به گزارش خبرگزاری مهر، قدیمیها میگفتند این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست. این چه شمعی است که جانها همه پروانه اوست. حالا میتوان گوشهای از این دیوانگی را در پیادهروی اربعین دید؛ آن هم در مسیر حله تا نجف؛ مسیری به طول حدود ۱۳۰ کیلومتر که از برخی شهرهای استان بابل عبور میکند تا زائران به کربلا برسند. البته به گفته محمدعلی انوشه نماینده اتحادیه رادیو و تلویزیونهای اسلامی در ستاد اربعین، مسیر برگزاری این راهپیمایی بزرگ، بیش از ۲ هزار و ۵۰۰ کیلومتر است و ۹۰ ایستگاه تخصصی رسانهای تلاش می کنند تا این پیادهروی بزرگ را برای جهانیان به تصویر بکشند ولی هیهات که بتوانند عظمت مسیر دلدادگان حسینی را به تصویر بکشند.
نمونه آن همین چند موکبی است که خبرنگار ستاد اربعین به همراه رئیس کمیته فرهنگی آموزشی این ستاد راهی مسیر حله تا کربلا شد تا هم گوشهای از رود خروشان عزاداران حسینی را به تماشا بنشینند و هم تقدیری از موکبداران اربعینی داشته باشند.
اگر روزی محمدجواد غفورزاده متخلص به شفق گفت این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست شاید این روزها را ندیده بود که عزاداران عراقی در شهر حله و مسیر پیادهروی کربلا در گرمای ۴۷ درجه آن هم ساعت ۲ بعد از ظهر به سوی قبله عاشقان درحرکتند.
صورتهای آفتابزده مردان و زنان با وجود این که مردان چفیه زده و زنان چادر و حتی پوشیه داشتند، نشانی از دیوانگی آنان داشت که به قول شاعری دیگر
هر که از عشق تو دیوانه نشد عاقل نیست و چه زیبا عاشقان حسینی حتی با پای برهنه در این وادی عشق گام برمیدارند؛ آن هم در گرمایی که گوشی تلفن همراه خبرنگار کم میآورد و پیام میدهد که دنیای دیجیتال نمیتواند در گرمای سوزان شما را برای تهیه عکس و فیلم یاری کند.
همه این مقدمه را گفتم تا به اخلاص موکبداران عراقی اشاره کنم که وقتی حجتالاسلام حمید احمدی رئیس کمیته فرهنگی آموزشی ستاد مرکزی اربعین و هیات همراه برای تجلیل از این عزیزان راهی حله شدند که این عزیزان هم در خدمت زائران حسینی هستند و هم در مراسم تشییع قائد شهید سنگ تمام گذاشتند و با چه شور و صفایی اشک شوق ریختند و لبخند رضایت بر لبهایشان نشست؛ از حسینیه امام زین العابدین(ع) گرفته تا موکب امام رضا(ع) که خادمی زائران حسینی را وظیفه و افتخار خود میدانستند.
وقتی واژگان برای وصف این دلدادگی کم میآورد، چه تفاوتی میکند که چند سطر بنویسی یا صفحه صفحه ردیف کنی که »العاقل یکفی بالاشاره» ولی آب دریا را اگر نتوان کشید، هم به قدر تشنگی باید چشید.
نمیدانم از منطقه هاشمیه بگویم که دختران و زنان نیز هنگام ورود به راهپیمایی در طریق الحسین گویی وارد وادی مقدس شده و به حکم «فاخلع نعلیک» کفشها را از پا درمیآورند یا از خاطرات شیخ بها بگویم که پیادهروی اربعین چه دردهایی را دوا نکرده؛ از مسائل عشیره ای بگیرید تا مشکلات خانوادگی.
بیشتر روسای عشایر و موکبداران از حضور حاج آقای احمدی در موکبهایی که معمولا از زائران عراقی پذیرایی میکنند، سر از پا نمیشناختند. یکی تلاش میکرد تا بهترین پذیرایی را داشته باشد، یکی از پشت بلندگوی موکب به گروه ایرانی خیر مقدم میگفت. دیگری همانجا یک شعر در وصف گروه میسرود. یکی دیگر از حاج قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس میگفت. خادمان یکی از این موکبها که لباس متحدالشکلی داشتند، قبل از ورود مهمانان به صف شده و خیر مقدم میگفتند اما نقطه مشترک موکبداران دو چیز بود، یکی پذیرایی اولیه با یک بسته کوچک آب خنک که ظاهراً رسم همه مردم عراق است و دیگری بوسه بر هدایای ایرانی به ویژه قرآن مجید و کتیبهای که به رنگ سرخ و مزین به این جمله آقای شهید بود که «مثلی لایبایع مثله».
حاج آقای احمدی که سلام رهبر معظم انقلاب را به موکبداران ابلاغ میکرد از حضور ۱۰ میلیونی مردم عراق در تشییع و بدرقه رهبر شهید انقلاب هم تشکر کرد ولی یکی از موکبداران گفت که اگر هماهنگیها بیشتر صورت میگرفت و اطلاع رسانی بهتری میشد، جمعیت بیشتری حضور پیدا میکرد.
البته بیشتر موکبداران میگفتند که این حضور مردم عراق بخشی از وفاداری آنها به حضرت آقا بوده و وظیفه خود را به جا آوردهاند.
یکی گفت: شهادت حضرت آقا و مصیبتی که ما دیدیم با هیچ امری جبران نمیشود. در واقع هیچ مصیبتی به این شکل بر ما وارد نشد و ما برای هیچ مرجعی اینگونه گریه نکردیم.
دیگری گفت: هنوز این زخمی که بر ما وارد شده التیام نیافته است. بسیاری از مراجع همچون شهیدین صدر و بزرگان دیگر به شهادت رسیدند یا وفات کردند ولی به اندازهای که برای حضرت آقا سوختیم برای دیگر بزرگان نسوختیم.







