به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، حضرت امیرالمؤمنین امام علیبن ابیطالب(ع) میفرمایند: «رُبَّمَا أُخِّرَتْ عَنْكَ الْإِجَابَةُ لِيَكُونَ ذَلِكَ أَعْظَمَ لِأَجْرِ السَّائِلِ وَ أَجْزَلَ لِعَطَاءِ الْآمِلِ…»؛ چهبسا که پاسخ دعایت به تأخیر افتد، تا این درنگ، پاداش درخواستکننده را بزرگتر کند و بخششِ خداوند به آن کس که امید بسته است، فراوانتر گردد.
ما انسانها، اسیر وسوسه «سنگینی خواستن» هستیم، مدام میخواهیم به چیزی برسیم، جایی را تصاحب کنیم و به آن «وزن» بدهیم، اما در کلام امام علی(ع)، یک «پرسشگری عمیق» و «دهش آگاهی» نهفته است که بر این شتاب بیهوده خط بطلان میکشد.
ایشان میفرمایند؛ بگذار اجابت، در «اتاق» انتظار بماند، چرا؟ چون در این فاصله، تو از بند زمان خطی رها میشوی.
آن تأخیری که تو را رنج میدهد، در واقع از میان بردن «خیر» نیست؛ بلکه فرصتی است تا تو خود را از قید «هدف» رها کنی. وقتی چیزی دیر میرسد، تو فرصت مییابی که در آن «فضای خالی» میان دو اتفاق، تنفس کنی.
آن «اعظم بودن اجر»، همان لمس ناپایداری دنیاست؛ همان درک این نکته که ما در این جهان، نه مالک خواستههایمان، که تماشاگر وقوع تقدیر هستیم.
شتاب، فراموشی آگاهانه است. «درنگ در اجابت»، برای تو یک «مکث هستیشناسانه» است. وقتی خدا در اجابت درنگ میکند، به تو فرصت میدهد تا در «این عدم»، به شکوه وجود خود پی ببری.
این تأخیر، نشانه یک «انتخاب بزرگتر» از سوی اوست. او تو را به میهمانی بزرگی دعوت کرده است که در آن، پاداش، نه آن هدیه نهایی، بلکه خود «بزرگ شدن روح تو» در حین انتظار است.
پس سبکبار باش، بگذار زمان چون حریری نرم بر جانت بوزد؛ پاسخ دعایت، خود تویی…، تویی که در این درنگ شگرف، بیآنکه بدانی، قد میکشی و وسعت مییابی.
در این مکث، تو فقط تماشا کن که چگونه قطعات پازل تقدیر، در نهایت آرامش، در حال کامل شدن هستند؛ که بهقول لسانالغیب:
هان مشو نومید چون واقف نهای از سِرّ غیب
باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور
و نیز گوید:
در طریقت هرچه پیش سالک آید خیر اوست
در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست»
و مولانا نیز راز این “ضیافت فاصله” را چنین میسراید:
ای بسا مخلص که نالد در دعا
تا رود دود خلوصش بر سما
تا رود بالای این سقف برین
بوی مجمر از انین المذنبین
پس ملایک با خدا نالند زار
کای مجیب هر دعا وی مستجار
بندهٔ مؤمن تضرع میکند
او نمیداند بهجز تو مستند
تو عطا بیگانگان را میدهی
از تو دارد آرزو هر مشتهی
حق بفرماید که نه ازْ خواریِّ اوست
عین تأخیر عطا یاری اوست
حاجت آوردش ز غفلت سوی من
آن کشیدش مو کشان در کوی من
گر بر آرم حاجتش او وا رود
هم در آن بازیچه مستغرق شود
گرچه مینالد به جان «یا مستجار»
دلشکسته سینهخسته گو بزار
خوش همیآید مرا آواز او
و آن خدایا گفتن و آن راز او.
یادداشت از: آیتالله احمد مبلغی، عضو مجلس خبرگان رهبری
انتهای پیام/+







