---- زندگی در اشعار مولانا:
دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ ، ‌ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ ، دانی که پس از عمر چه ماند باقی ، مهر است و محبت است و باقی همه هیچ ،

موقعیت شما : صفحه اصلی » اقتصادی و مالی
  • شناسه : 104534
  • 27 جولای 2026 - 13:33
  • 0 بازدید
  • ارسال توسط :
روایتی از نفوذ کلام و جامعیت علمی آیت‌الله ملاعلی معصومی همدانی
روایتی از نفوذ کلام و جامعیت علمی آیت‌الله ملاعلی معصومی همدانی

روایتی از نفوذ کلام و جامعیت علمی آیت‌الله ملاعلی معصومی همدانی

روزگاری که حوزه علمیه همدان در کسادی فرو رفته بود، مردی از قم برخاست تا نه مرجعیت، که احیای دیارش را برگزیند.

استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از همدان، در میان چهره‌های درخشان حوزه‌های علمیه ایران، نام برخی چنان با سرزمینی که در آن زیسته‌اند گره خورده که جداییِ آن دو ناممکن می‌نماید. آیت‌الله مُلّاعلی مَعصومی همدانی معروف به آخوند ملاعلی همدانی (متولد 1274ش در روستای وفس رزن- درگذشت 1357ش) فقیه، عالم اصولی و رجالی و از جمله این شخصیت‌های نادر است که هویتی تازه به دیار خود بخشید و مرزهای جغرافیایی را با افق‌های بلند معرفت و انسانیت گسترانید.

او در روزگاری که غرب کشور بیش از هر چیز به احیای دوباره‌ی حوزه‌های علمیه نیاز داشت، چونان چراغی فرا راهِ مشتاقان علم و عرفان ایستاد و از خود شخصیتی به یادگار نهاد که تلفیقی شگرف از علم رحمانی، اخلاق نبوی و مردم‌داری علوی بود.

آنچه او را از دیگر علما جدا می‌ساخت، نه صرفاً انبوهِ دانش‌های اکتسابی یا کرامات منقول، که نگاهِ نافذش به مسئولیت اجتماعی یک عالم دینی بود. او معتقد بود که علم ناب، اگر به دلِ مردم راه نیابد، چونان گوهری در ظلمت‌خانه‌ای فروخفته، بی‌ثمر و راکد می‌ماند. از این رو، زیست او همواره در سایه‌ی این باور شکل گرفت که هر حرکتِ علمی باید به گره‌گشایی از زندگی مردم بینجامد و هر درس فقهی، در نهایت به خدمتی عینی و ملموس در جامعه ختم شود. این نگاه راهبردی، او را از قالب سنتی علمای گوشه‌نشین بیرون کشید و به چهره‌ای تأثیرگذار در تمامی شئون اجتماعی زمانه‌اش بدل ساخت.

به‌گونه‌ای زیست که هنوز، پس از دهه‌ها، سخن از او نه در محافل علمی، که در کوچه و بازار همدان طنین‌انداز است. شاید مهم‌ترین میراث او، این باشد که به ما آموخت یک عالم دینی، در عین اوج معرفتی، می‌تواند ساده‌ترین و مردمی‌ترین باشد و این‌گونه، مرز میان آسمان علم و زمین عمل را برای همیشه درنوردد.

اخبار استان همدان ,

در همین راستا خبرنگار تسنیم در گفت‌وگویی صمیمی با محسن صیفی‌کار پژوهشگر برجسته‌ی همدانی که سابقه‌ای درخشان در عرصه‌ی تحقیق و نگارش دارد به روایتِ ابعادی ناب و کمترگفته‌شده از حیاتِ پربرکتِ آیت‌الله ملاعلی معصومی همدانی پرداخته است. که در ادامه می‌خوانید.

تسنیم: از نحوه آشنایی و دیدار خود با مرحوم آیت الله العظمی آخوند ملاعلی معصومی همدانی بگویید؟

صیفی‌کار: این آشنایی به دوران کودکی من بازمی‌گردد. در آن زمان، ما در یک محله سکونت داشتیم و منزل آیت‌الله آخوند در آن سوی خیابان ما واقع بود. در محله ما حمامی عمومی وجود داشت به نام حمام حاج‌صادق. در قدیم، خیرین مجموعه‌هایی را ایجاد میکردند؛ از جمله در محله ما، حمامی به نام حاج‌صادق و همچنین مسجدی به نام مسجد حاج‌صادق وجود داشت، هرچند که خودم مساجد آن دوره را به‌خاطر ندارم، زیرا بعدها تجدیدبنا شد و به نام سیدعلی طباطبایی نامیده شد که پس از آن نیز به مسجد مطهری تغییر نام یافت. در این مورد قصه‌ای وجود دارد که حمام مذکور نیز توسط فردی به نام حاج‌صادق بنا شده بود. از نگاه متدینان، مسجد و حمام از حیث کارکردهای اجتماعی و خیریه، اشتراکات زیادی داشتند؛ چراکه هر دو، محل انجام امور خیر و مورد توجه جامعه بودند. ساخت مسجد، احداث حمام و سایر اقداماتی از این دست، در آن روزگار نوعی پروژه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی به‌شمار میرفت.

در دوران کودکی، در همین حمام حاج‌صادق، موفق به دیدار آیت‌الله آخوند شدم. بسیار جالب است که آن بزرگوار با آن عظمت و جایگاه والا، در منزل خویش حمام اختصاصی نداشت و یا تمایل به استفاده از آن نداشت و به حمام عمومی محل تردد میکردند که همین امر، خود وجهی از آشنایی و نزدیکی ایشان به مردم بود. همچنین مسجدی در محله ما وجود دارد به نام مسجد آخوند که حتماً نام آن را شنیده‌اید.

البته این مسجد در اصل نمازگاه یا نمازخانه خاندان پوستی‌زاده بوده که بعدها به نام آیت‌الله آخوند شهرت یافت و ایشان در آنجا اقامه نماز میکردند. یکی دیگر از عوامل آشنایی و ارادت بنده به آیت‌الله آخوند، این بود که در پشت سر ایشان به نماز می‌ایستادم. در آن زمان، زمانی که من در کلاسهای سوم یا چهارم ابتدایی تحصیل میکردم، جلسات قرآن آموزشی با مربیگری شهید غلامرضا اخوان برگزار میشد و بعدها نیز مرحوم ابوالقاسم نادری که مردی بسیار متدین بود، عهده‌دار این امر گردید.

در همان مسجد بود که با آیت‌الله آخوند آشنا شدیم و به جماعت ایشان می‌پیوستیم و نماز میخواندیم. همچنین گاهی پیش می‌آمد که تکبیرگویی نماز جماعت بر عهده شهید محمدتقی اخوان، برادر غلامرضا اخوان، بود. بنده با محمدتقی همسن بودیم؛ ایشان به گمانم متولد 1345 بودند و من متولد 1346 هستم. این ایام مربوط به دوران پیش از انقلاب است. اینها وجوه آشنایی بنده با آن بزرگوار بود.

اخبار استان همدان ,

علاوه بر اینها، خانواده ما، همچون بسیاری از مردم همدان، ارادتی عمیق به آیت‌الله آخوند داشتند. اگر بخواهم جایگاه ایشان را در همدان تشبیه کنم، میتوانم بگویم که ایشان برای همدانیان همان جایگاهی را داشتند که برای مثال، آیت‌الله‌العظمی بروجردی در قم داشتند. به‌گونهای که سخن و رأی آیت‌الله آخوند برای مردم، چنان نافذ و معتبر بود که میتوان گفت حرف ایشان همچون سنگ، آب را میشکافت و نفوذ کلامی بینظیری داشت.

 فقیهی جامع‌الشرایط با تسلط بر فلسفه، رجال، نجوم و ادبیات

اخبار استان همدان ,

تسنیم: آیت‌الله ملاعلی معصومی همدانی بر چه علومی تسلط داشتند و در چه رشته‌هایی درجه استادی داشتند؟

صیفی‌کار: آیت‌الله آخوند، به گمانم ایشان در سال 1310 هجری شمسی به همدان تشریف آورده‌اند. ابعاد اخلاقی، معرفتی و علمی ایشان بدین شرح است که بنده به‌اختصار به برخی از آنها اشاره میکنم: نخست اینکه ایشان فقیهی جامع‌الشرایط بودند؛ دوم اینکه اگرچه شاید واژه فیلسوف برای ایشان دقیق نباشد، اما بی‌شک یک فلسفه‌دان و فلسفه‌خوانده بودند که در ادامه توضیح خواهم داد که چرا چنین میگویم. ایشان از شاگردان برجسته مرحوم فاضل هیدجی، معروف به حکیم هیدجی، بودند که از فیلسوفان بزرگ روزگار آیت‌الله آخوند محسوب میشد و در تهران تدریس میکرد؛ آیت‌الله آخوند از شاگردان ایشان بود.

ایشان همچنین تسلطی کامل بر ادبیات فارسی داشتند و شاعری زبردست بودند؛ کتاب شعری داشتند و دفتر شعری از ایشان وجود داشته که متأسفانه از بین رفته، اما غزلیاتی از ایشان بر جای مانده است، از جمله این بیت معروف که: «به خرابات روم بهره گرفتاری دل / تا کنم شکوه به بیماری دل». همچنین ایشان خطی خوش داشتند و منبرهایی بسیار قوی، جذاب و پرکشش ایراد میکردند. افزون بر این، آیت‌الله آخوند به علم نجوم آشنایی کامل داشتند، مفسر قرآن بودند، در علم انساب و رجال نیز تخصص داشتند و از جمله فقیهانی به‌شمار میرفتند که در علم رجال نیز به درجه اجتهاد رسیده بودند.

علم رجال، علمی مستقل است و کمتر کسی را داریم که هم فقیه باشد و هم رجالی به‌اصطلاح؛ آقای آخوند چنین شخصیتی بود؛ یعنی هم فقیهی جامع‌الشرایط بود و هم در علم رجال صاحب‌نظر بودند. به‌اصطلاح، در علم صرف و نحو نیز تبحر داشتند. در علم کلام که میتوان آن را برادرخوانده فلسفه دانست، استاد بودند. همچنین در علوم ریاضت، اصول، تاریخ و ادبیات عرب، ایشان استادی تمام‌عیار بودند و به‌قول امروزی‌ها، پروفسور به‌شمار می‌رفتند.

این‌ها وجوه علمی آیت‌الله آخوند است.محاسبه‌ای کردم و متوجه شدم که ایشان بیست سال تمام به تحصیل علم پرداخته‌اند. آیت‌الله آخوند در همدان و در روستا تحصیلات خود را آغاز کردند. بنده به منزل محل تولد ایشان در روستای (وف) از توابع سردرود رزن رفته‌ام. آن خانه‌ای که ایشان در آن متولد شدند، که اکنون در اختیار یکی از بستگانشان که بانویی سالخورده بود و برای ما از کرامتی که در کودکی از آیت‌الله آخوند نقل کرده‌اند، سخن گفت.

آیت‌الله آخوند دارای 15 عنوان کتاب و تقریرات بودند و همچنین یادداشت‌هایی محدود و دستنویس داشتند که متأسفانه همگی آنها از بین رفته و مشخص نیست که اکنون در کجا قرار دارند. یک بار نیز به مسجد آیت‌الله آخوند مراجعه کردم و از یکی از دوستان جویا شدم که آیا نسخه‌ای یافت میشود، اما متأسفانه از این موضوع که شاگردان ایشان نتوانستند نوشته‌های استاد را از نابودی حفظ کنند، بسیار ناراحتم. تقریرات به آن دسته از نوشته‌هایی گفته میشود که یک شاگرد از محاورات و صحبت‌های استاد خود یادداشت میکند؛ به عبارت دیگر، ضبط نوشتاری درس استاد است. خود آیت‌الله آخوند نیز تقریراتی از سیدعبدالکریم حائری یزدی دارند. به‌هرحال، آن 15کتاب احتمالاً از میان رفته و متأسفانه دسترسی به آنها ممکن نیست.

نکته دیگری که ذکر آن را فراموش کردم، بحث فن بیان استاد است. بنده کاست‌های صوتی آیت‌الله آخوند را جمع‌آوری کرده‌ام و در اختیار دارم. همچنین ایشان دارای کتابخانه‌ای سیار بودند؛ یعنی ذهن ایشان به اندازه یک کتابخانه با هزاران جلد کتاب گنجایش داشت. ایشان از حیث حضورذهن، فوق‌العاده قوی بودند؛ برای مثال، اگر میخواستند روایتی را نقل کنند، تمام سلسله‌سند آن را بیان میکردند، یا اگر از ایشان پرسیده میشد که این حدیث از کیست، با ذکر تمام واسطه‌ها میگفتند که این حدیث در کدام منبع و از کدام امام معصوم -چون امام صادق(ع) نقل شده است.

چنین حافظه قوی‌ای، در طی 20 سال تحصیل، ایشان را به مقام والای آخوندی رساند که واقعاً جای شگفتی دارد؛ زیرا 20 سال مدت زیادی به‌نظر نمیرسد و این نشان‌دهنده سه عامل است: نخست، توفیق و توکل الهی که جای خود دارد؛ دوم، پشتکار و سخت‌کوشی فوق‌العاده؛ و سوم، هوش سرشار ایشان. این سه عامل در مدتی نسبتاً کوتاه، ایشان را به درجه آخوندی رساند و همگان از عظمت ایشان سخن گفته و میگویند. از بزرگان مراجع تقلید در گذشته و حال، برای نمونه میتوان به آیت‌الله‌العظمی سیدموسی شبیری زنجانی اشاره کرد که با چه عظمتی از آیت‌الله آخوند یاد میکنند، یا آیت‌الله نوری همدانی نیز با احترام فراوان از آقای آخوند نام میبرند. اگر بخواهم درباره ابعاد علمی ایشان سخن بگویم، مطالب بسیاری دارم که باید بیان شود.

اخبار استان همدان ,

تسنیم: اساتید آقای آخوند چه کسانی بودند؟

صیفی‌کار: در مورد اساتید آیت‌الله آخوند نیز اشاره کردم که از جمله آنها میتوان به مرحوم حکیم هیدجی، مرحوم میرزای آشتیانی، حاجمیرزا عبدالرزاق حائری، شیخ مادیدین گنبدی که پدر آیتالله گنبدی معروف و اهل گنبد ملایر بوده، آیتالله شیخ علی دامغانی و شیخ محمدعلی دامغانی پسر شیخ علی دامغانی که عکسهای زیادی با آیتالله آخوند دارند؛ اصل ایشان دامغانی است اما به همدان آمدند و مورد توجه علما و فضلا قرار گرفتند و فرزندان ایشان نیز از عالمان بودهاند. همچنین مرحوم مدرس کهکی -که از روستاهای قم است- و آیت‌الله محمدرضا تنکابنی که پدر استاد فلسفی و از چهره‌های معروف بودند، از دیگر اساتید آیت‌الله آخوند به‌شمار میروند. میرزا جواد آقای ملکی تبریزی نیز از جمله استادان ایشان بوده است.نکته دیگراین است که آیت‌الله آخوند یک عارف سالک و زاهدی بی‌همتا بودند و بُعد عرفانی ایشان بسیار برجسته بود؛ یعنی ایشان هم فقیهی عالی‌قدر، هم فیلسوفی متبحر، هم متکلمی چیره‌دست، هم رجالی توانمند و عارفی واصل بودند.

«آیت‌الله مؤثر» و فداکاریِ مردی که مرجعیت قم را به همدان ترجیح داد

اخبار استان همدان ,

تسنیم: چه شد که آقای آخوند به همدان آمدند؟

صیفی‌کار: در بحث آمدن آقای آخوند به همدان نکته جالبی وجود دارد درباره همدانی‌ها. همدانی‌ها به محضر آیت‌الله‌العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی میرفتند. ایشان لقبی دارند به نام «آیت‌الله مؤثر» یعنی مؤسس حوزه علمیه قم. خب، در آن موقع که آیت‌الله آخوند از روستای خود به همدان می‌آید، در همدان درس میخواند و سپس به قزوین میرود و از قزوین به تهران میرود. این مسیری که ایشان در زمانی که به قزوین و تهران تشریف میبرند، در آن برهه قم چندان موضوعیت نداشته و هنوز حوزه علمیه قم تشکیل نشده بوده است. آیت‌الله حائری که از سامرا تشریف می‌آورند، آرام‌آرام مرکز اهل‌بیت(ع)-حضرت معصومه(س)- به عنوان حوزه علمیه مطرح میشود. قم دو وجه دارد: یکی وجود مرقد مطهر حضرت معصومه(س) است و دیگری حوزه علمیه قم. شاید در آن زمان تنها حوزه علمیه مطرح، قم بوده است. شاید به همین دلیل، آیت‌الله آخوند در تهران شاگرد حکیم هیدجی و میرزای آشتیانی و دیگرانی است که نامشان را بردم و سپس به همدان می‌آید، اما حوزه علمیه همدان در آن زمان چندان رونقی نداشته و کساد و بی‌رونق بوده است.

اخبار استان همدان ,

تسنیم: سبک تدریس ایشان در حوزه علمیه همدان چه تفاوتی با دیگر اساتید هم‌عصرشان داشت؟

صیفی‌کار: آیت‌الله آخوند یکی از معروفترین و برجسته‌ترین مدرسان آن دوران در قم بوده است. سخنی که ایشان مطرح می‌کند، مربوط به سال 1305 شمسی میشود؛ یعنی در فاصله سال‌های 1300 تا 1310 هجری شمسی، آیت‌الله آخوند در قم جزو مدرسان برجسته به‌شمار میرفته و درس ایشان بسیار شلوغ و پررونق بوده است. این موضوع مربوط به نزدیک به 100 سال پیش می‌باشد.

ایشان در آنجا به حدی شناخته شده و مورد قبول واقع شدند که وقتی به همدان بازمی‌گردند، به این شهر جان می‌بخشند. ایشان کارهای مختلفی انجام داده‌اند، اما بزرگترین کاری که آیت‌الله آخوند انجام داد، این است که حیات علمی و معنوی را به حوزه علمیه همدان بازگرداند، حلقه درسی بزرگی تشکیل دادند و برایشان مهم نبود که چه درسی را تدریس می‌کنند؛ به عبارت دیگر، آیت‌الله آخوند در حقیقت احیاگر حوزه علمیه همدان بود و این خود مصداق ایثار و فداکاری است.

اگر ایشان در قم می‌ماندند، قطعاً یکی از مراجع معروف می‌شدند، مانند آیت‌الله گلپایگانی یا آیت‌الله مرعشی نجفی. اما آیت‌الله آخوند فداکاری عجیبی کردند؛ از قم برخاسته و به همدان آمدند. نخست اینکه این اقدام، اطاعت از فرمان استاد خود بود و به توصیه ایشان عمل کردند، و دوم اینکه همدان در آن زمان از لحاظ علمی چندان مطرح نبود، هرچند که پیشینه سنگینی دارد، اما در آن دوره ضعیف بود. آیت‌الله آخوند به همدان آمد و به تعبیری، ایشان استاد استادان خود شد و حوزه همدان را به اوج رساند. این کار، ایثار بسیار بزرگی می‌طلبد.

بله، اگر ایشان در قم می‌ماند، مرجعی مشهور میشد و جایگاه والایی پیدا میکرد، اما ایشان پای خود را بر نفس خود نهاد و به همدان آمد. عرفان عملی آیت‌الله آخوند در همین نقطه است؛ به نظر من، نقطه عطف عرفانی ایشان دقیقاً همینجاست.شاید تعجب کنید، ایشان نزدیک به 60 سال مکتب عملی آموزش و تربیت داشته‌اند و 60 سال تدریس کرده‌اند، هم در گفتار و هم در عمل، این مکتب علمی و عملی آیت‌الله آخوند است.

کتاب‌های متحرک مرحوم آیت الله آخوند؛ وقتی یک تنه دانشگاه می‌شوی

اخبار استان همدان ,

تسنیم: چه کسانی شاگردان ایشان بودند؟

صیفی‌کار: آیت‌الله آخوند کتاب مکتوب زیادی ندارند؛ آن کتاب‌هایی هم که بوده، ایشان ننوشته‌اند، اما کتاب‌های دیگری تولید کرده‌اند. ایشان کتاب متحرک و انسانی تولید کرده؛ انسان‌هایی که می‌توانند جامعه را متحول کنند. یکی از این تولیدات، خود انسان‌ها و علما هستند که هر یک به‌تنهایی یک کتاب زنده و پویا به‌شمار می‌روند و محصولات هنری و فرهنگی برجسته‌ای محسوب می‌شوند.

آیت‌الله آخوند در حقیقت انسان تربیت کرده است. امام خمینی (ره) می‌فرمایند که دانشگاه محل انسان‌سازی است. آیت‌الله آخوند به‌تنهایی یک دانشگاه در همدان بود. این نکته بسیار مهمی است که یک تنه یک دانشگاه بود. برای دستیابی به چنین عظمتی، چقدر باید دانش داشت، چقدر باید صبور بود و چقدر باید اخلاق والا داشت که بتوان آدمها را گرد خود جمع کرد.

آیت الله نوری همدانی تنها شاگرد در قید حیات مرحوم آیت الله آخوند

شاگردان آیت‌الله آخوند عبارتند از: آیت‌الله‌العظمی سیدرضا بهاءالدینی که از علمای بزرگ و عارفان والامقام بودند و به رحمت خدا رفته‌اند؛ آیت‌الله‌العظمی نوری همدانی؛ آیت‌الله مفتح؛ آیت‌الله سیدمجتبی هاشمی؛ آیت‌الله سیدمحمود طالقانی؛ آیت‌الله محمدحسین بهاری؛ آیت‌الله علی انصاری؛ آیت‌الله رضا انصاری؛ آیت‌الله موسوی همدانی، امام جمعه فقید همدان؛ آیت‌الله احمد صابری، آیت‌الله محسن محقق؛ خاندان رحمانی که دو نفر از آنها مجتهد هستند؛ آیت‌الله نجفی؛ آیت‌الله انزلی‌زاده؛ آیت‌الله حمیدی؛ آیت‌الله عراقچی؛ آیت‌الله صلیبی. همه این بزرگواران مجتهد بودند و پس از آن به درجه مرجعیت رسیدند، به غیر از یک نفر که فکر میکنم ایشان نیز مرحوم شده باشند.

عرفانی که در عمل جاری شد؛ راز ماندگاری بی‌نفسان

تسنیم: ایشان چه ویژگی‌های اخلاقی داشتند که شاگردانشان تا این حد به ایشان ارادت داشتند؟

صیفی‌کار: ایشان دارای اخلاق عملی بودند و اخلاق گفتاری و نظری نیز در وجودشان متجلی بود. سؤال این است که آیا آیتالله آخوند عرفان عملی داشت یا صرفاً به بیان عرفان نظری اکتفا میکرد؟ بسیاری از افراد، عرفان نظری را میدانند، اما از عرفان عملی بی‌بهره‌اند. تعداد محدودی از انسانها هستند که هم عرفان نظری را میشناسند و هم عرفان عملی دارند، اما برخی از آنان فقیه نیستند و یا فقاهت به آن معنا که در میان مردم حضور داشته باشند، ندارند و گوشه‌نشین هستند. اما آیت‌الله آخوند میان این دو امر جمع کرده است؛ یعنی هم عرفان نظری داشتند و هم عرفان عملی و اخلاقی. خب، این ویژگی‌ها را در آثار و کنش‌های این انسان بزرگ میتوان یافت. اخلاص در عبادت در حد اعلی، عشق به اهل‌بیت(ع) و قرآن، زهد به معنای کامل کلمه، مردم‌داری و مردم‌شناسی فراوان از جمله صفات بارز ایشان بود. بنده از مردم بسیار شنیده‌ام که درباره مردم‌داری‌های آیت‌الله آخوند سخن میگفتند. این انسان، صاحب یقین بود و نقل شده است که ایشان مورد تأیید و توجه امام زمان (عج) قرار داشتند و بر ایشان سلام فرستاده شده است.

خشوع معنوی در عبادت، تواضع در حین تدریس، در حین رفتار با مردم، در بازار و در مدرسه، مهربانی با طلاب که مهربانی‌ای پدرانه بود -به‌گونه‌ای که ایشان در واقع پدرمعنوی طلاب محسوب میشدند-، اراده قوی، پشتکار بسیار بالا، بهره‌گیری حداکثری از زمان‌ها، تکریم و تعظیم علما، خدمت به مردم، هوش سرشار و فوق العاده، انس عجیب با قرآن کریم و نهج‌البلاغه، و ریاضت‌های مثبت در زندگی، از دیگر ویژگی‌های ایشان بود که در ادامه به آنها خواهم پرداخت. همچنین یکی از ویژگی‌های جالب ایشان، شوخ‌طبعی و حاضر جوابی بود؛ یعنی ایشان هرگز برای پاسخگویی به سخنی، درمانده نمی‌ماندند و همواره پاسخی درخور داشتند.

مکتب اخلاقی آیت‌الله آخوند مبتنی بر عمل بود و سیره عملی داشتند. آنچه از ایشان میبینیم، مهمتر از آن چیزی است که از ایشان میشنویم. این موضوع بسیار حائز اهمیت است؛ زیرا به قول معروف: «دو صد گفتار، به قدر یک کردار نیست». برخی افراد بسیار سخن میگویند، اما وقتی رفتاری از آنها مشاهده میشود، تمام آن حرف‌ها به باد هوا میرود و از خود میپرسیم که عملشان کجاست؟ اما در مورد آیت‌الله آخوند، برعکس بود؛ ایشان کم سخن میگفتند، اما بسیار عمل میکردند و مردم این را به چشم خود میدیدند.

اخبار استان همدان ,

تسنیم: نقش ایشان در احیا و پویایی حوزه علمیه همدان در دورانی که حوزه‌ها با محدودیت‌های سختی مواجه بودند، چه بود؟

صیفی‌کار: علاوه بر رونق بخشیدن به حلقه درسی، مدرسه آیت‌الله آخوند نیز توسط ایشان احیا شد. یعنی مسجد و مدرسه‌ای که قبلاً وجود داشته، در زمان آیت‌الله آخوند تجدید بنا شد. دقت بفرمایید که اخیراً نیز در سال‌های پیش، باز هم تجدید بنا شده است؛ بنابراین حداقل سه بار این مکان بازسازی شده است. همانطور که عرض کردم، مشخص است که از بابت خدمات سخت‌افزاری و فرهنگی، ایشان خدمات خوبی در همدان انجام داده‌اند.

البته بضاعت ایشان محدود بوده؛ زیرا یک عالم دینی معمولاً دارایی چندانی ندارد تا زمانی که وجوهات شرعی به دستش برسد، بتواند آنها را در امور عام‌المنفعه هزینه کند.ایشان در تاریخ 31 تیرماه سال 1357 شمسی دار فانی را وداع گفتند. تشییع جنازه ایشان در همدان، تا آن زمان بی‌سابقه بود. حیات آیت‌الله آخوند، حیاتی معنوی و پربرکت بود و رحلت ایشان نیز منشأ تحولات عظیمی شد، از جمله انقلاب اسلامی در همدان و بلکه در سراسر کشور؛ چراکه آیت‌الله آخوند جایگاه والایی در این عرصه داشتند.

در زمینه خدمات فرهنگی، ایشان بازسازی مدرسه علمیه آخوند را که در خیابان شهدای همدان واقع شده، در سال 1323 شمسی به انجام رساندند و پایان کار آن در همان سال بود. همچنین ایشان کتابخانه‌ای بسیار معتبر و ارزشمند تأسیس کردند که هم‌اکنون نیز به لطف خدا موجود است. این کتابخانه و قرائت‌خانه عمومی، در سال 1332 شمسی تأسیس شد و به جرئت میتوان گفت که این کتابخانه، بزرگترین کتابخانه عمومی غرب کشور محسوب میشود. آیت‌الله آخوند را به ضرس قاطع میتوان بزرگترین عالم شیعی معاصر در غرب کشور دانست؛ چراکه در غرب کشور، هیچ عالمی به اندازه ایشان تأثیرگذار و برجسته نبوده است. البته حوزه‌ی علمیه قم و سایر مراکز علمی جای خود دارند، اما در غرب کشور، ایشان بزرگترین بودند و میتوان گفت که حوزه علمیه قم و مدرسان آن در آن دوره نیز به ایشان ارج می‌نهادند.

در دوره‌ای که آیت‌الله آخوند در همدان حضور داشتند، حدود 10 تا 15 مجتهد نیز در همدان حضور داشتند؛ به‌گونه‌ای که مساجد ما دارای امام جماعت بودند که همگی مجتهد به‌شمار میرفتند. این وضعیت، بسیار متفاوت از شرایط کنونی است. همچنین ایشان انتشارات و نشریه‌ای به نام «پیک اسلام» را راه‌اندازی کردند که کاری بسیار مهم و اثرگذار بود. علاوه بر این، آثار مکتوب و انسانی که ایشان از خود به یادگار گذاشته‌اند، به‌فضل الهی بسیار است و همچنان برخی از آن بزرگواران در قید حیات هستند.

تسنیم: اگر بخواهید «مکتب اخلاقی» آیت‌الله ملاعلی معصومی همدانی را در یک جمله توصیف کنید، چه خواهید گفت؟

صیفی‌کار: آیت‌الله آخوند به معنای تام کلمه، در واقع پدر معنوی، پدر ربانی و جامع‌الشرایط برای همدان و منطقه غرب کشور بود. ایشان به شدت مردم‌داری میکردند و با مردم به نیکی رفتار می‌نمودند. منزل آیت‌الله آخوند در میدان عین‌القضات فعلی واقع بود. این خانه را بعدها تخریب کردند و خیرین خانه‌ای جدید برای ایشان ساختند، اما بنده مطلعم که آیت‌الله آخوند هرگز به آن خانه نرفتند و به این کار راضی نبودند و دیگر تمایلی به استفاده از آن نداشتند و مایل نبودند که در آن ساکن شوند. آنچه من شنیده‌ام و خوانده‌ام این است که عمر ایشان دیگر کفاف نمیداد و از آن خانه بهره نبردند .

ایشان هرروز از خانه خود پیاده راه می‌افتادند و به سمت راسته حاج‌فضل‌الله، راسته دباغ‌خانه، خیابان شاپور (که بعدها شورین و سپس شهدا نامیده شد) میرفتند. در طول مسیر، یکی‌یکی به مردم سلام می‌کردند، حال و احوال می‌پرسیدند، فقرا و گرفتاران به ایشان مراجعه می‌کردند، سؤالات شرعی میپرسیدند، درخواست کمک مالی می‌کردند و ادای احترام می‌نمودند، و ایشان نیز پاسخ همه را میدادند. سپس به مدرسه علمیه میرفتند و صبح را آنجا سپری میکردند. ظهر نیز همان مسیر را باز می‌گشتند و در مسجد خودشان نماز می‌خواندند. هرچند آیت‌الله آخوند می‌توانست به مسجد جامع برود و در آنجا نماز بخواند، اما ایشان در همان مسجد کوچک محله خود اقامه نماز میکردند.

آیت‌الله انصاری که از بزرگان همدان بود، آیت‌الله آخوند را به مسجد جامع دعوت کرد تا در آنجا نماز بخواند. همچنین آیت‌الله خوانساری در آن چند روزی که در همدان حضور داشتند -چراکه معمولاً علما در تابستان به همدان می‌آمدند- آیت‌الله آخوند نماز خود را تعطیل کرد و به نمازگزاران خود فرمود که بیایید و پشت سر آیت‌الله خوانساری نماز بخوانیم. به ایشان گفته شد که چقدر از جایگاه خود برای دیگری میگذرید و بذل جاه میکنید؟ یعنی چقدر از خودتان برای دیگران میگذرید؟ ایشان در پاسخ فرمودند: «آقا، این سید بزرگوار هوای نفس نداشت.» این نکته بسیار مهمی است.

48 سال از رحلت ایشان میگذرد و شما که آیت‌الله آخوند را ندیده‌اید، یا من و دیگران که با ایشان بودیم، همه به تجلیل از ایشان میپردازیم و گویی مسابقه‌ای در بزرگداشت ایشان برپاست. چرا؟ چون ایشان هوای نفس نداشتند. هر که هوای نفس نداشته باشد، خداوند او را بزرگ می‌کند. این محبت، تبلیغاتی نیست؛ بلکه محبت آیت‌الله آخوند در دل مردم همدان نهادینه شده است. بنده روایاتی دارم از برخی افراد که به مزار ایشان رفته‌اند و شفا یافته‌اند و حاجاتشان برآورده شده است. آیت‌الله آخوند وصیت کرده بودند که آرامگاهشان در فضای آزاد باشد و بالای سرشان سقف نباشد. دقت کرده باشید که آرامگاه ایشان هم‌اکنون نیز بدون سقف است. آیت‌الله آخوند در میان مردم بودند، با مردم زیستند و خدمتگزار واقعی مردم بودند.

اخبار استان همدان ,

تسنیم: وجه سیاسی و انقلابی آقای آخوند چگونه بود؟

صیفی‌کار: وجه انقلابی آیت‌الله آخوند و ارتباط ایشان با امام خمینی (ره) نیز قابل توجه است. روش مبارزاتی ایشان، روشی خاص و متناسب با شرایط سیاسی آن دوران بود و ایشان به اندازه خود در این عرصه تلاش کردند. اما ممکن است برخی افراد بخواهند آیت‌الله آخوند را با امام خمینی(ره) مقایسه کنند؛ در حالی که هیچکس قابل مقایسه با امام خمینی نیست. به نظر بنده -و در این حوزه‌هایی که تحقیق کردهام و ادعا دارم- در طول تاریخ تشیع، پس از اهل‌بیت (ع) هیچ عالمی از نظر وجه اجتماعی و سیاسی قابل مقایسه با امام خمینی(ره) نیست. کاری که امام خمینی انجام داد، هیچکس در تاریخ انجام نداده است.

این نکته بسیار مهمی است. امام خمینی از بخش انقلابی خود، شاگردی تحویل داده است به نام آیت‌الله خامنه‌ای. ببینید که امام خمینی چقدر بزرگ است که چنین شخصیتی را پرورش داده است. حال آن‌که بنده بزرگی آیت‌الله آخوند را نشان دادم که چه بزرگانی را پرورش داده است اگر این عدد را ضرب کنید، مثلاً اگر آیت‌الله آخوند تعدادی مجتهد پرورش داده، امام خمینی 200 مجتهد پرورش داده است که تأثیرات معنوی، سیاسی و اجتماعی خاص خود را داشته‌اند، همچنین باید توجه داشت که آن انسان‌هایی که در مکتب امام خمینی(ره) پرورش یافته و به شهادت رسیدند، با نفس قدسی ایشان تربیت شده‌اند؛ این نکته بسیار مهمی است.

 ترس ساواک و ارادت به امام؛ آخوندی که ساواک از او می‌ترسید

اخبار استان همدان ,

اما آیت‌الله آخوند نیز به سهم خود، چه در دوران حضور در همدان، هرگز زیر بار دعوت‌ها و پیغام‌های حکومت طاغوت نمیرفتند. ایشان از حکومتی ها بدشان می‌آمد و حکومت طاغوت نیز از ایشان میترسید. ساواک از آیت‌الله آخوند بسیار میترسید. حقیقت این است که اگر کسی دستگیر و بازداشت میشد، آیت‌الله آخوند پیغام میداد که باید این شخص آزاد شود و جرأت نمیکردند که او را آزاد نکنند. این نشان‌دهنده جایگاه والای ایشان است. همچنین ارتباط ایشان با امام خمینی نیز قابل ذکر است؛ در مقطعی، امام خمینی به همدان رفت‌وآمد داشتند و چند بار به این شهر آمدند.

این سفرها دو دلیل داشت: یکی ارتباط با آیت‌الله سید نصرالله بنی‌صدر، پدر ابوالحسن بنی‌صدر رئیس‌جمهور معزول و دیگری ارتباط با آیت‌الله آخوند بود. ایشان به خاطر این دو نفر به همدان می‌آمدند. همچنین بزرگانی مانند علامه امینی به دعوت آیت‌الله آخوند به همدان می‌آمدند، و آیت‌الله فلسفی نیز به دعوت ایشان سفر میکرد. بزرگان بسیاری در آن سال‌ها به دعوت آیت‎الله آخوند به همدان مشرف می‌شدند. همچنین ایشان در مشهد مقدس مهمان آیت‌الله‌العظمی محمدعلی میلانی بودند و از قضا در همان زمان، علامه طباطبایی نیز در مشهد حضور داشت و هر دو مهمان آیت‌الله میلانی بودند.

این نکته بسیار زیبایی است که احتمالاً شنیده‌ایدکه ایشان کنار سفره با یکدیگر می‌نشستند و گفت‌وگو می‌کردند. علامه طباطبایی، صاحب تفسیر کبیر المیزان، با آن عظمت در عرفان نظری و عملی، درباره ایشان میگوید که باید از اقصی نقاط کشور برای زیارت آقای آخوند بروند. ایشان درباره آیت‌الله آخوند میگفتند که ایشان امام‌زاده‌ای است؛ اما آیا امامزاده است؟ نه، سید نیست، بلکه پیغمبرزاده است. از ایشان پرسیدند که علامه، چه چیزی یافتی و دریافتی؟ ایشان فرمودند: من مدتی دعایی میکردم که در آن آمده است که گنج عظیمی به تو عطا خواهد شد. آن گنج عظیم، علامه طباطبایی بود که خداوند به من عطا کرد.

کتاب بسیار خوبی به نام «همچون سلمان» درباره آیت‌الله آخوند نوشته شده است که نشان‌دهنده سلوک سلمانی ایشان است. ایشان ابوذر نبود، اما سلمان بود. من اینگونه میگویم که شهدای استان، حداقل علمای بزرگی که در همدان پرورش یافتند، همه مدیون آیت‌الله آخوند هستند. مردم همدان نیز مدیون ایشانند؛ اگر میبینید مردمی متدین هستند، بدانید که عالم بزرگ و اخلاقی در میان آنها بوده است. نقل است که طلاب در حیات مدرسه بازی میکردند که یکی از آنها در باغچه می‌افتاد و گلها له میشدند و باغبان مدرسه که نامش مشهدی رضا بود نزد آقای آخوند میرود و گلایه میکند که طلاب شلوغ کردند و گلها له شده‌اند. آیت‌الله آخوند در آن هنگام میفرمایند: «مش رضا، گل برای طلاب است نه طلاب برای گل » این نشان‌دهنده اخلاق والای ایشان است.

اخبار استان همدان ,

شیخ محمدجوادی و دیگر بزرگان که در همدان کمتر ماندگار شدند، وقتی از آیت‌الله آخوند سخن میگویند، با شور و اشتیاقی خاص صحبت می‌کنند.

آخوند ملاعلی در 31 تیر سال 1357ش (16 شعبان 1398ق) بر اثر بیماری از دنیا رفت، پیکر او پس از تشییع با شکوهی که با حضور مردم مومن همدان برگزار شد، در قبرستان باغ بهشت همدان به خاک سپرده شد در این مراسم علما و فضلا و گروهی از مردم و دانشجویان شهرهای مختلفی چون قم، تبریز،‌ مشهد و شیراز در تشییع جنازه وی حضور داشتند.

پس از درگذشت ملاعلی، در شهرهای مختلف همچون قم،‌ تهران و تبریز و از سوی علما و مراجع تقلیدی چون آیت الله مرعشی نجفی مجالس ترحیم برگزار شد و تشییع جنازه و مجالس ترحیم وی تبدیل به تظاهراتی علیه رژیم پهلوی شد . می‌توان گفت که یکی از عوامل شعله‌ور شدن آتش انقلاب اسلامی در ایران، حضور چنین علما و پیام‌هایی بود که از سوی ایشان صادر می‌شد. اطلاعیه‌هایی که داده شد و بزرگانی چون آیت‌الله مرعشی نجفی، که متن سنگ قبر آیت‌الله آخوند را نوشتند، نشان‌دهنده عظمت جایگاه ایشان است. ببینید که این شخصیت چقدر بزرگ است. خاطره‌ها، روایات و حکایات بسیاری درباره ایشان وجود دارد.

سه نوع شاگرد و یک میراث بی‌نظیر برای همدان و غرب کشور

آیت‌الله آخوند سه نوع شاگرد داشتند: اول، عالمان روحانی؛ دوم، عالمان غیرروحانی؛ و سوم، مردم عادی. تا قیامت، همه مرهون علمای ربانی هستند. عالمی که از دنیا میرود، در اسلام رخنه‌ای ایجاد می‌شود که هیچ چیزی قادر به پر کردن آن نیست و هیچ چیز آن را جبران نمیکند. ببینید که وجود یک عالم چقدر در یک شهر مؤثر است. راه رفتنش برکت است، حرف زدنش ستاره‌باران است، عمل معنوی و عبادی و احسان و کراماتش، همه نشان‌دهنده عظمت اوست. از ایشان کرامات عجیبی نقل میشود که واقعاً شگفت‌آور است. آیت‌الله آخوند در سهم خود، روزاندیش بود و عالمی بود که نباید تصور کرد که در گذشته زندگی میکرده است. به نظر من، ایشان چنین نبوده است. هرچند متأسفانه تحقیق مفصلی درباره ایشان انجام نشده و واقعاً جای کار زیادی دارد.

اخبار استان همدان ,

مصاحبه از ملیکا قانعی

انتهای پیام/

 

 
 
 

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*