---- زندگی در اشعار مولانا:
دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ ، ‌ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ ، دانی که پس از عمر چه ماند باقی ، مهر است و محبت است و باقی همه هیچ ،

موقعیت شما : صفحه اصلی » اقتصادی و مالی
  • شناسه : 76999
  • 19 آوریل 2026 - 9:57
  • 2 بازدید
  • ارسال توسط :
رویکرد عقلانی– اجتماعی رهبر شهید در تداوم حکمت اسلامی
رویکرد عقلانی– اجتماعی رهبر شهید در تداوم حکمت اسلامی

رویکرد عقلانی– اجتماعی رهبر شهید در تداوم حکمت اسلامی

می‌­توان فلسفه‌ سیاسی شهید آیت‌الله خامنه‌­ای را تلاشی برای زمینی و عملی ساختن نظریه‌ سیاسی امامت دانست.

استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، رهبر شهید انقلاب اسلامی آیت‌الله سید علی خامنه‌­ای، فیلسوف، به معنای مصطلح آکادمیک نبودند و به صورت حرفه‌­ای در رشته‌ فلسفه به بحث و تألیف نپرداختند، اما با مباحث فلسفی، آشنایی عمیق داشته، به لوازم آن پایبند بوده و به بسط، گسترش و امتداد فلسفه در جامعه علاقه‌مند بودند.

روح حاکم بر مباحث فلسفه‌ اسلامی، در آثار ایشان جاری است؛ از جمله در ارائه طرحی جامع از دین و توحید با در نظر داشتن شئون مختلف زندگی بشر، و نیز در پرداختن به عقلانیت و آزاداندیشی در حوزه‌­های گوناگون، به گونه‌ای که می‌­توان بحث از «عقلانیت انقلابی‌گرایانه» را در سخنان ایشان بازجُست.

مفهوم عقلانیت نخستین بار در اندیشه‌ فارابی، به عنوان راه حلی برای معضلات فکری جامعه مطرح شد. فارابی آن را راه برون‌رفتی از نزاع­‌های کلامی و فرقه­ای معرفی کرد؛ جایگاهی فراتر از تمام مواضع دانشی که میان عقل و وحی، فیلسوف و فقیه داوری می‌­کند.

رهبر شهید افزون بر توجه مکرر به عنصر عقلانیت در بیانات خود، در اندیشه­‌اش نشانه‌­هایی از هماهنگی و همه‌جانبه‌­نگری موجود در حکمت متعالیه را می‌­توان یافت که فرد، جامعه و جهان را در پیوند با یکدیگر می­‌نگرد. از نمونه‌­های آن، تفسیر ایشان از آیه «أَقِیمُوا الصَّلَاهَ» است که در کنار معنای اقامه‌ کامل و همه‌­جانبه‌ی نماز، تفسیر برتر را «برپاداشتن نماز در جامعه» و «نمازخوان کردن مردم» می‌­داند؛ چنان‌که مردم جز خدا از کسی کمک نخواهند. با این نگاه، میان یک امر عبادی و یک امر اجتماعی پیوند عمیق برقرار می­شود. همچنین تفسیر ایشان از واژه‌ی «ایمان»، همواره با بُعد تعهد اجتماعی آن درآمیخته و ایمان را «ورود عقاید به صحنه‌ی زندگی و اجتماع» دانسته است که هم انسان‌ساز است و هم جامعه‌ساز.

آنچه بیان شد نشان می­‌دهد که رهبر شهید، همان‌گونه که امام خمینی(ره) فقه را «فلسفه‌ی عملی» یا «حکمت عملی» اسلام می­‌دانستند، فلسفه‌ اسلامی را «فقه اکبر» می­‌دانستند؛ یعنی پایه‌ دین و مبنای معارف دینی در عرصه‌ی نظر و عمل.

ایشان همواره تلاش داشتند زمینه­‌های تفکر فلسفی و امتداد آن در سیاست و اجتماع را فراهم آورند. خروج این معارف از ذهنیت و تجرد محض به‌گونه‌­ای که ناظر به زندگی کنونی ما باشد، از تأکیدات ایشان به اهل فکر بود. خود نیز مباحث فلسفی را در ارتباط با تکالیف عملی در زندگی اجتماعی تفسیر و تحلیل می­‌کردند. به‌گونه‌­ای که می‌­توان گفت رویکرد ایشان به مسائل دینی، رویکردی اجتماعی است و برای عموم مردم سخن می­‌گویند.

از این رو بدون استفاده از زبان پیچیده‌ فلسفی، خواستار راهیابی فلسفه به زندگی، امتداد سیاسی و اجتماعی آن بودند و از متخصصان می­‌خواستند به این مهم توجه کنند. جالب توجه اینکه فارابی نیز بر این باور بود که رهبران جامعه افزون بر قدرت استدلال، باید با زبان خطابه آشنا باشند تا در اقناع عموم مردم برای تعاون در جهت خیر عمومی موفق گردند؛ این ویژگی در رهبری آیت‌الله خامنه‌­ای و شیوه سخن گفتن ایشان با مردم به وضوح دیده می‌­شود.

در بررسی سیر تحول فلسفه‌ سیاسی از دوران باستان تاکنون، تحولی از فلسفه‌ سیاسی به سمت نظریه‌ سیاسی مشاهده می­‌شود؛ تا آنجا که گفته می­‌شود امروزه، فلسفه‌ سیاسی به معنای مصطلح قدیم که مباحث آن ناظر به تمام زمان­‌ها و مکان­‌هاست، جایگاه پیشین را ندارد و محتوای آن را مباحث موردی، اکنونی و ناظر به تغییرات جوامع کوچک­‌تر تشکیل می­‌دهد. این نگاه در تحلیل آثار و سخنرانی­‌های رهبری نیز دیده می‌­شود. از این حیث می‌­توان فلسفه‌ سیاسی آیت‌الله خامنه‌­ای را تلاشی برای زمینی و عملی ساختن نظریه‌ی سیاسی امامت دانست. این نظریه در بیانات ایشان، با پیوند دادن اضلاع مختلف دین اسلام با محوریت امامت، استحکام یافته است.

اگر کتاب طرح کلی اندیشه‌ اسلامی در قرآن را مبنا و پایه اندیشه‌ی سیاسی ایشان بدانیم که در طول حیاتشان همین چارچوب حاکم بود، از همان ابتدای مباحث این کتاب که در ماه رمضان ارائه شد، نگاه سیاسی و اجتماعی حاکم است.

برای نمونه، ایشان در تفسیر آیه «قُلِ الْأَنْفَالُ لِلَّهِ وَالرَّسُولِ» معتقدند منظور از «رسول» در این آیه، صرفاً رسالت و نبوت نیست، بلکه حکومت اسلامی است و به اداره‌ این امر از سوی رسول و جانشینان او اشاره دارد.

از نگاه ایشان، تنها کسی می­‌تواند انفال و ثروت­‌های عمومی را اداره کند که بر مردم حکومت داشته باشد؛ یعنی گرچه این اموال به همه تعلق دارد، اما باید در اختیار قدرتمندان الهی یا حاکم الهی باشد. همین نگاه سیاسی در کتاب انسان 250 ساله نیز در ارتباط با رویکرد سیاسی امامان معصوم(ع) حاکم است.

در پایان، با نگاه به میراث فکریِ برجای مانده از رهبر شهید در باب مسائل سیاسی و اجتماعی می­‌توان چنین جمع‌بندی کرد که یک نظریه‌ی سیاسی معمولاً دو بُعد انگیزشی و توجیهی دارد. در غرب، بیشتر بُعد توجیهی اهمیت یافته، در حالی که در اندیشه­‌های اسلامی معاصر غالباً بُعد انگیزشی غلبه داشته است.

رهبر شهید در تداوم اندیشه‌ امام خمینی (ره) و حکمای حکمت متعالیه، هر دو بُعد را توأمان پیش بردند. مهم­ترین نمود این رویکرد در تفاسیر ایشان از ایمان، امامت و حکومت اسلامی قابل پی­‌جویی است.

یادداشت از: نجمه کیخا، استادیار دانشکده‌ اقتصاد و علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی

انتهای پیام/

 

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*