---- زندگی در اشعار مولانا:
دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ ، ‌ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ ، دانی که پس از عمر چه ماند باقی ، مهر است و محبت است و باقی همه هیچ ،

موقعیت شما : صفحه اصلی » دینی و مذهبی
  • شناسه : 93306
  • 01 ژوئن 2026 - 17:42
  • 0 بازدید
  • ارسال توسط :
تبارشناسی فقهی آیین‌سازی؛ مرزبندی میان «بدعت» و «سنّت حسنه»
تبارشناسی فقهی آیین‌سازی؛ مرزبندی میان «بدعت» و «سنّت حسنه»

تبارشناسی فقهی آیین‌سازی؛ مرزبندی میان «بدعت» و «سنّت حسنه»

برپایی مناسک مذهبی توسط یک حاکمیت دینی، نه یک امر تفننی، سیاسی یا حاشیه‌ای، بلکه در زمره اساسی‌ترین ابزارهای حکمرانی برای تحقق جامعه مطلوب است.

به گزارش خبرنگار مهر، فرهنگ پدیده‌ای پویا، سیال و در عین حال ساختارمند است که پایداری و استمرار خود را وامدار نمادها و آیین‌هاست. در میان عناصر گوناگون فرهنگی، «مناسک» به عنوان ملموس‌ترین و عینی‌ترین تجلی باورهای درون‌سزا و معرفتی یک جامعه شناخته می‌شوند.

مناسک، فراتر از تکالیف فردی یا رفتارهای عادت‌واره، پل ارتباطی میان پهنه اندیشه و عرصه زیست عمومی هستند. جامعه‌شناسان معرفت و دین همواره بر این نکته پای فشرده‌اند که صیانت از هویت جمعی یک کلان‌فرهنگ، بدون بازتولید دوره‌ای آیین‌ها امکان‌پذیر نیست. در این میان، آیین‌های دینی به سبب اتصال به سرچشمه امر قدسی، برانگیزاننده شدیدترین عواطف و مستحکم‌ترین پیوندهای اجتماعی هستند.

در سال‌های اخیر، جامعه ایران شاهد تحولی بنیادین در فرم و ابعاد برگزاری مناسک مذهبی بوده است؛ تحولی که تجلی بارز آن را می‌توان در کلان‌جشن‌هایی نظیر «مهمانی کیلومتری غدیر» یا راهپیمایی‌های چندمیلیونی نیمه شعبان مشاهده کرد.

این رویدادهای عظیم که ترکیبی از ابتکارات مردمی و حمایت‌های لجستیکی و حاکمیتی هستند، به همان اندازه که شور و نشاط اجتماعی ایجاد کرده‌اند، پرسش‌ها، تاملات و نقدهای جدی را نیز در محافل علمی، فقهی و جامعه‌شناختی برانگیخته‌اند. محور اصلی این چالش‌ها، بررسی نسبت میان ترویج این کلان‌رویدادهای دولتی/حاکمیتی با پایداری سنن خرد، محلی و فامیلی است. این گزارش با اتکا به دیدگاه‌های نوین پژوهشی در حوزه اندیشه دینی، به کالبدشکافی این پدیده می‌پردازد تا مشخص کند آیا کلان‌مناسک‌های نوین، تهدیدی برای اصالت‌های بومی هستند یا فرصتی برای بازتعریف فناوری‌های اجتماعی در عصر مدرن.

خوانش فلسفی-قرآنی از رسالت نظام سیاسی در اقامه شعائر

برای درک ریشه‌ای ورود ساختارهای حاکمیتی به عرصه آیین‌سازی، باید به مبانی نظری و متون پایه‌ای دین رجوع کرد. قرآن کریم در تبیین وظایف و ویژگی‌های کارگزاران و صاحبان مکنت در زمین، در آیه ۴۱ سوره حج می‌فرماید: «الَّذِینَ إِن مَّکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ…» (کسانی که اگر در زمین به آنان اقتدار و تمکن دهیم، نماز را برپا می‌دارند).

این فراز قرآنی حامل یک نکته ظریف دلالتی است؛ نماز که فردی‌ترین و در عین حال عبادی‌ترین مظهر شریعت الهی است، آنگاه که در تراز تشکیل قدرت و تمکن سیاسی قرار می‌گیرد، صبغه حاکمیتی و کلان به خود می‌گیرد. حاکمیت موظف به «اقامه» یعنی برپاداشتن، ساختارسازی و بسط محیطی این حقیقت عبادی است.

نکته جالب توجه زمانی آشکار می‌شود که این دستورالعمل را با آیه مربوط به برپایی عدالت مقایسه کنیم؛ قرآن کریم در باب عدالت می‌فرماید: «لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ»(تا خود مردم به عدالت قیام کنند). در واقع، غایت و هدف میانی ارسال رسل، بیدارسازی جامعه برای اقامه قسط توسط خود آحاد مردم است، اما در حوزه فرهنگ و عبودیت، حاکمیت وظیفه‌ای مستقیم، تصدی‌گرایانه و تسهیل‌کننده در راستای اقامه سنن الهی دارد.

از این منظر، برپایی مناسک مذهبی توسط یک حاکمیت دینی، نه یک امر تفننی، سیاسی یا حاشیه‌ای، بلکه در زمره اساسی‌ترین ابزارهای حکمرانی برای تحقق جامعه مطلوب است. فرهنگ، بستری است که نهادهای دیگر از جمله اقتصاد و سیاست بر روی آن بنا می‌شوند؛ بنابراین، بدون برپایی و اعتلا بخشیدن به مناسک اسلامی که روح مقاومت، حق‌طلبی، فداکاری و ستم‌ستیزی را در کالبد جامعه تزریق می‌کنند، آرمان بزرگ‌تری چون عدالت اجتماعی هرگز محقق نخواهد شد. مناسک دینی مظهر تذکر جمعی هستند و حاکمیت مکلف است فضای عمومی را به این یادآوری مجهز سازد.

تبارشناسی فقهی آیین‌سازی؛ مرزبندی میان «بدعت» و «سنّت حسنه»

یکی از رایج‌ترین انتقاداتی که از منظر ظاهرگرایی فقهی متوجه کلان‌جشن‌های نوین یا روش‌های خلاقانه در عزاداری‌ها می‌شود، اتهام «مناسک‌سازی» یا «بدعت‌آفرینی» است. منتقدان بر این باورند که چون قالب‌های خاصی مانند راهپیمایی‌های چند کیلومتری جشن غدیر با این کیفیت در صدر اسلام و در زمان حیات پیامبر اکرم (ص) سابقه نداشته، ورود به این عرصه‌ها خروج از مرزهای شریعت محسوب می‌شود. اما این پیش‌فرض از یک سوءفهم عمیق در روش‌شناسی فقهی و عدم تفکیک میان «اصول توقیفی» و «شیوه‌های اجرایی» ناشی می‌شود.

در فقه اسلامی، سنن و مستحبات شرعی اگرچه دارای یک هسته مرکزی و جوهره توقیفی و غیرقابل تغییر هستند، اما در لایه‌های فرمی، کالبدی و اجرایی خود کاملاً انعطاف‌پذیر و منطبق بر مقتضیات زمانه‌اند. بر اساس قاعده نبوی معروف «مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً…» (هر کس سنت و روش نیکویی را پایه‌گذاری کند)، اسلام نه تنها ابداع شیوه‌های نو برای بزرگداشت ارزش‌های اصیل را منع نکرده، بلکه بدان ترغیب نیز نموده است. بدعت زمانی رخ می‌دهد که فردی حلال خدا را حرام، یا حرامی را حلال کند و حکم جدیدی را به دروغ به دین نسبت دهد. اما بزرگداشت واقعه عظیمی چون غدیر یا شهادت سیدالشهدا (ع) اموری هستند که اصل و ریشه آن‌ها به شدت در کتاب و سنت مورد تاکید قرار گرفته است.

جالب اینجاست که حتی اصل عزاداری‌های سازمان‌یافته کنونی یا جشن‌های عمومی غدیر به فرم امروزی، در زمان خود رسول‌الله (ص) به این کیفیت وجود نداشت، بلکه این ائمه اطهار (ع) بودند که متناسب با شرایط اجتماعی عصر خویش، شیوه‌های جدیدی از ذکر و تعظیم شعائر را پایه‌گذاری کردند و این حرکت کاملاً در امتداد و موافقت با روح سنت پیامبر (ص) بود. حتی در نمونه‌های قرآنی مانند پدیده «رهبانیت» که قرآن آن را سنتی ابداعی از سوی پیروان حضرت عیسی (ع) می‌داند، لحن ملامت‌آمیز آیات متوجه اصل این ابداع نیست، بلکه متوجه کسانی است که حق آن سنت را پاس نداشتند («فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَایَتِهَا»). از این رو، طراحی قالب‌های نوین برای شادمانی مذهبی یا سوگواری، اگر با روح کلی شریعت همخوان باشد، تکامل مناسک است، نه تحریف آن.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*