یادداشت مهمان – سیدعیسی حسینی مزاری(رییس مرکز تبیان افغانستان):پایداری و انسجام مردم ایران در وفاداری به رهبری، نظام جمهوری اسلامی و تمامیت سرزمینی این کشور و حمایت از آن ها، در این مقطع، در دو عرصه ی متمایز، جلوهای کم سابقه و قابل توجه از خود نشان داد؛ بهگونهای که میتوان آن را از حیث گستره، تداوم و هم زمانی سطوح مختلف مشارکت، در زمره نمونههای نادر و حتی بیمانند در تاریخ معاصر جهان ارزیابی کرد.
نخست، حضور در عرصه تقابل نظامی؛ جایی که نیروهای ایرانی در برابر ائتلافی متشکل از قدرتهای برخوردار از ظرفیتهای نظامی بسیار پیشرفته، از جمله ایالات متحده امریکا و رژیم صهیونیستی و با پشتوانه هم پیمان های بینالمللی و برخی بازیگران منطقهای مزدور، ایستادگی کردند. این حضور، صرفاً محدود به ساختارهای رسمی نبود، بلکه از پشتوانه مردمی و روحیه ملی نیز برخوردار بود که به آن عمق و استمرار بخشید.
دوم، حضور در عرصه اجتماعی؛ حضوری مستمر و سازمانیافته که نه در بازهای کوتاه، بلکه در بیش از چهل شبانه روز و آن هم در شرایطی دشوار، همراه با تهدیدات و حملات مستمر هوایی، تداوم یافت. در این میان، پیوند میان «میدان» و «خیابان» بهعنوان دو ساحت مکمل، نقش تعیینکنندهای در حفظ انسجام ملی و ایجاد قدرت باز دارندگی و حتی توان ضربه زنندگی ایفا کرد. در این چارچوب، نقش مداحان و فعالان آیینی نیز قابل توجه بود؛ افرادی که با بهرهگیری از ادبیات حماسی و ایجاد فضای انگیزشی، توانستند در تقویت روحیه عمومی و جهتدهی به افکار عمومی جهت ایجاد این پیوند، نقشی مؤثر و فراتر از انتظار ایفا کنند.
هم زمان، فعالیتهای فرهنگی، تبلیغی و رسانهای، که بخش عمدهای از آن توسط بدنه اجتماعی و به ویژه نیروهای مجرب این حوزهها هدایت میشد، نقشی کلیدی در بازتاب و انتقال پیام این حرکت ایفا کرد. این تلاشها موجب شد روایت شکلگرفته در داخل، از مرزها عبور کرده و در سطح منطقهای و جهانی بازتاب یابد. پیامد این روند، شکلگیری نوعی همدلی و همصدایی در میان افکار عمومی جهان و حتی بازنگری در برخی رویکردهای رسمی در سطح دولتها جهت حمایت از قیام ایرانیان بود؛ روندی که بهطور طبیعی فشارهای سیاسی و روانی بر طرفهای مقابل را افزایش داد.
در این میان، نقش نیروهای امنیتی ایران نیز واجد اهمیت ویژهای بود. این نیروها، هم زمان با تحولات میدانی و اجتماعی، مسئولیت سنگین خنثیسازی تهدیدات، مدیریت مخاطرات و تأمین امنیت ملی این کشور را بر عهده داشتند. ماهیت پیچیده و چندلایه این مأموریتها ایجاب میکرد که اقدامات به صورت شبانهروزی و با دقت بالا دنبال شود. بهنظر میرسد که اگر این لایه از مدیریت و صیانت وجود نداشت، دستیابی به دستاوردهای میدان نظامی و خیابان اجتماعی با چالشهای جدیتری مواجه میشد.
در سطح حکمرانی نیز، مجموعه دولت و مدیران اجرایی ایرانی، از رئیسجمهور تا سطوح مختلف مدیریتی در مرکز و ولایات/استانها، تلاش کردند ضمن همراهی با شرایط خاص این کشور، روند اداره امور را با حداقل اختلال ادامه دهند. حفظ کارکردهای اجرایی، تداوم ارائه خدمات عمومی و جلوگیری از بروز اختلال گسترده در زندگی روزمره، از جمله شاخصههای این بخش از مدیریت بحران بهشمار میرود؛ امری که در شرایط جنگی، خود نشاندهنده سطح بالایی از آمادگی و هماهنگی نهادی است.
در مجموع، شکلگیری این سازوکار چندلایه، شامل میدان نظامی، صحنه اجتماعی، حوزه فرهنگ و رسانه، عرصه امنیتی و ساختار مدیریتی، تصویری از یک الگوی مقاومت ترکیبی را ارائه میدهد که میتواند جایگاه جمهوری اسلامی را بهعنوان یک بازیگر نوظهور در معادلات منطقهای و جهانی تقویت کند. بدیهی است که تداوم این وضعیت و تبدیل آن به یک روند پایدار، میتواند به تثبیت این موقعیت و حتی ارتقای بیشتر از پیش آن در آینده منجر شود.
بر این اساس، نقشآفرینی مردم ایران در تمامی این عرصهها، شایسته توجه و قدردانی و حمایت همه جانبه است؛ حمایتی که در صورت تداوم و تقویت، چه در سطح داخلی و چه در عرصههای منطقهای و بینالمللی، میتواند مسیر تحولات آتی این کشور، منطقه و جهان را نیز تحت تأثیر قرار دهد و از ایران یک قدرت برتر منطقه ای و حتی بین المللی ی بسازد که در کنار سایر قدرتهایی دارای حق وتو، در شورای امنیت سازمان ملل متحد حضور جدی پیدا کند.





