به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم,در حالی که پیامدهای جنگ، ریزش دو میلیون نفری در بازار کار ایران را رقم زده است، اتخاذ استراتژیهای ترکیبی شامل «صیانت از صندوقهای بیمهای» و «بسیج مهارتآموختگان» تنها راه مهار بیثباتی ساختاری در اقتصاد کشور به شمار میرود.
از بحران معیشت تا ناترازی نهادی
برآوردهای اخیر نشان میدهد بازار کار ایران با یک «شوک مضاعف» روبرو شده است. از یک سو، آمارهای رسمی حکایت از نابودی بیش از یک میلیون فرصت شغلی و بیکاری مستقیم و غیرمستقیم دو میلیون نفر دارد و از سوی دیگر، این ریزش ناگهانی، تعادل لرزان صندوقهای حمایتی را هدف قرار داده است. تحلیلگران معتقدند این وضعیت، فراتر از یک بیکاری مقطعی، ریسک کوچ نیروی کار به سمت مشاغل غیررسمی و کاهش شدید مشارکت اقتصادی را به همراه دارد.
چالش پایداری؛ تأمین اجتماعی در لبه تیغ
در این شرایط، صیانت از «تابآوری نهادهای بیمهگر» به یک اولویت استراتژیک تبدیل شده است. سازمان تأمین اجتماعی که پیش از این نیز با ناترازیهای انباشته دست و پنجه نرم میکرد، اکنون در میان دو فشار متضاد قرار گرفته است: کاهش ورودیهای نقدی (حقبیمه) و جهش خروجیهای حمایتی (بیمه بیکاری و درمان).
سمیه گلپور (رئیس کانون عالی انجمنهای صنفی کارگران)، بر این باوراست که هرگونه مداخله دولتی برای حمایت از کارفرمایان نباید از محل ذخایر بیمهای کارگران باشد. در واقع، دولت باید در نقش «تضمینگر نهایی»، هزینههای حمایتی ناشی از جنگ را از بودجه عمومی تأمین کند تا از تبدیل شدن نهادهای بیمهای به «کانونهای جدید بحران اجتماعی» جلوگیری شود.
گلپور برای مهار این وضعیت، بستهای پیشنهادی در سه سطح ارائه داد: بسته فوری: اعطای یارانه دستمزد مشروط به حفظ اشتغال، گسترش بیمه بیکاری جنگی و توقف تصمیمات غیربیمهای برای ذخایر سازمان. بسته میانمدت: استقرار نظام تأمین اجتماعی چندلایه و تسویه شفاف بدهیهای دولت به سازمان.بسته ساختاری: اصلاح قواعد بازنشستگیهای پیش از موعد و تقویت سرمایهگذاریهای مولد در زیرمجموعههایی مانند شستا با هدف کاهش ریسکهای جنگی.
رئیس کانون عالی انجمنهای صنفی کارگران با انتقاد از رویکرد استفاده از منابع بیمهای برای جبران خسارات کارفرمایان، تأکید کرد: کمک به بنگاههای آسیبدیده ضروری است، اما هزینه آن نباید از حقبیمهای که متعلق به فردای کارگر است تأمین شود.
وی تصریح کرد: هرگونه بخشش یا تخفیف حقبیمه باید از محل بودجه عمومی دولت جبران گردد تا سازمان تأمین اجتماعی که خود با ناترازی دست و پنجه نرم میکند، دچار فروپاشی نشود.
نقشه راه مقابله: راهکارهای سه سطحی
برای عبور از این بنبست، یک مدل اصلاحی در سه بازه زمانی پیشنهاد شده است:
1. فاز اضطراری: برقراری یارانه دستمزد و گسترش موقت چتر بیمه بیکاری برای جلوگیری از ریزش بیشتر نیروها.
2. فاز میانی: تسویه مطالبات سازمانهای بیمهگر از دولت و پیادهسازی نظام تأمین اجتماعی چندلایه.
3. فاز ساختاری: بازنگری در قوانین بازنشستگی و بهینهسازی سرمایهگذاریهای مولد (نظیر شستا) برای تابآوری در برابر تکانههای بینالمللی.
جبهه بازسازی؛ مهارت به مثابه پادزهر بیکاری
در کنار این سیاستهای حمایتی، رویکرد عملیاتی دولت بر «بازسازی مهارتی» متمرکز شده است. سازمان آموزش فنیوحرفهای با محوریت غلامحسین محمدی، پویشهای «امداد ایران ماهر» و «سفیران انرژی» را به عنوان ستونهای بازسازی زیرساختهای آسیبدیده معرفی کرده است. این حرکت جهادی قصد دارد با بازآموزی نیروی کار و بهرهگیری از متخصصان، نه تنها بیکاران جدید را به چرخه تولید بازگرداند، بلکه سرعت آبادانی مناطق آسیبدیده را افزایش دهد.
عبور از بحران بیکاری 2میلیون نفری نیازمند عبور از نگاههای بخشی است. موفقیت در این مسیر در گرو آن است که دولت، همزمان با تقویت بازوی مهارتی برای بازسازی، امنیت مالی صندوقهای بیمهای را به عنوان «خط قرمز» ثبات اجتماعی حفظ نماید.
انتهای پیام/







