ایجاد شرایطی است که یک ایده ارزشمند بتواند از مرحله شکلگیری تا رسیدن به مخاطب، مسیر درستی را طی کند.
وی افزود: تامین بودجه یکی از مسائل اساسی است. درواقع مستند معمولا به زمان زیادی برای پژوهش، فیلمبرداری و شکلگیری تدریجی روایت نیاز دارد. بسیاری از پروژههای مستند برای رسیدن به کیفیت مطلوب، نیازمند صبر و حمایت در طول مسیر هستند.
صحرایی ادامه داد: در کنار تولید، مسئله دیده شدن فیلم نیز اهمیت بسیار زیادی دارد. یک اثر مستند زمانی میتواند تاثیرگذار باشد که امکان ارتباط با مخاطب را پیدا کند؛ چه از طریق نمایش داخلی، چه جشنوارهها و چه مسیرهای بینالمللی. به همین دلیل، تهیهکننده امروز باید علاوه بر همراهی در تولید، از ابتدا به مسیر حضور و عرضه فیلم نیز فکر کند.
وی با تاکید بر نقش راهبردی تهیهکننده گفت: مهمترین نقش تهیهکننده ایجاد تعادل میان حفظ نگاه هنری فیلم، امکانات تولید و پیدا کردن مسیر مناسب برای دیده شدن اثر است. سینمای مستند ایران ظرفیتهای بسیار ارزشمندی دارد و اگر این ظرفیت با برنامهریزی حرفهای همراه شود، میتواند جایگاه بیشتری در سطح داخلی و بینالمللی پیدا کند.
ظرفیتهای بومی که باید در قاب مستند ثبت و ضبط شوند
راحیل صحرایی در پایان درباره حضور بینالمللی سینمای مستند ایران گفت: موفقیت بیشتر در عرصه جهانی نیازمند مجموعهای از عوامل در کنار یکدیگر است. در گام نخست، مهمترین موضوع تولید آثاری است که از نگاهی مستقل، روایتی قدرتمند و دغدغهای انسانی برخوردار باشند. فیلمی که بتواند از یک موضوع بومی، تجربهای جهانی خلق کند، این امکان را دارد که با مخاطبان خارج از مرزهای خود نیز ارتباط برقرار کند.
وی افزود: در کنار کیفیت تولید، برنامهریزی برای عرضه و معرفی جهانی فیلم نیز اهمیت زیادی دارد. یک اثر ارزشمند برای دیده شدن، نیازمند مسیری حرفهای است؛ از حضور هدفمند در جشنوارهها و بازارهای فیلم گرفته تا شناخت مخاطب و ایجاد ارتباط با شبکههای نمایش بینالمللی.
۲۴۲۲۴۳







