---- زندگی در اشعار مولانا:
دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ ، ‌ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ ، دانی که پس از عمر چه ماند باقی ، مهر است و محبت است و باقی همه هیچ ،

موقعیت شما : صفحه اصلی » سبک زندگی و خانواده
  • شناسه : 90793
  • 23 می 2026 - 19:42
  • 0 بازدید
  • ارسال توسط :
بازگرداندن بازی‌های بومی به کانون خانه نوعی راهبرد فرهنگی است
بازگرداندن بازی‌های بومی به کانون خانه نوعی راهبرد فرهنگی است

بازگرداندن بازی‌های بومی به کانون خانه نوعی راهبرد فرهنگی است

 مدیر کل سرگرمی‌های سازنده و بازی‌های رایانه‌ای کانون پرورش فکری گفت: بازگرداندن بازی‌های خانوادگی و بومی به کانون خانه، یک اقدام صرفاً تفریحی نیست؛ بلکه نوعی راهبرد فرهنگی و تربیتی است.

لیلا بابایی مدیر کل سرگرمی‌های سازنده و بازی‌های رایانه‌ای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، در گفت‌وگو با خبرنگار مهر، با اشاره به این موضوع که در آستانه اکسپو ۲۰۲۷، «بازی» از یک فعالیت حاشیه‌ای به هسته مرکزی پیونددهنده جوامع ارتقا یافته است، گفت: بازی از آغاز تاریخ بشر، صرفاً یک سرگرمی فرعی یا فعالیتی برای پر کردن اوقات فراغت نبوده است؛ بلکه یکی از بنیادی‌ترین شیوه‌های تجربه، یادگیری، ارتباط و معناسازی در زندگی انسانی به شمار می‌آید. انسان از طریق بازی، هم بدن خود را می‌شناسد، هم مرزهای توانایی‌اش را می‌آزماید، هم قواعد همزیستی را تمرین می‌کند و هم از خلال رقابت و همکاری، به درکی عمیق‌تر از خود و دیگران می‌رسد. به همین دلیل، بازی را باید یکی از نخستین زبان‌های تمدن دانست؛ زبانی که پیش از شکل‌گیری بسیاری از نهادهای رسمی، امکان گفت‌وگو، نظم، قانون‌پذیری و مشارکت را در میان انسان‌ها پدید آورد.

وی افزود: در نگاه تمدنی، بازی فقط یک فعالیت کودکانه یا ابزاری برای سرگرم‌سازی نیست، بلکه بستری برای رشد فردی، انسجام اجتماعی و بازتولید فرهنگی است. کودک در بازی، جهان را تجربه می‌کند؛ بزرگسال در بازی، مرزهای سخت واقعیت را نرم‌تر می‌بیند و جامعه در بازی، امکان گفت‌وگو بدون خشونت را تمرین می‌کند. از این رو، بازی را می‌توان نوعی «آزمایشگاه اجتماعی» دانست که در آن، مهارت‌هایی همچون صبر، نوبت‌پذیری، خلاقیت، حل مسئله، پذیرش شکست، احترام به قانون و همدلی با دیگران شکل می‌گیرد. این ویژگی‌ها سبب می‌شود بازی نه در حاشیه، بلکه در متنِ تربیت انسانی قرار گیرد.

مدیر کل سرگرمی‌های سازنده و بازی‌های رایانه‌ای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان گفت: یوهان هویزینگا، متفکر برجسته هلندی، با طرح ایده «انسان بازی‌ساز» نشان داد که فرهنگ انسانی تنها بر پایه عقلانیت ابزاری، تولید اقتصادی یا سازمان سیاسی شکل نگرفته است؛ بلکه لایه‌ای عمیق‌تر و کهن‌تر دارد که همان لایه بازی است. به بیان او، فرهنگ نه فقط از بازی الهام می‌گیرد، بلکه در قالب بازی ساخته می‌شود. این دیدگاه، دریچه‌ای تازه برای فهم تمدن می‌گشاید؛ اگر هنر، آیین، قانون، ورزش، زبان، جشن و حتی شکل‌هایی از سیاست دارای ساختارهای بازی‌گونه‌اند، پس بازی را باید یکی از ریشه‌های اصلی تمدن دانست، نه یک امر حاشیه‌ای.

وی خاطرنشان کرد: در جهان معاصر که با بحران‌هایی چون خشونت، تنهایی، گسست اجتماعی، رقابت افراطی و فرسایش روانی روبه‌روست، بازگشت به مفهوم بازی اهمیتی دوچندان یافته است. بازی در این معنا، نه صرفاً یک حق فردی، بلکه یک ضرورت اجتماعی و حتی سیاسی است. کودکانی که فرصت بازی آزاد و خلاق ندارند، در بزرگسالی با کاستی‌هایی در تخیل، ارتباط و تاب‌آوری روبه‌رو می‌شوند؛ و جوامعی که فضای بازی، شادی جمعی و تجربه‌های مشارکتی را از بین می‌برند، به‌تدریج از درون دچار سختی، خشکی و گسست می‌شوند. از این رو، توجه به بازی، توجه به سلامت روان، پایداری فرهنگی و آینده صلح‌آمیز جامعه است.

بابایی با اشاره به تأکید اسناد بین‌المللی بر اهمیت بازی گفت: در این میان، اسناد بین‌المللی نیز بر اهمیت بازی تأکید کرده‌اند. در ماده ۳۱ کنوانسیون حقوق کودک، حق کودک برای استراحت، فراغت، بازی و مشارکت در فعالیت‌های فرهنگی و هنری به رسمیت شناخته شده است. این تصریح حقوقی نشان می‌دهد که بازی تنها یک ترجیح فرهنگی نیست، بلکه بخشی از حقوق بنیادین انسان است. وقتی بازی به عنوان حق شناخته می‌شود، یعنی جامعه موظف است شرایطی فراهم کند که انسان بتواند در تمام مراحل زندگی، از تجربه‌های بازی‌گونه برای رشد، یادگیری و بازسازی روانی بهره‌مند شود.

وی یادآور شد: اکسپو ۲۰۲۷ بلگراد می‌تواند صحنه‌ای برای بازاندیشی در همین معنا باشد. اگر جهان امروز در جست‌وجوی راه‌هایی برای توسعه پایدار، کاهش تنش‌ها و تقویت صلح است، باید به یکی از قدیمی‌ترین و مؤثرترین ابزارهای انسانی بازگردد: بازی. بازی، ورزش و موسیقی هر سه زبان‌هایی جهانی‌اند که از مرز زبان، قومیت، مذهب و سیاست عبور می‌کنند و امکان هم‌حسی و هم‌نشینی را فراهم می‌سازند. از این منظر، اکسپو ۲۰۲۷ تنها یک رویداد نمایشگاهی نیست، بلکه می‌تواند بستری برای بازتعریف رابطه انسان با شادی، همکاری، رقابت سالم و همزیستی مسالمت‌آمیز باشد.

مدیر کل سرگرمی‌های سازنده و بازی‌های رایانه‌ای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان گفت: طرح مفهوم «انسانِ بازی‌ساز» در این مقاله، تلاشی است برای نشان دادن این نکته که آینده توسعه انسانی، نه در حذف بازی، بلکه در بازشناسی جایگاه بنیادین آن نهفته است. انسانی که بازی را می‌فهمد، قانون را بهتر می‌فهمد؛ انسانی که بازی می‌کند، بهتر می‌آموزد و جامعه‌ای که برای بازی ارزش قائل می‌شود، به صلح، خلاقیت و پایداری نزدیک‌تر می‌شود.

بازی در ایران باستان

وی با اشاره به بازی در ایران باستان گفت: در تمدن ایران باستان، بازی صرفاً یک سرگرمی یا وقت‌گذرانی نبود، بلکه بخشی از نظام تربیتِ فرد، آمادگی برای زندگی جمعی، و حتی تمرین غیرمستقیم برای حکمرانی، فرماندهی، صبر، تصمیم‌گیری و رعایت نظم بود. در نگاه ایرانی، انسان شایسته تنها کسی نبود که زور بدنی یا هوش ذهنی داشته باشد، بلکه کسی بود که بتواند میان قدرت و اخلاق، مهارت و خویشتن‌داری، رقابت و جوانمردی توازن برقرار کند. از این رو، بازی‌ها در فرهنگ ایرانی را می‌توان نوعی «آموزش عملیِ زیستِ منظم» دانست؛ آموزشی که در میدان بازی آغاز می‌شد و در میدان سیاست، جنگ، اجتماع و اخلاق ادامه می‌یافت. در ایران باستان، به‌ویژه در دوره‌های هخامنشی، اشکانی و ساسانی، بازی و ورزش بخشی از تربیت اشراف، جنگاوران و حتی درباریان بود. هدف، صرفاً تقویت جسم نبود؛ بلکه پرورش شخصیتی بود که بتواند در برابر دشواری‌ها شکیبا، در برابر حریف منصف، و در برابر قدرت، مسئول باشد.

بابایی گفت: در چنین بستری، بازی‌ها حامل نوعی «اخلاق عمل» بودند؛ یعنی انسان در حین بازی، یاد می‌گرفت چگونه تصمیم بگیرد، چگونه شکست را بپذیرد، چگونه پیروزی را به غرور تبدیل نکند، و چگونه منافع فردی را با نظم جمعی هماهنگ سازد.

چوگان؛ نماد استراتژی، هماهنگی و دیپلماسی نمادین

مدیر کل سرگرمی‌های سازنده و بازی‌های رایانه‌ای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان گفت: چوگان را می‌توان یکی از درخشان‌ترین نمونه‌های پیوند میان بازی، سیاست و فرهنگ در ایران دانست. این بازی که ریشه‌های آن به ایران باستان بازمی‌گردد، تنها یک رقابت ورزشی نبود، بلکه نوعی تمرین برای هماهنگی، فرماندهی، چابکی ذهن و بدن، و مدیریت موقعیت‌های پیچیده بود. در چوگان، بازیکن باید هم‌زمان چند سطح از مهارت را به کار گیرد: تسلط بر اسب، درک موقعیت سایر بازیکنان، پیش‌بینی حرکت توپ، و تنظیم کنش خود در نسبت با کل تیم. همین چندلایگی، چوگان را از یک بازی ساده به الگویی برای فهم نظم اجتماعی تبدیل می‌کند.

وی بیان کرد: در فرهنگ ایرانی، اسب و سوار فقط دو موجود جدا از هم نیستند، بلکه یک «واحد عملی» می‌سازند؛ واحدی که در آن هماهنگی، اعتماد و واکنش متقابل اهمیت بنیادین دارد. از این منظر، چوگان را می‌توان تمثیلی از حکمرانی دانست؛ همان‌طور که در میدان چوگان، بازیکن بدون شناخت موقعیت و بدون همکاری با دیگران شکست می‌خورد، در اداره کشور نیز فرمانروا بدون تدبیر، مشورت، نظم و هماهنگی با ساختارهای پیرامونی، به موفقیت نمی‌رسد. به همین دلیل، برخی پژوهشگران چوگان را نه فقط یک ورزش، بلکه نوعی «مشق قدرت مسئولانه» دانسته‌اند.

بابایی خاطرنشان کرد: از سوی دیگر، چوگان در فرهنگ درباری ایران، به‌ویژه در دوره ساسانی، نقشی فراتر از ورزش داشت. این بازی در حضور شاهان و بزرگان اجرا می‌شد و گاهی به یک صحنه نمایش شکوه، نظم و اقتدار بدل می‌گردید. در اینجا بازی، کارکردی نمادین پیدا می‌کرد؛ نمایش این نکته که قدرت مطلوب، قدرتی منظم، زیباشناختی و قانون‌مند است، نه صرفاً قاهر و خشن. به همین دلیل، چوگان را می‌توان یکی از نخستین اشکال «دیپلماسی فرهنگی» در تاریخ ایران دانست؛ زیرا از طریق آن، ارزش‌های تمدنی ایران به شکلی غیرمستقیم اما مؤثر بازنمایی می‌شد.

وی افزود: نکته مهم دیگر این است که چوگان در کنار جنبه رقابتی، روح همکاری را نیز تقویت می‌کند. هیچ بازیکنی به‌تنهایی نمی‌تواند بازی را پیش ببرد؛ حرکت او باید با حرکت دیگران هماهنگ باشد. این همان درسی است که در سطح اجتماعی و سیاسی نیز معنا می‌یابد؛ جامعه‌ای که در آن افراد فقط به پیروزی فردی می‌اندیشند، دچار گسست می‌شود؛ اما جامعه‌ای که رقابت را با همکاری، و مهارت فردی را با مسئولیت جمعی پیوند می‌زند، به سوی انسجام و پایداری حرکت می‌کند. از این منظر، چوگان نمونه‌ای روشن از تبدیل بازی به «مدرسه اخلاق» است.

شطرنج؛ فلسفه جبر و اختیار، تدبیر و تقدیر

مدیر کل سرگرمی‌های سازنده و بازی‌های رایانه‌ای فکری پرورش فکری کودکان و نوجوانان گفت: اگر چوگان نماد هماهنگی عملی و تعامل جمعی است، شطرنج نماد تأمل ذهنی، آینده‌نگری و فهم نسبت میان شانس و اراده‌اند. این دو بازی در تاریخ ایران، فراتر از سرگرمی، به عرصه‌ای برای اندیشه درباره سرنوشت، تصمیم و عقلانیت تبدیل شدند. به‌ویژه، که در سنت ایرانی با نوعی نگاه فلسفی همراه است، همواره به عنوان بازی‌ای شناخته شده که در آن «نقش تاس» و «نقش تدبیر» به‌طور هم‌زمان حضور دارند. این ترکیب، تصویری زنده از جهان‌بینی ایرانی ارائه می‌دهد: جهانی که نه کاملاً در اختیار انسان است و نه کاملاً از اراده او بیرون.

وی بیان کرد: در شطرنج نیز همین معنا با صورت‌بندی دیگری ظاهر می‌شود. شطرنج در فرهنگ ایرانی-اسلامی نه فقط یک بازی فکری، بلکه تمرین برنامه‌ریزی، پیش‌بینی، فداکاریِ حساب‌شده و فهم پیامدهای دور و نزدیکِ هر حرکت بود. در شطرنج، انسان می‌آموزد که هر تصمیم، زنجیره‌ای از نتایج را به دنبال دارد؛ بنابراین شتاب‌زدگی، بی‌توجهی به آینده و غفلت از موقعیت حریف، همه به شکست می‌انجامند. از این منظر، شطرنج را می‌توان تمثیلی از حکمت سیاسی دانست: حاکمی که فقط به گام بعدی فکر می‌کند، نه به چند گام بعد، در اداره جامعه نیز خطا خواهد کرد.

بابایی گفت: در سنت ایرانی، نسبت انسان با تقدیر همواره موضوعی مهم بوده است. بازی‌هایی مانند شطرنج این نسبت را به‌زیبایی مجسم می‌کنند؛ در شطرنج شانس تقریباً حذف می‌شود و همه‌چیز به عقل، صبر و برنامه‌ریزی بستگی دارد. کنار هم قرار گرفتن این دو بازی در فرهنگ ایرانی، نشان می‌دهد که ایرانیان از دیرباز به درکی متوازن از زندگی رسیده بودند: زندگی نه کاملاً تحت فرمان ماست و نه کاملاً بی‌قاعده؛ انسان باید هم «بخت» را بشناسد و هم «تدبیر» را.

وی افزود: به همین دلیل، این بازی‌ها را می‌توان ابزار پرورش «خرد استراتژیک» دانست. خرد استراتژیک یعنی توانایی دیدن کلیت موقعیت، تشخیص روابط پنهان میان اجزای مسئله، و انتخاب کنشی که در عین پاسخ‌گویی به وضعیت حاضر، آینده را نیز در نظر بگیرد. چنین خردی در حوزه سیاست، مدیریت، آموزش و حتی روابط اجتماعی بسیار ضروری است. از این رو، بازی در تمدن ایرانی ابزاری برای تربیت انسانِ مسئول، متفکر و آینده‌نگر بود؛ انسانی که می‌فهمید هر حرکت کوچک، در شبکه‌ای از پیامدهای بزرگ معنا پیدا می‌کند.

بازی به مثابه تربیت اخلاقی و سیاسی

مدیر کل سرگرمی‌های سازنده و بازی‌های رایانه‌ای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان گفت: در ایران باستان بازی‌ها فقط برای لذت یا رقابت نبودند، بلکه کارکردی تربیتی و تمدنی داشتند. چوگان، شطرنج و سه نمونه برجسته از این سنت‌اند که نشان می‌دهند ایرانیان از بازی برای آموزش نظم، صبر، جوانمردی، تدبیر و مسئولیت استفاده می‌کرده‌اند. به بیان دیگر، بازی در فرهنگ ایرانی باستان نوعی «آزمایشگاه اخلاق» بود؛ جایی که انسان پیش از ورود به عرصه واقعی قدرت، در محیطی نمادین، اصول رفتار مسئولانه را تمرین می‌کرد.

وی یادآور شد: از این منظر، می‌توان گفت فرهنگ ایرانی از دیرباز فهمیده بود که جامعه سالم فقط با قانون رسمی ساخته نمی‌شود، بلکه نیازمند تربیت غیررسمی نیز هست؛ تربیتی که در دل بازی، رقابت و تعامل شکل می‌گیرد. این فهم عمیق، ایران باستان را به یکی از پیشگامان نگاه تمدنی به بازی تبدیل کرده است؛ نگاهی که امروز نیز برای توسعه پایدار، آموزش صلح و تربیت شهروند مسئول، بسیار الهام‌بخش است.

بازی در دوران اسلامی ایران

بابایی گفت: در تمدن اسلامی، نگاه به بدن به عنوان «مرکب روح»، جایگاه بازی و فعالیت بدنی را از یک سرگرمی صرف به یک ضرورت وجودی ارتقا داد. در این پارادایم، نشاط جسمانی مقدمه‌ای برای نشاط روحانی و آمادگی برای انجام تکالیف فردی و اجتماعی محسوب می‌شد. بر همین اساس، اندیشمندان مسلمان بازی را از دو زاویه «طب و بهداشت» و «اخلاق و تربیت» بازخوانی کردند.

وی با اشاره به نقش بازی در مهندسی معماری مغز در سطح فردی گفت: در سطح تحلیل فردی، بازی، ورزش و موسیقی تنها فعالیت‌هایی جانبی برای پر کردن اوقات فراغت نیستند، بلکه «آزمایشگاه‌های بیولوژیک» برای شکل‌دهی به عالی‌ترین کارکردهای اجرایی مغز (Executive Functions) محسوب می‌شوند. در این سطح، فرآیندی که ما آن را «بازی» می‌نامیم، در واقع یک «پیکرتراشی سیناپسی» است که طی آن، مدارات عصبیِ مربوط به تصمیم‌گیری، کنترل تکانه و انعطاف‌پذیری شکل می‌گیرند.

مدیر کل سرگرمی های سازنده و بازی های رایانه‌ای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با اشاره به نقش بازی در نشاندن لبخند میان‌نسلی در سطح خانوادگی گفت: در جهان معاصر که با سرعتی بی‌سابقه به سوی فردگرایی، شتاب‌زدگی و انزوای دیجیتال حرکت می‌کند، خانواده بیش از هر زمان دیگری نیازمند «فضاهای مشترک تجربه» است؛ فضاهایی که در آن اعضای خانواده نه صرفاً در کنار یکدیگر، بلکه واقعاً با یکدیگر زندگی کنند. در این میان، بازی‌های خانوادگی ــ از بازی‌های رومیزی و فکری گرفته تا بازی‌های بومی‌محلی، سرگرمی‌های حرکتی و حتی بازی‌های دیجیتالِ هدایت‌شده ــ نقشی اساسی در بازآفرینی پیوندهای عاطفی ایفا می‌کنند. این بازی‌ها را می‌توان «چسبِ عاطفی» خانواده نامید؛ زیرا در دلِ خود، خنده، رقابت، همکاری، پذیرش قواعد و تجربه‌ مشترک را هم‌زمان تولید می‌کنند.

وی افزود: یکی از مهم‌ترین کارکردهای بازی در خانواده، ایجاد زبان مشترک میان نسل‌هاست. در بسیاری از خانواده‌ها، فاصله‌ی میان پدر و مادر با فرزندان، یا میان مادربزرگ و پدربزرگ با نوه‌ها، نه فقط فاصله‌ی سنی، بلکه فاصله‌ی زبانی، فرهنگی و تجربه‌ای است. بازی می‌تواند این شکاف را پر کند، زیرا نیازمند واژگان پیچیده یا دانش تخصصی نیست؛ کافی است اعضای خانواده در یک میدان مشترک قرار بگیرند و قواعدی ساده اما معنادار را بپذیرند.

بابایی با اشاره به اهمیت بازی‌های بومی و سنتی ایرانی گفت: بازی‌های بومی و سنتی ایرانی در این میان اهمیت ویژه‌ای دارند، زیرا علاوه بر سرگرمی، حامل حافظه‌ی فرهنگی‌اند. بازی‌هایی مانند هفت‌سنگ، الک‌دولک، لی‌لی، گرگم‌به‌هوا، وسطی یا انواع بازی‌های محلی در استان‌های مختلف ایران، فقط فعالیت‌های بدنی یا رقابتی نیستند؛ بلکه حامل الگوهای خاصی از همکاری، شجاعت، سرعت، احترام به نوبت و رعایت انصاف‌اند. وقتی این بازی‌ها در جمع خانواده تکرار می‌شوند، نسل جدید نه فقط قواعد بازی، بلکه بخشی از میراث زیست‌جهان ایرانی را نیز دریافت می‌کند.

بازی و تقویت سرمایه عاطفی خانواده

وی بیان کرد: خانواده‌ای که با هم بازی می‌کند، فقط سرگرم نمی‌شود؛ بلکه سرمایه‌ عاطفی خود را افزایش می‌دهد. خنده‌ مشترک، شکست و پیروزی جمعی، شوخی‌های درون‌خانوادگی و تجربه‌ی همکاری در یک بازی، همگی به شکل‌گیری خاطرات پایدار و مثبت کمک می‌کنند. این خاطرات در آینده، هنگام بروز تعارض یا فشار روانی، نقش حفاظتی دارند و خانواده را از فرسایش تدریجی حفظ می‌کنند.

مدیر کل سرگرمی های سازنده و بازی های رایانه‌ای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان گفت: از منظر روان‌شناسی خانواده، بازی می‌تواند سطح تنش را کاهش دهد و فضایی امن برای ابراز احساسات فراهم کند. در محیطی که بازی وجود دارد، والدین کمتر در نقش صرفاً «آمر» و «ناظم» ظاهر می‌شوند و بیشتر در جایگاه «همراه»، «رقیب مهربان» یا «هم‌تیمی» قرار می‌گیرند. همین جابه‌جایی نقش، کیفیت رابطه را به‌طور محسوس بهبود می‌دهد. کودک نیز والدین را نه فقط به‌عنوان مرجع قدرت، بلکه به‌عنوان شریک تجربه‌های خوشایند می‌بیند. این امر، پیوند عاطفی میان نسل‌ها را تقویت می‌کند.

وی افزود: یکی از بزرگ‌ترین مزیت‌های بازی در خانواده این است که ارزش‌ها را به‌صورت غیرمستقیم منتقل می‌کند. ارزش‌هایی مانند انصاف، احترام، صبر، تحمل شکست، رعایت نوبت، همکاری، شجاعت و مسئولیت‌پذیری، اگر به شکل خطابه و موعظه بیان شوند، گاه برای کودک سنگین و انتزاعی‌اند؛ اما همان مفاهیم در قالب بازی، به تجربه‌ای ملموس و ماندگار تبدیل می‌شوند. برای مثال، در یک بازی رومیزی، کودک یاد می‌گیرد که قانون برای همه یکسان است. در یک بازی گروهی، می‌فهمد که موفقیت فردی بدون موفقیت گروه دوام نمی‌آورد. در بازی‌های سنتی، با مفهوم «کسوت» یا احترام به بزرگ‌تر و باتجربه‌تر آشنا می‌شود. این احترام، نه از سر ترس، بلکه از طریق تجربه‌ی طبیعی بازی درونی می‌شود. بدین ترتیب، بازی به ابزار تربیت اخلاقی تبدیل می‌شود، بدون آن‌که حالت تحمیلی داشته باشد.

بابایی گفت: در عصر حاضر، یکی از جدی‌ترین چالش‌های خانواده‌ها، گسست نسلی است؛ گسستی که از تفاوت شدید در سبک زندگی، رسانه‌ها، علایق و الگوهای ارتباطی ناشی می‌شود. کودک امروز بسیاری از وقت خود را در فضای دیجیتال، بازی‌های فردمحور و تعاملات مجازی می‌گذراند؛ در حالی که والدین و به‌ویژه نسل‌های پیشین، تجربه‌ای بسیار متفاوت از بازی و فراغت دارند. نتیجه آن‌که زبان مشترک کمتر می‌شود و فاصله‌ی عاطفی افزایش می‌یابد.

وی ادامه داد: در چنین شرایطی، بازگرداندن بازی‌های خانوادگی و بومی به کانون خانه، یک اقدام صرفاً تفریحی نیست؛ بلکه نوعی راهبرد فرهنگی و تربیتی است. خانواده‌ای که زمانی مشخص را به بازی مشترک اختصاص می‌دهد، در واقع با روند انزوای دیجیتال مقابله می‌کند. این بازی‌ها می‌توانند بهانه‌ای برای گفتگو، خنده، بازخوانی خاطرات گذشته و انتقال روایت‌های خانوادگی باشند. به‌عبارت دیگر، بازی میان حافظه‌ نسل‌ها پلی می‌شود.

مدیر کل سرگرمی های سازنده و بازی های رایانه‌ای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان گفت: بازی در خانواده نوعی «تمرین صلح» است؛ صلحی که در مقیاس کوچک رخ می‌دهد اما آثار آن در آینده‌ اجتماعی فرد ادامه می‌یابد. کودکی که در خانه آموخته است چگونه ببازد، چگونه نوبت را رعایت کند، چگونه با خواهر یا برادرش همکاری کند، در مدرسه، دانشگاه، محیط کار و حتی عرصه‌ی عمومی نیز آمادگی بیشتری برای همزیستی خواهد داشت. بنابراین، بازی در سطح خانوادگی فقط ابزار سرگرمی نیست، بلکه سازوکاری برای بازتولید پیوندهای عاطفی، انتقال میراث فرهنگی، آموزش قانون‌پذیری و تقویت سرمایه اجتماعی است. خانواده‌ای که در آن بازی جاری است، خانواده‌ای زنده، گفت‌وگوگر و مقاوم‌تر در برابر فرسایش‌های عصر مدرن است. از این جهت، «لبخند میان‌نسلی» فقط یک تعبیر شاعرانه نیست، بلکه نشانه‌ی سلامت یک نظام خانوادگی است؛ نظامی که می‌داند شادی مشترک، یکی از مهم‌ترین بنیان‌های تربیت انسانی است.

وی با اشاره به نقش بازی در تعریف پارادایم صلح در اکسپو ۲۰۲۷در سطح اجتماعی و جهانی گفت: در سطح اجتماعی و جهانی، بازی، ورزش و موسیقی دیگر صرفاً فعالیت‌هایی برای سرگرمی یا اوقات فراغت نیستند، بلکه به ابزارهایی راهبردی برای ساختن اعتماد، کاهش فاصله‌های فرهنگی، و بازکردن مسیرهای تازه برای گفت‌وگو تبدیل می‌شوند. در جهانی که با بحران‌های سیاسی، شکاف‌های هویتی، خشونت‌های نمادین و واقعی، و بی‌اعتمادی میان ملت‌ها روبه‌روست، این سه‌گانه می‌تواند نقش نوعی «زبان مشترک انسانی» را ایفا کند؛ زبانی که پیش از ترجمه شدن به واژه‌ها، از طریق تجربه‌ی زیسته، احساس، ریتم، حرکت و هماهنگی میان افراد و جوامع عمل می‌کند.

بابایی با اشاره به دیپلماسی نرم، از معاهده تا تجربه مشترک گفت: یکی از مهم‌ترین مفاهیم در این سطح، «دیپلماسی نرم» است. دیپلماسی نرم برخلاف دیپلماسی سخت که متکی بر قدرت نظامی، فشار سیاسی یا منافع صرفاً استراتژیک است، بر جذابیت فرهنگی، اعتمادسازی، و پیوندهای عاطفی تکیه دارد. بازی، موسیقی و ورزش از مؤثرترین ابزارهای دیپلماسی نرم‌اند، زیرا به جای تحمیل، «جذب» می‌کنند.

اکسپو ۲۰۲۷ به مثابه صحنه بازنمایی صلح فرهنگی

وی افزود: اکسپو ۲۰۲۷ بلگراد، در این چارچوب، می‌تواند فراتر از یک نمایشگاه بین‌المللی دیده شود و به صحنه‌ای برای بازنمایی یک الگوی تازه از صلح تبدیل گردد: صلحی که از مسیر بازی، ورزش و موسیقی می‌گذرد. اگر جهان امروز درگیر بحران‌های سیاسی و فرهنگی است، یکی از پاسخ‌های ممکن، بازگشت به همان تجربه‌های انسانی است که به‌طور طبیعی قدرت پیونددهندگی دارند. در چنین رویدادی، می‌توان فرهنگ ایرانی را نه فقط با آثار تاریخی یا معماری، بلکه با ظرفیت‌های زنده و زایای آن در زمینه موسیقی نواحی، ورزش‌های سنتی، بازی‌های بومی و آیین‌های جمعی معرفی کرد. این معرفی، نشان خواهد داد که ایران صرفاً حامل یک گذشته باشکوه نیست، بلکه حامل یک منطق تمدنی است که هنوز می‌تواند برای جهان معاصر الهام‌بخش باشد. منطق این تمدن بر این اصل استوار است که انسان‌ها، پیش از آنکه در سیاست به توافق برسند، باید در سطح فرهنگی و احساسی یکدیگر را بفهمند.

مدیر کل سرگرمی های سازنده و بازی های رایانه‌ای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان گفت: در سطح اجتماعی و جهانی، بازی، ورزش و موسیقی سه ابزار مکمل برای ساختن صلح پایدار، تقویت سرمایه فرهنگی و ایجاد گفت‌وگوی بین‌المللی هستند. آن‌ها با عبور از مرزهای زبانی و سیاسی، به انسان‌ها یادآوری می‌کنند که پیش از آنکه شهروند یک ملت باشند، عضو یک خانواده بزرگ‌تر به نام بشریت‌اند. در این معنا، اکسپو ۲۰۲۷ می‌تواند نقطه‌ای باشد برای اعلام یک حقیقت ساده اما عمیق: صلح جهانی نه فقط در اتاق‌های مذاکره، بلکه در میدان‌های بازی، صحنه‌های موسیقی و زمین‌های ورزش ساخته می‌شود.

وی خاطرنشان کرد: پیام نهایی ما به جامعه جهانی در آستانه اکسپو ۲۰۲۷ بلگراد، دعوتی است به بازاندیشی در بنیادهای تمدن. ما بر این باوریم که صلح جهانی، پیش از آنکه متنی حقوقی در پشت میزهای سردِ مذاکره باشد، یک تجربه زیباشناختی و اخلاقی در پهنه گرمِ «زمین‌های بازی» است. اگر دیپلماسی رسمی به بن‌بست رسیده، به این دلیل است که زبان سیاست اغلب زبانِ «سود و زیان» است، اما زبان بازی، زبانِ «معنا و مشارکت» است.

گذار از «انسان سوداگر» به «انسان بازی‌ساز»

بابایی گفت: جهان امروز دهه‌هاست که تحت سیطره پارادایم «انسان سوداگر» (Homo Economicus) قرار دارد؛ انسانی که جهان را نه یک زمین بازی، بلکه یک انبار کالا می‌بیند و هر تعاملی را به ترازوی سود و زیان (Zero-sum game) می‌برد. این نگاه، نتیجه‌ای جز تخریب محیط‌زیست، افزایش نابرابری و جنگ‌های بی‌پایان نداشته است.

وی ادامه داد: پیشنهاد ما جایگزینی این نگاه با پارادایم «انسان بازی‌ساز» (Homo Ludens) است. انسان بازی‌ساز می‌داند که ارزش زندگی در «تداوم بازی» است، نه در احتکار مهره‌ها. در این نگاه، «دیگری» نه یک مانع برای پیروزی، بلکه شرط لازم برای آغاز بازی است. بدون رقیب، بازی معنا ندارد؛ بنابراین حفظ حرمت و هستیِ حریف، به همان اندازه اهمیت دارد که حفظ خود. این دقیقاً همان جوهره‌ای است که جهان برای تحقق اهداف توسعه پایدار (SDGs) به آن نیاز دارد: درک این مطلب که ما همه در یک زمین بازی می‌کنیم و تخریب زمین، یعنی پایان بازی برای همه.

میراث ایران؛ پیوند استراتژی و مروّت

مدیر کل سرگرمی های سازنده و بازی های رایانه‌ای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان خاطرنشان کرد: تمدن ایرانی با دو میراث درخشان «چوگان» و «فتوت»، پیامی حیاتی برای قرن بیست و یکم دارد. چوگان به ما می‌آموزد که پیروزی محصولِ «هم‌نوایی» است؛ هماهنگی میان انسان، موجود زنده دیگر (اسب) و تیم. این بازی نماد «حکمرانی مسئولانه» و مدیریت استراتژیک در عین رعایت قواعد است. آیین فتوت و جوانمردی که در گود زورخانه متبلور شده، به جهان یادآور می‌شود که قدرت فیزیکی بدون فضیلت اخلاقی، تنها ابزاری برای ستم است. پهلوان ایرانی کسی است که در اوج توانایی، در کنار ضعیف می‌ایستد. این همان «دیپلماسی پهلوانی» است که در آن برتری نه در شکست دادن دیگری، بلکه در اعتلای جمعی نهفته است.

چرا بازی «جدی‌ترین» کار بشر است؟

وی افزود: شاید در نگاه نخست، بازی امری تفننی به نظر برسد، اما واقعیت این است که بازی تنها زمانی کار می‌کند که ما قواعد آن را «بسیار جدی» بگیریم. کسی که در بازی تقلب می‌کند، در واقع بازی را نابود کرده است. این «تعهدِ داوطلبانه به قانون» که در بازی نهفته است، عالی‌ترین شکلِ مدنیت است. اگر ما بتوانیم همان تعهدی را که به قوانین یک بازی ساده داریم، به قوانین بین‌المللی و محیط‌زیستی داشته باشیم، جهان به مکانی امن‌تر تبدیل خواهد شد.

بابایی گفت: برای نجات زمین، باید بازی را یاد بگیریم؛ بحران‌های زیست‌محیطی و تنش‌های جهانی نشان می‌دهند که بشر مدرن، «اخلاق بازی» را فراموش کرده و به «حرص برنده شدن به هر قیمت» دچار شده است. مانیفست ما در اکسپو ۲۰۲۷ صربستان این است که پیروزی واقعی، پیروزی بر نفس و خودخواهی است.احترام به حریف، بخشی از لذت اصیل بازی است. صلح، محصول ارکستری است که در آن هر فرهنگ، نُتِ منحصربه‌فرد خود را می‌نوازد.

وی خاطرنشان کرد: جامعه جهانی نیازمند بازگشت به روح شادمانه و خلاق بازی است. ما باید دوباره یاد بگیریم که با هم بازی کنیم، با هم ورزش کنیم و با هم نوای شادی سر دهیم. اکسپو ۲۰۲۷ باید آغازگر عصری باشد که در آن به جای «سوداگران جنگ»، «بازی‌سازان صلح» بر کرسی‌های تأثیرگذاری تکیه می‌زنند. برای رسیدن به صلح، لازم نیست سیاستمدارانِ بهتری باشیم؛ کافی است دوباره یاد بگیریم که چگونه «هم‌بازی»های خوبی برای یکدیگر باشیم. در زمین بازی، هیچ‌کس دشمن نیست؛ ما همه هم‌بازی‌های یک سرنوشت مشترک بر روی این سیاره هستیم.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*